لَمَّا كَانَ مِنْ أَمْرِ أَبِي بَكْرٍ وَ بَيْعَةِ اَلنَّاسِ لَهُ وَ فِعْلِهِمْ بِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع مَا كَانَ لَمْ يَزَلْ أَبُو بَكْرٍ يُظْهِرُ لَهُ اَلاِنْبِسَاطَ وَ يَرَى مِنْهُ اِنْقِبَاضاً فَكَبُرَ ذَلِكَ عَلَى أَبِي بَكْرٍ فَأَحَبَّ لِقَاءَهُ وَ اِسْتِخْرَاجَ مَا عِنْدَهُ وَ اَلْمَعْذِرَةَ إِلَيْهِ لِمَا اِجْتَمَعَ اَلنَّاسُ عَلَيْهِ وَ تَقْلِيدِهِمْ إِيَّاهُ أَمْرَ اَلْأُمَّةِ وَ قِلَّةِ رَغْبَتِهِ فِي ذَلِكَ وَ زُهْدِهِ فِيهِ أَتَاهُ فِي وَقْتِ غَفْلَةٍ وَ طَلَبَ مِنْهُ اَلْخَلْوَةَ وَ قَالَ لَهُ وَ اَللَّهِ يَا أَبَا اَلْحَسَنِ مَا كَانَ هَذَا اَلْأَمْرُ مُوَاطَاةً مِنِّي وَ…
امام صادق علیه السلام از پدرش و او از جدش نقل میفرماید: چون در کار ابی بکر و بیعت مردم بر او و کاری که با علی بن ابی طالب کردند آنچه شدنی بود انجام گرفت ابو بکر همواره بعلی علیه السلام روی خوش نشان می داد ولی از علی علیه السلام گرفتگی مشاهده می نمود و این موضوع بر ابی بکر سنگین بود. لذا علاقه پیدا کرد که علی را ملاقات کند و از نظر او اطلاع حاصل نماید و در اینکه مردم جمع شدند و کار امت را بر گردن او انداختند عذر خواهی کند و کم علاقگی و بی اعتنایی خود را بخلافت ابراز نماید. لذا بی خبر بخدمت آن حضرت آمد و اجازه ملاقات خصوصی خواست و پس از شرفیابی عرض کرد یا ابا الحسن بخدا قسم که برای این کارها از طرف من زمینه سازی نشده بود و من بکاری که گرفتار آن شدم مایل نبودم و حرصی بآن نداشتم -و اطمینانی بخود…
كُنْتُ فِي اَلْبَيْتِ يَوْمَ اَلشُّورَى فَسَمِعْتُ عَلِيّاً ع وَ هُوَ يَقُولُ اِسْتَخْلَفَ اَلنَّاسُ أَبَا بَكْرٍ وَ أَنَا وَ اَللَّهِ أَحَقُّ بِالْأَمْرِ وَ أَوْلَى بِهِ مِنْهُ وَ اِسْتَخْلَفَ أَبُو بَكْرٍ عُمَرَ وَ أَنَا وَ اَللَّهِ أَحَقُّ بِالْأَمْرِ وَ أَوْلَى بِهِ مِنْهُ إِلاَّ أَنَّ عُمَرَ جَعَلَنِي مَعَ خَمْسَةَ نَفَرٍ أَنَا سَادِسُهُمْ لاَ يُعْرَفُ لَهُمْ عَلَيَّ فَضْلٌ وَ لَوْ أَشَاءُ لاَحْتَجَجْتُ عَلَيْهِمْ بِمَا لاَ يَسْتَطِيعُ عَرَبِيُّهُمْ وَ لاَ عَجَمِيُّهُمْ اَلْمُعَاهَدُ مِنْهُمْ وَ اَلْمُشْرِكُ تَغْيِيرَ ذَلِكَ ثُمَّ قَالَ نَشَدْتُكُمْ بِاللَّهِ أَيُّهَا اَلنَّفَرُ هَلْ…
عامر بن واثله گوید: روزی که شوری برقرار بود من در همان خانه(محل شوری)بودم شنیدم که علی(ع)میفرمود: مردم ابو بکر را خلیفه نمودند و بخدا قسم من شایسته تر و سزاوارتر بودم بخلافت از او و عمر را ابو بکر خلیفه خود نمود و بخدا قسم که من شایسته تر و سزاوارتر باین کار بودم تا او(و اکنون که عمر از دنیا رفته است)مرا با پنج نفر دیگر که من ششمین نفر آنان میباشم کاندید خلافت نموده است که هیچ فضیلتی آنان را بر من نیست و اگر بخواهم آن چنان احتجاج بر آنان کنم که عرب و عجم و معاهد و مشرک نتوانند تغییرش دهند سپس فرمود: شما را بخدا ای چند نفر(مقصود اصحاب شوری است). -آیا در میان شما کسی هست که پیش از من خدا را بیکتایی پذیرفته باشد؟ گفتند بخدا که نه فرمود شما را بخدا آیا در میان شما کسی هست که رسول خدا باو گفته…
لَقَدْ عَلِمَ اَلْمُسْتَحْفَظُونَ مِنْ أَصْحَابِ اَلنَّبِيِّ مُحَمَّدٍ ص أَنَّهُ لَيْسَ فِيهِمْ رَجُلٌ لَهُ مَنْقَبَةٌ إِلاَّ وَ قَدْ شَرِكْتُهُ فِيهَا وَ فَضَلْتُهُ وَ لِي سَبْعُونَ مَنْقَبَةً لَمْ يَشْرَكْنِي فِيهَا أَحَدٌ مِنْهُمْ قُلْتُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ فَأَخْبِرْنِي بِهِنَّ فَقَالَ ع إِنَّ أَوَّلَ مَنْقَبَةٍ لِي أَنِّي لَمْ أُشْرِكْ بِاللَّهِ طَرْفَةَ عَيْنٍ وَ لَمْ أَعْبُدِ اَللاَّتَ وَ اَلْعُزَّى وَ اَلثَّانِيَةُ أَنِّي لَمْ أَشْرَبِ اَلْخَمْرَ قَطُّ وَ اَلثَّالِثَةُ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص اِسْتَوْهَبَنِي عَنْ أَبِي فِي صِبَائِي وَ كُنْتُ أَكِيلَهُ وَ شَرِيبَهُ وَ…
مکحول گوید: امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام فرمود: از اصحاب پیغمبر آنان که مطالب را نیکو بخاطر میسپارند میدانند که در میان آنان کسی نیست که دارای منقبتی باشد مگر اینکه من شریک او بوده ام و بر او برتری داشتم ولی هفتاد منقبت مرا است که هیچ یک از آنان را در آن شرکتی نیست. عرض کردم یا امیر المومنین مرا از آن منقبت ها آگاه گردان فرمود: نخستین منقبت که مرا است اینست که یک چشم بهم زدن برای خدا شریک نگرفتم و لات و عزا را نپرستیده ام. دوم اینکه هرگز می نیاشامیده ام. سوم اینکه رسول خدا مرا در کودکی از دامان پدرم برگرفت و من شریک نان و آب آن حضرت و مونس و هم صحبتش بودم. -چهارم اینکه من نخستین کسی هستم که ایمان آوردم و اسلام قبول کردم. پنجم اینکه رسول خدا به من فرمود یا علی تو از من بجای هارون…
قَدِمَ يَهُودِيَّانِ أَخَوَانِ مِنْ رُؤَسَاءِ اَلْيَهُودِ بِالْمَدِينَةِ فَقَالاَ يَا قَوْمِ إِنَّ نَبِيَّنَا حَدَّثَنَا عَنْهُ أَنَّهُ قَدْ ظَهَرَ نَبِيٌّ بِتِهَامَةَ يُسَفِّهُ أَحْلاَمَ اَلْيَهُودِ وَ يَطْعُنُ فِي دِينِهِمْ وَ نَحْنُ نَخَافُ أَنْ يُزِيلَنَا عَمَّا كَانَ عَلَيْهِ آبَاؤُنَا فَأَيُّكُمْ هَذَا اَلنَّبِيُّ فَإِنْ يَكُنِ اَلَّذِي بَشَّرَ بِهِ دَاوُدُ آمَنَّا بِهِ وَ اِتَّبَعْنَاهُ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ يُورِدُ اَلْكَلاَمَ عَلَى اِئْتِلاَفِهِ وَ يَقُولُ اَلشِّعْرَ وَ يَقْهَرُنَا بِلِسَانِهِ جَاهَدْنَاهُ بِأَنْفُسِنَا وَ أَمْوَالِنَا فَأَيُّكُمْ هَذَا اَلنَّبِيُّ فَقَالَ…
عبد الله بن عباس گوید دو برادر یهودی که از روسای یهود بودند به مدینه آمدند و گفتند ای مردم از پیغمبر ما به ما رسیده است که در مکه پیغمبری پدید آید که افکار یهود را سفیهانه میشمارد و از دینشان انتقاد میکند و ما می ترسیم که آن پیغمبر ما را از دینی که پدران ما داشته اند برگرداند کدام از شما آن پیغمبر هستید؟ که اگر همان باشد که داود مژده آن را داده است باو ایمان آورده و پیروی خواهیم نمود و اگر او نیست و فقط سخنرانی منظم میکند و شعر میگوید و با نیروی زبان خود بر ما چیره میگردد با جان و مال خودمان با او مبارزه خواهیم کرد کدام یک از شما این پیغمبر است؟ مهاجرین و انصار گفتند پیغمبر ما از دنیا رفته است آن دو گفتند حمد خدا را، جانشین او کدام یک از شماست؟ زیرا خدای عز و جل پیغمبری را به قومی نفرستاده…
أَنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع عَلَّمَ أَصْحَابَهُ فِي مَجْلِسٍ وَاحِدٍ أَرْبَعَمِائَةِ بَابٍ مِمَّا يُصْلِحُ لِلْمُسْلِمِ فِي دِينِهِ وَ دُنْيَاهُ قَالَ ع إِنَّ اَلْحِجَامَةَ تُصَحِّحُ اَلْبَدَنَ وَ تَشُدُّ اَلْعَقْلَ وَ اَلطِّيبَ فِي اَلشَّارِبِ مِنْ أَخْلاَقِ اَلنَّبِيِّ ص وَ كَرَامَةَ اَلْكَاتِبِينَ وَ اَلسِّوَاكَ مِنْ مَرْضَاةِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سُنَّةِ اَلنَّبِيِّ ص وَ مَطْيَبَةٌ لِلْفَمِ وَ اَلدُّهْنَ يُلَيِّنُ اَلْبَشَرَةَ وَ يَزِيدُ فِي اَلدِّمَاغِ وَ يُسَهِّلُ مَجَارِيَ اَلْمَاءِ وَ يَذْهَبُ بِالْقَشَفِ وَ يُسْفِرُ اَللَّوْنَ وَ غَسْلَ اَلرَّأْسِ يَذْهَبُ بِالدَّرَنِ وَ…
امام صادق از پدرانش نقل میفرماید که امیر المومنین علیه السلام بیاران خود در یک مجلس چهار صد باب از چیزهایی که دین و دنیای مسلمان را اصلاح میکند بیاموخت و فرمود: حجامت کردن بدن را سلامت و پای عقل را محکم میکند. بشارب عطر زدن از اخلاق پیغمبر ما و باعث احترام در نزد فرشتگان نویسنده اعمال است. مسواک کردن از کارهایی است که باعث رضای خدای عز و جل و سنت پیغمبر است و دهن را پاکیزه میکند. روغن مالیدن پوست بدن را نرم و مغز آدمی را زیاد نموده و مجاری آب را در بدن آسان میکند و خشکی پوست را از بین میبرد و رنگ را روشن میسازد. شستن سر چرک را میبرد و شوره سر را میزداید. آب در دهان گرداندن و در بینی کشیدن سنت است و پاک کننده دهان و بینی است. -انفیه در بینی کردن سر را سلامت نموده و بدن را پاکیزه میکند و هر…
أَمَرَنَا أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع بِالْمَسِيرِ إِلَى اَلْمَدَائِنِ مِنَ اَلْكُوفَةِ فَسِرْنَا يَوْمَ اَلْأَحَدِ وَ تَخَلَّفَ عَمْرُو بْنُ حُرَيْثٍ فِي سَبْعَةِ نَفَرٍ فَخَرَجُوا إِلَى مَكَانٍ بِالْحِيرَةِ يُسَمَّى اَلْخَوَرْنَقَ فَقَالُوا نَتَنَزَّهُ فَإِذَا كَانَ يَوْمُ اَلْأَرْبِعَاءِ خَرَجْنَا فَلَحِقْنَا عَلِيّاً ع قَبْلَ أَنْ يُجَمِّعَ فَبَيْنَمَا هُمْ يَتَغَذُّونَ إِذْ خَرَجَ عَلَيْهِمْ ضَبٌّ فَصَادُوهُ فَأَخَذَهُ عَمْرُو بْنُ حُرَيْثٍ فَنَصَبَ كَفَّهُ وَ قَالَ بَايِعُوا هَذَا أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ فَبَايَعَهُ اَلسَّبْعَةُ وَ عَمْرٌو ثَامِنُهُمْ وَ اِرْتَحَلُوا لَيْلَةَ…
اصبغ بن نباته گوید: امیر المومنین بما دستور فرمود: تا از کوفه بمداین برویم ما روز یک شنبه حرکت کردیم و عمرو بن حریث با هفت نفر با ما نیامدند و بجایی در حیره که نامش خورنق بود رفتند و گفتند در اینجا گردشی میکنیم و چون روز چهارشنبه فرا رسید کوچ میکنیم و پیش از آنکه علی(ع)نماز جمعه بخواند بعلی می پیوندیم در آن میان که آنان غذا میخوردند ناگاه سوسماری پیدا شد آن را شکار کردند عمرو بن حریث دست خود را پیش آورد و گفت باین سوسمار بیعت کنید که امیر المومنین همین است آن هفت نفر بیعت کردند و عمرو هشتمین نفر بود که بیعت نمود و شب چهارشنبه حرکت کردند و روز جمعه بمداین رسیدند و امیر المومنین بخطبه نماز مشغول بود همگی آنان دسته جمعی بدر مسجد رسیدند و چون از در وارد شدند امیر المومنین نگاهی بآنان کرد و…
خُلِقَتِ اَلْأَرْضُ لِسَبْعَةٍ بِهِمْ يُرْزَقُونَ وَ بِهِمْ يُمْطَرُونَ وَ بِهِمْ يُنْصَرُونَ أَبُو ذَرٍّ وَ سَلْمَانُ وَ اَلْمِقْدَادُ وَ عَمَّارٌ وَ حُذَيْفَةُ وَ عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ مَسْعُودٍ قَالَ عَلِيٌّ ع وَ أَنَا إِمَامُهُمْ وَ هُمُ اَلَّذِينَ شَهِدُوا اَلصَّلاَةَ عَلَى فَاطِمَةَ ع .
علی(ع)فرمود: زمین برای هفت نفر آفریده شده است دیگران باحترام آنان روزی بدست می آورند و باران بر آنان می بارد و پیروزی بر دشمنان نصیبشان میگردد ابو ذر است و سلمان و مقداد و عمار بن یاسر و حذیفه و عبد الله بن مسعود و من که پیشوای آنانم و آنان افرادی هستند که بر جنازه فاطمه زهرا نماز خواندند،
أُحَاجُّ اَلنَّاسَ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ بِسَبْعٍ إِقَامِ اَلصَّلاَةِ وَ إِيتَاءِ اَلزَّكَاةِ وَ اَلْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَلنَّهْيِ عَنِ اَلْمُنْكَرِ وَ اَلْقَسْمِ بِالسَّوِيَّةِ وَ اَلْعَدْلِ فِي اَلرَّعِيَّةِ وَ إِقَامِ اَلْحُدُودِ.
امیر المومنین(ع)فرمود: روز قیامت با هفت دلیل با مردم احتجاج خواهم نمود: برپاداشتن نماز و پرداختن زکاه و امر بمعروف و نهی از منکر و تقسیم عادلانه و دادگری نسبت به رعایا و برپاداشتن حدود احکام الهی.
أَتَى رَأْسُ اَلْيَهُودِ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ ع عِنْدَ مُنْصَرَفِهِ عَنْ وَقْعَةِ اَلنَّهْرَوَانِ وَ هُوَ جَالِسٌ فِي مَسْجِدِ اَلْكُوفَةِ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ أَشْيَاءَ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ نَبِيٌّ أَوْ وَصِيُّ نَبِيٍّ قَالَ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ يَا أَخَا اَلْيَهُودِ قَالَ إِنَّا نَجِدُ فِي اَلْكِتَابِ أَنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا بَعَثَ نَبِيّاً أَوْحَى إِلَيْهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ مَنْ يَقُومُ بِأَمْرِ أُمَّتِهِ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْ يَعْهَدَ إِلَيْهِمْ فِيهِ عَهْداً يَحْتَذِي عَلَيْهِ وَ يَعْمَلُ بِهِ فِي…
امام باقر(ع)فرمود: چون امیر المومنین از جنگ نهروان بازگشت در مسجد کوفه نشسته بود که رییس یهودیان بحضورش آمد و عرض کرد یا امیر المومنین خبرهایی را میخواهم از شما بپرسم که جز پیغمبر و یا وصی پیغمبر کسی نتواند پاسخ آنها را بدهد حال چنانچه اجازه میفرمایید بپرسم و گر نه صرف نظر نمایم. فرمود: برادر یهودی هر چه میخواهی بپرس عرض کرد: ما در کتاب خود چنین یافته ایم که خدای عز و جل چون پیغمبری برانگیزد باو وحی میفرماید که از میان افراد خاندان خود کسی را که بتواند پس از وی کار امت را بدست گیرد اختیار کند و از امت خود عهد و پیمان بگیرد که پس از او بر سر پیمان باشند و طبق عهدی که بسته اند رفتار کنند و خدای عز و جل جانشینان پیغمبر را در زمان حیات پیغمبران آزمایش میفرماید و پس از وفات پیغمبران نیز آزمایش…
أَتَى قَوْمٌ مِنَ اَلْيَهُودِ عُمَرَ بْنَ اَلْخَطَّابِ وَ هُوَ يَوْمَئِذٍ وَالٍ عَلَى اَلنَّاسِ فَقَالُوا أَنْتَ وَالِي هَذَا اَلْأَمْرِ بَعْدَ نَبِيِّكُمْ وَ قَدْ أَتَيْنَاكَ نَسْأَلُكَ عَنْ أَشْيَاءَ إِنْ أَنْتَ أَخْبَرْتَنَا بِهَا آمَنَّا وَ صَدَّقْنَا وَ اِتَّبَعْنَاكَ فَقَالَ عُمَرُ سَلُوا عَمَّا بَدَا لَكُمْ قَالُوا أَخْبِرْنَا عَنْ أَقْفَالِ اَلسَّمَاوَاتِ اَلسَّبْعِ وَ مَفَاتِيحِهَا وَ أَخْبِرْنَا عَنْ قَبْرٍ سَارَ بِصَاحِبِهِ وَ أَخْبِرْنَا عَمَّنْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ لَيْسَ مِنَ اَلْجِنِّ وَ لاَ مِنَ اَلْإِنْسِ وَ أَخْبِرْنَا عَنْ مَوْضِعٍ طَلَعَتْ فِيهِ اَلشَّمْسُ وَ لَمْ تَعُدْ…
طاوس گوید: جمعی از یهود ایام حکومت عمر بن خطاب نزد او آمدند و گفتند: پس از پیغمبر شما تو زمام این کار را بدست گرفته ای و ما آمده ایم بنزد تو تا چیزهایی از تو بپرسیم که اگر به سوالات ما پاسخ صحیح دادی ایمان آورده و تصدیق نموده و پیرو تو باشیم عمر گفت: هر چه میخواهید بپرسید گفتند: از قفلهای هفت آسمان و کلیدهایش ما را خبر ده و از قبری که با صاحب اش گردش میکرد ما را آگاه کن و از کسی که بطایفه خود اعلام خطر کرد ولی نه از جن بود و نه از بشر ما را آگاه کن و از جایی که آفتاب بجز یک بار بآن نتابیده ما را آگاه کن و از پنج جانداری که در رحم آفریده نشده اند ما را آگاه کن و از یک و دو تا و سه تا و چهار تا و پنج تا و شش تا و هفت تا و از هشت تا و نه تا و ده تا و یازده تا و دوازده تا. گوید: عمر مدتی سر بزیر…
فرض اللّه سبحانه الإيمان تطهيرا من الشّرك و الصّلوة تنزيها عن الكبر و الزّكوة تسبّبا تسبيبا للرّزق و الصّيام ابتلاء لإخلاص الخلق و الحجّ تقوية للدّين و الجهاد عزّا للإسلام و الأمر بالمعروف مصلحة للعوام و النّهي عن المنكر ردعا للسّفهاء و صلة الأرحام منهاة للعدد و القصاص حقنا للدّماء و إقامة الحدود إعظاما للمحارم و ترك شرب الخمر تحصينا للعقل و مجانبة السّرقة إيجابا إيجادا للعفّة و ترك الزّنا تحصينا للأنساب و ترك اللّواط تكثيرا للنسل و الشّهادة استظهارا على المجاحدات و ترك الكذب تشريفا للصّدق و الإسلام أمانا من المخاوف و الإمامة نظاما للأمّة و الطّاعة تعظيما للإمامة
خداوند:ایمان را واجب کرده است برای پاکیزگی از شرک، و نماز را واجب نموده، برای دور نمودن کبر و خودپسندی:و زکاة را واجب کرده است، برای این که، سبب روزی شود، و روزه را واجب نموده، برای آزمایش اخلاص مردم و حج را واجب کرده است برای تقویت دین و جهات را برای سربلندی اسلام، و امر به معروف را، برای مصلحت عامّۀ مردم، و نهی از منکر را، برای بازداشتن کم خردان، و صلۀ رحم را واجب نموده برای زیاد شدن تعداد، و قصاص را واجب کرده برای حفظ خونها، و بر پاداشتن حدّها را واجب دانسته است برای بزرگ گردانیدن حرامها، و آشامیدن شراب را حرام دانسته برای استوار گردانیدن خرد، و حرمت ورزی را برای ایجاد پاکی، و زنا را حرام دانسته، برای نگاهداری نسب ها، و لواط را حرام نموده است، برای افزایش نسلها، و گواهی را واجب نموده است…
سِتٌّ مِنْ قَوَاعِدِ اَلدِّينِ إِخْلاَصُ اَلْيَقِينِ وَ نُصْحُ اَلْمُسْلِمِينَ وَ إِقَامَةُ اَلصَّلاَةِ وَ إِيتَاءُ اَلزَّكَاةِ وَ حِجُّ اَلْبَيْتِ وَ اَلزُّهْدُ فِي اَلدُّنْيَا
شش چیز از پایه های دین است:یقین بی آلایش، خیر خواهی برای مسلمانان، به پاداشتن نماز، پرداخت زکات، حجّ خانه کعبه ، و بی میلی در دنیا .