قال الإمام الرضاء عليه السلام

احادیث درباره دعوت به قرآن از امام رضا (ع)

امام رضا (علیه السلام)

كُنَّا مَعَ اَلرِّضَا ع بِمَرْوَ فَاجْتَمَعْنَا فِي اَلْمَسْجِدِ اَلْجَامِعِ بِهَا فَأَدَارَ اَلنَّاسُ بَيْنَهُمْ أَمْرَ اَلْإِمَامَةِ فَذَكَرُوا كَثْرَةَ اَلاِخْتِلاَفِ فِيهَا فَدَخَلْتُ عَلَى سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ اَلرِّضَا ع فَأَعْلَمْتُهُ بِمَا خَاضَ اَلنَّاسُ فِيهِ فَتَبَسَّمَ ع ثُمَّ قَالَ ع يَا عَبْدَ اَلْعَزِيزِ جَهِلَ اَلْقَوْمُ وَ خُدِعُوا عَنْ أَدْيَانِهِمْ إِنَّ اَللَّهَ جَلَّ وَ عَزَّ لَمْ يَقْبِضْ نَبِيَّهُ ص حَتَّى أَكْمَلَ لَهُ اَلدِّينَ وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ اَلْقُرْآنَ فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْ ءٍ وَ بَيَّنَ فِيهِ اَلْحَلاَلَ وَ اَلْحَرَامَ وَ اَلْحُدُودَ وَ اَلْأَحْكَامَ وَ…

وصف نمودن امام رضا علیه السلام از امامت و امام و جایگاه آن -عبد العزیز بن مسلم گفت: همراه امام رضا علیه السلام در مرو بودیم و در مسجد جامع آن شهر جمع شدیم و مردم در موضوع امامت بحث و گفتگو می کردند و اختلاف عقیده بسیاری را ذکر کردند، پس من به خدمت سرور و مولایم امام رضا علیه السلام رسیدم و او را از سخنان مردم آگاه نمودم. امام رضا علیه السلام لبخندی زد، آنگاه فرمود: ای عبد العزیز، این طایفه ندانستند و در دین خویش فریفته شدند. به درستی که خداوند جلیل و عزیز، جان پیامبرش صلی الله علیه و آله را نستاند تا آن هنگام که دین را بر او کامل ساخت و قرآن را بر او فرو فرستاد که آشکارکننده هر چیزی بود -و حلال و حرام و احکام و همه نیازهای مردم را در آن، بطور کامل بیان نموده بود و فرمود: «ما هیچ چیز را در…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 436

كُنَّا مَعَ اَلرِّضَا ع بِمَرْوَ فَاجْتَمَعْنَا فِي اَلْجَامِعِ يَوْمَ اَلْجُمُعَةِ فِي بَدْءِ مَقْدَمِنَا فَأَدَارُوا أَمْرَ اَلْإِمَامَةِ وَ ذَكَرُوا كَثْرَةَ اِخْتِلاَفِ اَلنَّاسِ فِيهَا فَدَخَلْتُ عَلَى سَيِّدِي ع فَأَعْلَمْتُهُ خَوْضَ اَلنَّاسِ فِيهِ فَتَبَسَّمَ ع ثُمَّ قَالَ يَا عَبْدَ اَلْعَزِيزِ جَهِلَ اَلْقَوْمُ وَ خُدِعُوا عَنْ آرَائِهِمْ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يَقْبِضْ نَبِيَّهُ ص حَتَّى أَكْمَلَ لَهُ اَلدِّينَ وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ اَلْقُرْآنَ فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْ ءٍ بَيَّنَ فِيهِ اَلْحَلاَلَ وَ اَلْحَرَامَ وَ اَلْحُدُودَ وَ اَلْأَحْكَامَ وَ جَمِيعَ مَا يَحْتَاجُ…

من پیشوای مردم پس از خود و رساننده از جانب پیش از خود(پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم)میباشم، کسی جز احمد(ص)بر من پیشی ندارد و من و او در یک روشیم، جز اینکه نبوت تنها بنام اوست، و بمن شش فضیلت عطا شده است 1-علم آجال و مرگها 2-علم بلاها 3-علم وصایا(آنچه اوصیا پیغمبران میدانند)4-فصل الخطاب(قرآن یا داوری میان حق و باطل و یا بیان و سخن واضح) 5-و من صاحب کرات(حمله های مشهور میدان جنگ یا عالم بحوادث و وقایع گذشته و آینده)و دولت حاکم بر همه دولتهایم 6-و من صاحب عصا و میسم و جنبنده ای که با مردم سخن گوید میباشم. -حضار مسجد موضوع امامت را مورد بحث قرار داده و اختلاف بسیار مردم را در آن زمینه بازگو میکردند، من خدمت آقایم رفتم و گفتگوی مردم را در بحث امامت بعرضش رسانیدم حضرت(ع)لبخندی زد و فرمود…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 198

أَنَّهُ كَتَبَ إِلَيْهِ اَلرِّضَا ع أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ مُحَمَّداً ص كَانَ أَمِينَ اَللَّهِ فِي خَلْقِهِ فَلَمَّا قُبِضَ ص كُنَّا أَهْلَ اَلْبَيْتِ وَرَثَتَهُ فَنَحْنُ أُمَنَاءُ اَللَّهِ فِي أَرْضِهِ عِنْدَنَا عِلْمُ اَلْبَلاَيَا وَ اَلْمَنَايَا وَ أَنْسَابُ اَلْعَرَبِ وَ مَوْلِدُ اَلْإِسْلاَمِ وَ إِنَّا لَنَعْرِفُ اَلرَّجُلَ إِذَا رَأَيْنَاهُ بِحَقِيقَةِ اَلْإِيمَانِ وَ حَقِيقَةِ اَلنِّفَاقِ وَ إِنَّ شِيعَتَنَا لَمَكْتُوبُونَ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ أَخَذَ اَللَّهُ عَلَيْنَا وَ عَلَيْهِمُ اَلْمِيثَاقَ يَرِدُونَ مَوْرِدَنَا وَ يَدْخُلُونَ مَدْخَلَنَا لَيْسَ عَلَى مِلَّةِ…

از عبد الله جندب روایت شده که حضرت رضا علیه السلام باو نوشت: اما بعد همانا محمد صلی الله علیه و آله امین خدا بود در میان خلقش و چون آن حضرت صلی الله علیه و آله در گذشت، ما خانواده وارث او شدیم، پس ما هستیم امین خدا در زمین، علم بلاها و مردنها و نژاد عرب و تولد اسلام نزد ماست(یعنی نژاد صحیح و فاسد عرب را میشناسیم و از محل تولد اسلام که دل انسانست آگاهیم)و چون هر مردی را به بینیم میشناسیم که او حقیقه مومن است یا منافق و نام شیعیان ما و نام پدرانشان، نزد ما ثبت است. خدا از ما و آنها پیمان گرفته(که ما رهبر آنها باشیم و آنها پیرو ما)بر سر هر آبی که ما وارد شویم آنها هم وارد شوند و در هر جا در آییم، در آیند(اشاره بحوض کوثر و بهشت و مقام علیین دارد و یا متابعت در مقام عمل را میرساند)جز ما و ایشان…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 223
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه