سَأَلْتُ اَلرِّضَا ع عَنِ اَلتَّوْحِيدِ فَقَالَ كُلُّ مَنْ قَرَأَ قُلْ هُوَ اَللّهُ أَحَدٌ وَ آمَنَ بِهَا فَقَدْ عَرَفَ اَلتَّوْحِيدَ قُلْتُ كَيْفَ يَقْرَأُهَا قَالَ كَمَا يَقْرَأُهَا اَلنَّاسُ وَ زَادَ فِيهِ كَذَلِكَ اَللَّهُ رَبِّي كَذَلِكَ اَللَّهُ رَبِّي .
عبد العزیز گوید از حضرت رضا(ع)راجع بتوحید پرسیدم، فرمود: هر که« / قل هو الله احد / » را بخواند و بآن ایمان آورد توحید را شناخته است، عرض کردم: این سوره را چگونه بخواند؟ فرمود چنان که مردم میخوانند، و خود حضرت این جمله را افزود: چنین است پروردگارم چنین است پروردگارم (افزودن این جمله پس از پایان سوره مستحب است و مانند گفتن«صدق الله العلی العظیم»پس از پایان قرآن و گفتن«لبیک»بعد از« / یا ایها الذین آمنوا / »میباشد.
سَأَلَنِي أَبُو قُرَّةَ اَلْمُحَدِّثُ أَنْ أُدْخِلَهُ عَلَى أَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع فَاسْتَأْذَنْتُهُ فِي ذَلِكَ فَأَذِنَ لِي فَدَخَلَ عَلَيْهِ فَسَأَلَهُ عَنِ اَلْحَلاَلَ وَ اَلْحَرَامِ وَ اَلْأَحْكَامِ حَتَّى بَلَغَ سُؤَالُهُ إِلَى اَلتَّوْحِيدِ فَقَالَ أَبُو قُرَّةَ إِنَّا رُوِّينَا أَنَّ اَللَّهَ قَسَمَ اَلرُّؤْيَةَ وَ اَلْكَلاَمَ بَيْنَ نَبِيَّيْنِ فَقَسَمَ اَلْكَلاَمَ لِمُوسَى وَ لِمُحَمَّدٍ اَلرُّؤْيَةَ فَقَالَ أَبُو اَلْحَسَنِ ع فَمَنِ اَلْمُبَلِّغُ عَنِ اَللَّهِ إِلَى اَلثَّقَلَيْنِ مِنَ اَلْجِنِّ وَ اَلْإِنْسِ لا تُدْرِكُهُ اَلْأَبْصارُ وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً وَ لَيْسَ…
صفوان بن یحیی گوید: ابو قره محدث از من خواست که او را خدمت حضرت رضا(ع)برم، از آن حضرت اجازه خواستم، اجازه فرمود، ابو قره بمحضرش رسید و از حلال و حرام و احکام دین پرسش کرد تا آنکه سوالش بتوحید رسید و عرض کرد: برای ما چنین روایت کرده اند که خدا دیدار و هم سخنی خویش را میان دو پیغمبر تقسیم فرمود، قسمت هم سخنی را بموسی و قسمت دیدار خویش را بمحمد عطا کرد. حضرت فرمود: پس آنکه از طرف خدا بجن و انس رسانید که: دیده ها او را درک نکند، علم مخلوق باو احاطه نکند، چیزی مانند او نیست، کی بود؟ مگر محمد(ص)نبود؟ عرض کرد: چرا، فرمود: چگونه ممکن است مردی بسوی تمام مخلوق آید و بآنها گوید که از جانب خدا آمده و آنها را بفرمان خدا بسوی خدا خواند و بگوید: دیده ها خدا را در نیابند و علمشان باو احاطه نکند و چیزی…