قال الإمام عليّ عليه السلام

جستجوی «علم»

امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)

۷۰۵ حدیث · صفحه ۹ از ۵۹

نُورٌ لِمَنِ اِسْتَضَاءَ بِهِ وَ شَاهِدٌ لِمَنْ خَاصَمَ بِهِ وَ فَلْجٌ لِمَنْ حَاجَّ بِهِ وَ عِلْمٌ حِلْمٌ لِمَنْ وَعَى وَ حُكْمٌ لِمَنْ قَضَى

آن حضرت درباره قرآن فرمود: نور است برای کسی که با آن روشنایی جوید، و گواه است برای کسی که با آن دشمنی کند، و شکاف است برای کسی که با آن محاجه کند، دانش است برای کسی که نگاه دارد، و حکم است برای کسی که داوری کند.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 140

هو الفصل ليس بالهزل،هو النّاطق بسنّة العدل و الآمر بالفضل هو حبل اللّه المتين و الذّكر الحكيم.هو وحي اللّه الأمين و حبله المتين و هو ربيع القلوب و ينابيع العلم و هو الصّراط المستقيم،هو هدى لمن أتمّ به و زينة لمن تحلّى به و عصمة لمن اعتصم به و حبل لمن تمسّك به

آن حضرت درباره قرآن فرمود: قرآن جدا کنندۀ حق از باطل است، نه به بازی گرفته شده.به روش و طریقۀ عدل گویاست و به برتری فرمان می دهد. ریسمان استوار خداوند و ذکر حکیم است.وحی امین خدا و ریسمان استوار اوست.قرآن بهار دلها و چشمه های دانش و راه راست است.برای کسی که به آن اقتدا کند، راهنماست و برای کسی که به آن آرایش کند، زینت است.حافظ کسی است که به آن چنگ زند و ریسمان کسی است که به آن متمسّک شود.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 140

تَعَلَّمُوا اَلْقُرْآنَ فَإِنَّهُ رَبِيعُ اَلْقُلُوبِ وَ اِسْتَشْفُوا بِنُورِهِ فَإِنَّهُ شِفَاءُ اَلصُّدُور

قرآن بیاموزید، زیرا قرآن بهار دلهاست، و از روشنایی آن درمان خواهید، زیرا درمان سینه هاست.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 142

أَيْنَ اَلَّذِينَ زَعَمُوا أَنَّهُمْ هُمُ اَلرَّاسِخُونَ فِي اَلْعِلْمِ دُونَنَا كِذْبا وَ بَغْيا عَلَيْنَا وَ حَسَدا لَنَا إِنْ رَفَعَنَا اَللَّهُ سُبْحَانَهُ وَ وَضَعَهُمْ وَ أَعْطَانَا وَ حَرَمَهُمْ وَ أَدْخَلَنَا وَ أَخْرَجَهُمْ بِنَا يُسْتَعْطَى اَلْهُدَى وَ يُسْتَجْلَى اَلْعَمَى لاَ بِهِم

کجایند کسانی که گمان کردند آنها راسخان در علم هستند نه ما، و این را به دروغ و از روی سرکشی و رشک بر ما ادّعا نمودند.خداوند ما را بلند مرتبه و آنها را پست گردانید، به ما بخشید و آنها را محروم ساخت، و ما را داخل و آنها را بیرون کرد.از ما بخشیدن هدایت و برطرف شدن کوری تقاضا می شود، نه از آنها.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 143

إِنَّ ههُنَا وَ أَشَارَ بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ لَعِلْما جَمّا لَوْ أَصَبْتُ لَهُ حَمَلَة بَلَى أُصِيبَ لَقِنا غَيْرَ مَأْمُونٍ عَلَيْهِ مُسْتَعْمِلا آلَةَ اَلدِّينِ لِلدُّنْيَا أَوْ مُسْتَظْهِرا بِنِعَمِ اَللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ وَ بِحُجَجِهِ عَلَى أَوْلِيَائِهِ أَوْ مُنْقَادا لِحَمَلَةِ اَلْحَقِّ لاَ بَصِيرَةَ لَهُ فِي أَحْنَائِهِ يَنْقَدِحُ اَلشَّكُّ فِي قَلْبِهِ لِأَوَّلِ عَارِضٍ مِنْ شُبْهَة

بدرستی که در اینجا با دست اشاره به سینۀ خود نمود دانش فراوان است، اگر بردارندگانی برای آن می یافتم.آری، تند فهم را می شناسم، ولی او ایمن نگردیده به این که دین را از برای دنیا به کار برد یا به نعمتهای خدا بر بندگان خود و به برهانهای او بر دوستان خود یاری جوید و یا فرمانبر حقمداران است بدون داشتن بینایی در کجیهای آن، و با اولین شبهه، شک در دل او برافروخته می شود.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 148

وَ اَلَّذِي فَلَقَ اَلْحَبَّةَ وَ بَرَأَ اَلنَّسَمَةَ لَوْ لاَ حُضُورُ اَلْحَاضِرِ وَ قِيَامُ اَلْحُجَّةِ بِوُجُودِ اَلنَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اَللَّهُ سُبْحَانَهُ عَلَى اَلْعُلَمَاءِ أَنْ لاَ يُقَارُّوا عَلَى كِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لاَ سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا وَ لَسَقَيْتُ آخِرَهَا بِكَأْسِ أَوَّلِهَا وَ لَأَلْفَيْتُمْ دُنْيَاكُمْ هَذِهِ عِنْدِي أَزْهَدَ مِنْ عَفْطَةِ عَنْز

سوگند به آن که دانه را شکافت و بنده را آفرید، اگر نبود حاضر شدن حاضر، و یافت شدن یاری کننده، و آنچه خداوند از دانشمندان پیمان گرفته است که بر سیری ستمگران و گرسنگی ستم شدگان آرام نگیرند، هر آینه ریسمان خلافت را بر دوش آن می انداختم و آب می دادم آخر آن را به جام اوّل آن. یعنی چون ابتدای خلافت آن را رها می کردم .و البته می فهمیدید که دنیای شما نزد من، از عطسۀ بزی ناچیزتر است.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 152

جَاءَ اَلْجِدُّ فَهُوَ لَيْثُ عَادٍ وَ صِلُّ وَادٍ لاَ يُدْلِي بِحُجَّةٍ حَتَّى يَأْتِيَ قَاضِيا وَ كَانَ لاَ يَلُومُ أَحَدا عَلَى مَا لاَ يَجِدُ اَلْعُذْرَ فِي مِثْلِهِ حَتَّى يَسْمَعَ اِعْتِذَارَهُ وَ كَانَ لاَ يَشْكُو وَجَعا إِلاَّ عِنْدَ بُرْئِهِ وَ كَانَ يَفْعَلُ مَا يَقُولُ وَ لاَ يَقُولُ مَا لاَ يَفْعَلُ وَ كَانَ إِذَا غُلِبَ عَلَى اَلْكَلاَمِ لَمْ يُغْلَبْ عَلَى اَلسُّكُوتِ وَ كَانَ عَلَى أَنْ يَسْمَعَ أَحْرَصَ مِنْهُ عَلَى أَنْ يَتَكَلَّمَ وَ كَانَ إِذَا بَدَهَهُ أَمْرَانِ نَظَرَ أَيُّهُمَا أَقْرَبُ إِلَى اَلْهَوَى فَخَالَفَهُ فَعَلَيْكُمْ بِهَذِهِ اَلْخَلاَئِقِ فَالْزَمُوهَا وَ…

برای من در گذشته برادری الهی بود که بی اعتنایی او به دنیا، او را در چشم من بزرگ نموده بود و او از حاکمیت شکم خود بیرون بود.به آنچه نمی یافت، تمایل نداشت و هر گاه می یافت، زیاده روی نمی کرد.در اغلب اوقات خود خاموش بود؛ و اگر سخن می گفت، بر گویندگان دیگر چیره می شد و تشنگی سؤال کننده را فرو می نشانید.او ناتوانی مقهور شده بود و چون زمان تلاش می رسید، شیری دشمن و مار وادی بود.دلیلی بر علیه خصم نمی آورد، مگر در مقابل قاضی، و کسی را سرزنش نمی کرد، هر چند عذری برای آن نمی یافت، مگر پس از شنیدن عذر او.و از دردی شکوه نمی کرد، مگر پس از بهبودی آن.آنچه می گفت، عمل می کرد و آنچه عمل نمی کرد، نمی گفت.در سخن گفتن مغلوب می شد، ولی در خاموشی کسی بر او چیره نمی شد. یعنی بیش از دیگران خاموش بود. بر شنیدن…

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 153

قال ع في حقّ من أثنى عليهم: هجم بهم العلم على حقيقة الإيمان و باشروا روح اليقين فاستسهلوا ما استوعر المترفون و أنسوا بما استوحش منه الجاهلون و صحبوا الدّنيا بأبدان أرواحها معلّقة بالمحلّ الأعلى أولئك خلفاء اللّه في أرضه و الدّعاة إلى دينه.آه آه شوقا إلى رؤيتهم

در حقّ افرادی را که می ستود، فرمود:ایشان را دانش، به حقیقت ایمان رسانیده و جان یقین را دربرگرفته اند.آنچه را پولداران عیّاش سخت یافته اند، آسان شمرده اند و به آنچه نادانان از آن رمیده اند، خو گرفته اند.با دنیا با بدنهایی همدم شده اند که روح آنها به جایگاه اعلی آویخته شده است.ایشان جانشینان خداوند در زمین، و دعوت کنندگان به دین خداوند هستند.آه، آه، چقدر مشتاق دیدن آنها هستم.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 153

اَلصَّبْرُ أَفْضَلُ سَجِيَّةٍ وَ اَلْعِلْمُ أَشْرَفُ حِلْيَةٍ وَ عَطِيَّة

شکیبایی، برترین خلق و خوی و دانش، گرامیترین زیور و هدیه است.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 373

إِذَا عَلَوْتَ فَلاَ تُفَكِّرْ فِيمَنْ دُونَكَ مِنَ اَلْجُهَّالِ وَ لَكِنِ اِقْتَدِ بِمَنْ فَوْقَكَ مِنَ اَلْعُلَمَاء

هر گاه بلند مرتبه گردیدی، به افراد نادان که از تو پست ترند اندیشه مکن، بلکه به دانشمندانی که از تو برترند، اقتدا کن.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 98

مَنْ جَهِلَ عِلْما عَادَاه

هر کس به دانشی نادان باشد، آن را دشمن می دارد.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 99
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه