إِنَّ لِأَهْلِ اَلتَّقْوَى عَلاَمَاتٍ يُعْرَفُونَ بِهَا صِدْقَ اَلْحَدِيثِ وَ أَدَاءَ اَلْأَمَانَةِ وَ اَلْوَفَاءَ بِالْعَهْدِ وَ قِلَّةَ اَلْفَخْرِ وَ اَلْبُخْلِ وَ صِلَةَ اَلْأَرْحَامِ وَ رَحْمَةَ اَلضُّعَفَاءِ وَ قِلَّةَ اَلْمُؤَاتَاةِ لِلنِّسَاءِ وَ بَذْلَ اَلْمَعْرُوفِ وَ حُسْنَ اَلْخُلُقِ وَ سَعَةَ اَلْحِلْمِ وَ اِتِّبَاعَ اَلْعِلْمِ فِيمَا يُقَرِّبُ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ طُوبى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ َ طُوبَى شَجَرَةٌ فِي اَلْجَنَّةِ أَصْلُهَا فِي دَارِ رَسُولِ اَللَّهِ ص فَلَيْسَ مِنْ مُؤْمِنٍ إِلاَّ وَ فِي دَارِهِ غُصْنٌ مِنْ أَغْصَانِهَا لاَ يَنْوِي فِي قَلْبِهِ شَيْئاً إِلاَّ…
امام باقر علیه السلام فرمود امیر المومنین علیه السلام میفرمود که پرهیزکاران را نشانه هایی است که با آنها شناخته می شوند: راستگویی و امانت را پس دادن و پیمان را به پایان رساندن و کمتر فخر کردن و کمتر بخل ورزیدن و با خویشان پیوند نگسستن و بر ناتوان دلسوزی نمودن و از زنان کمتر فرمان بردن و در کار نیک دست باز بودن و خوش خلقی و بسیار حلم ورزیدن و از دانستن آنچه بخدای عز و جل نزدیک میکند پیروی کردن طوبی از آن آنها است و سرانجام کارشان به نیکی است و طوبی درختی است در بهشت که ریشه اش در خانه رسول خدا است و هیچ مومنی نیست مگر اینکه یک شاخه از شاخهای آن در خانه او است هر چه از دلش بگذراند آن شاخه همان بر را باو میدهد. و چنانچه سواری تندرو دو سال در سایه آن راه پیماید از سایه اش بدر نخواهد رفت و چنانچه…
إِنَّ مِنْ حَقِّ اَلْعَالِمِ أَنْ لاَ تُكْثِرَ اَلسُّؤَالَ عَلَيْهِ وَ لاَ تَسْبِقَهُ فِي اَلْجَوَابِ وَ لاَ تُلِحَّ عَلَيْهِ إِذَا أَعْرَضَ وَ لاَ تَأْخُذَ بِثَوْبِهِ إِذَا كَسِلَ وَ لاَ تُشِيرَ إِلَيْهِ بِيَدِكَ وَ لاَ تَغْمِزَهُ بِعَيْنِكَ وَ لاَ تُسَارَّهُ فِي مَجْلِسِهِ وَ لاَ تَطْلُبَ عَوْرَاتِهِ وَ أَنْ لاَ تَقُولَ قَالَ فُلاَنٌ خِلاَفَ قَوْلِكَ وَ لاَ تُفْشِيَ لَهُ سِرّاً وَ لاَ تَغْتَابَ عِنْدَهُ أَحَداً وَ أَنْ تَحْفَظَ لَهُ شَاهِداً وَ غَائِباً وَ أَنْ تَعُمَّ اَلْقَوْمَ بِالسَّلاَمِ وَ تَخُصَّهُ بِالتَّحِيَّةِ وَ تَجْلِسَ بَيْنَ يَدَيْهِ وَ إِنْ كَانَتْ لَهُ حَاجَةٌ سَبَقْتَ…
امیر المومنین علیه السلام فرمود: از جمله حقوق دانشمندان این است که پرسش ات را از او بسیار نکنی و اگر در پاسخ گفتن رو گردان باشد اصرار نورزی و چون خسته شد دامنگیرش نباشی و با دستت باو اشاره نکنی و با اشاره چشمت با او سخن نگویی و در مجلس او با او محرمانه صحبت نکنی و بدنبال عیب هایش نباشی و نگویی که فلانی بر خلاف گفته تو گفته است و راز او را فاش نکنی و غیبت هیچ کس بنزد او ننمایی و در روبرو و پشت سر نگهدار آبروی او باشی(و اگر با جمعی باشد)سلام را بهمه بدهی و باو خصوصا درود گویی و در مقابل او بنشینی و اگر نیازی داشته باشد پیشتر از مردم بخدمتش بایستی و از طول صحبت او افسرده خاطر نگردی که او مانند درخت خرما است منتظر باش تا کی سودی از آن بر دامن تو بیفتد و دانشمند مقام کسی را دارد که روزها روزه دار…
تَرْكُ نَسْجِ اَلْعَنْكَبُوتِ فِي اَلْبَيْتِ يُورِثُ اَلْفَقْرَ وَ اَلْبَوْلُ فِي اَلْحَمَّامِ يُورِثُ اَلْفَقْرَ وَ اَلْأَكْلُ عَلَى اَلْجَنَابَةِ يُورِثُ اَلْفَقْرَ وَ اَلتَّخَلُّلُ بِالطَّرْفَاءِ يُورِثُ اَلْفَقْرَ وَ اَلتَّمَشُّطُ مِنْ قِيَامٍ يُورِثُ اَلْفَقْرَ وَ تَرْكُ اَلْقُمَامَةِ فِي اَلْبَيْتِ يُورِثُ اَلْفَقْرَ وَ اَلْيَمِينُ اَلْفَاجِرَةُ تُورِثُ اَلْفَقْرَ وَ اَلزِّنَا يُورِثُ اَلْفَقْرَ وَ إِظْهَارُ اَلْحِرْصِ يُورِثُ اَلْفَقْرَ وَ اَلنَّوْمُ بَيْنَ اَلْعِشَاءَيْنِ يُورِثُ اَلْفَقْرَ وَ اَلنَّوْمُ قَبْلَ طُلُوعِ اَلشَّمْسِ يُورِثُ اَلْفَقْرَ وَ تَرْكُ اَلتَّقْدِيرِ فِي…
سعید بن علاقه گوید: شنیدم از امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام که میفرمود تار عنکبوت از خانه پاک نکردن تهی دستی آورد و در حمام بول کردن تهی دستی آورد و بحال جنابت غذا خوردن تهی دستی آورد و با چوب گز خلال کردن تهی دستی آورد و ایستاده شانه زدن تهی دستی آورد و خاکروبه از خانه بیرون نبردن تهی دستی آورد و سوگند دروغ تهی دستی آورد و زنا کردن تهی دستی آورد و حرص ورزیدن تهی دستی آورد و پیش از سرزدن آفتاب بخواب رفتن تهی دستی آورد و در امر معاش اندازه نگه نداشتن تهی دستی آورد و از فامیل بریدن تهی دستی آورد و عادت بدروغ گفتن تهی دستی آورد و بساز و آواز فراوان گوش دادن تهی دستی آورد و گدای مرد را شبانه چیزی ندادن تهی دستی آورد. سپس فرمود: پس از این گفتار آیا شما را آگاه نکنم بآنچه روزی را فراوان…
يَا عَلِيُّ لَيْسَ عَلَى اَلنِّسَاءِ جُمُعَةٌ وَ لاَ جَمَاعَةٌ وَ لاَ أَذَانٌ وَ لاَ إِقَامَةٌ وَ لاَ عِيَادَةُ مَرِيضٍ وَ لاَ اِتِّبَاعُ جَنَازَةٍ وَ لاَ هَرْوَلَةٌ بَيْنَ اَلصَّفَا وَ اَلْمَرْوَةِ وَ لاَ اِسْتِلاَمُ اَلْحَجَرِ وَ لاَ حَلْقٌ وَ لاَ تَوَلِّي اَلْقَضَاءِ وَ لاَ تُسْتَشَارُ وَ لاَ تَذْبَحُ إِلاَّ عِنْدَ اَلضَّرُورَةِ وَ لاَ تَجْهَرُ بِالتَّلْبِيَةِ وَ لاَ تُقِيمُ عِنْدَ قَبْرٍ وَ لاَ تَسْمَعُ اَلْخُطْبَةَ وَ لاَ تَتَوَلَّى اَلتَّزْوِيجَ وَ لاَ تَخْرُجُ مِنْ بَيْتِ زَوْجِهَا إِلاَّ بِإِذْنِهِ فَإِنْ خَرَجَتْ بِغَيْرِ إِذْنِهِ لَعَنَهَا اَللَّهُ وَ جَبْرَئِيلُ وَ مِيكَائِيلُ وَ…
رسول خدا(ص)ضمن وصیتی بامیر المومنین علیه السلام فرمود یا علی زنان را وظیفه نماز جمعه خواندن نیست و نه بنماز جماعت رفتن و نه اذان گفتن و نه اقامه گفتن و نه عیادت بیمار و نه دنبال جنازه رفتن و نه در میان صفا و مروه هروله کردن(دویدن)و نه حجر الاسود را لمس نمودن یا بوسیدن و نه سر تراشیدن و نه منصب قضاوت را متصدی شدن و نباید مورد مشورت قرار بگیرد و سر حیوانی را نباید ببرد مگر در حال ناچاری و لبیک های احرام را نباید بلند بگوید و نباید نزد قبری بایستد و نباید خطبه را بشنود و نه کار ازدواج بدست گیرد و نباید از خانه شوهرش بیرون رود مگر با اجازه شوهر و چنانچه بی اجازه شوهرش بیرون رفت خدا و جبرییل و میکاییل او را لعنت خواهند کرد و نباید از خانه شوهرش چیزی بکسی بدهد مگر با اجازه شوهر و شبی را سر ببالین…
لَمَّا كَانَ مِنْ أَمْرِ أَبِي بَكْرٍ وَ بَيْعَةِ اَلنَّاسِ لَهُ وَ فِعْلِهِمْ بِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع مَا كَانَ لَمْ يَزَلْ أَبُو بَكْرٍ يُظْهِرُ لَهُ اَلاِنْبِسَاطَ وَ يَرَى مِنْهُ اِنْقِبَاضاً فَكَبُرَ ذَلِكَ عَلَى أَبِي بَكْرٍ فَأَحَبَّ لِقَاءَهُ وَ اِسْتِخْرَاجَ مَا عِنْدَهُ وَ اَلْمَعْذِرَةَ إِلَيْهِ لِمَا اِجْتَمَعَ اَلنَّاسُ عَلَيْهِ وَ تَقْلِيدِهِمْ إِيَّاهُ أَمْرَ اَلْأُمَّةِ وَ قِلَّةِ رَغْبَتِهِ فِي ذَلِكَ وَ زُهْدِهِ فِيهِ أَتَاهُ فِي وَقْتِ غَفْلَةٍ وَ طَلَبَ مِنْهُ اَلْخَلْوَةَ وَ قَالَ لَهُ وَ اَللَّهِ يَا أَبَا اَلْحَسَنِ مَا كَانَ هَذَا اَلْأَمْرُ مُوَاطَاةً مِنِّي وَ…
امام صادق علیه السلام از پدرش و او از جدش نقل میفرماید: چون در کار ابی بکر و بیعت مردم بر او و کاری که با علی بن ابی طالب کردند آنچه شدنی بود انجام گرفت ابو بکر همواره بعلی علیه السلام روی خوش نشان می داد ولی از علی علیه السلام گرفتگی مشاهده می نمود و این موضوع بر ابی بکر سنگین بود. لذا علاقه پیدا کرد که علی را ملاقات کند و از نظر او اطلاع حاصل نماید و در اینکه مردم جمع شدند و کار امت را بر گردن او انداختند عذر خواهی کند و کم علاقگی و بی اعتنایی خود را بخلافت ابراز نماید. لذا بی خبر بخدمت آن حضرت آمد و اجازه ملاقات خصوصی خواست و پس از شرفیابی عرض کرد یا ابا الحسن بخدا قسم که برای این کارها از طرف من زمینه سازی نشده بود و من بکاری که گرفتار آن شدم مایل نبودم و حرصی بآن نداشتم -و اطمینانی بخود…
كُنْتُ فِي اَلْبَيْتِ يَوْمَ اَلشُّورَى فَسَمِعْتُ عَلِيّاً ع وَ هُوَ يَقُولُ اِسْتَخْلَفَ اَلنَّاسُ أَبَا بَكْرٍ وَ أَنَا وَ اَللَّهِ أَحَقُّ بِالْأَمْرِ وَ أَوْلَى بِهِ مِنْهُ وَ اِسْتَخْلَفَ أَبُو بَكْرٍ عُمَرَ وَ أَنَا وَ اَللَّهِ أَحَقُّ بِالْأَمْرِ وَ أَوْلَى بِهِ مِنْهُ إِلاَّ أَنَّ عُمَرَ جَعَلَنِي مَعَ خَمْسَةَ نَفَرٍ أَنَا سَادِسُهُمْ لاَ يُعْرَفُ لَهُمْ عَلَيَّ فَضْلٌ وَ لَوْ أَشَاءُ لاَحْتَجَجْتُ عَلَيْهِمْ بِمَا لاَ يَسْتَطِيعُ عَرَبِيُّهُمْ وَ لاَ عَجَمِيُّهُمْ اَلْمُعَاهَدُ مِنْهُمْ وَ اَلْمُشْرِكُ تَغْيِيرَ ذَلِكَ ثُمَّ قَالَ نَشَدْتُكُمْ بِاللَّهِ أَيُّهَا اَلنَّفَرُ هَلْ…
عامر بن واثله گوید: روزی که شوری برقرار بود من در همان خانه(محل شوری)بودم شنیدم که علی(ع)میفرمود: مردم ابو بکر را خلیفه نمودند و بخدا قسم من شایسته تر و سزاوارتر بودم بخلافت از او و عمر را ابو بکر خلیفه خود نمود و بخدا قسم که من شایسته تر و سزاوارتر باین کار بودم تا او(و اکنون که عمر از دنیا رفته است)مرا با پنج نفر دیگر که من ششمین نفر آنان میباشم کاندید خلافت نموده است که هیچ فضیلتی آنان را بر من نیست و اگر بخواهم آن چنان احتجاج بر آنان کنم که عرب و عجم و معاهد و مشرک نتوانند تغییرش دهند سپس فرمود: شما را بخدا ای چند نفر(مقصود اصحاب شوری است). -آیا در میان شما کسی هست که پیش از من خدا را بیکتایی پذیرفته باشد؟ گفتند بخدا که نه فرمود شما را بخدا آیا در میان شما کسی هست که رسول خدا باو گفته…
لَقَدْ عَلِمَ اَلْمُسْتَحْفَظُونَ مِنْ أَصْحَابِ اَلنَّبِيِّ مُحَمَّدٍ ص أَنَّهُ لَيْسَ فِيهِمْ رَجُلٌ لَهُ مَنْقَبَةٌ إِلاَّ وَ قَدْ شَرِكْتُهُ فِيهَا وَ فَضَلْتُهُ وَ لِي سَبْعُونَ مَنْقَبَةً لَمْ يَشْرَكْنِي فِيهَا أَحَدٌ مِنْهُمْ قُلْتُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ فَأَخْبِرْنِي بِهِنَّ فَقَالَ ع إِنَّ أَوَّلَ مَنْقَبَةٍ لِي أَنِّي لَمْ أُشْرِكْ بِاللَّهِ طَرْفَةَ عَيْنٍ وَ لَمْ أَعْبُدِ اَللاَّتَ وَ اَلْعُزَّى وَ اَلثَّانِيَةُ أَنِّي لَمْ أَشْرَبِ اَلْخَمْرَ قَطُّ وَ اَلثَّالِثَةُ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص اِسْتَوْهَبَنِي عَنْ أَبِي فِي صِبَائِي وَ كُنْتُ أَكِيلَهُ وَ شَرِيبَهُ وَ…
مکحول گوید: امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام فرمود: از اصحاب پیغمبر آنان که مطالب را نیکو بخاطر میسپارند میدانند که در میان آنان کسی نیست که دارای منقبتی باشد مگر اینکه من شریک او بوده ام و بر او برتری داشتم ولی هفتاد منقبت مرا است که هیچ یک از آنان را در آن شرکتی نیست. عرض کردم یا امیر المومنین مرا از آن منقبت ها آگاه گردان فرمود: نخستین منقبت که مرا است اینست که یک چشم بهم زدن برای خدا شریک نگرفتم و لات و عزا را نپرستیده ام. دوم اینکه هرگز می نیاشامیده ام. سوم اینکه رسول خدا مرا در کودکی از دامان پدرم برگرفت و من شریک نان و آب آن حضرت و مونس و هم صحبتش بودم. -چهارم اینکه من نخستین کسی هستم که ایمان آوردم و اسلام قبول کردم. پنجم اینکه رسول خدا به من فرمود یا علی تو از من بجای هارون…
