قال الإمام العسکري عليه السلام

احادیث درباره لاف زن از امام عسکری (ع)

امام حسن عسکری (علیه السلام)

كَانَ أَحْمَدُ بْنُ عُبَيْدِ اَللَّهِ بْنِ خَاقَانَ عَلَى اَلضِّيَاعِ وَ اَلْخَرَاجِ بِقُمَّ فَجَرَى فِي مَجْلِسِهِ يَوْماً ذِكْرُ اَلْعَلَوِيَّةِ وَ مَذَاهِبِهِمْ وَ كَانَ شَدِيدَ اَلنَّصْبِ فَقَالَ مَا رَأَيْتُ وَ لاَ عَرَفْتُ بِسُرَّ مَنْ رَأَى رَجُلاً مِنَ اَلْعَلَوِيَّةِ مِثْلَ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ اَلرِّضَا فِي هَدْيِهِ وَ سُكُونِهِ وَ عَفَافِهِ وَ نُبْلِهِ وَ كَرَمِهِ عِنْدَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ بَنِي هَاشِمٍ وَ تَقْدِيمِهِمْ إِيَّاهُ عَلَى ذَوِي اَلسِّنِّ مِنْهُمْ وَ اَلْخَطَرِ وَ كَذَلِكَ اَلْقُوَّادِ وَ اَلْوُزَرَاءِ وَ عَامَّةِ اَلنَّاسِ فَإِنِّي كُنْتُ يَوْماً…

احمد بن عبید الله بن خاقان که دشمنی سختی با علی و اولادش داشت، متصدی املاک و خراج شهر قم 244 - 3 بود -روزی در مجلسش از علویان و مذاهبشان سخن بمیان آمد، او گفت: من در سامره مردی از اولاد علی را از لحاظ رفتار و وقار و پاکدامنی و نجابت و بزرگواری در خانواده خودش و بنی هاشم مانند حسن بن علی بن محمد، ابن الرضا ندیدم و نشناختم که خاندان خودش و بنی هاشم و سرلشکران و وزیران و همه مردم او را بر سالخوردگان و اشراف مقدم بدارند. زیرا من روزی بالای سر پدرم ایستاده بودم و آن روزی بود که برای پذیرفتن مردم مینشست، ناگاه دربانانش در آمدند و گفتند: ابو محمد، ابن الرضا دم در است، پدرم بآواز بلند گفت: اجازه اش دهید. من تعجب کردم از اینکه در محضر پدرم مردی را بکنیه معرفی کردند، در صورتی که جز خلیفه و ولیعهد و…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 503

وَ كَتَبَ إِلَيْهِ بَعْضُ شِيعَتِهِ يُعَرِّفُهُ اِخْتِلاَفَ اَلشِّيعَةِ فَكَتَبَ ع إِنَّمَا خَاطَبَ اَللَّهُ اَلْعَاقِلَ وَ اَلنَّاسُ فِيَّ عَلَى طَبَقَاتٍ اَلْمُسْتَبْصِرُ عَلَى سَبِيلِ نَجَاةٍ مُتَمَسِّكٌ بِالْحَقِّ مُتَعَلِّقٌ بِفَرْعِ اَلْأَصْلِ غَيْرُ شَاكٍّ وَ لاَ مُرْتَابٍ لاَ يَجِدُ عَنِّي مَلْجَأً وَ طَبَقَةٌ لَمْ تَأْخُذِ اَلْحَقَّ مِنْ أَهْلِهِ فَهُمْ كَرَاكِبِ اَلْبَحْرِ يَمُوجُ عِنْدَ مَوْجِهِ وَ يَسْكُنُ عِنْدَ سُكُونِهِ وَ طَبَقَةٌ اِسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ اَلشَّيْطانُ شَأْنُهُمُ اَلرَّدُّ عَلَى أَهْلِ اَلْحَقِّ وَ دَفْعُ اَلْحَقِّ بِالْبَاطِلِ حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ…

در پاسخ به نامه یکی از شیعیانش که اختلاف میان شیعیان را به استحضار ایشان رسانده بود، مرقوم فرموده: به راستی، خدا با خردمند گفتگو دارد و مردم در باره من سه گروه شده اند: یک گروه بینا به راه نجات و چنگ در زننده به حق و آویخته به شاخه حقیقت و هیچ شک و تردیدی در دل ندارند و جز من پناهی برای خود نجویند. گروه دیگر، حق را از حق شناسان به دست نیاورده اند و مانند دریانوردان هنگام موج به حرکت درآیند و هنگام سکون دریا آرام گیرند و گروهی هم تحت سلطه شیطانند و کارشان رد بر اهل حق و دفع حق به باطل است که آن نیز به خاطر آن حسدی است که در دل خود دارند؛ پس آن کس را که به راست و چپ می رود واگذار؛ زیرا اگر چوپان بخواهد گوسفندان خود گرد آورد با کمترین تلاشی آن کار را انجام می دهد. از افشای اسرار و ریاست جویی…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 486
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه