دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع وَ عَلَيَّ نَعْلٌ بَيْضَاءُ فَقَالَ يَا سَدِيرُ مَا هَذِهِ اَلنَّعْلُ أَخَذْتَهَا عَلَى عِلْمٍ فَقُلْتُ لاَ وَ اَللَّهِ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَقَالَ مَنْ دَخَلَ اَلسُّوقَ قَاصِداً لِشِرَاءِ نَعْلٍ بَيْضَاءَ لَمْ يُبْلِهَا حَتَّى يَكْتَسِبَ مَالاً مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ َالَ وَ أَخْبَرَنِي أَبُو نُعَيْمٍ أَنَّ سَدِيراً أَخْبَرَ أَنَّهُ لَمْ يُبْلِ تِلْكَ اَلنَّعْلَ حَتَّى اِكْتَسَبَ مِائَةَ دِينَارٍ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبْ .
سدیر صیرفی گوید: در حالی که نعلین سفیدی به پا داشتم به خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم. امام علیه السلام به من فرمود: ای سدیر این چه نعلینی است؟ آیا با آگاهی از ویژگی آن ، آن را پوشیده ای؟ عرض کردم: فدایت شوم نه به خدا پس امام علیه السلام فرمود: هر که به قصد خریدن نعلین سفید وارد بازار شود، آن کفش کهنه نشود جز آنکه از جایی که نپندارد ثروتی به دست آرد. سدیر گوید: آن نعلین کهنه نشد تا آنگاه که صد سکه طلا از جایی که نمی پنداشتم به دست آوردم