مَنْ صَنَعَ مِثْلَ مَا صُنِعَ إِلَيْهِ فَقَدْ كَافَأَ وَ مَنْ أَضْعَفَ كَانَ شَكُوراً وَ مَنْ شَكَرَ كَانَ كَرِيماً وَ مَنْ عَلِمَ أَنَّ مَا صَنَعَ إِنَّمَا صَنَعَ لِنَفْسِهِ لَمْ يَسْتَبْطِ اَلنَّاسَ فِي بِرِّهِمْ وَ لَمْ يَسْتَزِدْهُمْ فِي مَوَدَّتِهِمْ فَلاَ تَطْلُبَنَّ غَيْرَكَ شُكْرَ مَا أَتَيْتَهُ إِلَى نَفْسِكَ وَ وَقَيْتَ بِهِ عِرْضَكَ وَ اِعْلَمْ أَنَّ طَالِبَ اَلْحَاجَةِ إِلَيْكَ لَمْ يُكْرِمْ وَجْهَهُ عَنْ وَجْهِكَ فَأَكْرِمْ وَجْهَكَ عَنْ رَدِّهِ.
امیر المومنین(ع)فرمود: هر کس باندازه آنچه در باره او نیکی شده است نیکی کند عوضی بیش نداده است و هر کس چند برابرش نیکی نمود سپاسگزاری کرده است و هر کس سپاسگزار باشد بزرگوار خواهد بود و هر کس بداند که هر چه کند بهره اش برای خود او است در نیکی بمردم مسامحه نکند و در برابر دوستی با مردم انتظار دوستی از آنان نخواهد داشت پس پاداش آنچه برای خود کرده و آبروی خود را بدان نگهداشته ای از دیگران مخواه و بدان که هر کس حاجتی نزد تو آورد تو را از خود آبرومندتر انگاشته تو نیز روی بزرگواری خود را از او بر مگردان.
أَنَّ رَجُلاً جَاءَ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع وَ هُوَ مَعَ أَصْحَابِهِ فَسَلَّمَ عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَنَا وَ اَللَّهِ أُحِبُّكَ وَ أَتَوَلاَّكَ فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع كَذَبْتَ قَالَ بَلَى وَ اَللَّهِ إِنِّي أُحِبُّكَ وَ أَتَوَلاَّكَ فَكَرَّرَ ثَلاَثاً فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع كَذَبْتَ مَا أَنْتَ كَمَا قُلْتَ إِنَّ اَللَّهَ خَلَقَ اَلْأَرْوَاحَ قَبْلَ اَلْأَبْدَانِ بِأَلْفَيْ عَامٍ ثُمَّ عَرَضَ عَلَيْنَا اَلْمُحِبَّ لَنَا فَوَ اَللَّهِ مَا رَأَيْتُ رُوحَكَ فِيمَنْ عُرِضَ فَأَيْنَ كُنْتَ فَسَكَتَ اَلرَّجُلُ عِنْدَ ذَلِكَ وَ لَمْ يُرَاجِعْهُ .
امام صادق علیه السلام فرمود: مردی خدمت امیر المومنین علیه السلام آمد و آن حضرت همراه اصحابش بود، بر آن حضرت سلام کرد و گفت: بخدا من ولایت و محبت تو را دارم، امیر المومنین علیه السلام فرمود دروغ گویی، گفت: چرا، بخدا من محبت و دوستی تو را دارم و تا سه بار تکرار کرد، امیر المومنین علیه السلام فرمود: دروغ گویی، تو چنان که گویی نیستی، همانا خدا روحهای مردم را دو هزار سال پیش از بدنهایشان آفرید و سپس دوستان ما را بما عرضه کرد، بخدا که من روح ترا در میان آنها ندیدم، پس تو کجا بودی؟ آنگاه آن مرد ساکت شد و جوابی نگفت.
مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ بِالنَّاسِ حَازَ مِنْهُمُ اَلْمَحَبَّة
کسی که گمانش به مردم نیکوست از آنها دوستی دریافت کند.
أَسْعَدُ اَلنَّاسِ مَنْ عَرَفَ فَضْلَنَا وَ تَقَرَّبَ إِلَى اَللَّهِ بِنَا وَ أَخْلَصَ حُبَّنَا وَ عَمِلَ بِمَا إِلَيْهِ نَدَبْنَا وَ اِنْتَهَى عَمَّا عَنْهُ نَهَيْنَا فَذَاكَ مِنَّا وَ هُوَ فِي دَارِ اَلْمُقَامَةِ مَعَنَا
نیکبخت ترین مردم کسی است که برتری مرتبه ما را بشناسد و به وسیله ما به خداوند نزدیکی جوید و دوستی ما را بی آلایش گرداند و به آنچه ما او را به آن خوانده ایم عمل کند و از آنچه نهی کرده ایم باز ایستد.چنین کسی از ما و در بهشت با ماست.
أَشَدُّ اَلنَّاسِ عَم ى مَنْ عَمِيَ عَنْ حُبِّنَا وَ فَضْلِنَا وَ نَاصَبَنَا اَلْعَدَاوَةَ بِلاَ ذَنْبٍ سَبَقَ مِنَّا إِلَيْهِ إِلاَّ أَنَّا دَعَوْنَاهُ إِلَى اَلْحَقِّ وَ دَعَاهُ سِوَانَا إِلَى اَلْفِتْنَةِ وَ اَلدُّنْيَا فَآثَرُوهَا وَ نَصَبُوا اَلْعَدَاوَةَ لَنَا
کورترین مردم کسی است که از محبت و برتری ما کور گردد و بر ما دشمنی خود را آشکار کرده است، بدون این که گناهی از ما سرزده باشد، جز این که ما او را به حق خوانده ایم و غیر ما او را به فتنه و دنیا خوانده اند پس او دنیا را برگزیده و دشمنی ما را پیشه کرده است.
أَعْظَمُ اَلْجَهْلِ مُعَادَاةُ اَلْقَادِرِ وَ مُصَادَقَةُ اَلْفَاجِرِ وَ اَلثِّقَةُ بِالْغَادِر
بزرگترین نادانی، دشمنی با توانا، دوستی با تبهکار و اطمینان به حیله گر است.
قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَنِ اِعْتَدَلَ يَوْمَاهُ فَهُوَ مَغْبُونٌ وَ مَنْ كَانَتِ اَلدُّنْيَا هَمَّهُ اِشْتَدَّتْ حَسْرَتُهُ عِنْدَ فِرَاقِهَا وَ مَنْ كَانَ غَدُهُ شَرَّ يَوْمَيْهِ فَمَحْرُومٌ وَ مَنْ لَمْ يُبَالِ بِمَا زُوِيَ مِنْ آخِرَتِهِ إِذَا سَلِمَتْ لَهُ دُنْيَاهُ فَهُوَ هَالِكٌ وَ مَنْ لَمْ يَتَعَاهَدِ اَلنَّقْصَ مِنْ نَفْسِهِ غَلَبَ عَلَيْهِ اَلْهَوَى وَ مَنْ كَانَ فِي نَقْصٍ فَالْمَوْتُ خَيْرٌ لَهُ إِنَّ اَلدُّنْيَا خَضِرَةٌ حُلْوَةٌ وَ لَهَا أَهْلٌ وَ إِنَّ اَلْآخِرَةَ لَهَا أَهْلٌ ظَلَفَتْ أَنْفُسُهُمْ عَنْ مُفَاخَرَةِ أَهْلِ اَلدُّنْيَا لاَ يُنَافِسُونَ…
امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:هر که دو روزش یکسان باشد مغبون گشته، و هر که قصدش از تلاش؛ دنیا باشد هنگام جدا شدن از آن حسرتش شدید شود، و هر که فردایش زیانبارتر از امروزش باشد بی بهره مانده است، و کسی که باک ندارد که برای آخرتش چه اندوخته است، اگر دنیایش برایش سالم باشد به نابودی رسیده، و شخصی که به کاستی نفسش اهمیت ندهد هوای نفس بر او چیره گردد، و هر کس در سراشیبی سقوط نفس خویش واقع شود مرگ برایش بهتر است، دنیا سبز و شیرین است و برای او علاقمندانی است. برای آخرت نیز دوستدارانی است که خود را از فخر فروشی علاقمندان دنیا جدا ساخته اند، در دنیا با دیگران رقابت نمی کنند و به نعمت و عیش آن خوشحال نمی شوند و از شدائد و سختیهای آن غمگین نمی شوند. ای شیخ کسی که از هجوم شبانۀ دشمنان می ترسد خوابش کم…
أَلِنْ كَنَفَكَ فَإِنَّ مَنْ يُلِنْ كَنَفَهُ يَسْتَدِمْ مِنْ قَوْمِهِ اَلْمَحَبَّة
با مردم ملایم باش، همانا کسی که با مردم ملایم است، دوستی قوم خود را پاینده نماید.
مَنْ تَلِنْ حَاشِيَتُهُ يَسْتَدِمْ مِنْ قَوْمِهِ اَلْمَحَبَّة
کسی که با مردم ملایمت می کند، دوستی قوم خود را پاینده می دارد.
مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ بِالنَّاسِ حَازَ مِنْهُمُ اَلْمَحَبَّة
کسی که گمانش به مردم نیکوست از آنها دوستی دریافت کند.
إِيَّاكَ وَ اَلْعُجْبَ وَ سُوءَ اَلْخُلُقِ وَ قِلَّةَ اَلصَّبْرِ فَإِنَّهُ لاَ يَسْتَقِيمُ لَكَ عَلَى هَذِهِ اَلْخِصَالِ اَلثَّلاَثِ صَاحِبٌ وَ لاَ يَزَالُ لَكَ عَلَيْهَا مِنَ اَلنَّاسِ مُجَانِبٌ وَ أَلْزِمْ نَفْسَكَ اَلتَّوَدُّدَ وَ صَبِّرْ عَلَى مَئُونَاتِ اَلنَّاسِ نَفْسَكَ وَ اُبْذُلْ لِصَدِيقِكَ نَفْسَكَ وَ مَالَكَ وَ لِمَعْرِفَتِكَ رِفْدَكَ وَ مَحْضَرَكَ وَ لِلْعَامَّةِ بِشْرَكَ وَ مَحَبَّتَكَ وَ لِعَدُوِّكَ عَدْلَكَ وَ إِنْصَافَكَ وَ اِضْنَنْ بِدِينِكَ وَ عِرْضِكَ عَنْ كُلِّ أَحَدٍ فَإِنَّهُ أَسْلَمُ لِدِينِكَ وَ دُنْيَاكَ.
امیر المومنین(ع)در وصیتش بفرزند خود محمد بن الحنیفه فرمود: از خود بینی و بد خلقی و کم صبری دور باش که اگر این سه خصلت را داشته باشی هیچ رفیقی با تور است نیاید و همواره مردم از تو کناره گیرند خود را باظهار دوستی وادار کن و بر زحمات مردم خویشتن را شکیبا ساز و جان و مالت را از دوستت و بخشش و دیدارت را از آشنایان و خوشرویی و محبتت را از عموم مردم و عدل و انصافت را از دشمنت دریغ مدار و از دست دادن دین و آبروی خود در باره هر کس که باشد بخل بورز که دین و دنیایت سالمتر خواهد بود.
كُنَّا عِنْدَ مُعَاوِيَةَ ذَاتَ يَوْمٍ وَ قَدِ اِجْتَمَعَ عِنْدَهُ جَمَاعَةٌ مِنْ قُرَيْشٍ وَ فِيهِمْ عِدَّةٌ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ فَقَالَ مُعَاوِيَةُ يَا بَنِي هَاشِمٍ بِمَ تَفْخَرُونَ عَلَيْنَا أَ لَيْسَ اَلْأَبُ وَ اَلْأُمُّ وَاحِداً وَ اَلدَّارُ وَ اَلْمَوْلِدُ وَاحِداً فَقَالَ اِبْنُ عَبَّاسٍ نَفْخَرُ عَلَيْكُمْ بِمَا أَصْبَحْتَ تَفْخَرُ بِهِ عَلَى سَائِرِ قُرَيْشٍ وَ تَفْخَرُ بِهِ قُرَيْشٌ عَلَى سَائِرِ اَلْأَنْصَارِ وَ تَفْخَرُ بِهِ اَلْأَنْصَارُ عَلَى سَائِرِ اَلْعَرَبِ وَ تَفْخَرُ بِهِ اَلْعَرَبُ عَلَى سَائِرِ اَلْعَجَمِ بِرَسُولِ اَللَّهِ ص وَ بِمَا لاَ تَسْتَطِيعُ لَهُ إِنْكَاراً وَ…
عبد الملک بن مروان گوید: روزی با جماعتی از قریش که چند تن از بنی هاشم نیز حضور داشتند نزد معاویه بودیم معاویه گفت ای بنی هاشم بچه بر ما می نازید مگر ما از یک پدر و مادر نیستیم و خانمان و زادگاهمان یکی نیست؟ ابن عباس گفت: ما بهمان بر شما می نازیم که تو با آن بر دیگر افراد قریش می نازی و قریش با آن بر انصار می نازد و انصار بر دیگر قبایل عرب و عرب بر عجم، ما به رسول خدا می نازیم و به آنچه نه آن را انکار توانی کرد و نه از آن گریز توانی نمود معاویه گفت: ای ابن عباس راستی زبان برنده ای داری که باطل خود را بر حق دیگری چیره کنی ابن عباس گفت: -ساکت باش که باطل هرگز بر حق چیره نگردد و حسد را از خود دور ساز که حسد شیوه بسیار بدی است معاویه گفت: راست گفتی بخدا سوگند من برای چهار خصلت تو را دوست دارم و…