مِنْ كِتَابِ عُيُونِ اَلْأَخْبَارِ عَنِ اَلرِّضَا عَنْ أَبِيهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : نُعِيَ إِلَى اَلصَّادِقِ إِسْمَاعِيلُ بْنُ جَعْفَرٍ وَ هُوَ أَكْبَرُ أَوْلاَدِهِ وَ هُوَ يُرِيدُ أَنْ يَأْكُلَ وَ قَدِ اِجْتَمَعَ نُدَمَاؤُهُ فَتَبَسَّمَ ثُمَّ دَعَا بِطَعَامِهِ وَ قَعَدَ مَعَ نُدَمَائِهِ وَ جَعَلَ يَأْكُلُ أَحْسَنَ مِنْ أَكْلِهِ سَائِرَ اَلْأَيَّامِ وَ يَحُثُّ نُدَمَاءَهُ وَ يَضَعُ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ يَعْجَبُونَ مِنْهُ أَنْ لاَ يَرَوْا لِلْحُزْنِ أَثَرا فَلَمَّا فَرَغَ قَالُوا يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ لَقَدْ رَأَيْنَا عَجَبا أُصِبْتَ بِمِثْلِ هَذَا اَلاِبْنِ وَ أَنْتَ كَمَا تُرَى…
امام رضا علیه السّلام از قول پدر بزرگوارش می فرماید:هنگامی که خبر مرگ اسماعیل که فرزند بزرگ امام صادق علیه السّلام بود به ایشان رسید، آن حضرت با دوستان خود مشغول غذا خوردن بود، حضرت لبخندی زدند و فرمود غذا را آماده کنید، و با دوستان خود نشستند و بهتر از روزهای دیگر شروع به غذا خوردن نمودند، و دوستان خود را تشویق به خوردن می نمودند و به آنها تعارف می کردند، آنان از اینکه هیچ اثر اندوهی در چهرۀ امام نبود متعجب شدند. چون غذا تمام شد گفتند:یا ابن رسول اللّٰه ما از این وضع در شگفت شدیم، چنین فرزندی از شما مرده و شما این گونه اید؟فرمود:چرا این گونه نباشم که می بینید؛ در حالی که خبر راستگوترین گویندگان به من رسید، که من و شما نیز خواهیم مرد، گروهی هستند که مرگ را شناخته اند و خود را برایش آماده…