قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله

احادیث درباره دوست بد از پیامبر اکرم (ص)

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

۱۳۹ حدیث · صفحه ۱۱ از ۱۲

رَأسُ العَقلِ بَعدَ الإیمانِ بِاللّهِ التَّوَدُّدُ إلَی النّاسِ، وَ اِصطِناعُ الخَیرِ إلی کلِّ بَرٍّ وَ فاجِرٍ.

اوج خِرد، پس از ایمان به خدا، دوستی با مردم و خوبی کردن به هر آدم نیک و بدی است.

عیون أخبار الرضا، ج2، 35

إذَا استُحِقَّت وَلایةُ اللّه وَ السَّعادَةُ جاءَ الأجَلُ بَینَ العَینَینِ و ذَهَبَ الأمَلُ وَراءَ الظَّهرِ و إذَا استُحِقَّت وَلایةُ الشَّیطانِ وَ الشَّقاوَةُ جاءَ الأمَلُ بَینَ العَینَینِ و ذَهَبَ الأجَلُ وَراءَ الظَّهر

هر گاه کسی مستحق دوستی خداوند و خوشبختی باشد، مرگ در برابر چشمان او می آید و آرزو پشت سرش می رود و هر گاه مستحق دوستی شیطان و بدبختی باشد، آرزو پیش چشم او، و مرگ پشت سرش قرار می گیرد.

کافی، ج 3، ص 258

فی وَصایا النَّبی صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَسَلَّمَ لِعَبدِ اللهِ بنِ مَسعُودِ قالَ: یابنَ مَسعُودٍ قَصِّر اَمَلَک فَاِذا اَصبَحتَ فَقُل اِنِّی لا اُمسِی وَ اذا اَمسَیتَ فَقُل اِنّی لا اُصبِحُ وَ اعزِم عَلی مُفارَقَةِ الدُّنیا وَ اَحِبَّ لِقاءَ اللهِ وَ لا تَکرَه لِقائَهُ فَاِنَّ اللهَ یحِبُّ لِقاءَ مَن اَحَبَّ لِقائَهُ وَ یکرَهُ لِقاءَ مَن یکرَهُ لِقائَهُ

در سفارشات پیامبر اکرم صلَّی الله علیه و آله و سلَّم به عبدالله بن مسعود آمده است که فرمودند: ای پسر مسعود! آرزوی خود را کوتاه کن و آن هنگام که صبح کردی، بگو: من امروز را به شب نمی رسانم، و آن هنگام که شب کردی، بگو: که من امشب را به صبح نمی رسانم و بیا و عزم خود را براین بگذار که تو از این دنیا و زندگی جدا می شوی. و ملاقات خداوند را دوست داشته باش و از دیدار خداوند گریزان و متنفّر مباش. به راستی که خداوند دوست دارد کسی را که دیدار خداوند را دوست داشته باشد و متنفّر است از کسی که از دیدارش متنفّر و گریزان است.

  1. بحار الانوار، جلد 74، صفحه 103
پایگاه اطلاع رسانی آیت الله حاج شیخ مجتبی تهرانی(ره)

ثَلاثَةٌ یُحِبُّهَا اللَّهُ: قِلَّةُ الکلامِ، وَ قِلَّةُ المَنامِ، وَ قِلّةُ الطَّعامِ. ثَلاثَةٌ یبغِضُهَا اللَّهُ: کثرَةُ الکلامِ، وَ کَثرَةُ المَنامِ، وَ کثرَةُ الطَّعامِ.

خداوند، سه چیز را دوست می دارد: 1.کم گویی، 2.کم خوابی 3.کم خوری؛ و سه چیز را خداوند دشمن می دارد: 1.پُرگویی، 2.پُرخوابی، 3.پُرخوری.

تنبیه الخواطر، ج 2، ص213

الا انَّ الدُّنیا قَدِ ارْتَحَلَت مُدبِرَةً وَالآخِرَةَ قَدِ احْتَمَلَت مُقبِلَةً الا وَانَّکم فی یومِ عَمَلٍ لا حِسابَ فیهِ وَیوشَک ان تَکونوا فی یومِ حِسابٍ لَیسَ فیهِ عَمَلٌ. وَانَ اللّهَ یعطِی الدُّنیا مَن یحِبُ وَیبغِضُ وَلا یعطِی الآخِرَةَ الّا لِمَن یحِبُّ وَإنَّ لِلدُّنیا أبناءٌ وَلِلآخِرَةِ أبناءٌ فَکونُوا مِن أبناءِ الآخِرَةِ وَلا تَکونُوا مِن أبناءِ الدُّنیا، انَّ شَرَّ ما اتَخَوَّفُ عَلَیکم: اتّباعُ الهَوی وَطولُ الامَلِ فَاتّباعُ الهَوی یصرِفُ قُلوبَکم عَنِ الحَقّ وَطُولُ الأمَلِ یصرِفُ هِمَمَکم الَی الدُّنیا وَما بَعدَهُما لِأحَدٍ مِن خَیرٍ یرجاهُ فی دُنیا وَلا آخِرَة.

آگاه باشید که دنیا (بار سفر را بسته و) پشت کرده و رفته و آخرت (پربار) در حال آمدن است. بدانید شما در روزی هستید که روز عمل است و حسابی در کار نیست و به زودی روزی فرا می رسد که روز حساب است، نه عمل. خدا دنیا را به دوست و دشمن خود می دهد و آخرت را تنها به دوستان خود عطا می کند. هر یک از دنیا و آخرت فرزندانی دارند. پس (بکوشید) شما از فرزندان آخرت باشید نه از فرزندان دنیا. به درستی بدترین چیزی که برای شما از آن می ترسم دو چیز است. پیروی از هوای نفس و آرزوهای دور و دراز. پیروی هوی دل هایتان را از مسیر حق منحرف می گردانَد و درازی آرزو، تمام فکر شما را متوجّه دنیا می کند. هر که این دو صفت را داشت هیچ خیر و سعادتی، نه در دنیا و نه در آخرت نصیب او نخواهد شد.

  1. بحارالانوار، ج 74، ص 188
آیت الله مکارم شیرازی؛ انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقی، ص: 210

عَن ابنِ عَبّاسٍ قالَ: سَمِعتُ رَسُولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله یقولُ: انَّهُ ما سَکنَ حُبُّ الدُّنیا قَلبَ عَبدٍ الّا التاطَ فیها بِثَلاثٍ: شُغلٍ لا ینفَدُ عَناؤُهُ وَ فَقرٍ لا یدرَک غِناهُ وَامَلٍ لا ینالُ مُنتَهاهُ. الا انَّ الدُّنیا وَالآخِرَةَ طالِبَتانِ وَمَطلوبَتانِ فَطالِبُ الآخِرَةِ تَطلُبُهُ الدُّنیا حَتّی یستَکمِلَ رِزقَهُ وَطالِبُ الدُّنیا تَطلُبُهُ الآخِرَةُ حَتّی یأخُذَهُ المَوتُ بَغتَةً.

ابن عبّاس می گوید شنیدم که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هرکه گرفتار دوستی دنیا گردد سه بلا دامنگیرش می شود: اشتغال فکری ای که بر اثر آن خستگی اش تمام نمی شود، فقری که بی نیازی با آن نیست و آرزوهای طولانی که پایان ندارد. آگاه باشید که دنیا و آخرت هم طالبند و هم مطلوب، پس هرکه سراغ آخرت رفت دنیا خودش به سراغ او می آید تا از روزی خود به طور کامل بهره برداری کند. و خواهان دنیا، آخرت به سراغش می آید تا اینکه مرگ ناگهانی او را دریابد و به کام خود فرو کشد.

  1. بحارالانوار، ج 74، ص 188
آیت الله مکارم شیرازی؛ انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقی، ص: 205

یکونُ امَّتی فی الدُّنیا عَلی ثَلاثَةِ اطباقٍ. امَّا الطَّبَقُ الأوَّلُ فَلا یحِبّونَ جَمعَ المالِ وَادّخارِهِ وَلا یسعَونَ فی اقتِنائِهِ وَاحتِکارِهِ وَانَّما رِضاهُم مِن الدُّنیا سَدُّ جَوعَةٍ وَسَترُ عَورَةٍ وَغِناهُم فیها ما بَلَغَ بِهِمُ الآخِرَةَ فَاولئِک الآمِنونَ الَّذینَ لا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا هُم یحزَنونَ. وَامّا الطَّبَقُ الثّانی: فَإنَّهُم یحِبّونَ جَمعَ المالِ مِن اطیبِ وُجوهِهِ، وَ احسَنِ سَبیلِهِ یصِلونَ بِهِ ارحامَهُم وَیبِرُّونَ بِهِ اخوانَهُم وَ یواسونَ بِهِ فُقَراءَهُم وَلَعَضُّ احَدِهِم عَلَی الرَّضیفِ ایسَرُ عَلَیهِ مِن أن یکتَسِبَ دِرهَماً مِن غَیرِ حِلّهِ او یمنَعَهُ…

امّت من در دنیا بر سه دسته اند: دسته اوّل کسانی اند که جمع کردن مال را دوست ندارند و در گردآوری و احتکار مال نمی کوشند. آنان از دنیا به اندازه برطرف کردن گرسنگی و پوشاندن برهنگی ها (و زشتی ها) راضی اند و بی نیازی شان در چیزی است که آنان را به آخرت برساند. اینان در امنیت اند و ایشان نه ترسی دارند و نه اندوهی. امّا دسته دوم: آنان دوست دارند که مال را از پاک ترین و بهترین راه های حلال جمع کنند، با آن صله رحم می کنند و به برادران ایمانی شان احسان و نیکی می کنند و با فقرا و بیچارگان مواسات می ورزند. از نظر آنان سنگ سخت را با دندان جویدن آسان تر است از اینکه درهمی حرام به دست آورند یا حقوق واجب آن را نپردازند و در مسیر حق و درست مصرف نکنند و تا هنگام مرگ، نگهبان مال باشند. پس اینان کسانی اند که…

  1. بحارالانوار، ج 77، ص 184
آیت الله مکارم شیرازی؛ انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقی، ص: 157

عَن انَسِ بنِ مالِک قالَ قالوا: یا رَسولَ اللّهِ مَن اولیاءُ اللّهِ الّذینَ لا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا هُم یحزَنونَ؟ فَقالَ: الَّذینَ نَظَروا الی باطِنِ الدُّنیا حینَ نَظَرَ النّاسُ الی ظاهِرِها فَاهتَمُّوا بِآجِلِها حینَ اهتَمَّ النّاسُ بِعاجِلِها فَاماتوا مِنها ما خَشَوْا ان یمیتَهُم وَ تَرَکوا مِنها ما عَلِمُوا ان سَیترُکهُم فَما عَرَضَ لَهُم مِنها عارِضٌ الّا رَفَضُوهُ وَ لا خادَعُهُم مِن رِفعَتِها خادِعٌ الّا وَضَعُوهُ خَلُقَتِ الدُّنیا عِندَهُم فَما یجَدّدونَها وَخَرِبَت بَینَهُم فَما یعمُرونَها وَماتَت فی صُدورِهِم فَما یحِبُّونَها بَل یهدِمونَها فَیبنونَ بِها آخِرَتَهُم وَیبیعونَها…

انس بن مالک روایت کرده است که به پیامبر صلی الله علیه و آله گفتند: ای رسول خدا، دوستان خدا که نه ترسی دارند و نه غمگین می شوند کیانند؟ فرمود: کسانی اند که وقتی مردم به ظاهر دنیا می نگرند (و بدان توجّه دارند)، باطن آن را می بینند، ازاین رو هنگامی که مردم برای دو روزه دنیا می کوشند، تلاش آنان برای آخرت و آینده است. پس (علاقه به) دنیا را می میرانند برای اینکه می ترسند دنیا (جان قدسی و ملکوتی) آنان را تباه کند و بمیراند (به جای آنکه دنیا آنان را بشکند، آنان دنیا را خرد می سازند و می شکنند). دنیا را رها می کنند چون می دانند به زودی دنیا ترکشان می کند. تمام زرق و برق های دنیا را رد می کنند (و اسیر آن نمی شوند). فراز و نشیب های دنیا آنان را نمی فریبد، بلکه آن بلندی ها را به پایین می کشند. در نظر…

  1. بحارالانوار، ج 77، ص 181
آیت الله مکارم شیرازی؛ انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقی، ص: 111

عَن نافِعٍ عَن ابنِ عُمَرَ قالَ قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله: لا یکمِلُ عَبدٌ الایمانَ بِاللّهِ حَتّی یکونَ فِیهِ خَمسُ خِصالٍ: التَّوَکلُ عَلَی اللّهِ وَالتَّفویضُ إلَی اللّهِ وَالتَّسلیمُ لِأمرِ اللّهِ وَالرّضا بِقَضاءِ اللّهِ وَالصَّبرُ عَلی بَلاءِ اللّهِ انَّهُ مَن احَبَّ فی اللّهِ وَ ابغَضَ فی اللّهِ وَ اعطی لِلّهِ و مَنَعَ لِلّهِ فَقَدِ استَکمَلَ الایمانَ.

نافع از ابن عمر نقل می کند که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: ایمان بنده به خدا کامل نمی شود مگر اینکه در او پنج خصلت باشد: توکل بر خدا، واگذاری امور به خدا، تسلیم در برابر مقدّرات او، رضایت به قضای الهی، شکیبایی بر آزمایش خدا، چرا که هر که دوستی و دشمنی اش و عطا و منع عطایش خدایی باشد، ایمان را کامل کرده است.

  1. بحارالانوار، ج 77، ص 177
آیت الله مکارم شیرازی؛ انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقی، ص: 50

یا عَلِی ینْبَغِی أنُ یکونَ لِلْمُؤْمِنِ ثَمَانُ خِصَالٍ: وَقَارٌ عِنْدَ الهَزَاهِزِ وَ صَبْرٌ عِنْدَ البَلَاء وَ شُکرٌ عِنْدَ الرَّخَاءِ وَ قُنُوعٌ بِمَا رَزَقَهُ اللَّهُ لَایظْلِمُ الأعْدَاءِ وَ لَایتَحَامِلُ لِلْأصْدِقَاءِ بَدَنُهُ مِنْهُ فِی تَعَبٍ وَالنَّاسُ مِنْهُ فِی رَاحَةٍ

ای علی، سزاوار است مؤمن هشت صفت داشته باشد: در طوفان های حوادث باوقار و در بلاها صبور و در آرامش و آسایش شاکر و به آنچه خدا به او داده، قانع است، به دشمنانش ظلم و بر دوستانش تحمیل نمی کند و بدنش در زحمت و مردم از دست او راحتند.

  1. بحار الأنوار، ج 64، ص 294.
آیت الله مکارم شیرازی؛ مشکات هدایت، ص: 52

قال ابنُ عباس کنتُ أنَا وَ أبِی الْعَبّاسُ بْنُ عَبْدِ المُطَلِّبِ جالِسَینِ عِنْدَ رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه وآله إذْ دَخَلَ عَلی بْنُ أبی طالِبٍ فَسلَّمَ فَرَدَّ عَلَیهِ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه وآله وَ بَشَّرَ بِهِ وَ قامَ إلَیهِ وَ اعْتَنَقَهُ وَ قَبَّلَ بَینَ عَینِیهِ وَ أجْلَسَهُ عَنْ یمینِهِ. فَقالَ الْعَبّاسُ: یا رَسُولَ اللهِ، أتُحِبُّ هذا؟ فقال النَّبِی صلی الله علیه وآله: یا عَمَّ رَسُولِ اللهِ، وَاللهِ لَلّهُ أشَدُّ حُبّاً لَهُ مِنّی، إنَّ اللهَ جَعَلَ ذُرِیةَ کلِ نَبِی فی صُلْبِهِ وَ جَعَلَ ذُریتِی فی صُلْبِ هذا.

ابن عباس گفت: من و پدرم (عباس بن عبد المطلب) در حضور رسول خدا صلی الله علیه وآله شرفیاب بودیم در این هنگام علی بن ابی طالب وارد شد و سلام داد. پیامبر صلی الله علیه وآله بعد از جواب سلام با چهره ای گشاده در حالی که خوشحال به نظر می رسید برخاست؛ او را در بغل گرفت و پیشانی اش را بوسه داد و او را در طرف راست خود نشانید. عباس (که ناظر جریان بود) گفت: ای رسول خدا! آیا او را دوست می داری؟ رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: عمو جان! به خدا سوگند خدا او را از من بیشتر دوست دارد؛ خداوند نسل هر پیامبری را از پشت همان پیامبر قرار داد و نسل مرا در صلب این شخص نهاده است.

  1. تاریخ بغداد، 317 316: 1 ح 206. خطیب بغدادی این حدیث را از منصور از پدرش محمد بن علی از پدرش علی بن عبدالله از پدرش عبدالله بن عباس و از جابر این گونه روایت کرده است: «خداوند ذریه هر پیامبری را در پشت همان پیامبر قرار داد و ذریه مرا درصلب علی بن ابی طالب نهاده است.» الفردوس، 172: 1/ 643؛ کنز العمال، 32892؛ امالی شجری، 152: 1.
پرتوی از فضائل امیر مؤمنان، علی علیه السلام، ص: 171

عن أبی هریرة: نظر النبی صلی الله علیه وآله إلی علی و حسن و حسین و فاطمة علیهم السلام، فقال: أنَا حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکم، وَسِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکمْ.

از ابوهریره روایت است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه وآله به علی و حسن و حسین و فاطمه علیهم السلام- که بر آنان درود خدا باد- نگریست و فرمود: من در جنگم با کسی که با شما در جنگ باشد و آشتی هستم با هر که با شما در صلح و سلامت باشد.

  1. مسند احمد بن حنبل، 446: 3/ 9704؛ المستدرک علی الصحیحین، 161: 3/ 473 و 4714؛ تاریخ بغداد، 137: 7؛ المعجم الکبیر، 40: 3/ 2621؛ البدایة و النهایة، 36: 8. از زید بن ارقم نقل است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه وآله در بیماری ای که به رحلتش منجر شد با مهربانی رو به سوی علی و فاطمه و حسن و حسین کردو فرمود: «من در جنگم با کسی که با شما بجنگد، و صلحم با کسی که با شما از در آشتی درآید.» تهذیب تاریخ دمشق، 319. نیز رجوع فرمایید به: سنن ترمذی، 699: 5/ 3870؛ سنن ابن ماجه: 52/ 145. از ابو سعید خدری نقل است که گفت: بعد از ازدواج علی با فاطمه، نبی مکرم صلی الله علیه وآله چهل روز صبحگاهان به در خانه فاطمه می آمد و می فرمود: «من سرا پا جنگم با هر که با شما بجنگد و سرا پا دوستم با فردی که با شما دوستی نماید.» فضائل سیدة النساء از ابوحفص عمر بن شاهین، 29. و در کنزالعمال از زید بن ارقم نقل است که پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله به فاطمه و علی و حسن و حسین فرمود: «من در نبردم با کسی که با شما بستیزد و در صلح و آشتی ام با کسی که با شما در صلح و صفا باشد.» متقی هندی این روایت را از شماری از کتاب های عامه نقل کرده است: 640: 13/ 37618.
پرتوی از فضائل امیر مؤمنان، علی علیه السلام، ص: 140
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه