الضَّيفُ اذا دَخَلَ بَيتَ المُؤمِنِ دَخَلَ مَعَهُ اَلفُ بَركَةٍ وَ الفُ رحمةٍ وَ يَكْتُبُ اللهُ لِصاحِبِ المَنزِل بِكُلّ لُقمَةٍ يأكُلُها الضَّيفُ حَجةً و عُمرةً.
مهمان هنگامی که وارد خانه مؤمن میشود هزار برکت و هزار رحمت به همراه خود دارد و خداوند به تعداد هر لقمه که مهمان تناول میکند یک حج و یک عمره برای صاحب خانه مینویسد!
أفشِ السَّلامَ يَكثُر خَيرُ بَيتِكَ؛
سلام را رواج ده تا خیر و برکت خانه ات زیاد شود.
يَا أَنَسُ أَسْبِغِ اَلْوُضُوءَ تَمُرُّ عَلَى اَلصِّرَاطِ مَرَّ اَلسَّحَابِ أَفْشِ اَلسَّلاَمَ يَكْثُرْ خَيْرُ بَيْتِكَ أَكْثِرْ مِنْ صَدَقَةِ اَلسِّرِّ فَإِنَّهَا تُطْفِئُ غَضَبَ اَلرَّبِّ عَزَّ وَ جَلَّ.
انس بن مالک گوید: روزی رسول خدا فرمود: ای انس وضو را کامل بگیر و آب را بهمه اعضای وضو برسان تا از پل صراط همانند ابر بگذری و سلام را آشکارا بگو تا خیر و برکت خانه است زیاده شود و صدقه پنهانی بسیار بده که صدقه به پنهانی دادن آتش خشم پروردگار عز و جل را خاموش میکند
أسبِغِ الوُضوءَ تَمُرَّعَلَی الصِّراطِ مَرَّ السَّحابِ أفشِ السَّلامَ یَکثُر خَیرُ بَیتِکَ أکثِر مِن صَدَقَةِ السِّرّ فانَّها تُطفِئُ غَضَبَ الرَّبِ.
وضو را کامل بگیر تا همچون ابر از صراط عبور کنی، با صدای آشکار سلام کن تا خیر و برکت خانه ات افزون شود و زیاد صدقه پنهانی بده که این کار خشم پروردگار را فرو می نشاند.
سَأَلْتُ أَبَا اَلْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى اَلرِّضَا ع عَنْ مَعْنَى قَوْلِ اَلنَّبِيِّ ص أَنَا اِبْنُ اَلذَّبِيحَيْنِ قَالَ يَعْنِي إِسْمَاعِيلَ بْنَ إِبْرَاهِيمَ اَلْخَلِيلِ ع وَ عَبْدَ اَللَّهِ بْنَ عَبْدِ اَلْمُطَّلِبِ أَمَّا إِسْمَاعِيلُ فَهُوَ اَلْغُلاَمُ اَلْحَلِيمُ اَلَّذِي بَشَّرَ اَللَّهُ بِهِ إِبْرَاهِيمَ فَلَمّا بَلَغَ مَعَهُ اَلسَّعْيَ قالَ يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى فِي اَلْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى قالَ يا أَبَتِ اِفْعَلْ ما تُؤْمَرُ وَ لَمْ يَقُلْ لَهُ يَا أَبَتِ اِفْعَلْ مَا رَأَيْتَ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اَللّهُ مِنَ اَلصّابِرِين فَلَمَّا عَزَمَ عَلَى…
حسین بن علی بن فضال گوید: از امام رضا(ع)معنای فرمایش پیغمبر را که فرمود: من فرزند دو ذبیحم پرسیدم فرمود: مقصود از دو ذبیح یکی اسماعیل فرزند ابراهیم خلیل است و دیگری عبد الله فرزند عبد المطلب، اما اسماعیل او همان بچه بردباری بود که خداوند بشارتش را بابراهیم داده بود هنگامی که بهمراه فرزند بسعی بین صفا و مروه رسیدند ابراهیم بفرزندش گفت: پسرم من در عالم خواب می بینم که ترا سر می برم نظر تو در این باره چیست؟ اسماعیل گفت: پدر ماموریت خود را انجام بده و نگفت: پدرم آنچه دیدی عمل کن، ان شا الله مرا شکیبا خواهی یافت چون ابراهیم بسر بریدن فرزندش تصمیم گرفت خداوند بذبح عظیمی فدایش داد و آن گوسفند نری بود برنگ سپید و سیاه که دور از شهر و آبادی می چرید و آب می آشامید و راه میرفت و بول میکرد و پشکل…
يَا عِيسَى أَنَا رَبُّكَ وَ رَبُّ آبَائِكَ اِسْمِي وَاحِدٌ وَ أَنَا اَلْأَحَدُ اَلْمُتَفَرِّدُ بِخَلْقِ كُلِّ شَيْ ءٍ وَ كُلُّ شَيْ ءٍ مِنْ صُنْعِي وَ كُلٌّ إِلَيَّ رَاجِعُونَ يَا عِيسَى أَنْتَ اَلْمَسِيحُ بِأَمْرِي وَ أَنْتَ تَخْلُقُ مِنَ اَلطِّينِ بِإِذْنِي وَ أَنْتَ تُحْيِي اَلْمَوْتَى بِكَلاَمِي فَكُنْ إِلَيَّ رَاغِباً وَ مِنِّي رَاهِباً وَ لَنْ تَجِدَ مِنِّي مَلْجَأً إِلاَّ إِلَيَّ يَا عِيسَى أُوصِيكَ وَصِيَّةَ اَلْمُتَحَنِّنِ عَلَيْكَ بِالرَّحْمَةِ حَتَّى حَقَّتْ لَكَ مِنِّي اَلْوَلاَيَةُ بِتَحَرِّيكَ مِنِّي اَلْمَسَرَّةَ فَبُورِكْتَ كَبِيراً وَ بُورِكْتَ صَغِيراً حَيْثُ مَا كُنْتَ…
نجواهای خدا، که ستایش او بزرگ باد، با عیسی بن مریم صلوات الله علیه -1-ای عیسی من پروردگار تو و پروردگار نیاکان تو هستم، نامم یگانه است و من یکتا و تنها آفریننده هر چیزی هستم و همه چیز ساخته من است و همگی به سوی من بازگردند. -2-ای عیسی تو به فرمان من، دمنده روح هستی و تو با اجازه من از گل می آفرینی و تو با سخن من، مردگان را زنده می کنی؛ پس به سوی من مشتاق و از من هراسان باش و هرگز در گریز از من پناهگاهی جز در درگاه من نیابی. -3-ای عیسی همچون دلسوزی که بر تو مهر ورزد، تو را سفارش می کنم که با تلاش در خشنود سازی من، شایسته دوستی با من گردی، تو در بزرگسالی فزونی و نیک بختی یافتی و در خردسالی نیز، در هر جا که بودی، به نیک بختی دست یافتی، گواهی می دهم که تو بنده من از کنیزم هستی، با نافله ها به من…
الضَّیفُ اذا دَخَلَ بَیتَ المُؤمِنِ دَخَلَ مَعَهُ اَلفُ بَرکةٍ وَ الفُ رحمةٍ وَ یکتُبُ اللهُ لِصاحِبِ المَنزِل بِکلّ لُقمَةٍ یأکلُها الضَّیفُ حَجةً و عُمرةً.
مهمان هنگامی که وارد خانه مؤمن می شود هزار برکت و هزار رحمت به همراه خود دارد و خداوند به تعداد هر لقمه که مهمان تناول می کند یک حج و یک عمره برای صاحب خانه می نویسد!
الضَّيفُ يَنزِلُ بِرِزقِهِ وَ يَرتَحِلُ بِذُنوبِ أهلِ البَيتِ.
مهمان با روزی خود (بر میزبان) وارد میشود و با گناهان (آمرزید) اهل خانه خارج میگردد.
أَرْبَعَةٌ لاَ تَدْخُلُ بَيْتاً وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ إِلاَّ خَرِبَ وَ لَمْ يُعْمَرْ بِالْبَرَكَةِ اَلْخِيَانَةُ وَ شُرْبُ اَلْخَمْرِ وَ اَلسَّرِقَةُ وَ اَلزِّنَاءُ.
چهار چیز باشد که یکی از آنها به خانه ای در نیاید جز آنکه آن را ویران کند و برکت را از آن دور سازد: خیانتکاری، دزدی، شرابخواری و زنا.
خَطَبَنَا رَسُولُ اَللَّهِ ص قَبْلَ وَفَاتِهِ وَ هِيَ آخِرُ خُطْبَةٍ خَطَبَهَا بِالْمَدِينَةِ حَتَّى لَحِقَ بِاللَّهِ تَعَالَى فَوَعَظَ بِمَوَاعِظَ ذَرَفَتْ مِنْهَا اَلْعُيُونُ وَ وَجِلَتْ مِنْهَا اَلْقُلُوبُ وَ اِقْشَعَرَّتْ مِنْهَا اَلْجُلُودُ وَ تَقَلْقَلَتْ مِنْهَا اَلْأَحْشَاءُ أَمَرَ بِلاَلاً فَنَادَى اَلصَّلاَةَ جَامِعَةً فَاجْتَمَعَ اَلنَّاسُ وَ خَرَجَ رَسُولُ اَللَّهِ ص حَتَّى اِرْتَقَى اَلْمِنْبَرَ فَقَالَ يَا أَيُّهَا اَلنَّاسُ اُدْنُوا وَ أَوْسِعُوا لِمَنْ خَلْفَكُمْ قَالَهَا ثَلاَثَ مَرَّاتٍ فَدَنَا اَلنَّاسُ وَ اِنْضَمَّ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ فَالْتَفَتُوا فَلَمْ يَرَوْا…
این باب شامل کیفر پاره ای از اعمال است 1-... ابو هریره و عبد الله بن عباس گفتند: رسول خدا صلی الله علیه و آله چندی پیش از آنکه وفاتش در رسد برای ما سخنرانی ای کرد که آن آخرین سخنرانی پیامبر در مدینه بود و پس از آن دیری نپایید که به لقا الله پیوست. پیامبر صلی الله علیه و آله در آن سخنرانی آن چنان موعظه فرمود که اشک از دیدگان جاری گشت و دلها در اثر آن طپیدن گرفت و بدنها به لرزه درآمد و مردم نگران و بی تاب شدند. نخست پیامبر به بلال امر فرمود تا مردم را برای حضور در مسجد فرا خواند. وقتی همه مردم حضور یافتند، پیامبر صلی الله علیه و آله از اقامتگاه خود بیرون آمد و بر فراز منبر رفت و ابتدا سه بار فرمود: ای مردم هر چه می توانید نزدیک بیایید و برای کسانی که پشت سر شمایند جا باز کنید. مردم دستور…
جَاءَ رَجُلٌ إِلَى رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ قَدْ بَلِيَ ثَوْبُهُ فَحَمَلَ إِلَيْهِ اِثْنَيْ عَشَرَ دِرْهَماً فَقَالَ ع يَا عَلِيُّ خُذْ هَذِهِ اَلدَّرَاهِمَ فَاشْتَرِ لِي بِهَا ثَوْباً أَلْبَسُهُ قَالَ عَلِيٌّ ع فَجِئْتُ إِلَى اَلسُّوقِ فَاشْتَرَيْتُ لَهُ قَمِيصاً بِاثْنَيْ عَشَرَ دِرْهَماً وَ جِئْتُ بِهِ إِلَى رَسُولِ اَللَّهِ ص فَنَظَرَ إِلَيْهِ فَقَالَ يَا عَلِيُّ غَيْرُ هَذَا أَحَبُّ إِلَيَّ أَ تَرَى صَاحِبَهُ يُقِيلُنَا فَقُلْتُ لاَ أَدْرِي فَقَالَ اُنْظُرْ فَجِئْتُ إِلَى صَاحِبِهِ فَقُلْتُ إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص قَدْ كَرِهَ هَذَا يُرِيدُ غَيْرَهُ فَأَقِلْنَا فِيهِ فَرَدَّ عَلَيَّ…
امام صادق علیه السلام فرمود: مردی بخدمت رسول خدا رسید و جامه حضرت را کهنه دید دوازده درهم خدمت آن حضرت آورد حضرت بامیر المومنین فرمود یا علی این پولها را دریافت کن و جامه ای از بهر من با آن پولها بخر که بپوشم علی علیه السلام فرماید به بازار آمدم و پیراهنی به دوازده درهم خریدم بخدمت رسول خدا(ص)آوردم حضرت نگاهی بآن کرد و فرمود یا علی علیه السلام جامه غیر از این را دوست تر دارم به نظرت صاحبش پس میگیرد؟ عرض کردم نمیدانم فرمود ببین، من نزد صاحبش آمدم و گفتم رسول خدا را این جامه خوش آیند نیست و جامه دیگری می خواهد این معامله ما را فسخ کن او پولها را بمن پس داد من آنها را بخدمت رسول خدا باز آوردم حضرت بهمراه آن مرد ببازار رفت تا پیراهنی خریداری کند کنیزی را دید در کنار راه نشسته می گرید رسول خدا…
نَوّرُوا بُیوتَکمْ بِتِلَاوَةِ القُرْآنِ وَ لَاتَتَّخِذُوهَا قُبُوراً کمَا فَعَلَتِ الیهُودُ وَ النَّصَاری صَلُّوا فِی الکنَائِسِ وَ البِیعِ عَطَّلُوا بُیوتَهُمْ فَإنَّ البَیتَ إذَا کثُرَ فِیهِ تِلَاوَةُ القُرْآنِ کثُرَ خَیرُهُ وَ اتَّسَعَ أهْلُهُ وَ أضَاءَ لِأهْلِ السَّمَاءِ کمَا تُضِیئُ نُجُومُ لسَّمَاءِ لِأهْلِ الدُّنْیا».
خانه های خود را با تلاوت قرآن نورانی کنید و آنها را مثل قبرستان خاموش و تاریک نکنید، همان گونه که یهود و نصاری رفتار کردند که عبادت را مخصوص معابد قرار دادند و خانه ها را تعطیل کردند (و در خانه ها خبری نبود) پس هر خانه ای که در آن زیاد تلاوت قرآن شود، خیر و برکت در آن زیاد می شود، گستردگی و گشایش (در مال، ثروت، دانش، محبّت، قدرت،...) در اهل خانه پیدا شده و آن خانه بر اهل آسمان نور افشانی می کند، همان گونه که ستارگان بر اهل زمین نورافشانی می کنند.
- اصول کافی، ج 2، ص 610. الکنائس: جمع کنیسه به معنی معابد یهود و گاهی به معنی کلیسا و گاهی به معنی مطلق معبد آمده است. البیع: جمع بیعه و به معنی کلیسا است.