قال الإمام عليّ عليه السلام

احادیث درباره امامت از امام علی (ع)

امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)

۲۱ حدیث · صفحه ۱ از ۲

لاَ تَخْلُو اَلْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَجِهِ إِمَّا ظَاهِرا مَشْهُورا وَ إِمَّا بَاطِنا مَغْمُورا لِئَلاَّ تَبْطُلَ حُجَجُ اَللَّهِ وَ بَيِّنَاتُه

هیچ گاه زمین از برپادارنده ای که حجّتهای خداوند را استوار سازد، خالی نمی ماند. آن کس یا ظاهر و مشهور است و یا پنهان و پوشیده شده، تا این که حجّتهای خداوند و نشانه های او باطل نگردد.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 142

أَسْعَدُ اَلنَّاسِ مَنْ عَرَفَ فَضْلَنَا وَ تَقَرَّبَ إِلَى اَللَّهِ بِنَا وَ أَخْلَصَ حُبَّنَا وَ عَمِلَ بِمَا إِلَيْهِ نَدَبْنَا وَ اِنْتَهَى عَمَّا عَنْهُ نَهَيْنَا فَذَاكَ مِنَّا وَ هُوَ فِي دَارِ اَلْمُقَامَةِ مَعَنَا

نیکبخت ترین مردم کسی است که برتری مرتبه ما را بشناسد و به وسیله ما به خداوند نزدیکی جوید و دوستی ما را بی آلایش گرداند و به آنچه ما او را به آن خوانده ایم عمل کند و از آنچه نهی کرده ایم باز ایستد.چنین کسی از ما و در بهشت با ماست.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 142

إِنَّمَا اَلْأَئِمَّةُ قُوَّامُ اَللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ عُرَفَاؤُهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ لاَ يَدْخُلُ اَلْجَنَّةَ إِلاَّ مَنْ عَرَفَهُمْ وَ عَرَفُوهُ وَ لاَ يَدْخُلُ اَلنَّارَ إِلاَّ مَنْ أَنْكَرَهُمْ وَ أَنْكَرُوه

بدرستی که امامان، نظام و پایه خداوند بر آفریده های او هستند و شناسندگان خدا بر بندگان او می باشند و به بهشت وارد نمی شود، مگر کسی که آنها را بشناسد و امامان نیز او را بشناسند و به آتش وارد نمی شود، مگر کسی که آنها را نشناسد و آنها نیز او را نشناسند .

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 142

مَنْ مَاتَ عَلَى فِرَاشِهِ وَ هُوَ عَلَى مَعْرِفَةِ حَقِّ رَبِّهِ وَ رَسُولِهِ وَ حَقِّ أَهْلِ بَيْتِهِ مَاتَ شَهِيدا وَ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اَللَّهِ سُبْحَانَهُ وَ اِسْتَوْجَبَ ثَوَابَ مَا نَوَى مِنْ صَالِحِ عَمَلِهِ وَ قَامَتْ نِيَّتُهُ مَقَامَ إِصْلاَتِهِ سَيْفَهُ فَإِنَّ لِكُلِّ شَيْءٍ أَجَلا لاَ يَعْدُوه

بدرستی که ما فرمانروایان سخنیم، در ما فرعهای آن پراکنده شده و بر ما شاخه های آن آویخته گردیده است. ألا و إنّا إنّ أهل البیت أبواب الحکم و أنوار الظّلم و ضیاء الأمم آگاه باشید ما اهل بیت، درهای حکمتها و روشنایی تاریکیها و نور امّتها هستیم. أین تتیهون و من أین تؤتون و أنّی تؤفکون و علام تعمهون و بینکم عترة نبیّکم أین و هم أزمّة الصّدق و ألسنة الحقّ حیران، کجا می روید؟و از کجا آمده اید؟و به کجا برگردانیده می شوید؟و در گمراهی به چه چیز می گردید؟و حال آن که عترت پی

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 143

فِي قَوْلِهِ تَعَالَى إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِين َالَ كَانَ رَسُولُ اَللَّهِ ص اَلْمُتَوَسِّمَ وَ أَنَا مِنْ بَعْدِهِ وَ اَلْأَئِمَّةُ مِنْ ذُرِّيَّتِي اَلْمُتَوَسِّمُونَ .

امیر المومنین علیه السلام در باره قول خدای تعالی«برای باریک بینان در آن امر نشانه هاست» فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله باریک بین بود و پس از او من و امامان از ذریه من باریک بینانیم.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 218

قَالَ لَمَّا حَضَرَ رَسُولَ اَللَّهِ ص اَلْمَوْتُ دَخَلَ عَلَيْهِ عَلِيٌّ ع فَأَدْخَلَ رَأْسَهُ ثُمَّ قَالَ يَا عَلِيُّ إِذَا أَنَا مِتُّ فَغَسِّلْنِي وَ كَفِّنِّي ثُمَّ أَقْعِدْنِي وَ سَلْنِي وَ اُكْتُبْ .

امام صادق علیه السلام فرمود: چون وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله نزدیک شد، علی علیه السلام نزدش آمد و سر درون برد پیغمبر سر زیر روپوش کرد-سر علی را در برگرفت و فرمود: ای علی چون من مردم غسلم بده و کفنم پوش، سپس مرا بنشان و بپرس و بنویس.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 297

شَهِدْتُ وَصِيَّةَ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع حِينَ أَوْصَى إِلَى اِبْنِهِ اَلْحَسَنِ ع وَ أَشْهَدَ عَلَى وَصِيَّتِهِ اَلْحُسَيْنَ ع وَ مُحَمَّداً وَ جَمِيعَ وُلْدِهِ وَ رُؤَسَاءَ شِيعَتِهِ وَ أَهْلَ بَيْتِهِ ثُمَّ دَفَعَ إِلَيْهِ اَلْكِتَابَ وَ اَلسِّلاَحَ وَ قَالَ لاِبْنِهِ اَلْحَسَنِ ع يَا بُنَيَّ أَمَرَنِي رَسُولُ اَللَّهِ ص أَنْ أُوصِيَ إِلَيْكَ وَ أَنْ أَدْفَعَ إِلَيْكَ كُتُبِي وَ سِلاَحِي كَمَا أَوْصَى إِلَيَّ رَسُولُ اَللَّهِ ص وَ دَفَعَ إِلَيَّ كُتُبَهُ وَ سِلاَحَهُ وَ أَمَرَنِي أَنْ آمُرَكَ إِذَا حَضَرَكَ اَلْمَوْتُ أَنْ تَدْفَعَهَا إِلَى أَخِيكَ اَلْحُسَيْنِ ع ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى…

سلیم بن قیس گوید: زمانی که امیر المومنین علیه السلام بپسرش حسن علیه السلام وصیت می فرمود، حاضر بودم، علی علیه السلام حسین و محمد(بن حنفیه)علیهما السلام و سایر فرزنداش را با روسا شیعه و اهل بیتش گواه گرفت، سپس کتاب و سلاح امامت را باو تحویل داد و فرمود: پسر عزیزم رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا امر فرمود که بتو وصیت کنم و کتب و سلاحم را بتو سپارم، چنان که پیغمبر بمن وصیت فرمود و کتب و سلاحش را بمن سپرد و باز مرا امر کرد که بتو امر کنم، چون مرگت فرا رسد، آنها را ببرادرت حسین علیه السلام بسپاری، سپس بپسرش حسین علیه السلام متوجه شد و فرمود: و رسول خدا صلی الله علیه و آله بتو امر فرموده که آنها را باین پسرت بسپاری، سپس دست علی بن الحسین علیه السلام را گرفت و فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 297

إِنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ص لَمَّا حَضَرَهُ اَلَّذِي حَضَرَهُ قَالَ لاِبْنِهِ اَلْحَسَنِ اُدْنُ مِنِّي حَتَّى أُسِرَّ إِلَيْكَ مَا أَسَرَّ رَسُولُ اَللَّهِ ص إِلَيَّ وَ أَئْتَمِنَكَ عَلَى مَا اِئْتَمَنَنِي عَلَيْهِ فَفَعَلَ .

امام باقر علیه السلام فرمود: چون وفات امیر المومنین صلوات الله علیه فرا رسید، بپسرش حسن فرمود: نزدیک من بیا تا آنچه را رسول خدا صلی الله علیه و آله با من براز گفت، با تو براز گویم، و آنچه را بمن سپرد بتو سپارم، سپس همین کار را کرد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 298

أَنَّ عَلِيّاً ع حِينَ سَارَ إِلَى اَلْكُوفَةِ اِسْتَوْدَعَ أُمَّ سَلَمَةَ كُتُبَهُ وَ اَلْوَصِيَّةَ فَلَمَّا رَجَعَ اَلْحَسَنُ ع دَفَعَتْهَا إِلَيْهِ .

شهر بن حوشب گوید: چون علی علیه السلام(از مدینه)بکوفه رفت، کتابها و وصیتش را بام سلمه سپرد و چون امام حسن علیه السلام بمدینه بازگشت، آنها را باو تحویل داد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 298

أَنَّ عَلِيّاً صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ حِينَ سَارَ إِلَى اَلْكُوفَةِ اِسْتَوْدَعَ أُمَّ سَلَمَةَ كُتُبَهُ وَ اَلْوَصِيَّةَ فَلَمَّا رَجَعَ اَلْحَسَنُ دَفَعَتْهَا إِلَيْهِ .

امام صادق علیه السلام فرمود: چون علی صلوات الله علیه(از مدینه)بکوفه رفت، کتابها و وصیتش را بام سلمه سپرد، و چون امام حسن علیه السلام بمدینه بازگشت، آنها را باو تحویل داد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 298

أَوْصَى أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع إِلَى اَلْحَسَنِ وَ أَشْهَدَ عَلَى وَصِيَّتِهِ اَلْحُسَيْنَ ع وَ مُحَمَّداً وَ جَمِيعَ وُلْدِهِ وَ رُؤَسَاءَ شِيعَتِهِ وَ أَهْلَ بَيْتِهِ ثُمَّ دَفَعَ إِلَيْهِ اَلْكِتَابَ وَ اَلسِّلاَحَ ثُمَّ قَالَ لاِبْنِهِ اَلْحَسَنِ يَا بُنَيَّ أَمَرَنِي رَسُولُ اَللَّهِ أَنْ أُوصِيَ إِلَيْكَ وَ أَنْ أَدْفَعَ إِلَيْكَ كُتُبِي وَ سِلاَحِي كَمَا أَوْصَى إِلَيَّ رَسُولُ اَللَّهِ وَ دَفَعَ إِلَيَّ كُتُبَهُ وَ سِلاَحَهُ وَ أَمَرَنِي أَنْ آمُرَكَ إِذَا حَضَرَكَ اَلْمَوْتُ أَنْ تَدْفَعَهُ إِلَى أَخِيكَ اَلْحُسَيْنِ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى اِبْنِهِ اَلْحُسَيْنِ وَ قَالَ أَمَرَكَ…

جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: امیر المومنین علیه السلام بحسن وصیت کرد و حسین و محمد(بن حنفیه)علیهم السلام را با همه فرزندان و روسای شیعیان و خانواده اش بر آن وصیت گواه گرفت، سپس کتاب و سلاح را تحویلش داد و باو فرمود: پسر جانم رسول خدا صلی الله علیه و آله بمن امر فرمود که بتو وصیت کنم و کتابها و سلاحم را بتو سپارم، چنان که رسول خدا صلی الله علیه و آله بمن وصیت کرد و کتابها و سلاحش را بمن سپرد و بمن امر فرمود که بتو امر کنم، چون مرگت فرا رسد، آن را ببرادرت حسین سپاری، سپس متوجه پسرش حسین شد و گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله ترا امر کرد که آن را باین پسرت سپاری، سپس دست پسرش علی بن الحسین را گرفت و فرمود: پسر عزیزم رسول خدا صلی الله علیه و آله بتو هم امر فرمود که آن را بپسرش محمد بن…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 298

لَمَّا ضُرِبَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع حَفَّ بِهِ اَلْعُوَّادُ وَ قِيلَ لَهُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَوْصِ فَقَالَ اِثْنُوا لِي وِسَادَةً ثُمَّ قَالَ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ حَقَّ قَدْرِهِ مُتَّبِعِينَ أَمْرَهُ وَ أَحْمَدُهُ كَمَا أَحَبَّ وَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ اَلْوَاحِدُ اَلْأَحَدُ اَلصَّمَدُ كَمَا اِنْتَسَبَ أَيُّهَا اَلنَّاسُ كُلُّ اِمْرِئٍ لاَقٍ فِي فِرَارِهِ مَا مِنْهُ يَفِرُّ وَ اَلْأَجَلُ مَسَاقُ اَلنَّفْسِ إِلَيْهِ وَ اَلْهَرَبَ مِنْهُ مُوَافَاتُهُ كَمْ أَطْرَدْتُ اَلْأَيَّامَ أَبْحَثُهَا عَنْ مَكْنُونِ هَذَا اَلْأَمْرِ فَأَبَى اَللَّهُ عَزَّ ذِكْرُهُ إِلاَّ إِخْفَاءَهُ…

یکی از اصحاب گوید: چون امیر المومنین علیه السلام ضربت خورد، عیادت کنندگان گردش را گرفتند، بحضرت عرض شد: ای امیر مومنان وصیت نما، فرمود: برای من متکایی گذارید(تا بتوانم بنشینم و با شما سخن گویم)سپس فرمود: سپاس خدا را باندازه شایستگیش، همه از فرمانش پیروی کننده ایم ، چنان که دوست دارد، او را میستایم، و شایسته پرستشی جز خدای یگانه یکتای بی نیاز نیست، چنان که خود را(در سوره توحید)نسبت داده است. ای مردم هر شخصی از آنچه می گریزد، در حالت گریزش بآن میخورد، (انسان میخواهد از مرگ بگریزد، ولی گریز از مرگ همان استقبال از مرگست زیرا در حال گریز هم از عمرش کم می شود و از نیرویش کاسته میگردد و معالجات پزشکان حاذق برعکس نتیجه میدهد. از قضا سرکنگبین صفر افزود روغن بادام خشکی مینمود) مدت زندگی میدان راندن…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 299
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه