إِذَا زُكِّيَ أَحَدٌ مِنَ اَلْمُتَّقِينَ خَافَ مِمَّا يُقَالُ لَهُ فَيَقُولُ أَنَا أَعْلَمُ بِنَفْسِي مِنْ غَيْرِي وَ رَبِّي أَعْلَمُ بِنَفْسِي مِنِّي اَللَّهُمَّ لاَ تُؤَاخِذْنِي بِمَا يَقُولُونَ وَ اِجْعَلْنِي أَفْضَلَ مِمَّا يَظُنُّون
هر گاه یکی از پرهیزگاران پاک شود، بترسد از آنچه دیگران دربارۀ او می گویند.و می گوید:من به نفس خود از دیگران آگاه ترم و خدای من از من داناتر است. پروردگارا مرا به آنچه دیگران می گویند بازخواست مکن و مرا بیش از آنچه دیگران گمان نیک می برند قرار ده.
عِنْدَ حُضُورِ اَلشَّهَوَاتِ وَ اَللَّذَّاتِ يَتَبَيَّنُ وَرَعُ اَلْأَتْقِيَاء
هنگام شعله ور شدن شهوتها و لذّتها، پارسایی پرهیزگاران آشکار می شود.
لِلْمُتَّقِي هُد ى فِي رَشَادٍ وَ تَحَرُّجٌ عَنْ فَسَادٍ وَ حِرْصٌ فِي إِصْلاَحِ مَعَاد
برای پرهیزگار، راهنمایی است به راه درست و بازداشتی است از تباهی و میل شدیدی است در اصلاح روز بازگشت.
لِلْمُتَّقِي ثَلاَثُ عَلاَمَاتٍ إِخْلاَصُ اَلْعَمَلِ وَ قَصْرُ اَلْأَمَلِ وَ اِغْتِنَامُ اَلْمُهَل
پرهیزگار سه نشانه دارد:عمل بی آلایش، و آرزوی کوتاه، و بهره برداری از فرصتها.
لِيَصْدُقْ تَحَرِّيكَ فِي اَلشُّبُهَاتِ فَإِنَّ مَنْ وَقَعَ فِيهَا اِرْتَبَك
هر آینه راست پندار درنگ خود را در آنچه معلوم نیست پس همانا کسی که در آن افتد، نمی تواند رهایی یابد.
مَنْ جَاهَدَ نَفْسَهُ أَكْمَلَ اَلتُّقَى
هر که با نفس خود مبارزه کرد، پرهیزگاری را کامل کرده است.
مَنْ مَلَكَ شَهْوَتَهُ كَانَ تَقِيّا
هر که شهوت خود را در اختیار دارد، پرهیزگار است.
مَنْ مَلَكَ شَهْوَتَهُ كَمُلَتْ مُرُوَّتُهُ وَ حَسُنَتْ عَاقِبَتُه
هر که شهوت خود را در اختیار دارد، مردانگی او کامل و سرانجام او نیکو گردد.
مَنْ تَوَرَّعَ حَسُنَتْ عِبَادَتُه
هر که پارسایی ورزد، بندگی او نیکو گردد.
مِنْ أَفْضَلِ اَلْوَرَعِ أَنْ لاَ تُبْدِيَ فِي خَلْوَتِكَ مَا تَسْتَحْيِي مِنْ إِظْهَارِهِ فِي عَلاَنِيَتِك
برترین پارسایی آن است که در پنهان، آشکار نگردانی آنچه را از آشکار کردن آن در مقابل دیگران شرم داری.
وَرَعُ اَلْمُؤْمِنِ يَظْهَرُ فِي عَمَلِه
پارسایی مؤمن در کردار او آشکار می شود.
لاَ وَرَعَ كَغَلَبَةِ اَلشَّهْوَة
هیچ پارسایی مانند چیرگی بر شهوت نیست.