لَيْسَ اَلْحَكِيمُ مَنْ لَمْ يُدَارِ مَنْ لاَ يَجِدُ بُدّاً مِنْ مُدَارَاتِهِ.
فرزانه نیست آن کس که مدارا نکند با کسی که راه چاره ای جز مدارا با او نیست.
امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)
لَيْسَ اَلْحَكِيمُ مَنْ لَمْ يُدَارِ مَنْ لاَ يَجِدُ بُدّاً مِنْ مُدَارَاتِهِ.
فرزانه نیست آن کس که مدارا نکند با کسی که راه چاره ای جز مدارا با او نیست.
أَرْبَعٌ لَوْ ضَرَبْتُمْ فِيهِنَّ أَكْبَادَ اَلْإِبِلِ لَكَانَ ذَلِكَ يَسِيراً لاَ يَرْجُوَنَّ أَحَدٌ إِلاَّ رَبَّهُ وَ لاَ يَخَافَنَّ إِلاَّ ذَنْبَهُ وَ لاَ يَسْتَحِيَنَّ أَنْ يَقُولَ لاَ أَعْلَمُ إِذَا هُوَ لَمْ يَعْلَمْ وَ لاَ يَسْتَكْبِرَنَّ أَنْ يَتَعَلَّمَ إِذَا لَمْ يَعْلَمْ.
چهار چیز است که برای به دست آوردن آنها اگر بر شتر سوار شوید و تند بتازید، باز کم است: هیچ یک از شما جز به پروردگار خود امید نبندد و از چیزی جز گناه خود نترسد و اگر چیزی که از او پرسند که نداند از گفتن«نمی دانم»شرم نکند و از آموختن چیزی که نمی داند خودخواهانه سرباز نزند.
أَمَّا بَعْدُ فَاطْلُبْ مَا يَعْنِيكَ وَ اُتْرُكْ مَا لاَ يَعْنِيكَ فَإِنَّ فِي تَرْكِ مَا لاَ يَعْنِيكَ دَرْكَ مَا يَعْنِيكَ وَ إِنَّمَا تَقْدَمُ عَلَى مَا أَسْلَفْتَ لاَ عَلَى مَا خَلَّفْتَ وَ اِبْنِ مَا تَلْقَاهُ غَداً عَلَى مَا تَلْقَاهُ وَ اَلسَّلاَمُ .
حضرت علی علیه السلام به عبد الله بن عباس، نوشت: آنچه به کار تو آید بجوی و آنچه به کار تو نیاید واگذار؛ زیرا وانهادن آنچه که به کار تو نمی آید برای دستیابی به آنچه است که به کار تو می آید و همانا تو بر آنچه پیش فرستادی پس از مردن وارد می شوی نه بر آنچه پشت سر نهادی؛ پس آنچه را فردای قیامت با آن مواجه می شوی چنان بساز که دوست داری با آن مواجه شوی؛ و السلام.
إِنَّ أَحْسَنَ مَا يَأْلَفُ بِهِ اَلنَّاسُ قُلُوبَ أَوِدَّائِهِمْ وَ نَفَوْا بِهِ اَلضِّغْنَ عَنْ قُلُوبِ أَعْدَائِهِمْ حُسْنُ اَلْبِشْرِ عِنْدَ لِقَائِهِمْ وَ اَلتَّفَقُّدُ فِي غَيْبَتِهِمْ وَ اَلْبَشَاشَةُ بِهِمْ عِنْدَ حُضُورِهِمْ.
بهترین چیزی که مردم به وسیله آن در دلهای دوستانشان الفت ایجاد می کنند و کینه را از دل دشمنانشان دور می سازند، خوش برخوردی هنگام دیدار و جویای احوال شدن در غیاب و خوشرویی هنگام حضور آنهاست.
لاَ يَجِدُ عَبْدٌ طَعْمَ اَلْإِيمَانِ حَتَّى يَعْلَمَ أَنَّ مَا أَصَابَهُ لَمْ يَكُنْ لِيُخْطِئَهُ وَ مَا أَخْطَأَهُ لَمْ يَكُنْ لِيُصِيبَهُ.
بنده مزه ایمان را نچشد مگر آن که بداند آنچه باید به او برسد خواهد رسید و آنچه نباید به او برسد نخواهد رسید.
يَا رَبِّ مَا أَشْقَى جِدَّ مَنْ لَمْ يَعْظُمْ فِي عَيْنِهِ وَ قَلْبِهِ مَا رَأَى مِنْ مُلْكِكَ وَ سُلْطَانِكَ فِي جَنْبِ مَا لَمْ تَرَ عَيْنُهُ وَ قَلْبُهُ مِنْ مُلْكِكَ وَ سُلْطَانِكَ وَ أَشْقَى مِنْهُ مَنْ لَمْ يَصْغُرْ فِي عَيْنِهِ وَ قَلْبِهِ مَا رَأَى وَ مَا لَمْ يَرَ مِنْ مُلْكِكَ وَ سُلْطَانِكَ فِي جَنْبِ عَظَمَتِكَ وَ جَلاَلِكَ لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ اَلظّالِمِين
پروردگارا چه بدبخت است کسی که آنچه از پادشاهی و قدرت تو می بیند، در کنار آن پادشاهی و قدرت تو که به چشم و دلش نمی بیند، در نگاه و دل او بس بزرگ نیاید و بدبخت تر از او کسی است که پادشاهی و قدرت مشهود و نامشهود تو در قیاس با عظمت و جلال تو در چشم و دلش بس خرد و ناچیز نیاید. خدایی جز تو نیست، پاک و منزهی ای خدا همانا من از ستمکارانم.
إِنَّمَا اَلدُّنْيَا فَنَاءٌ وَ عَنَاءٌ وَ غِيَرٌ وَ عِبَرٌ فَمِنْ فَنَائِهَا أَنَّكَ تَرَى اَلدَّهْرَ مُوَتِّراً قَوْسَهُ مُفَوِّقاً نَبْلَهُ لاَ تُخْطِئُ سِهَامُهُ وَ لاَ تُشْفَى جِرَاحُهُ يَرْمِي اَلصَّحِيحَ بِالسَّقَمِ وَ اَلْحَيَّ بِالْمَوْتِ وَ مِنْ عَنَائِهَا أَنَّ اَلْمَرْءَ يَجْمَعُ مَا لاَ يَأْكُلُ وَ يَبْنِي مَا لاَ يَسْكُنُ ثُمَّ يَخْرُجُ إِلَى اَللَّهِ لاَ مَالاً حَمَلَ وَ لاَ بِنَاءً نَقَلَ وَ مِنْ غِيَرِهَا أَنَّكَ تَرَى اَلْمَغْبُوطَ مَرْحُوماً وَ اَلْمَرْحُومَ مَغْبُوطاً لَيْسَ بَيْنَهُمْ إِلاَّ نَعِيْمٌ زَالَ وَ بُؤْسٌ نَزَلَ وَ مِنْ عِبَرِهَا أَنَّ اَلْمَرْءَ يُشْرِفُ عَلَى…
به راستی، دنیا سرای نابود شدن است و رنج بردن و دگرگونی و پند گرفتن. نشانه نابود شدن اینکه روزگار کمان خود را کشیده، تیرهایش به خطا نرود و زخمهایش درمان نپذیرد. تندرست را به تیر بیماری زند و زنده را به تیر مرگ. سرای رنج است؛ زیرا آدمی فراهم می آورد آنچه را که نمی خورد و می سازد آنچه را که در آن نمی نشیند؛ آنگاه به سوی خدا می رود، در حالی که نه از آن مال، پشیزی با خود می برد و نه از آن ساختمان، خشتی سرای دگرگونی است؛ زیرا یکی را بینی که روزگاری بر نعمت و مال او حسرت می خوردند، امروز سزاوار دلسوزی شده است و یکی را بینی که روزگاری او را سزاوار دلسوزی می دانستند، امروز بر نعمت و مال او حسرت می خورند و این نیست جز به خاطر نعمتی که از دستش رفته و یا تنگدستی که گریبان او را گرفته دنیا سرای پند و…
مِنْ أَحَبِّ اَلسُّبُلِ إِلَى اَللَّهِ جُرْعَتَانِ جُرْعَةُ غَيْظٍ تَرُدُّهَا بِحِلْمٍ وَ جُرْعَةُ حُزْنٍ تَرُدُّهَا بِصَبْرٍ وَ مِنْ أَحَبِّ اَلسُّبُلِ إِلَى اَللَّهِ قَطْرَتَانِ قَطْرَةُ دُمُوعٍ فِي جَوْفِ اَللَّيْلِ وَ قَطْرَةُ دَمٍ فِي سَبِيلِ اَللَّهِ وَ مِنْ أَحَبِّ اَلسُّبُلِ إِلَى اَللَّهِ خُطْوَتَانِ خُطْوَةُ اِمْرِئٍ مُسْلِمٍ يَشُدُّ بِهَا صَفّاً فِي سَبِيلِ اَللَّهِ وَ خُطْوَةٌ فِي صِلَةِ اَلرَّحِمِ وَ هِيَ أَفْضَلُ مِنْ خُطْوَةٍ يَشُدُّ بِهَا صَفّاً فِي سَبِيلِ اَللَّهِ.
از محبوبترین راههای منتهی به خدا، نوشیدن دو جرعه است: یکی جرعه خشمی که با بردباری اش فرو خوری و دیگری جرعه غصه ای که با شکیبایی اش در خوری. و از محبوب ترین راههای منتهی به خدا، ریختن دو قطره است: یکی قطره اشکی در دل شب و دیگری قطره خونی در راه خدا. و از محبوبترین گام ها به سوی خدا، دو گام است: یکی گام برداشتن مرد مسلمانی که به وسیله آن صف مجاهدان راه خدا را محکم سازد و دیگری گامی است که برای صله رحم بر می دارد و این گام از گام اول بهتر و برتر است.
لاَ يَكُونُ اَلصَّدِيقُ لِأَخِيهِ صَدِيقاً حَتَّى يَحْفَظَهُ فِي نَكْبَتِهِ وَ غَيْبَتِهِ وَ بَعْدَ وَفَاتِهِ.
دوست را دوست نتوان گفت مگر آنگاه که در سه جای آبروی دوست خود را حفظ نماید: هنگام گرفتاری، هنگامی که حاضر نباشد و پس از وفات او.
إِنَّ قُلُوبَ اَلْجُهَّالِ تَسْتَفِزُّهَا اَلْأَطْمَاعُ وَ تَرْهَنُهَا اَلْمُنَى وَ تَسْتَعْلِقُهَا اَلْخَدَائِعُ .
به راستی، دل جاهلان را طمع ها از جا برکند و آرزوها به گروگان گیرد و نیرنگها در بند کشد.
مَنِ اِسْتَحْكَمَتْ فِيهِ خَصْلَةٌ مِنْ خِصَالِ اَلْخَيْرِ اِغْتَفَرْتُ مَا سِوَاهَا وَ لاَ أَغْتَفِرُ فَقْدَ عَقْلٍ وَ لاَ دِينٍ لِأَنَّ مُفَارَقَةَ اَلدِّينِ مُفَارَقَةُ اَلْأَمْنِ وَ لاَ حَيَاةَ مَعَ مَخَافَةٍ وَ فَقْدَ اَلْعَقْلِ فَقْدُ اَلْحَيَاةِ وَ لاَ يُقَاسُ إِلاَّ بِالْأَمْوَاتِ .
هر گاه در کسی دیدم صفتی از صفات نیک در او ریشه دوانیده؛ از اینکه از دیگر صفات نیک بی بهره است چشم می پوشم، اما هرگز بی خردی و بی دینی او را نمی توانم نادیده بگیرم؛ زیرا جدا شدن از دین، جدا شدن از امنیت است و زندگی در سایه ترس دلپذیر نیست و بی خردی نیز مردن است و بی خرد فقط با مردگان قابل مقایسه است.
مَنْ عَرَّضَ نَفْسَهُ لِلتُّهَمَةِ فَلاَ يَلُومَنَّ مَنْ أَسَاءَ بِهِ اَلظَّنَّ وَ مَنْ كَتَمَ سِرَّهُ كَانَتِ اَلْخِيَرَةُ فِي يَدِهِ .
هر کس خود را با رفتن به جاهای تهمت انگیز در معرض تهمت قرار دهد نباید بدگمان به خویش را ملامت نماید. و هر کس راز خود را نهان دارد اختیار خود را به دست دارد.