جَاءَ رَجُلاَنِ مِنْ يَهُودِ خَيْبَرَ وَ مَعَهُمَا اَلتَّوْرَاةُ مَنْشُورَةً يُرِيدَانِ اَلنَّبِيَّ ص فَوَجَدَاهُ قَدْ قُبِضَ فَأَتَيَا أَبَا بَكْرٍ فَقَالاَ إِنَّا قَدْ جِئْنَا نُرِيدُ اَلنَّبِيَّ لِنَسْأَلَهُ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَوَجَدْنَاهُ قَدْ قُبِضَ فَقَالَ وَ مَا مَسْأَلَتُكُمَا قَالاَ أَخْبِرْنَا عَنِ اَلْوَاحِدِ وَ اَلاِثْنَيْنِ وَ اَلثَّلاَثِ وَ اَلْأَرْبَعَةِ وَ اَلْخَمْسَةِ وَ اَلسِّتَّةِ وَ اَلسَّبْعَةِ وَ اَلثَّمَانِيَةِ وَ اَلتِّسْعَةِ وَ اَلْعَشَرَةِ وَ اَلْعِشْرِينَ وَ اَلثَّلاَثِينَ وَ اَلْأَرْبَعِينَ وَ اَلْخَمْسِينَ وَ اَلسِّتِّينَ وَ اَلسَّبْعِينَ وَ اَلثَّمَانِينَ وَ…
راوی گوید به نزد آن حضرت آمدند و جریان را از اول تا آخر عرض کردند و تورات را هم چنان گشاده به همراه داشته امیر المومنین به آنان فرمود اگر پاسخ این پرسش ها را آن چنان که خودتان میدانید بگویم اسلام را خواهید پذیرفت؟ عرض کردند آری اما یک او خدای یکتا است که شریک ندارد. و اما دو فرموده خدای عز و جل است(سوره نحل آیه 51)دو خدا برای خود نگیرید که خدا فقط یکی است. و اما سه و چهار و پنج و شش و هفت و هشت فرموده خدای عز و جل است در قرآنش در باره اصحاب کهف(سوره کهف آیه 22 گویند که اصحاب کهف سه نفر بودند که چهارمیشان سگ آنان است و گویند پنج نفرند ششمی آنان سگشان است و این گفتارشان سگ به تاریکی انداختن است و میگویند که هفت نفر بودند و هشتمی آنان سگشان است. و اما نه فرمایش خدای عز و جل است در قرآن است(سوره…
أَنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع عَلَّمَ أَصْحَابَهُ فِي مَجْلِسٍ وَاحِدٍ أَرْبَعَمِائَةِ بَابٍ مِمَّا يُصْلِحُ لِلْمُسْلِمِ فِي دِينِهِ وَ دُنْيَاهُ قَالَ ع إِنَّ اَلْحِجَامَةَ تُصَحِّحُ اَلْبَدَنَ وَ تَشُدُّ اَلْعَقْلَ وَ اَلطِّيبَ فِي اَلشَّارِبِ مِنْ أَخْلاَقِ اَلنَّبِيِّ ص وَ كَرَامَةَ اَلْكَاتِبِينَ وَ اَلسِّوَاكَ مِنْ مَرْضَاةِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سُنَّةِ اَلنَّبِيِّ ص وَ مَطْيَبَةٌ لِلْفَمِ وَ اَلدُّهْنَ يُلَيِّنُ اَلْبَشَرَةَ وَ يَزِيدُ فِي اَلدِّمَاغِ وَ يُسَهِّلُ مَجَارِيَ اَلْمَاءِ وَ يَذْهَبُ بِالْقَشَفِ وَ يُسْفِرُ اَللَّوْنَ وَ غَسْلَ اَلرَّأْسِ يَذْهَبُ بِالدَّرَنِ وَ…
امام صادق از پدرانش نقل میفرماید که امیر المومنین علیه السلام بیاران خود در یک مجلس چهار صد باب از چیزهایی که دین و دنیای مسلمان را اصلاح میکند بیاموخت و فرمود: حجامت کردن بدن را سلامت و پای عقل را محکم میکند. بشارب عطر زدن از اخلاق پیغمبر ما و باعث احترام در نزد فرشتگان نویسنده اعمال است. مسواک کردن از کارهایی است که باعث رضای خدای عز و جل و سنت پیغمبر است و دهن را پاکیزه میکند. روغن مالیدن پوست بدن را نرم و مغز آدمی را زیاد نموده و مجاری آب را در بدن آسان میکند و خشکی پوست را از بین میبرد و رنگ را روشن میسازد. شستن سر چرک را میبرد و شوره سر را میزداید. آب در دهان گرداندن و در بینی کشیدن سنت است و پاک کننده دهان و بینی است. -انفیه در بینی کردن سر را سلامت نموده و بدن را پاکیزه میکند و هر…
أَمَرَنَا أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع بِالْمَسِيرِ إِلَى اَلْمَدَائِنِ مِنَ اَلْكُوفَةِ فَسِرْنَا يَوْمَ اَلْأَحَدِ وَ تَخَلَّفَ عَمْرُو بْنُ حُرَيْثٍ فِي سَبْعَةِ نَفَرٍ فَخَرَجُوا إِلَى مَكَانٍ بِالْحِيرَةِ يُسَمَّى اَلْخَوَرْنَقَ فَقَالُوا نَتَنَزَّهُ فَإِذَا كَانَ يَوْمُ اَلْأَرْبِعَاءِ خَرَجْنَا فَلَحِقْنَا عَلِيّاً ع قَبْلَ أَنْ يُجَمِّعَ فَبَيْنَمَا هُمْ يَتَغَذُّونَ إِذْ خَرَجَ عَلَيْهِمْ ضَبٌّ فَصَادُوهُ فَأَخَذَهُ عَمْرُو بْنُ حُرَيْثٍ فَنَصَبَ كَفَّهُ وَ قَالَ بَايِعُوا هَذَا أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ فَبَايَعَهُ اَلسَّبْعَةُ وَ عَمْرٌو ثَامِنُهُمْ وَ اِرْتَحَلُوا لَيْلَةَ…
اصبغ بن نباته گوید: امیر المومنین بما دستور فرمود: تا از کوفه بمداین برویم ما روز یک شنبه حرکت کردیم و عمرو بن حریث با هفت نفر با ما نیامدند و بجایی در حیره که نامش خورنق بود رفتند و گفتند در اینجا گردشی میکنیم و چون روز چهارشنبه فرا رسید کوچ میکنیم و پیش از آنکه علی(ع)نماز جمعه بخواند بعلی می پیوندیم در آن میان که آنان غذا میخوردند ناگاه سوسماری پیدا شد آن را شکار کردند عمرو بن حریث دست خود را پیش آورد و گفت باین سوسمار بیعت کنید که امیر المومنین همین است آن هفت نفر بیعت کردند و عمرو هشتمین نفر بود که بیعت نمود و شب چهارشنبه حرکت کردند و روز جمعه بمداین رسیدند و امیر المومنین بخطبه نماز مشغول بود همگی آنان دسته جمعی بدر مسجد رسیدند و چون از در وارد شدند امیر المومنین نگاهی بآنان کرد و…
إِنَّ فِي صَدْرِي هَذَا لَعِلْماً جَمّاً عَلَّمَنِيهِ رَسُولُ اَللَّهِ ص لَوْ أَجِدُ لَهُ حَفَظَةً يَرْعَوْنَهُ حَقَّ رِعَايَتِهِ وَ يَرْوُونَهُ كَمَا يَسْمَعُونَهُ مِنِّي إِذاً لَأَوْدَعْتُهُمْ بَعْضَهُ فَعَلِمَ بِهِ كَثِيراً مِنَ اَلْعِلْمِ إِنَّ اَلْعِلْمَ مِفْتَاحُ كُلِّ بَابٍ وَ كُلُّ بَابٍ يَفْتَحُ أَلْفَ بَابٍ .
ابی اسحاق سبیعی گوید: از اصحاب امیر المومنین که مورد اعتماد بود شنیدم که گفت شنیدم علی(ع)میفرمود در این سینه من دانش انباشته ای هست که رسول خدا آن را بمن آموخته است و اگر کسانی را می یافتم که حافظ آن باشند و چنانچه شاید آن را رعایت میکردند و بهمان نحو که از من میشنوند باز گو میکردند برخی از آن دانش را بدست آنان می سپردم تا بسیاری از دانش با همان دانسته میشد همانا دانش کلید هر بابی است و هر بابی هزار باب میگشاید.
مَا اِجْتَمَعَ اَلتَّيْمِيُّ وَ اَلْعَدَوِيُّ عِنْدَ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ هُوَ يَقْرَأُ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ بِتَخَشُّعٍ وَ بُكَاءٍ فَيَقُولاَنِ مَا أَشَدَّ رِقَّتَكَ لِهَذِهِ اَلسُّورَةِ فَيَقُولُ رَسُولُ اَللَّهِ ص لِمَا رَأَتْ عَيْنِي وَ وَعَى قَلْبِي وَ لِمَا يَرَى قَلْبُ هَذَا مِنْ بَعْدِي فَيَقُولاَنِ وَ مَا اَلَّذِي رَأَيْتَ وَ مَا اَلَّذِي يَرَى قَالَ فَيَكْتُبُ لَهُمَا فِي اَلتُّرَابِ تَنَزَّلُ اَلْمَلائِكَةُ وَ اَلرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ قَالَ ثُمَّ يَقُولُ هَلْ بَقِيَ شَيْ ءٌ بَعْدَ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ كُلِّ أَمْرٍ يَقُولاَنِ لاَ فَيَقُولُ هَلْ…
علی علیه السلام غالبا میفرمود که: هر گاه تیمی و عدوی(ابو بکر و عمر)خدمت پیغمبر صلی الله علیه و آله بودند و آن حضرت سوره«انا انزلناه»را با خشوع و گریه تلاوت میفرمود، میگفتند: چقدر در این سوره دلت میسوزد، پیغمبر صلی الله علیه و آله میفرمود: برای آنچه چشمم(فرشتگان را در شب قدر) دیده و دلم(بیان هر امر محکم را در آن شب)فهمیده و نیز برای آنچه دل این شخص(علی علیه السلام)پس از من در مییابد آنها میگفتند: مگر شما چه دیده یی و او چه میبیند؟ حضرت برای آنها روی خاک مینوشت / تنزل الملایکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر / سپس می فرمود: پس از اینکه خدای عز و جل فرماید«هر امری»دیگر چیزی باقی میماند؟ میگفتند: نه، میفرمود: میدانید آنکه هر امری بر او نازل می شود کیست؟ میگفتند: تو هستی ای رسول خدا، میفرمود…