لَقِيتُ يَحْيَى بْنَ أَكْثَمَ فِي دَارِ اَلْعَامَّةِ فَسَأَلَنِي عَنْ مَسَائِلَ فَجِئْتُ إِلَى أَخِي عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ ع فَدَارَ بَيْنِي وَ بَيْنَهُ مِنَ اَلْمَوَاعِظِ مَا حَمَلَنِي وَ بَصَّرَنِي طَاعَتَهُ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ اِبْنَ أَكْثَمَ كَتَبَ يَسْأَلُنِي عَنْ مَسَائِلَ لِأُفْتِيَهُ فِيهَا فَضَحِكَ ع ثُمَّ قَالَ فَهَلْ أَفْتَيْتَهُ قُلْتُ لاَ لَمْ أَعْرِفْهَا قَالَ ع وَ مَا هِيَ قُلْتُ كَتَبَ يَسْأَلُنِي عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ قالَ اَلَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ اَلْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ نَبِيُّ اَللَّهِ كَانَ مُحْتَاجاً إِلَى…
پاسخهای امام هادی علیه السلام به سوالات یحیی بن اکثم - برادر امام هادی علیه السلام جناب موسی بن محمد بن رضا علیه السلام معروف به موسی مبرقع گوید: در دیوان عمومی به یحیی بن اکثم برخوردم و از من پرسشهایی نمود، من نزد برادرم علی بن محمد علیهما السلام آمدم و میان من و ایشان گفت و شنودهایی انجام پذیرفت و به من پندهایی داد و رهنمودهایی ارایه فرمود که مرا بینا و به طاعت از او واداشت. به ایشان عرض کردم: فدایت گردم ابن اکثم نامه ای به من داده و از من سوالاتی نموده و درخواست کرده پاسخش گویم. امام هادی علیه السلام تبسمی کرد و سپس فرمود: آیا تو نیز پاسخش دادی؟ گفتم: نه، پاسخ آنها را نمی دانستم. امام هادی علیه السلام فرمود: آن سوالات چیست؟ گفتم: در آن نامه این سوالات را مطرح کرده است: در باره فرمایش…
إِنَّ اَللَّهَ لاَ يُوصَفُ إِلاَّ بِمَا وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ وَ أَنَّى يُوصَفُ اَلَّذِي تَعْجِزُ اَلْحَوَاسُّ أَنْ تُدْرِكَهُ وَ اَلْأَوْهَامُ أَنْ تَنَالَهُ وَ اَلْخَطَرَاتُ أَنْ تَحُدَّهُ وَ اَلْأَبْصَارُ عَنِ اَلْإِحَاطَةِ بِهِ نَأَى فِي قُرْبِهِ وَ قَرُبَ فِي نَأْيِهِ كَيَّفَ اَلْكَيْفَ بِغَيْرِ أَنْ يُقَالَ كَيْفَ وَ أَيَّنَ اَلْأَيْنَ بِلاَ أَنْ يُقَالَ أَيْنَ هُوَ مُنْقَطِعُ اَلْكَيْفِيَّةِ وَ اَلْأَيْنِيَّةِ اَلْوَاحِدُ اَلْأَحَدُ جَلَّ جَلاَلُهُ وَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُهُ.
به راستی، خداوند وصف نشود جز به آنچه خودش خود را وصف نموده است. کجا می تواند وصف پذیر باشد در حالی که حواس از درکش عاجز است و خردها بدو نرسند و تصورات به کنه او پی نبرند و او در دیدگان نگنجد، آن خدایی که با تمام نزدیکیش دور است و با تمام دوریش نزدیک؛ چگونگی را پدید آورد ولی «چگونه»در مورد او به کار نرود و کجایی را آفرید ولی«کجا»در باره او استفاده نشود. او از چگونگی و کجایی برکنار است، یگانه است و یکتا، جلالت او پرجلال و نامهایش مقدس باد
أَنَّهُ كَتَبَ إِلَى أَبِي اَلْحَسَنِ ع سَأَلَهُ عَنْ رَجُلٍ وَاقَعَ اِمْرَأَةً فِي شَهْرِ رَمَضَانَ مِنْ حِلٍّ أَوْ حَرَامٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ قَالَ عَلَيْهِ عَشْرُ كَفَّارَاتٍ لِكُلِّ مَرَّةٍ كَفَّارَةٌ قَالَ فَإِنْ أَكَلَ أَوْ شَرِبَ فَكَفَّارَةُ يَوْمٍ وَاحِدٍ .
فتح بن یزید جرجانی نامه ای بحضرت موسی بن جعفر(ع)نوشت در نامه پرسیده بود از حکم مردیکه با زنی در ماه رمضان چه حلال و چه حرام ده بار عمل جنسی انجام داده است حضرت فرمود: ده کفاره بر او لازم می آید برای هر بار یک کفاره و فرمود: اگر(چند بار در یک روز)بخورد یا بیاشامد فقط کفاره یک روز بر او لازم است.
اِجْتَمَعْتُ أَنَا وَ اَلشَّيْخُ أَبُو عَمْرٍو رَحِمَهُ اَللَّهُ عِنْدَ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ فَغَمَزَنِي أَحْمَدُ بْنُ إِسْحَاقَ أَنْ أَسْأَلَهُ عَنِ اَلْخَلَفِ فَقُلْتُ لَهُ يَا أَبَا عَمْرٍو إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ شَيْ ءٍ وَ مَا أَنَا بِشَاكٍّ فِيمَا أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْهُ فَإِنَّ اِعْتِقَادِي وَ دِينِي أَنَّ اَلْأَرْضَ لاَ تَخْلُو مِنْ حُجَّةٍ إِلاَّ إِذَا كَانَ قَبْلَ يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ بِأَرْبَعِينَ يَوْماً فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ رُفِعَتِ اَلْحُجَّةُ وَ أُغْلِقَ بَابُ اَلتَّوْبَةِ فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ…
حمیری گوید: من و شیخ ابو عمرو(عثمان بن سعید عمری نایب اول)-رحمه الله-نزد احمد ابن اسحاق گرد آمدیم، احمد بن اسحاق بمن اشاره کرد که راجع بجانشین(امام حسن عسگری)از شیخ بپرسم، من باو گفتم، ای ابا عمرو من میخواهم از شما چیزی بپرسم که نسبت بآن شک ندارم، زیرا اعتقاد و دین من اینست که زمین هیچ گاه از حجت خالی نمیماند، مگر چهل روز پیش از قیامت(یعنی ایامی که مقدمات قیامت مانند خروج دابه و مانند آن بظهور میرسد)و چون آن روز برسد، حجت برداشته و راه توبه بسته شود آنگاه کسی که از پیش ایمان نیاورده و یا در دوران ایمانش کار خیری نکرده، ایمان آوردنش سودش ندهد-158 سوره 7-»و ایشان بدترین مخلوق خدای عز و جل باشند و قیامت علیه ایشان بر پا می شود، -ولی من دوست دارم که یقینم افزوده گردد، همانا حضرت ابراهیم علیه…