قال الإمام عليّ عليه السلام

احادیث درباره شجاعت و علم امام از امام علی (ع)

امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)

و لقد علم المستحفظون من أصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله،أنّني لم أردّ على اللّه سبحانه و لا على رسوله ساعة قطّ و لقد واسيته بنفسي في المواطن الّتي تنكص فيها الأبطال و تتأخّر عنها الأقدام نجدة أكرمني اللّه بها و لقد بذلت في طاعته صلوات اللّه عليه و آله جهدي و جاهدت أعداءه بكلّ طاقتي و وقيته بنفسي و لقد أفضى إليّ من علمه بما لم يفض به إلى أحد غيري و لقد قبض رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و إنّ رأسه على صدري و لقد سالت نفسه في كفّي فأمررتها على وجهي و لقد وليت غسله صلّى اللّه عليه و آله و الملائكة أعواني،فضجّت الدّار و الأفنية، ملأ يعرج و ما فارقت سمعي هينمة منهم يصلّون عليه حتّى واريناه…

قطعا نگاهبانان دین از اصحاب رسول خدا ص می دانند بدرستی که من فرمانی از خدا و رسول او را به قدر ساعتی هرگز تأخیر نینداخته ام و البته آن را بر نفس خودم مقدّم داشتم در جایگاههایی که شجاعان در آن باز می ایستادند و قدمها از آن پس می رفت، ولی خداوند مرا به شجاعتی گرامی گردانیده بود.و به تحقیق در فرمانبرداری آن حضرت ص تلاش خود را بذل نمودم و با تمام توان خود با دشمنان او جنگ کردم و آنها را با نفس خود نگاه داشتم.و قطعا از دانش او رسول خدا به اندازه ای که به هیچ کس به آن اندازه نرسید، به من رسید.و روح پیامبر ص قبض شد در حالی که سر مبارک او بر سینۀ من بود و نفس او بر کف دست من روان شد، پس آن را بر روی خود کشیدم.و هر آینه آن حضرت را غسل دادم در حالی که فرشتگان مرا کمک می کردند. پس از ترس و فزع، خانه و…

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 152

بَيْنَا أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع يَخْطُبُ عَلَى مِنْبَرِ اَلْكُوفَةِ إِذْ قَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ يُقَالُ لَهُ ذِعْلِبٌ ذُو لِسَانٍ بَلِيغٍ فِي اَلْخُطَبِ شُجَاعُ اَلْقَلْبِ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ هَلْ رَأَيْتَ رَبَّكَ قَالَ وَيْلَكَ يَا ذِعْلِبُ مَا كُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ كَيْفَ رَأَيْتَهُ قَالَ وَيْلَكَ يَا ذِعْلِبُ لَمْ تَرَهُ اَلْعُيُونُ بِمُشَاهَدَةِ اَلْأَبْصَارِ وَ لَكِنْ رَأَتْهُ اَلْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ اَلْإِيمَانِ وَيْلَكَ يَا ذِعْلِبُ إِنَّ رَبِّي لَطِيفُ اَللَّطَافَةِ لاَ يُوصَفُ بِاللُّطْفِ عَظِيمُ اَلْعَظَمَةِ لاَ…

امام صادق(ع)فرمود: در آن میان که امیر المومنین(ع)در کوفه بر منبر سخنرانی میفرمود مردیکه نامش ذعلب بود برخاست و او مردی شیوا سخن و قوی القلب بود، پس گفت ای امیر مومنان آیا پروردگار ترا دیده یی؟ امام فرمود: وای بر تو ای ذعلب من پروردگاری که ندیده ام عبادت نکنم عرضکرد ای امیر مومنان، او را چگونه دیده ای؟ فرمود: وای بر تو ای ذعلب دیدگان او را بنگاه چشم نبینند بلکه دلها او را با ایمان حقیقی دریابند: وای بر تو ای ذعلب، پروردگار من لطافتش لطیف است بی لطافت جسمانی(یعنی لطیف بودن خدا لطف خاصی دارد، او جسمی ندارد تا لطیف باشد)عظمتش عظیمست بدون بزرگی جسمانی، بزرگواریش بزرگست بدون بزرگواری انسانی جلالتش جلیل است بدون غلظت و کلفتی پیش از همه چیز است بدون پیشی چیز دیگر بر او: بعد از همه چیز است(همه چیز…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 138

بَعَثَ طَلْحَةُ وَ اَلزُّبَيْرُ رَجُلاً مِنْ عَبْدِ اَلْقَيْسِ يُقَالُ لَهُ خِدَاشٌ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ص وَ قَالاَ لَهُ إِنَّا نَبْعَثُكَ إِلَى رَجُلٍ طَالَ مَا كُنَّا نَعْرِفُهُ وَ أَهْلَ بَيْتِهِ بِالسِّحْرِ وَ اَلْكِهَانَةِ وَ أَنْتَ أَوْثَقُ مَنْ بِحَضْرَتِنَا مِنْ أَنْفُسِنَا مِنْ أَنْ تَمْتَنِعَ مِنْ ذَلِكَ وَ أَنْ تُحَاجَّهُ لَنَا حَتَّى تَقِفَهُ عَلَى أَمْرٍ مَعْلُومٍ وَ اِعْلَمْ أَنَّهُ أَعْظَمُ اَلنَّاسِ دَعْوَى فَلاَ يَكْسِرَنَّكَ ذَلِكَ عَنْهُ وَ مِنَ اَلْأَبْوَابِ اَلَّتِي يَخْدَعُ اَلنَّاسَ بِهَا اَلطَّعَامُ وَ اَلشَّرَابُ وَ اَلْعَسَلُ وَ اَلدُّهْنُ وَ أَنْ يُخَالِيَ…

امام صادق علیه السلام فرمود: طلحه و زبیر مردی از طایفه عبد القیس را که خداش(بر وزن کتاب)نام داشت خدمت امیر المومنین صلوات الله علیه فرستادند و باو گفتند: ما ترا بسوی مردی میفرستیم که خود او و خاندانش را از دیر زمان بجادوگری و غیب گویی میشناسیم و در میان اطرافیان ما، تو از خود ما هم بیشتر مورد اعتمادی که آن را از او نپذیری و با او مخاصمه کنی تا حقیقت امر بر تو معلوم گردد تا حق را باو بفهمانی و بدان که ادعای او از همه مردم بیشتر است، مبادا ادعای او بتو شکستی وارد کند. و از جمله راههایی که مردم را با آن گول میزند، آوردن خوردنی و نوشیدنی و عسل و روغن و خلوت کردن با مردمست، پس طعامش را نخور و شرابش را میاشام و بعسل و روغنش دست نزن و با او در خلوت منشین، از همه اینها برحذر باش و بیاری خدا حرکت کن…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 343
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه