قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله

احادیث درباره یک بر چهار از پیامبر اکرم (ص)

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

۷۲ حدیث · صفحه ۶ از ۶

لِلدَّابَّةِ عَلَى صَاحِبِهَا سِتُّ خِصَالٍ يَبْدَأُ بِعَلَفِهَا إِذَا نَزَلَ وَ يَعْرِضُ عَلَيْهَا اَلْمَاءَ إِذَا مَرَّ بِهِ وَ لاَ يَضْرِبُ وَجْهَهَا فَإِنَّهَا تُسَبِّحُ بِحَمْدِ رَبِّهَا وَ لاَ يَقِفُ عَلَى ظَهْرِهَا إِلاَّ فِي سَبِيلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لاَ يُحَمِّلُهَا فَوْقَ طَاقَتِهَا وَ لاَ يُكَلِّفُهَا مِنَ اَلْمَشْيِ إِلاَّ مَا تُطِيقُ.

رسول خدا(ص)فرمود: چهار پایان را بر ذمه صاحبش شش حق است چون بمنزل رسید پیش از هر کار علوفه او را بدهد و چون بر آبی میگذرد در خوردن آب آزادش بگذارد و بر صورتش کتک نزند که به تسبیح و ستایش پروردگار خویش مشغول است و بجز در راه خدای عز و جل بر پشت حیوان درنگ نکنند(یعنی هر وقت راه نمی پیماید پیاده شود مگر در راه خدا)و پیش از تواناییش بر او بار ننهد و بیش از اندازه با او راه پیمایی نکند؟

الخصال، ج 2، ص 330

مَا مِنْ مُؤْمِنٍ يَصُومُ شَهْرَ رَمَضَانَ اِحْتِسَاباً إِلاَّ أَوْجَبَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَهُ سَبْعَ خِصَالٍ أَوَّلُهَا يَذُوبُ اَلْحَرَامُ مِنْ جَسَدِهِ وَ اَلثَّانِيَةُ يَقْرُبُ مِنْ رَحْمَةِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اَلثَّالِثَةُ قَدْ كَفَّرَ خَطِيئَةَ أَبِيهِ آدَمَ وَ اَلرَّابِعَةُ يُهَوِّنُ اَللَّهُ عَلَيْهِ سَكَرَاتِ اَلْمَوْتِ وَ اَلْخَامِسَةُ أَمَانٌ مِنَ اَلْجُوعِ وَ اَلْعَطَشِ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ وَ اَلسَّادِسَةُ يُطْعِمُهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ طَيِّبَاتِ اَلْجَنَّةِ وَ اَلسَّابِعَةُ يُعْطِيهِ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بَرَاءَةً مِنَ اَلنَّارِ قَالَ صَدَقْتَ…

علی بن ابی طالب ضمن حدیث مفصلی فرماید: رسول خدا(ص)فرمود: هیچ مومنی نیست که ماه رمضان را فقط بحساب خدا روزه بگیرد مگر آنکه خدای تبارک و تعالی هفت صفت را برای او ثابت و لازم فرماید: نخستین صفت آنکه هر چه حرام در پیکرش باشد گداخته شود. دوم: برحمت خدای عز و جل نزدیک می شود. سوم: کفاره گناه پدرش آدم را پرداخت نموده است. چهارم: خداوند لحظات جان کندن را بر وی آسان گرداند. پنجم: از گرسنگی و تشنگی روز قیامت در امان خواهد بود. ششم: خدای عز و جل از خوراکهای لذیذ بهشتی او را نصیب دهد. هفتم: خدای عز و جل بیزاری از آتش دوزخ باو عطا فرماید علی عرض کرد: ای محمد راست فرمودی.

الخصال، ج 3، ص 346

جَاءَ نَفَرٌ مِنَ اَلْيَهُودِ إِلَى رَسُولِ اَللَّهِ ص فَسَأَلَهُ أَعْلَمُهُمْ عَنْ أَشْيَاءَ فَكَانَ فِيمَا سَأَلَهُ أَخْبِرْنَا عَنْ سَبْعِ خِصَالٍ أَعْطَاكَ اَللَّهُ مِنْ بَيْنِ اَلنَّبِيِّينَ وَ أَعْطَى أُمَّتَكَ مِنْ بَيْنِ اَلْأُمَمِ فَقَالَ اَلنَّبِيُّ أَعْطَانِي اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَاتِحَةَ اَلْكِتَابِ وَ اَلْأَذَانَ وَ اَلْجَمَاعَةَ فِي اَلْمَسْجِدِ وَ يَوْمَ اَلْجُمُعَةِ وَ اَلصَّلاَةَ عَلَى اَلْجَنَائِزِ وَ اَلْإِجْهَارَ فِي ثَلاَثِ صَلَوَاتٍ وَ اَلرُّخْصَةَ لِأُمَّتِي عِنْدَ اَلْأَمْرَاضِ وَ اَلسَّفَرِ وَ اَلشَّفَاعَةَ لِأَصْحَابِ اَلْكَبَائِرِ مِنْ أُمَّتِي قَالَ…

حسن بن علی بن ابی طالب(ع)ضمن حدیث مفصلی فرمود: چند نفر یهودی بحضور پیغمبر آمدند و دانشمندتر آنان مطالبی از حضرت پرسید و از جمله سوالات اینکه ما را از هفت خصلتی که خداوند از میان پیغمبران فقط بتو عطا کرده و از میان امتها فقط بامت تو عطا فرموده آگاه فرما، پیغمبر فرمود: خداوند بمن سوره حمد و اذان و نماز جماعت در مسجد و روز جمعه و نماز بر جنازه و بلند خواندن در سه نماز و تخفیف در حال بیماریها و در سفر بامتم و شفاعت در باره گنهکارانی از امتم که بگناههای بزرگ آلوده شده اند عطا فرموده است. یهودی گفت: راست فرمودی ای محمد اکنون بفرمایید که پاداش آنکه سوره حمد را بخواند چیست؟ رسول خدا فرمود: هر کس که سوره حمد را بخواند خداوند ثواب خواندن همه آیاتی را که از آسمان نازل شده باو عطا خواهد فرمود. و اما…

الخصال، ج 3، ص 355

يَوْمُ اَلْجُمُعَةِ يَوْمُ عِبَادَةٍ فَتَعَبَّدُوا اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ يَوْمُ اَلسَّبْتِ لآِلِ مُحَمَّدٍ ع وَ يَوْمُ اَلْأَحَدِ لِشِيعَتِهِمْ وَ يَوْمُ اَلْإِثْنَيْنِ يَوْمُ بَنِي أُمَيَّةَ وَ يَوْمُ اَلثَّلاَثَاءِ يَوْمٌ لَيِّنٌ وَ يَوْمُ اَلْأَرْبِعَاءِ لِبَنِي اَلْعَبَّاسِ وَ فَتْحِهِمْ وَ يَوْمُ اَلْخَمِيسِ يَوْمٌ مُبَارَكٌ بُورِكَ لِأُمَّتِي فِي بُكُورِهَا فِيهِ .

رسول خدا(ص)فرمود: روز جمعه روز پرستش خدا است تا خدای عز و جل را در آن روز عبادت کنید و روز شنبه از آن خاندان پیغمبر است و روز یک شنبه از آن شیعیان آل محمد است و روز دوشنبه روز بنی امیه است و روز سه شنبه روزی است آسان و روز چهار شنبه از آن بنی عباسی و روز پیروزی آنان است و روز پنجشنبه روزی است که صبح آن از برای امت من فرخنده است.

الخصال، ج 3، ص 382

لَمَّا حَمَلَ اَلْمُتَوَكِّلُ سَيِّدَنَا أَبَا اَلْحَسَنِ اَلْعَسْكَرِيَّ ع جِئْتُ أَسْأَلُ عَنْ خَبَرِهِ قَالَ فَنَظَرَ إِلَيَّ اَلرَّازِقِيُّ وَ كَانَ حَاجِباً لِلْمُتَوَكِّلِ فَأَمَرَ أَنْ أُدْخَلَ إِلَيْهِ فَأُدْخِلْتُ إِلَيْهِ فَقَالَ يَا صَقْرُ مَا شَأْنُكَ فَقُلْتُ خَيْرٌ أَيُّهَا اَلْأُسْتَاذُ فَقَالَ اُقْعُدْ فَأَخَذَنِي مَا تَقَدَّمَ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ قُلْتُ أَخْطَأْتُ فِي اَلْمَجِي ءِ قَالَ فَوَحَى اَلنَّاسَ عَنْهُ ثُمَّ قَالَ لِي مَا شَأْنُكَ وَ فِيمَ جِئْتَ قُلْتُ لِخَيْرٍ مَا فَقَالَ لَعَلَّكَ تَسْأَلُ عَنْ خَبَرِ مَوْلاَكَ فَقُلْتُ لَهُ وَ مَنْ مَوْلاَيَ مَوْلاَيَ أَمِيرُ…

صقر بن ابی دلف کرخی گوید: هنگامی که متوکل عباسی امام هادی علیه السلام را از مدینه برد من آمدم تا خبری از حال حضرت بگیرم گوید: رازقی که دربان متوکل بود نگاهی بمن کرد و دستور داد تا مرا بنزد او ببرند همین که بردندم بمن گفت: ای صقر چه کار داری؟ گفتم: ای استاد خیر است گفت: بنشین، من در گذشته و آینده ام بفکر فرو رفتم و بخود گفتم در این آمدنم اشتباه کردم گوید: او مردم را از خود دور کرد سپس بمن گفت: چه کار داری؟ و برای چه آمده ای؟ گفتم برای کار خیر مختصری گفت: شاید میخواهی از آقایت خبری بگیری، گفتمش: آقای من کیست؟ آقای من امیر المومنین است گفت: خاموش باش که آقای تو همان است که حقا آقا است از من مترس که من با تو هم عقیده ام گفتم: خدا را شکر، گفت: مایلی او را به بینی؟ گفتم: آری گفت: بنشین تا مامور…

الخصال، ج 3، ص 394

إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص لَعَنَ أَبَا سُفْيَانَ فِي سَبْعَةِ مَوَاطِنَ فِي كُلِّهِنَّ لاَ يَسْتَطِيعُ إِلاَّ أَنْ يَلْعَنَهُ أَوَّلُهُنَّ يَوْمَ لَعَنَهُ اَللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ هُوَ خَارِجٌ مِنْ مَكَّةَ إِلَى اَلْمَدِينَةِ مُهَاجِراً وَ أَبُو سُفْيَانَ جَاءٍ مِنَ اَلشَّامِ فَوَقَعَ فِيهِ أَبُو سُفْيَانَ يَسُبُّهُ وَ يُوعِدُهُ وَ هَمَّ أَنْ يَبْطِشَ بِهِ فَصَرَفَهُ اَللَّهُ عَنْ رَسُولِهِ وَ اَلثَّانِيَةُ يَوْمَ اَلْعِيرِ إِذْ طَرَدَهَا لِيُحْرِزَهَا عَنْ رَسُولِ اَللَّهِ ص فَلَعَنَهُ اَللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ اَلثَّالِثَةُ يَوْمَ أُحُدٍ قَالَ أَبُو سُفْيَانَ اُعْلُ هُبَلُ فَقَالَ رَسُولُ…

عامر بن واثله گوید: همانا رسول خدا در هفت مورد ابا سفیان را لعن کرد که در همه آنها چاره ای جز لعن او نداشت. نخستین بار روزی بود که خدا و رسولش او را لعن کرد، رسول خدا از مکه بقصد هجرت بمدینه بیرون شده بود ابو سفیان از شام باز میگشت ابو سفیان بآن حضرت دشنام دادن گرفت و وعده های ترس آور میداد و خواست که بحضرتش حمله کند خداوند او را از پیغمبر خود باز داشت. -دومین بار روزی بود که میخواست کاروانی را با راندنش از رسول خدا(ص) بازستاند که خدا و رسولش او را لعن کردند. سومین مورد روز احد بود که ابو سفیان گفت: بت هبل سر فراز باد پس رسول خدا فرمود خداوند بالاتر و والاتر است، ابو سفیان گفت: ما را بت عزی هست و شما عزی ندارید. رسول خدا(ص)فرمود: خداوند آقای ما است و شما آقا ندارید. چهارمین بار، روز خندق بود…

الخصال، ج 3، ص 397

لِمَا اِفْتَتَحَ رَسُولُ اَللَّهِ ص خَيْبَرَ دَعَا بِقَوْسِهِ فَاتَّكَأَ عَلَى سِيَتِهَا ثُمَّ حَمِدَ اَللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ ذَكَرَ مَا فَتَحَ اَللَّهُ لَهُ وَ نَصَرَهُ بِهِ وَ نَهَى عَنْ خِصَالٍ تِسْعَةٍ عَنْ مَهْرِ اَلْبَغِيِّ وَ عَنْ كَسْبِ اَلدَّابَّةِ يَعْنِي عَسْبَ اَلْفَحْلِ وَ عَنْ خَاتَمِ اَلذَّهَبِ وَ عَنْ ثَمَنِ اَلْكَلْبِ وَ عَنْ مَيَاثِرِ اَلْأُرْجُوَانِ قَالَ أَبُو عَرُوبَةَ عَنْ مَيَاثِرِ اَلْحُمْرِ وَ عَنْ لَبُوسِ ثِيَابِ اَلْقَسِّيِّ وَ هِيَ ثِيَابٌ تُنْسَجُ بِالشَّامِ وَ عَنْ أَكْلِ لُحُومِ اَلسِّبَاعِ وَ عَنْ صَرْفِ اَلذَّهَبِ بِالذَّهَبِ وَ اَلْفِضَّةِ بِالْفِضَّةِ…

حسین بن علی(ع)فرمود: رسول خدا(ص)که خیبر را گشود کمان خود را خواست و بر دسته آن تکیه کرد سپس حمد خدای را نمود و ستایش اش فرمود و این فتح و پیروزی را که خداوند نصیبش فرموده بود یادآوری نمود و از نه چیز نهی فرمود. از مزد زنان آلوده دامان و از راه جفت گیری چهارپایان کاسبی نمودن یعنی بابت جهانیدن نر بر ماده ای مزد گرفتن و از انگشتر طلا و از بهای سگ و از زینهای رنگین (و ابو عروبه گفته است): از بالش های سرخ رنگ که بر زین اسب نهند و از جامه های قیمتی و آن جامه هایی بوده که در شام بافته میشده است و از خوردن گوشت درندگان و از فروش طلا به طلا و نقره به نقره که یکی از دیگری زیادتر باشد و از ستاره شناسی.

الخصال، ج 3، ص 417

يَا عَلِيُّ بَشِّرْ شِيعَتَكَ وَ أَنْصَارَكَ بِخِصَالٍ عَشْرٍ أَوَّلُهَا طِيبُ اَلْمَوْلِدِ وَ ثَانِيهَا حُسْنُ إِيمَانِهِمْ بِاللَّهِ وَ ثَالِثُهَا حُبُّ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُمْ وَ رَابِعُهَا اَلْفُسْحَةُ فِي قُبُورِهِمْ وَ خَامِسُهَا اَلنُّورُ عَلَى اَلصِّرَاطِ بَيْنَ أَعْيُنِهِمْ وَ سَادِسُهَا نَزْعُ اَلْفَقْرِ مِنْ بَيْنِ أَعْيُنِهِمْ وَ غِنَى قُلُوبِهِمْ وَ سَابِعُهَا اَلْمَقْتُ مِنَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لِأَعْدَائِهِمْ وَ ثَامِنُهَا اَلْأَمْنُ مِنَ اَلْجُذَامِ وَ اَلْبَرَصِ وَ اَلْجُنُونِ يَا عَلِيُّ وَ تَاسِعُهَا اِنْحِطَاطُ اَلذُّنُوبِ وَ اَلسَّيِّئَاتِ عَنْهُمْ وَ عَاشِرُهَا…

رسول خدا(ص)فرمود: یا علی شیعیان و یارانت را بده خصلت مژده بده: اولش حلال زادگی، دوم اش نیکویی ایمانشان بخدا. سوم اش دوستی خداوند عز و جل آنان را. چهارم اش گشایش در قبر آنان. پنجم اش روشنی در برابر چشمهایشان بر صراط. ششم اش ریشه کن شدن نیازمندی از پیش چشمشان و بی نیازی دلهایشان. هفتم اش دشمنی خدا با دشمنانشان. هشتم اش ایمنی از بیماری خوره و پیسی و دیوانگی. یا علی نهم اش ریزش گناهان و بدیها از آنان. دهم اش آنان در بهشت با من هستند و من با آنان.

الخصال، ج 3، ص 430

إنّ هذا الدّین متین فأوغل فیه برفق، و لا تبغّض الی نفسک عبادة اللَّه فانّ المنبتّ لا أرضا قطع و لا ظهرا أبقی.

این شرع شما قویست با وی سختی مکن که شما با تکلیف برنیائید که منبتّ منقطع بود یعنی آنکه خواهد که دو منزل بیکی کند نتواند، و اگر بکند نتواند؛ یک روز برود پشت چهار پای با ریش شود پس نه پشت چهار پا بماند و نه راه بریده شود.

شرح فارسی شهاب الأخبار(کلمات قصار پیامبر خاتم ص)، متن، ص: 373

أربعة یبغضهم اللَّه تعالی؛ البیاع الحلّاف، و الفقیر المختال، و الشّیخ الزّانی، و الامام الجائر.

چهار کسند که خدای تعالی ایشان را دشمن دارد؛ یکی آنکه در تجارت سوگند خورد، دویم- درویشی که تکبّر کند، سیم- پیری که زنا کند، چهارم- پادشاهی که بیداد کند.

شرح فارسی شهاب الأخبار(کلمات قصار پیامبر خاتم ص)، متن، ص: 136

عَن ابی ایوبٍ الانصاری قالَ سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله یقولُ: حُلُّوا انفُسَکمُ الطّاعَةَ وَالبِسوها قِناعَ المُخالَفَةِ فَاجعَلوا آخِرَتَکم لِأنفُسِکم وَسَعیکم لِمُستَقَرّکم وَاعلَموا انَّکم عَن قَلیلٍ راحِلونَ وَالَی اللّهِ صائِرونَ وَ لا یغنی عَنکم هُنالِک الّا صالِحُ عَمَلٍ قَدَّمتُموهُ وَحُسنُ ثَوابٍ احرَزتُمُوهُ فَإنَّکم انَّما تَقدِمونَ عَلی ما قَدَّمتُم وَتُجازَوْنَ عَلی ما اسْلَفتُم.

ابوایوب انصاری روایت کرده است که شنیدم پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: لباس و حلّه اطاعت الهی بر تن کنید و جامه مخالفت با هوای نفس را بر جانتان بپوشانید. پس آخرت را از آنِ خویش کنید و سعی خود را برای جایگاه ابدی تان قرار دهید. بدانید که شما به زودی می کوچید و به سوی خدا می روید. در آن روز چیزی جز عمل صالحی که از پیش فرستاده اید یا ثوابی که پس انداز کرده اید بی نیازتان نمی کند، چرا که شما بر آنچه از پیش فرستاده اید وارد می شوید و به اعمالی که مقدّم داشته اید جزا داده می شوید.

  1. بحارالانوار، ج 77، ص 182
آیت الله مکارم شیرازی؛ انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقی، ص: 140

عن سلمان: قال رسول الله صلی الله علیه وآله: کنتُ أنَا وَ عَلی نُوراً بَینَ یدَی اللهِ عَزَّوَجَلَّ مُعَلَّقاً، یسَبِّحُ اللهَ ذلِک النُّورُ وَ یقَدِّسُهُ قَبْلَ أنْ یخْلُقَ اللهُ آدَمَ بِأرْبَعَةِ (عَشْرِ) ألْفِ عامٍ، فَلَمّا خَلَقَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ آدَمَ رَکبَ ذلِک النُّور فی صُلْبِهِ فَلَمْ نَزَلَ فی شَی ءٍ واحِدٍ حَتَّی افْتَرَقْنا فی صُلْبِ عَبْدِ المُطَلِّبِ فَجُزْءٌ أنَا وَ جُزْءٌ عَلِی.

از سلمان فارسی روایت شده که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: من و علی در پیشگاه الهی به صورت نوری معلق بودیم؛ آن نور، تسبیح و تقدیس خدا را می کرد. [تسبیح یعنی تنزیه و گفتن سبحان الله. تقدیس یعنی خدا را بدون هر عیب و نقص دانستن] چهار (ده) هزار سال پیش از آن که آدم را بیافریند. چون حضرت آدم را خلق کرد آن نور را در صلب او قرار داد، ما پیوسته با هم دریک چیز بودیم تا آن که در پشت عبدالمطلب از یکدیگر جدا شدیم یک جزء آن من و جزء دیگر آن علی شد. [من در نبوت بروز کردم و علی در خلافت]

  1. الفردوس، 283: 3/ 4851. نیز نک: مناقب سیدنا علی، 21؛ ینابیع المودة، 118؛ المناقب خوارزمی، 145/ 170؛ تاریخ دمشق (ترجمة الامام علی علیه السلام)، 151: 1/ 186؛ کفایةالطالب، 315، ب 87؛ المناقب، ابن مغازلی، 78/ 132 130.
پرتوی از فضائل امیر مؤمنان، علی علیه السلام، ص: 70
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه