إِنَّ أَعْرَابِيّاً قَامَ يَوْمَ اَلْجَمَلِ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَ تَقُولُ إِنَّ اَللَّهَ وَاحِدٌ قَالَ فَحَمَلَ اَلنَّاسُ عَلَيْهِ وَ قَالُوا يَا أَعْرَابِيُّ أَ مَا تَرَى مَا فِيهِ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ مِنْ تَقَسُّمِ اَلْقَلْبِ فَقَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع دَعُوهُ فَإِنَّ اَلَّذِي يُرِيدُهُ اَلْأَعْرَابِيُّ هُوَ اَلَّذِي نُرِيدُهُ مِنَ اَلْقَوْمِ ثُمَّ قَالَ يَا أَعْرَابِيُّ إِنَّ اَلْقَوْلَ فِي أَنَّ اَللَّهَ وَاحِدٌ عَلَى أَرْبَعَةِ أَقْسَامٍ فَوَجْهَانِ مِنْهَا لاَ يَجُوزَانِ عَلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَجْهَانِ يَثْبُتَانِ…
شیخ بزرگوار ابو جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن موسی بن بابویه قمی فقیه مصنف این کتاب گوید: روزی که جنگ جمل بپا بود عربی برخاست و روی بامیر المومنین کرده و گفت: یا امیر المومنین تو قایل به یکتایی خدا هستی؟ مردم-از هر سو بر او تاختند که چه هنگام این سخن بود؟ مگر نه بینی که امیر المومنین پریشان خواطر است امیر المومنین فرمود: دست از او بردارید که خواسته این عرب همان است که ما بر سر آن با این مردم می جنگیم سپس فرمود: ای مرد عرب این گفتار: که خدا یکی است دو صورت اش بر خدا روا نیست و دو دیگر روا است اما آن دو که روا نیست: 1-کسی بگوید خدا یکی است و مقصودش یکی از لحاظ عدد-یک دانه-باشد زیرا آنچه دومی ندارد بشماره نیاید مگر نه بینی آن که گفت: خدا سومی از سه موجود است، کافر شد؟ . 2-کسی بگوید: خدا یکی…
كَانَتْ لِعَلِيٍّ ع ثَمَانِيَ عَشْرَةَ مَنْقَبَةً لَوْ لَمْ يَكُنْ لَهُ إِلاَّ وَاحِدَةٌ لَنَجَا وَ لَقَدْ كَانَتْ لَهُ ثَمَانِيَ عَشْرَةَ مَنْقَبَةً لَمْ تَكُنْ لِأَحَدٍ مِنْ هَذِهِ اَلْأُمَّةِ .
ابن عباس گوید: علی را هیجده مایه بزرگی بود که اگر جز یکی از آنها را نداشت نجات می یافت در حالی که(بجای یکی)هیجده مایه ناز و سروری داشت که در هیچ یک از این امت نبود.
لَقَدْ عَلِمَ اَلْمُسْتَحْفَظُونَ مِنْ أَصْحَابِ اَلنَّبِيِّ مُحَمَّدٍ ص أَنَّهُ لَيْسَ فِيهِمْ رَجُلٌ لَهُ مَنْقَبَةٌ إِلاَّ وَ قَدْ شَرِكْتُهُ فِيهَا وَ فَضَلْتُهُ وَ لِي سَبْعُونَ مَنْقَبَةً لَمْ يَشْرَكْنِي فِيهَا أَحَدٌ مِنْهُمْ قُلْتُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ فَأَخْبِرْنِي بِهِنَّ فَقَالَ ع إِنَّ أَوَّلَ مَنْقَبَةٍ لِي أَنِّي لَمْ أُشْرِكْ بِاللَّهِ طَرْفَةَ عَيْنٍ وَ لَمْ أَعْبُدِ اَللاَّتَ وَ اَلْعُزَّى وَ اَلثَّانِيَةُ أَنِّي لَمْ أَشْرَبِ اَلْخَمْرَ قَطُّ وَ اَلثَّالِثَةُ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص اِسْتَوْهَبَنِي عَنْ أَبِي فِي صِبَائِي وَ كُنْتُ أَكِيلَهُ وَ شَرِيبَهُ وَ…
مکحول گوید: امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام فرمود: از اصحاب پیغمبر آنان که مطالب را نیکو بخاطر میسپارند میدانند که در میان آنان کسی نیست که دارای منقبتی باشد مگر اینکه من شریک او بوده ام و بر او برتری داشتم ولی هفتاد منقبت مرا است که هیچ یک از آنان را در آن شرکتی نیست. عرض کردم یا امیر المومنین مرا از آن منقبت ها آگاه گردان فرمود: نخستین منقبت که مرا است اینست که یک چشم بهم زدن برای خدا شریک نگرفتم و لات و عزا را نپرستیده ام. دوم اینکه هرگز می نیاشامیده ام. سوم اینکه رسول خدا مرا در کودکی از دامان پدرم برگرفت و من شریک نان و آب آن حضرت و مونس و هم صحبتش بودم. -چهارم اینکه من نخستین کسی هستم که ایمان آوردم و اسلام قبول کردم. پنجم اینکه رسول خدا به من فرمود یا علی تو از من بجای هارون…
قَدِمَ يَهُودِيَّانِ أَخَوَانِ مِنْ رُؤَسَاءِ اَلْيَهُودِ بِالْمَدِينَةِ فَقَالاَ يَا قَوْمِ إِنَّ نَبِيَّنَا حَدَّثَنَا عَنْهُ أَنَّهُ قَدْ ظَهَرَ نَبِيٌّ بِتِهَامَةَ يُسَفِّهُ أَحْلاَمَ اَلْيَهُودِ وَ يَطْعُنُ فِي دِينِهِمْ وَ نَحْنُ نَخَافُ أَنْ يُزِيلَنَا عَمَّا كَانَ عَلَيْهِ آبَاؤُنَا فَأَيُّكُمْ هَذَا اَلنَّبِيُّ فَإِنْ يَكُنِ اَلَّذِي بَشَّرَ بِهِ دَاوُدُ آمَنَّا بِهِ وَ اِتَّبَعْنَاهُ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ يُورِدُ اَلْكَلاَمَ عَلَى اِئْتِلاَفِهِ وَ يَقُولُ اَلشِّعْرَ وَ يَقْهَرُنَا بِلِسَانِهِ جَاهَدْنَاهُ بِأَنْفُسِنَا وَ أَمْوَالِنَا فَأَيُّكُمْ هَذَا اَلنَّبِيُّ فَقَالَ…
عبد الله بن عباس گوید دو برادر یهودی که از روسای یهود بودند به مدینه آمدند و گفتند ای مردم از پیغمبر ما به ما رسیده است که در مکه پیغمبری پدید آید که افکار یهود را سفیهانه میشمارد و از دینشان انتقاد میکند و ما می ترسیم که آن پیغمبر ما را از دینی که پدران ما داشته اند برگرداند کدام از شما آن پیغمبر هستید؟ که اگر همان باشد که داود مژده آن را داده است باو ایمان آورده و پیروی خواهیم نمود و اگر او نیست و فقط سخنرانی منظم میکند و شعر میگوید و با نیروی زبان خود بر ما چیره میگردد با جان و مال خودمان با او مبارزه خواهیم کرد کدام یک از شما این پیغمبر است؟ مهاجرین و انصار گفتند پیغمبر ما از دنیا رفته است آن دو گفتند حمد خدا را، جانشین او کدام یک از شماست؟ زیرا خدای عز و جل پیغمبری را به قومی نفرستاده…
جَاءَ رَجُلاَنِ مِنْ يَهُودِ خَيْبَرَ وَ مَعَهُمَا اَلتَّوْرَاةُ مَنْشُورَةً يُرِيدَانِ اَلنَّبِيَّ ص فَوَجَدَاهُ قَدْ قُبِضَ فَأَتَيَا أَبَا بَكْرٍ فَقَالاَ إِنَّا قَدْ جِئْنَا نُرِيدُ اَلنَّبِيَّ لِنَسْأَلَهُ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَوَجَدْنَاهُ قَدْ قُبِضَ فَقَالَ وَ مَا مَسْأَلَتُكُمَا قَالاَ أَخْبِرْنَا عَنِ اَلْوَاحِدِ وَ اَلاِثْنَيْنِ وَ اَلثَّلاَثِ وَ اَلْأَرْبَعَةِ وَ اَلْخَمْسَةِ وَ اَلسِّتَّةِ وَ اَلسَّبْعَةِ وَ اَلثَّمَانِيَةِ وَ اَلتِّسْعَةِ وَ اَلْعَشَرَةِ وَ اَلْعِشْرِينَ وَ اَلثَّلاَثِينَ وَ اَلْأَرْبَعِينَ وَ اَلْخَمْسِينَ وَ اَلسِّتِّينَ وَ اَلسَّبْعِينَ وَ اَلثَّمَانِينَ وَ…
راوی گوید به نزد آن حضرت آمدند و جریان را از اول تا آخر عرض کردند و تورات را هم چنان گشاده به همراه داشته امیر المومنین به آنان فرمود اگر پاسخ این پرسش ها را آن چنان که خودتان میدانید بگویم اسلام را خواهید پذیرفت؟ عرض کردند آری اما یک او خدای یکتا است که شریک ندارد. و اما دو فرموده خدای عز و جل است(سوره نحل آیه 51)دو خدا برای خود نگیرید که خدا فقط یکی است. و اما سه و چهار و پنج و شش و هفت و هشت فرموده خدای عز و جل است در قرآنش در باره اصحاب کهف(سوره کهف آیه 22 گویند که اصحاب کهف سه نفر بودند که چهارمیشان سگ آنان است و گویند پنج نفرند ششمی آنان سگشان است و این گفتارشان سگ به تاریکی انداختن است و میگویند که هفت نفر بودند و هشتمی آنان سگشان است. و اما نه فرمایش خدای عز و جل است در قرآن است(سوره…
أَنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع عَلَّمَ أَصْحَابَهُ فِي مَجْلِسٍ وَاحِدٍ أَرْبَعَمِائَةِ بَابٍ مِمَّا يُصْلِحُ لِلْمُسْلِمِ فِي دِينِهِ وَ دُنْيَاهُ قَالَ ع إِنَّ اَلْحِجَامَةَ تُصَحِّحُ اَلْبَدَنَ وَ تَشُدُّ اَلْعَقْلَ وَ اَلطِّيبَ فِي اَلشَّارِبِ مِنْ أَخْلاَقِ اَلنَّبِيِّ ص وَ كَرَامَةَ اَلْكَاتِبِينَ وَ اَلسِّوَاكَ مِنْ مَرْضَاةِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سُنَّةِ اَلنَّبِيِّ ص وَ مَطْيَبَةٌ لِلْفَمِ وَ اَلدُّهْنَ يُلَيِّنُ اَلْبَشَرَةَ وَ يَزِيدُ فِي اَلدِّمَاغِ وَ يُسَهِّلُ مَجَارِيَ اَلْمَاءِ وَ يَذْهَبُ بِالْقَشَفِ وَ يُسْفِرُ اَللَّوْنَ وَ غَسْلَ اَلرَّأْسِ يَذْهَبُ بِالدَّرَنِ وَ…
امام صادق از پدرانش نقل میفرماید که امیر المومنین علیه السلام بیاران خود در یک مجلس چهار صد باب از چیزهایی که دین و دنیای مسلمان را اصلاح میکند بیاموخت و فرمود: حجامت کردن بدن را سلامت و پای عقل را محکم میکند. بشارب عطر زدن از اخلاق پیغمبر ما و باعث احترام در نزد فرشتگان نویسنده اعمال است. مسواک کردن از کارهایی است که باعث رضای خدای عز و جل و سنت پیغمبر است و دهن را پاکیزه میکند. روغن مالیدن پوست بدن را نرم و مغز آدمی را زیاد نموده و مجاری آب را در بدن آسان میکند و خشکی پوست را از بین میبرد و رنگ را روشن میسازد. شستن سر چرک را میبرد و شوره سر را میزداید. آب در دهان گرداندن و در بینی کشیدن سنت است و پاک کننده دهان و بینی است. -انفیه در بینی کردن سر را سلامت نموده و بدن را پاکیزه میکند و هر…
هَبَطَ جَبْرَئِيلُ عَلَى آدَمَ ع فَقَالَ يَا آدَمُ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أُخَيِّرَكَ وَاحِدَةً مِنْ ثَلاَثٍ فَاخْتَرْهَا وَ دَعِ اِثْنَتَيْنِ فَقَالَ لَهُ آدَمُ يَا جَبْرَئِيلُ وَ مَا اَلثَّلاَثُ فَقَالَ اَلْعَقْلُ وَ اَلْحَيَاءُ وَ اَلدِّينُ فَقَالَ آدَمُ إِنِّي قَدِ اِخْتَرْتُ اَلْعَقْلَ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ لِلْحَيَاءِ وَ اَلدِّينِ اِنْصَرِفَا وَ دَعَاهُ فَقَالاَ يَا جَبْرَئِيلُ إِنَّا أُمِرْنَا أَنْ نَكُونَ مَعَ اَلْعَقْلِ حَيْثُ كَانَ قَالَ فَشَأْنَكُمَا وَ عَرَجَ .
اصبغ بن نباته از علی علیه السلام روایت میکند که جبرییل بر آدم نازل شد و گفت: ای آدم من مامور شده ام که ترا در انتخاب یکی از سه چیز مخیر سازم پس یکی را برگزین و دوتا را واگذار. آدم گفت چیست آن سه چیز؟ گفت: عقل و حیا و دین آدم گفت عقل را برگزیدم، جبرییل بحیا و دین گفت شما بازگردید و او را واگذارید، آن دو گفتند ای جبرییل ما ماموریم هرجا که عقل باشد با او باشیم. گفت خود دانید و بالا رفت.
خَرَجَ أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ وَ عُثْمَانُ وَ طَلْحَةُ وَ اَلزُّبَيْرُ وَ سَعْدٌ وَ عَبْدُ اَلرَّحْمَنِ بْنُ عَوْفٍ وَ غَيْرُ وَاحِدٍ مِنَ اَلصَّحَابَةِ يَطْلُبُونَ اَلنَّبِيَّ فِي بَيْتِ أُمِّ سَلَمَةَ فَوَجَدُونِي عَلَى اَلْبَابِ جَالِساً فَسَأَلُونِي عَنْهُ فَقُلْتُ يَخْرُجُ اَلسَّاعَةَ فَلَمْ يَلْبَثْ أَنْ خَرَجَ وَ ضَرَبَ بِيَدِهِ عَلَى ظَهْرِي فَقَالَ كَبِّرْ يَا اِبْنَ أَبِي طَالِبٍ فَإِنَّكَ تُخَاصِمُ اَلنَّاسَ بَعْدِي بِسِتِّ خِصَالٍ فَتَخْصِمُهُمْ لَيْسَتْ فِي قُرَيْشٍ مِنْهَا شَيْ ءٌ إِنَّكَ أَوَّلُهُمْ إِيمَاناً بِاللَّهِ وَ أَقْوَمُهُمْ بِأَمْرِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ…
امیر المومنین(ع)فرمود: ابو بکر و عمر و عثمان و طلحه و زبیر و سعد و عبد الرحمن بن عوف و چند نفر دیگر از اصحاب بجستجوی پیغمبر که در خانه ام سلمه بود آمدند مرا دیدند که بر در خانه نشسته ام سراغ آن حضرت را از من گرفتند گفتم همین لحظه بیرون تشریف خواهد آورد پیغمبر نیز بی درنگ تشریف آورد و دست بر پشت من زد و فرمود زنده و پاینده باشی ای پسر ابی طالب که تو پس از من با مردم محاکمه کنی و با شش دلیل بر آنان پیروز شوی که هیچ یک از آن شش دلیل را قریش ندارند و آن دلیلها این است که تو نخستین کس از آنان هستی که ایمان بخدا آورده ای و در اجرای دستورات از همه استوارتر و بر سر پیمان های خداوند از همه پایدارتر و به زیردستان از همه مهربانتر و در قضاوت از همه داناتر و در مراعات حق تساوی در تقسیم از همه دقیقتر و…
أَتَى رَأْسُ اَلْيَهُودِ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ ع عِنْدَ مُنْصَرَفِهِ عَنْ وَقْعَةِ اَلنَّهْرَوَانِ وَ هُوَ جَالِسٌ فِي مَسْجِدِ اَلْكُوفَةِ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ أَشْيَاءَ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ نَبِيٌّ أَوْ وَصِيُّ نَبِيٍّ قَالَ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ يَا أَخَا اَلْيَهُودِ قَالَ إِنَّا نَجِدُ فِي اَلْكِتَابِ أَنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا بَعَثَ نَبِيّاً أَوْحَى إِلَيْهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ مَنْ يَقُومُ بِأَمْرِ أُمَّتِهِ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْ يَعْهَدَ إِلَيْهِمْ فِيهِ عَهْداً يَحْتَذِي عَلَيْهِ وَ يَعْمَلُ بِهِ فِي…
امام باقر(ع)فرمود: چون امیر المومنین از جنگ نهروان بازگشت در مسجد کوفه نشسته بود که رییس یهودیان بحضورش آمد و عرض کرد یا امیر المومنین خبرهایی را میخواهم از شما بپرسم که جز پیغمبر و یا وصی پیغمبر کسی نتواند پاسخ آنها را بدهد حال چنانچه اجازه میفرمایید بپرسم و گر نه صرف نظر نمایم. فرمود: برادر یهودی هر چه میخواهی بپرس عرض کرد: ما در کتاب خود چنین یافته ایم که خدای عز و جل چون پیغمبری برانگیزد باو وحی میفرماید که از میان افراد خاندان خود کسی را که بتواند پس از وی کار امت را بدست گیرد اختیار کند و از امت خود عهد و پیمان بگیرد که پس از او بر سر پیمان باشند و طبق عهدی که بسته اند رفتار کنند و خدای عز و جل جانشینان پیغمبر را در زمان حیات پیغمبران آزمایش میفرماید و پس از وفات پیغمبران نیز آزمایش…
تَكَلَّمَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع بِتِسْعِ كَلِمَاتٍ اِرْتَجَلَهُنَّ اِرْتِجَالاً فَقَأْنَ عُيُونَ اَلْبَلاَغَةِ وَ أَيْتَمْنَ جَوَاهِرَ اَلْحِكْمَةِ وَ قَطَعْنَ جَمِيعَ اَلْأَنَامِ عَنِ اَللِّحَاقِ بِوَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ ثَلاَثٌ مِنْهَا فِي اَلْمُنَاجَاةِ وَ ثَلاَثٌ مِنْهَا فِي اَلْحِكْمَةِ وَ ثَلاَثٌ مِنْهَا فِي اَلْأَدَبِ فَأَمَّا اَللاَّتِي فِي اَلْمُنَاجَاةِ فَقَالَ ;إِلَهِي كَفَى لِي عِزّاً أَنْ أَكُونَ لَكَ عَبْداً وَ كَفَى بِي فَخْراً أَنْ تَكُونَ لِي رَبّاً أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِي كَمَا تُحِبُّ; وَ أَمَّا اَللاَّتِي فِي اَلْحِكْمَةِ فَقَالَ قِيمَةُ كُلِّ اِمْرِئٍ مَا…
عامر شعبی گوید: امیر المومنین بدون هیچ پیش بینی قبلی نه جمله فرمود که چشمهای بلاغت را از خیره گی کور کرد و جواهر حکمت را یتیم کرده و دست همه مردم را از اینکه بتوانند یکی از این جمله ها را ادا کنند کوتاه کرده است سه جمله از آنها در راز و نیاز است و سه جمله در حکمت و سه جمله در ادب معاشرت اما آن سه جمله که در مناجات است این است که عرضکرد: خدای من مرا همین عزت بس که تو را بنده باشم و همین سربلندی ام بس که تو پروردگار من باشی تو آن چنانی که من دوست دارم مرا نیز آنچنان کن که تو دوست داری. و اما آن سه جمله که در حکمت است این است که فرمود: ارزش هر کس بهمان است که آن را نیکو بسازد و آنکه قدر خویش بدانست از هلاکت برست و مرد در زیر زبان خود نهفته است. و اما آن سه که در ادب معاشرت است این است که فرمود…
بَيْنَمَا أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع فِي اَلرَّحْبَةِ وَ اَلنَّاسُ عَلَيْهِ مُتَرَاكِمُونَ فَمِنْ بَيْنِ مُسْتَفْتٍ وَ مِنْ بَيْنِ مُسْتَعْدٍ إِذْ قَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ فَنَظَرَ إِلَيْهِ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع بِعَيْنَيْهِ هَاتَيْكَ اَلْعَظِيمَتَيْنِ ثُمَّ قَالَ وَ عَلَيْكَ اَلسَّلاَمُ وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ مَنْ أَنْتَ فَقَالَ أَنَا رَجُلٌ مِنْ رَعِيَّتِكَ وَ أَهْلِ بِلاَدِكَ قَالَ مَا أَنْتَ مِنْ رَعِيَّتِي وَ أَهْلِ بِلاَدِي وَ لَوْ سَلَّمْتَ عَلَيَّ يَوْماً وَاحِداً مَا خَفِيتَ…
امام باقر(ع)فرمود: در آن میان که امیر المومنین در رحبه بود و مردم گرداگرد او را گرفته بودند بعضی فتوی می پرسید و بعضی دادرسی میخواست مردی برخاست و عرض کرد سلام بر تو ای امیر المومنین و رحمت و برکات خدا بر تو باد امیر المومنین با همان دو چشمان درشت اش نگاهی باو کرد و سپس فرمود: و علیک السلام و رحمه الله و برکاته تو کیستی؟ عرض کرد من مردی از رعیت و افراد کشور تو هستم فرمود: تو از رعیت من و افراد کشور من نیستی، که اگر یک روز هم بمن سلام داده بودی از نظر من پنهان نمیماند عرض کرد یا امیر المومنین از حضرتت خواستار امانم امیر المومنین فرمود: مگر از هنگامی که باین شهر آمده ای کار تازه ای انجام داده ای؟ عرض کرد نه، فرمود: شاید از افرادی هستی که با ما سر جنگ دارند عرض کرد: بلی: فرمود: آنگاه که آتش جنگ…
أَتَى قَوْمٌ مِنَ اَلْيَهُودِ عُمَرَ بْنَ اَلْخَطَّابِ وَ هُوَ يَوْمَئِذٍ وَالٍ عَلَى اَلنَّاسِ فَقَالُوا أَنْتَ وَالِي هَذَا اَلْأَمْرِ بَعْدَ نَبِيِّكُمْ وَ قَدْ أَتَيْنَاكَ نَسْأَلُكَ عَنْ أَشْيَاءَ إِنْ أَنْتَ أَخْبَرْتَنَا بِهَا آمَنَّا وَ صَدَّقْنَا وَ اِتَّبَعْنَاكَ فَقَالَ عُمَرُ سَلُوا عَمَّا بَدَا لَكُمْ قَالُوا أَخْبِرْنَا عَنْ أَقْفَالِ اَلسَّمَاوَاتِ اَلسَّبْعِ وَ مَفَاتِيحِهَا وَ أَخْبِرْنَا عَنْ قَبْرٍ سَارَ بِصَاحِبِهِ وَ أَخْبِرْنَا عَمَّنْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ لَيْسَ مِنَ اَلْجِنِّ وَ لاَ مِنَ اَلْإِنْسِ وَ أَخْبِرْنَا عَنْ مَوْضِعٍ طَلَعَتْ فِيهِ اَلشَّمْسُ وَ لَمْ تَعُدْ…
طاوس گوید: جمعی از یهود ایام حکومت عمر بن خطاب نزد او آمدند و گفتند: پس از پیغمبر شما تو زمام این کار را بدست گرفته ای و ما آمده ایم بنزد تو تا چیزهایی از تو بپرسیم که اگر به سوالات ما پاسخ صحیح دادی ایمان آورده و تصدیق نموده و پیرو تو باشیم عمر گفت: هر چه میخواهید بپرسید گفتند: از قفلهای هفت آسمان و کلیدهایش ما را خبر ده و از قبری که با صاحب اش گردش میکرد ما را آگاه کن و از کسی که بطایفه خود اعلام خطر کرد ولی نه از جن بود و نه از بشر ما را آگاه کن و از جایی که آفتاب بجز یک بار بآن نتابیده ما را آگاه کن و از پنج جانداری که در رحم آفریده نشده اند ما را آگاه کن و از یک و دو تا و سه تا و چهار تا و پنج تا و شش تا و هفت تا و از هشت تا و نه تا و ده تا و یازده تا و دوازده تا. گوید: عمر مدتی سر بزیر…