عَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لِلْيَهُودِيِّ اَلَّذِي سَحَرَهُ مَا حَمَلَكَ عَلَى مَا صَنَعْتَ قَالَ عَلِمْتُ أَنَّهُ لاَ يَضُرُّكَ وَ أَنْتَ نَبِيٌّ قَالَ فَعَفَا عَنْهُ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ .
امام رضا علیه السّلام فرمود:رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله به مردی که ایشان را سحر کرده بود فرمود:چرا مرتکب آن کار شدی؟گفت:دانستم که اگر پیامبر باشی در تو اثر نمی کند، در اینجا رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله از او گذشت کرد.
عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : أَبَقَ غُلاَمٌ لِأَبِي اَلْحَسَنِ إِلَى مِصْرَ فَأَصَابَهُ إِنْسَانٌ مِنْ أَهْلِ اَلْمَدِينَةِ فَقَيَّدَهُ وَ خَرَجَ بِهِ فَدَخَلَ اَلْمَدِينَةَ لَيْلا فَأَتَى بِهِ مَنْزِلَ أَبِي اَلْحَسَنِ فَخَرَجَ إِلَيْهِ أَبُو اَلْحَسَنِ فَقَامَ إِلَيْهِ اَلْغُلاَمُ يُسَلِّمُ عَلَيْهِ فَسَمِعَ حَرَكَةَ اَلْقَيْدِ فَقَالَ مَنْ هَذَا قَالَ غُلاَمُكَ فُلاَنٌ وَجَدْتُهُ فَقَالَ لِلْغُلاَمِ اِذْهَبْ فَأَنْتَ حُرٌّ .
یکی از یاران امام رضا علیه السّلام گوید:غلامی از غلامان امام رضا علیه السّلام فرار کرد، و به مصر رفت، یکی از اهالی مدینه که در آنجا بود او را شناخت و دستگیرش کرد، و به طرف مدینه آورد، شب هنگام او را وارد منزل امام علیه السّلام نمود، حضرت به نزد او رفت، هنگامی که غلام برای سلام کردن حرکت کرد امام صدای غل و زنجیرش را شنید، فرمود:این کیست؟آن مرد گفت:این همان غلام فراری شماست که من او را یافته ام، حضرت به غلام فرمود:برو تو آزادی.