قال الإمام الرضاء عليه السلام

احادیث درباره رنگ و بو از امام رضا (ع)

امام رضا (علیه السلام)

دَخَلْنَا عَلَى أَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع فَحَكَيْنَا لَهُ أَنَّ مُحَمَّداً ص رَأَى رَبَّهُ فِي صُورَةِ اَلشَّابِّ اَلْمُوفِقِ فِي سِنِّ أَبْنَاءِ ثَلاَثِينَ سَنَةً وَ قُلْنَا إِنَّ هِشَامَ بْنَ سَالِمٍ وَ صَاحِبَ اَلطَّاقِ وَ اَلْمِيثَمِيَّ يَقُولُونَ إِنَّهُ أَجْوَفُ إِلَى اَلسُّرَّةِ وَ اَلْبَقِيَّةُ صَمَدٌ فَخَرَّ سَاجِداً لِلَّهِ ثُمَّ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا عَرَفُوكَ وَ لاَ وَحَّدُوكَ فَمِنْ أَجْلِ ذَلِكَ وَصَفُوكَ سُبْحَانَكَ لَوْ عَرَفُوكَ لَوَصَفُوكَ بِمَا وَصَفْتَ بِهِ نَفْسَكَ سُبْحَانَكَ كَيْفَ طَاوَعَتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ يُشَبِّهُوكَ بِغَيْرِكَ اَللَّهُمَّ لاَ أَصِفُكَ…

خزاز و محمد بن حسین گویند: خدمت حضرت رضا(ع)شرفیاب شدیم و برای آن حضرت نقل کردیم، روایتی که: محمد(ص)پروردگارش را بصورت جوان آراسته سی ساله دیده و گفتیم: هشام بن سالم و صاحب طاق و میثمی میگویند: خدا تا ناف میان خالی بود و باقی تنش تو پر، حضرت برای خدا بسجده افتاد و فرمود: منزهی تو، ترا نشناختند و یگانه ات ندانستند، از این رو برایت صفت تراشیدند، منزهی تو، اگر ترا میشناختند بآنچه خود را توصیف کرده یی توصیف میکردند، منزهی تو، چگونه بخود اجازه دادند که ترا بدیگری تشبیه کنند بار خدایا: من ترا جز بآنچه خود ستوده یی نستایم و بمخلوقت مانند نسازم، تو هر خیری را سزاواری، مرا از مردم ستمگر قرار مده سپس بما توجه نمود و فرمود: هر چه بخاطرتان گذشت خدا را غیر آن دانید، بعد فرمود: ما آل محمد طریق معتدلی(صراط…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 100

اِعْلَمْ عَلَّمَكَ اَللَّهُ اَلْخَيْرَ أَنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَدِيمٌ وَ اَلْقِدَمُ صِفَتُهُ اَلَّتِي دَلَّتِ اَلْعَاقِلَ عَلَى أَنَّهُ لاَ شَيْ ءَ قَبْلَهُ وَ لاَ شَيْ ءَ مَعَهُ فِي دَيْمُومِيَّتِهِ فَقَدْ بَانَ لَنَا بِإِقْرَارِ اَلْعَامَّةِ مُعْجِزَةُ اَلصِّفَةِ أَنَّهُ لاَ شَيْ ءَ قَبْلَ اَللَّهِ وَ لاَ شَيْ ءَ مَعَ اَللَّهِ فِي بَقَائِهِ وَ بَطَلَ قَوْلُ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ كَانَ قَبْلَهُ أَوْ كَانَ مَعَهُ شَيْ ءٌ وَ ذَلِكَ أَنَّهُ لَوْ كَانَ مَعَهُ شَيْ ءٌ فِي بَقَائِهِ لَمْ يَجُزْ أَنْ يَكُونَ خَالِقاً لَهُ لِأَنَّهُ لَمْ يَزَلْ مَعَهُ فَكَيْفَ يَكُونُ خَالِقاً لِمَنْ لَمْ…

حضرت امام رضا علیه السلام بیکی از اصحاب فرمود: بدان-خدایت خیر آموزد-خدای تبارک و تعالی قدیم است، و قدیم بودن صفتی است برای او که خردمند را رهبری میکند باینکه چیزی پیش از او نبوده و در همیشگی بودنش شریک ندارد، پس باعتراف داشتن عموم خردمندان این صفت معجزه را(یعنی قدیم بودنی که از درک آن عاجزند)برای ما روشن گشت که چیزی پیش از خدا نبوده و نسبت بدوامش هم چیزی با او نیست(همه چیز فانی شوند و او باقیست)و گفته آنکه معتقد است که پیش از او یا همراه او چیزی بوده باطل گشت زیرا اگر چیزی همیشه با او باشد خدا خالق او نخواهد بود چون که او همیشه با خدا بوده پس چگونه خدا خالق کسی باشد که همیشه با او بوده و اگر چیزی پیش از او باشد او اول خواهد بود نه این و آنکه اولست سزاوارتر است که خالق دیگری باشد، آنگاه خدای…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 120

كُنَّا مَعَ اَلرِّضَا ع بِمَرْوَ فَاجْتَمَعْنَا فِي اَلْمَسْجِدِ اَلْجَامِعِ بِهَا فَأَدَارَ اَلنَّاسُ بَيْنَهُمْ أَمْرَ اَلْإِمَامَةِ فَذَكَرُوا كَثْرَةَ اَلاِخْتِلاَفِ فِيهَا فَدَخَلْتُ عَلَى سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ اَلرِّضَا ع فَأَعْلَمْتُهُ بِمَا خَاضَ اَلنَّاسُ فِيهِ فَتَبَسَّمَ ع ثُمَّ قَالَ ع يَا عَبْدَ اَلْعَزِيزِ جَهِلَ اَلْقَوْمُ وَ خُدِعُوا عَنْ أَدْيَانِهِمْ إِنَّ اَللَّهَ جَلَّ وَ عَزَّ لَمْ يَقْبِضْ نَبِيَّهُ ص حَتَّى أَكْمَلَ لَهُ اَلدِّينَ وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ اَلْقُرْآنَ فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْ ءٍ وَ بَيَّنَ فِيهِ اَلْحَلاَلَ وَ اَلْحَرَامَ وَ اَلْحُدُودَ وَ اَلْأَحْكَامَ وَ…

وصف نمودن امام رضا علیه السلام از امامت و امام و جایگاه آن -عبد العزیز بن مسلم گفت: همراه امام رضا علیه السلام در مرو بودیم و در مسجد جامع آن شهر جمع شدیم و مردم در موضوع امامت بحث و گفتگو می کردند و اختلاف عقیده بسیاری را ذکر کردند، پس من به خدمت سرور و مولایم امام رضا علیه السلام رسیدم و او را از سخنان مردم آگاه نمودم. امام رضا علیه السلام لبخندی زد، آنگاه فرمود: ای عبد العزیز، این طایفه ندانستند و در دین خویش فریفته شدند. به درستی که خداوند جلیل و عزیز، جان پیامبرش صلی الله علیه و آله را نستاند تا آن هنگام که دین را بر او کامل ساخت و قرآن را بر او فرو فرستاد که آشکارکننده هر چیزی بود -و حلال و حرام و احکام و همه نیازهای مردم را در آن، بطور کامل بیان نموده بود و فرمود: «ما هیچ چیز را در…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 436

وَ اَللَّهِ لَقَدْ نَصَرَ اَللَّهُ أَبَا اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع فَقَالَ لَهُ اَلْحَسَنُ إِي وَ اَللَّهِ جُعِلْتُ فِدَاكَ لَقَدْ بَغَى عَلَيْهِ إِخْوَتُهُ فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ جَعْفَرٍ إِي وَ اَللَّهِ وَ نَحْنُ عُمُومَتُهُ بَغَيْنَا عَلَيْهِ فَقَالَ لَهُ اَلْحَسَنُ جُعِلْتُ فِدَاكَ كَيْفَ صَنَعْتُمْ فَإِنِّي لَمْ أَحْضُرْكُمْ قَالَ قَالَ لَهُ إِخْوَتُهُ وَ نَحْنُ أَيْضاً مَا كَانَ فِينَا إِمَامٌ قَطُّ حَائِلَ اَللَّوْنِ فَقَالَ لَهُمُ اَلرِّضَا ع هُوَ اِبْنِي قَالُوا فَإِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص قَدْ قَضَى بِالْقَافَةِ فَبَيْنَنَا وَ بَيْنَكَ اَلْقَافَةُ قَالَ اِبْعَثُوا أَنْتُمْ إِلَيْهِمْ…

زکریا بن یحیی گوید: شنیدم علی بن جعفر، حسن بن حسین بن علی را حدیث میکرد و میگفت: -بخدا سوگند که خدا ابو الحسن الرضا علیه السلام را یاری کرد، حسن گفت: آری بخدا قربانت گردم، همانا برادرانش نسبت باو ستم کردند، علی بن جعفر گفت: آری بخدا ما عموهایش هم باو ستم کردیم، حسن گفت: قربانت گردم، مگر شما چه کردید؟ زیرا من نزد شما نبودم، گفت: ما و برادرانش باو گفتیم: هرگز در میان ما خاندان، امامی که رنگش دگرگون باشد نبوده(مقصودشان این بود که امام محمد تقی علیه السلام بشما شباهت ندارد)حضرت رضا فرمود: او پسر منست، آنها گفتند: همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله بحکم قیافه شناس داوری فرموده، میان تو و ما هم قیافه شناس داور باشد، حضرت فرمود: من دنبال آنها نمیفرستم، شما بفرستید، و بآنها اطلاع ندهید که برای چه…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 322
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه