قال الإمام الرضاء عليه السلام

احادیث درباره سوره ص از امام رضا (ع)

امام رضا (علیه السلام)

۲۲ حدیث · صفحه ۲ از ۲

كُنَّا مَعَ اَلرِّضَا ع بِمَرْوَ فَاجْتَمَعْنَا فِي اَلْجَامِعِ يَوْمَ اَلْجُمُعَةِ فِي بَدْءِ مَقْدَمِنَا فَأَدَارُوا أَمْرَ اَلْإِمَامَةِ وَ ذَكَرُوا كَثْرَةَ اِخْتِلاَفِ اَلنَّاسِ فِيهَا فَدَخَلْتُ عَلَى سَيِّدِي ع فَأَعْلَمْتُهُ خَوْضَ اَلنَّاسِ فِيهِ فَتَبَسَّمَ ع ثُمَّ قَالَ يَا عَبْدَ اَلْعَزِيزِ جَهِلَ اَلْقَوْمُ وَ خُدِعُوا عَنْ آرَائِهِمْ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يَقْبِضْ نَبِيَّهُ ص حَتَّى أَكْمَلَ لَهُ اَلدِّينَ وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ اَلْقُرْآنَ فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْ ءٍ بَيَّنَ فِيهِ اَلْحَلاَلَ وَ اَلْحَرَامَ وَ اَلْحُدُودَ وَ اَلْأَحْكَامَ وَ جَمِيعَ مَا يَحْتَاجُ…

من پیشوای مردم پس از خود و رساننده از جانب پیش از خود(پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم)میباشم، کسی جز احمد(ص)بر من پیشی ندارد و من و او در یک روشیم، جز اینکه نبوت تنها بنام اوست، و بمن شش فضیلت عطا شده است 1-علم آجال و مرگها 2-علم بلاها 3-علم وصایا(آنچه اوصیا پیغمبران میدانند)4-فصل الخطاب(قرآن یا داوری میان حق و باطل و یا بیان و سخن واضح) 5-و من صاحب کرات(حمله های مشهور میدان جنگ یا عالم بحوادث و وقایع گذشته و آینده)و دولت حاکم بر همه دولتهایم 6-و من صاحب عصا و میسم و جنبنده ای که با مردم سخن گوید میباشم. -حضار مسجد موضوع امامت را مورد بحث قرار داده و اختلاف بسیار مردم را در آن زمینه بازگو میکردند، من خدمت آقایم رفتم و گفتگوی مردم را در بحث امامت بعرضش رسانیدم حضرت(ع)لبخندی زد و فرمود…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 198

سَأَلْتُ اَلرِّضَا ع فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَسْئَلُوا أَهْلَ اَلذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُون فَقَالَ نَحْنُ أَهْلُ اَلذِّكْرِ وَ نَحْنُ اَلْمَسْئُولُونَ قُلْتُ فَأَنْتُمُ اَلْمَسْئُولُونَ وَ نَحْنُ اَلسَّائِلُونَ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ حَقّاً عَلَيْنَا أَنْ نَسْأَلَكُمْ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ حَقّاً عَلَيْكُمْ أَنْ تُجِيبُونَا قَالَ لاَ ذَاكَ إِلَيْنَا إِنْ شِئْنَا فَعَلْنَا وَ إِنْ شِئْنَا لَمْ نَفْعَلْ أَ مَا تَسْمَعُ قَوْلَ اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ .

وشا گوید بحضرت رضا علیه السلام عرضکردم: قربانت گردم«اگر نمیدانید از اهل ذکر بپرسید»یعنی چه؟ فرمود: ماییم اهل ذکر و ماییم پرسش شوندگان عرضکردم: شما پرسش شونده و ما پرسش کننده ایم؟ فرمود: آری: ، عرضکردم، بر ماست که از شما بپرسیم؟ فرمود: آری عرضکردم: بر شماست که بما پاسخ دهید؟ فرمود: نه، اختیار با ماست، اگر خواستیم پاسخ دهیم و اگر نخواستیم پاسخ ندهیم، مگر نمیشنوی قول خدای تبارک و تعالی را(39-سوره 38)«اینست بخشش بیحساب ما خواهی ببخش یا نگهدار این بخشش ما است خواهی ببخش یا نگهدار حسابی بر تو نیست .

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 210

كَتَبْتُ إِلَى اَلرِّضَا ع كِتَاباً فَكَانَ فِي بَعْضِ مَا كَتَبْتُ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَسْئَلُوا أَهْلَ اَلذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُون وَ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ما كانَ اَلْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي اَلدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ فَقَدْ فُرِضَتْ عَلَيْهِمُ اَلْمَسْأَلَةُ وَ لَمْ يُفْرَضْ عَلَيْكُمُ اَلْجَوَابُ قَالَ قَالَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَإِنْ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّما يَتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ وَ…

محمد بن ابی نصر گوید: بامام رضا علیه السلام نامه ای نوشتم: که قسمتی از آن این بود خدای عز و جل فرماید: «اگر نمیدانید از اهل ذکر بپرسید»و نیز فرموده است(122 سوره 9)«مومنین همگی نتوانند سفر کنند، پس چرا از هر گروه ایشان، دسته ای سفر نکنند، تا در امر دین دانش آموزند و چون بازگشتند، قوم خویش را بیم دهند: شاید آنها بترسند»بنا بر این بر مردم پرسش واجب گشته و بر شما پاسخ واجب نیست، امام علیه السلام مرقوم فرمود: خدای تبارک و تعالی فرماید: (50 سوره 28)«اگر از تو نپذیرفتند، بدان که فقط از هوسهای خود پیروی میکنند، گمراه تر از کسی که پیروی هوس خود کند کیست؟ ».

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 212

سَأَلْتُ أَبَا اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ثُمَّ أَوْرَثْنَا اَلْكِتابَ اَلَّذِينَ اِصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا َلْآيَةَ قَالَ فَقَالَ وُلْدُ فَاطِمَةَ ع وَ اَلسَّابِقُ بِالْخَيْرَاتِ اَلْإِمَامُ وَ اَلْمُقْتَصِدُ اَلْعَارِفُ بِالْإِمَامِ وَ اَلظَّالِمُ لِنَفْسِهِ اَلَّذِي لاَ يَعْرِفُ اَلْإِمَامَ .

احمد بن عمر گوید: از حضرت رضا علیه السلام راجع بآیه(22 سوره 35)«آنگاه این کتاب را بکسانی که از میان بندگان خود انتخاب کرده ایم، بارث دادیم»پرسیدم فرمود: اولاد فاطمه علیها السلام هستند(باستثنای ساداتی که با کشیدن شمشیر مردم را بمخالفت میخوانند. تا با حدیث سابق موافق شود- پاورقی فاضل متتبع جناب آقای غفاری(ج 1 ص 215-)و شتابنده بسوی نیکیها امامست و معتدل امام شناس است و ستمگر بخویش کسی است که امامرا نشناسد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 215

سَأَلْتُ أَبَا اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع عَنْ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لِكُلٍّ جَعَلْنا مَوالِيَ مِمّا تَرَكَ اَلْوالِدانِ وَ اَلْأَقْرَبُونَ وَ اَلَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمانُكُمْ َالَ إِنَّمَا عَنَى بِذَلِكَ اَلْأَئِمَّةَ ع بِهِمْ عَقَدَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَيْمَانَكُمْ .

حسن بن محبوب گوید: از حضرت رضا علیه السلام راجع بقول خدای عز و جل پرسیدم(آیه 33- سوره 4)«همه را در ترکه پدران و مادران و خویشان، بستگانی قرار داده ایم و کسانی را که با آنها دست (بیعت یا پیمان)داده اید»(بهره آنها را بدهید)حضرت فرمود: مقصود ایمه علیهم السلام باشند که خدای عز و جل پیمان شما را با ایشان بسته است.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 216

أَنَّهُ كَتَبَ إِلَيْهِ اَلرِّضَا ع أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ مُحَمَّداً ص كَانَ أَمِينَ اَللَّهِ فِي خَلْقِهِ فَلَمَّا قُبِضَ ص كُنَّا أَهْلَ اَلْبَيْتِ وَرَثَتَهُ فَنَحْنُ أُمَنَاءُ اَللَّهِ فِي أَرْضِهِ عِنْدَنَا عِلْمُ اَلْبَلاَيَا وَ اَلْمَنَايَا وَ أَنْسَابُ اَلْعَرَبِ وَ مَوْلِدُ اَلْإِسْلاَمِ وَ إِنَّا لَنَعْرِفُ اَلرَّجُلَ إِذَا رَأَيْنَاهُ بِحَقِيقَةِ اَلْإِيمَانِ وَ حَقِيقَةِ اَلنِّفَاقِ وَ إِنَّ شِيعَتَنَا لَمَكْتُوبُونَ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ أَخَذَ اَللَّهُ عَلَيْنَا وَ عَلَيْهِمُ اَلْمِيثَاقَ يَرِدُونَ مَوْرِدَنَا وَ يَدْخُلُونَ مَدْخَلَنَا لَيْسَ عَلَى مِلَّةِ…

از عبد الله جندب روایت شده که حضرت رضا علیه السلام باو نوشت: اما بعد همانا محمد صلی الله علیه و آله امین خدا بود در میان خلقش و چون آن حضرت صلی الله علیه و آله در گذشت، ما خانواده وارث او شدیم، پس ما هستیم امین خدا در زمین، علم بلاها و مردنها و نژاد عرب و تولد اسلام نزد ماست(یعنی نژاد صحیح و فاسد عرب را میشناسیم و از محل تولد اسلام که دل انسانست آگاهیم)و چون هر مردی را به بینیم میشناسیم که او حقیقه مومن است یا منافق و نام شیعیان ما و نام پدرانشان، نزد ما ثبت است. خدا از ما و آنها پیمان گرفته(که ما رهبر آنها باشیم و آنها پیرو ما)بر سر هر آبی که ما وارد شویم آنها هم وارد شوند و در هر جا در آییم، در آیند(اشاره بحوض کوثر و بهشت و مقام علیین دارد و یا متابعت در مقام عمل را میرساند)جز ما و ایشان…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 223

سَأَلْتُ اَلرِّضَا ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اَللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا اَلْأَماناتِ إِلى أَهْلِها َالَ هُمُ اَلْأَئِمَّةُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ص أَنْ يُؤَدِّيَ اَلْإِمَامُ اَلْأَمَانَةَ إِلَى مَنْ بَعْدَهُ وَ لاَ يَخُصَّ بِهَا غَيْرَهُ وَ لاَ يَزْوِيَهَا عَنْهُ .

احمد بن عمر گوید: از امام رضا علیه السلام در باره قول خدای عز و جل«خدا شما را امر میکند که امانتها را بصاحبانش رد کنید 52 سوره 4-»پرسیدم، فرمود: ایشان ایمه از آل محمد صلی الله- علیه و آله میباشند که باید هر امامی امانت امامت را بامام بعد از خود بسپارد، بدیگری ندهد و از امام هم دریغ ندارد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 276

الم أَ حَسِبَ اَلنّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ ُمَّ قَالَ لِي مَا اَلْفِتْنَةُ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ اَلَّذِي عِنْدَنَا اَلْفِتْنَةُ فِي اَلدِّينِ فَقَالَ يُفْتَنُونَ كَمَا يُفْتَنُ اَلذَّهَبُ ثُمَّ قَالَ يُخْلَصُونَ كَمَا يُخْلَصُ اَلذَّهَبُ .

معمر بن خلاد گوید: شنیدم حضرت ابو الحسن علیه السلام میفرمود: / «الم» / مگر مردم پنداشته اند بصرف اینکه گویند ایمان داریم رها شوند و امتحان نشوند؟ -اول سوره عنکبوت-»سپس بمن فرمود فتنه(امتحان)چیست؟ عرضکردم: قربانت گردم: آنچه ما میدانیم امتحان در دین است، حضرت فرمود: امتحان میشوند، چنان که طلا امتحان می شود، و باز فرمود: خالص و پاک میشوند، چنان که طلا پاک می شود.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 370

فِي قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اِتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اَللّهِ َالَ يَعْنِي مَنِ اِتَّخَذَ دِينَهُ رَأْيَهُ بِغَيْرِ إِمَامٍ مِنْ أَئِمَّةِ اَلْهُدَى.

ابن ابی نصر گوید: حضرت ابو الحسن علیه السلام در باره قول خدای عز و جل«گمراه تر از آنکه هوس خویش را بدون هدایت خدا پیروی کند کیست؟ -50 سوره 28-»فرمود: یعنی کسی که رایش دینش باشد بدون امامی از ایمه هدی. (یعنی امامی را که خدا رهبر و هادی او قرار داده رها کند و طبق رای و سلیقه خویش برای خود امامی بتراشد و در اصول و فروع دین بقیاس و استحسان و نظرات شخصی خویش اکتفا کند).

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 374

قَالَ أَحْمَدُ بْنُ عُمَرَ وَ الحُسَینُ بْنُ یزِیدَ: دَخَلْنَا عَلَی الرِّضَا علیه السلام فَقُلْنَا: إنَّا کنَّا فِی سِعَةٍ مَنَ الرِّزْقِ وَ غَضَارَةٍ مِنَ العَیشِ فَتَغَیرَتِ الحَالُ بَعْضَ التَغَیرِ فَادْعُ اللَّهَ أَنْ یرُدَّ ذَلِک إلَینَا؟ فَقَالَ علیه السلام: أی شَی ءٍ تُرِیدُونَ تَکونُونَ مُلُوکاً أیسُّرُکمْ أَنْ تَکونُوا مِثْلَ طَاهِرٍ وَ هَرْثَمَةٍ وَ إنَّکمْ عَلی خِلَافِ مَا أنْتُمْ عَلَیهِ؟ فَقُلْتُ: لاوَ اللَّهِ مَا سَرَّنِی أنَّ لِی الدُّنْیا بِمَا فِیهَا ذَهَباً وَ فِضَّةً وَ إنّی عَلی خِلَافِ مَا أنَا عَلَیهِ. فَقَالَ علیه السلام: إنَّ اللَّهَ یقُولُ: «اعْمَلُوا آلَ داوُود…

احمد بن عمرو حسین بن یزید (از یاران امام رضا علیه السلام) می گویند: خدمت آن حضرت رسیده و عرض کردیم: ما زندگانی وسیع، پر نعمت، شاداب و باطراوتی داشتیم، اوضاع دگرگون شده و کمی تغییر پیدا کرده است، از خدا بخواهید که آن زندگانی وسیع و پر نعمت به ما بازگردد، امام در پاسخ فرمود: چه می خواهید آیا می خواهید مانند ملوک باشید؟ آیا خوشحال می کند شما را این که مانند طاهر و هرثمه باشید در حالی که بر خلاف چیزی باشید که الان هستید (از نعمت ولایت خارج شوید)؟ در جواب گفتند: به خدا سوگند دوست ندارم که تمام دنیا را پر از طلا و نقره کنند و به من بدهند و نعمت ولایت را از من بگیرند. امام فرمود: خداوند می فرماید: «ای آل داوود! شکر (این همه نعمت را) به جا آورید ولی عدّه کمی از بندگان من شکرگزارند».

  1. طاهر یکی از فرماندهان سپاه مأمون و ظاهراً شیعه بوده که بغداد را فتح کرد و چون مأمون تظاهر به تشیّع می‏کرد، فرماندهانش را از شیعیان انتخاب می‏کرد و به او ذوالیمینین گفته‏اند چون هر دو دستش قوی و مانند دست راست بود و در یکی از جنگها با دست چپش شخصی را به دو نیم کرد مأمون به او گفت که تو دو دستت دست راست است. هرثمه هم یکی از فرماندهان مأمون در خراسان بود، در مورد او هم گفته شده که شیعه بوده است.
  2. بحار الأنوار، ج 75، ص 343.
  3. سوره سبأ، آیه 13.
آیت الله مکارم شیرازی؛ مشکات هدایت، ص: 135
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه