إِنِّي إِذَا اِسْتَحْكَمْتُ فِي اَلرَّجُلِ خَصْلَة مِنْ خِصَالِ اَلْخَيْرِ اِحْتَمَلْتُهُ لَهَا وَ اِغْتَفَرْتُ لَهُ فَقْدَ مَا سِوَاهَا وَ لاَ أَغْتَفِرُ لَهُ فَقْدَ عَقْلٍ وَ لاَ عَدَمَ دِينٍ لِأَنَّ مُفَارَقَةَ اَلدِّينِ مُفَارَقَةُ اَلْأَمْنِ وَ لاَ تَهْنَأُ حَيَاةٌ مَعَ مَخَافَةٍ وَ عَدَمُ اَلْعَقْلِ عَدَمُ اَلْحَيَاةِ وَ لاَ تُعَاشِرِ اَلْأَمْوَات
همانا من آنگاه که خصلتی از خصلتهای نیکو را در مردی محکم یافتم، به جهت آن خصلت نیک بر او شکیبایی کنم و از نداشتن غیر از آن، درگذرم، ولی از بی خردی و بی دینی نخواهم گذشت؛ زیرا جدایی از دین، جدا شدن از ایمنی است و زندگی با وحشت گوارا نیست و بی خردی، مردگی است و با مردگان معاشرت نمی شود.
اَلْمَغْبُونُ مَنْ فَسَدَ دِينُه
کسی که دین او تباه شده، فریب خورده است.
اَلْمُصِيبَةُ بِالدِّينِ أَعْظَمُ اَلْمَصَائِب
مصیبتی که به دین رسد، بزرگترین مصیبتهاست.
فَاقِدُ اَلدِّينِ مُتَرَدٍّ فِي اَلْكُفْرِ وَ اَلضَّلاَل
بی دین در کفر و گمراهی رها شده است.
كُلُّ عِزٍّ لاَ يُؤَيِّدُهُ دِينٌ مَذَلَّة
هر گرامی شدنی که دین آن را تأیید نکند، خواری است.
كَيْفَ يَسْتَقِيمُ مَنْ لَمْ يَسْتَقِمْ دِينُه
چگونه راست و درست می شود کسی که دین او راست نگردیده است.
مَنْ بَخِلَ بِدِينِهِ جَل
کسی که به دین خود بخل ورزید، بزرگ شد.
مَنْ لاَ دِينَ لَهُ لاَ مُرُوَّةَ لَه
کسی که دین ندارد، جوانمردی ندارد.
مَنْ أَفْسَدَ دِينَهُ أَفْسَدَ مَعَادَه
کسی که دین او تباه گردد، روز بازگشت او تباه گردیده است.
مَنْ لاَ دِينَ لَهُ لاَ نَجَاةَ لَه
کسی که دین ندارد، راه رهایی نخواهد داشت.
مَنْ غَشَّ اَلنَّاسَ فِي دِينِهِمْ فَهُوَ مُعَانِدٌ لِلَّهِ وَ رَسُولِه
کسی که در دین مردم غش نماید، دشمن خدا و رسول اوست.
مَنْ تَهَاوَنَ بِالدِّينِ هَان
کسی که به دین اهانت نماید، پست و خوار شود.