سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ حُرُوبِ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع وَ كَانَ اَلسَّائِلُ مِنْ مُحِبِّينَا فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بَعَثَ مُحَمَّداً ص بِخَمْسَةِ أَسْيَافٍ ثَلاَثَةٌ مِنْهَا شَاهِرَةٌ لاَ تُغْمَدُ إِلَى أَنْ تَضَعَ اَلْحَرْبُ أَوْزارَها وَ لَنْ تَضَعَ اَلْحَرْبُ أَوْزَارَهَا حَتَّى تَطْلُعَ اَلشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا فَإِذَا طَلَعَتِ اَلشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا آمَنَ اَلنَّاسُ كُلُّهُمْ فِي ذَلِكَ اَلْيَوْمِ فَيَوْمَئِذٍ لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمانِها خَيْراً وَ سَيْفٌ…
حفص بن غیاث گوید: شخصی از امام صادق از جنگهای امیر المومنین پرسید و سیوال کننده از دوستان ما بود امام صادق او را فرمود: خدای عز و جل محمد(ص)را با پنج شمشیر برانگیخت سه شمشیر از آن شمشیرها برهنه و از غلاف کشیده است تا جنگ پایان یابد و هرگز جنگ پایان نیابد تا آفتاب از مغرب خود بتابد و چون آفتاب از مغربش سر برآرد آن روز امنیت عمومی بر همه مردم حکومت کند آن روز است که ایمان کسی که از پیش ایمان نیاورده باشد و یا از ایمانش بهره برداری نکرده است سودی بحالش ندهد و یک شمشیر از آن شمشیرها پیچیده است و یکی در نیام که بروی دیگران کشیده می شود ولی حکمش بدست ما است اما آن سه شمشیر کشیده شده: یکی بروی مشرکین عرب بود که خداوند تبارک و تعالی فرمود مشرکان را هرجا یافتید بکشید و در بند کنید و محاصره شان کنید و…
اَلْمُؤْمِنُ يَتَقَلَّبُ فِي خَمْسَةٍ مِنَ اَلنُّورِ مَدْخَلُهُ نُورٌ وَ مَخْرَجُهُ نُورٌ وَ عِلْمُهُ نُورٌ وَ كَلاَمُهُ نُورٌ وَ مَنْظَرُهُ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ إِلَى اَلنُّورِ.
امیر المومنین(ع)فرمود: مومن در میان پنج نور میغلطد در آمدنش نور است و بیرون شدنش نور است و دانشش نور است و سخنش نور است و چشم اندازش در روز رستاخیز نور است.
جَاءَ رَجُلٌ إِلَى اَلنَّبِيِّ ص فَقَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ قَدْ عَلَّمْتُ اِبْنِي هَذَا اَلْكِتَابَةَ فَفِي أَيِّ شَيْ ءٍ أُسْلِمُهُ قَالَ أَسْلِمْهُ لِلَّهِ أَبُوكَ وَ لاَ تُسْلِمْهُ فِي خَمْسٍ لاَ تُسْلِمْهُ سَبَّاءً وَ لاَ صَائِغاً وَ لاَ قَصَّاباً وَ لاَ حَنَّاطاً وَ لاَ نَخَّاساً فَقَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ وَ مَا اَلسَّبَّاءُ فَقَالَ اَلَّذِي يَبِيعُ اَلْأَكْفَانَ وَ يَتَمَنَّى مَوْتَ أُمَّتِي وَ لَلْمَوْلُودُ مِنْ أُمَّتِي أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ اَلشَّمْسُ وَ أَمَّا اَلصَّائِغُ فَإِنَّهُ يُعَالِجُ غَبْنَ أُمَّتِي وَ أَمَّا اَلْقَصَّابُ فَإِنَّهُ يَذْبَحُ حَتَّى…
موسی بن جعفر(ع)فرمود: مردی خدمت پیغمبر رسید عرضکرد یا رسول الله من باین فرزندم نوشتن را آموختم بچه کاری بگذارمش فرمود: بهر کاری که خواهی اش وادار، مرد محترم، ولی به پنج کارش مگذار سبا و زرگر و قصاب و گندم فروش و بنده فروشش مکن عرضکرد: یا رسول الله سبا کیست؟ فرمود: آنکه کفن فروشی کند و در آرزوی مرگ امت من است در صورتی که من یک نوزاد از امت خودم را دوست تر دارم از آنچه آفتاب بر آن میتابد و اما زرگر برای اینکه او همواره با زیان امتم دست بگریبان است و اما قصاب برای اینکه آنقدر سر میبرد تا رحم از دلش میرود و اما گندم فروشی برای اینکه مواد خوراکی امت مرا انبار میکند و اگر بنده ای با دزد پیشه گی بمیرد بهتر است که با انبار داری چهل روز خوار و بار، و اما برده فروشی برای اینکه جبرییل نزد من آمد و گفت…
أَعْطَانِي اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَمْساً وَ أَعْطَى عَلِيّاً خَمْساً أَعْطَانِي جَوَامِعَ اَلْكَلِمِ وَ أَعْطَى عَلِيّاً جَوَامِعَ اَلْعِلْمِ وَ جَعَلَنِي نَبِيّاً وَ جَعَلَهُ وَصِيّاً وَ أَعْطَانِي اَلْكَوْثَرَ وَ أَعْطَاهُ اَلسَّلْسَبِيلَ وَ أَعْطَانِي اَلْوَحْيَ وَ أَعْطَاهُ اَلْإِلْهَامَ وَ أَسْرَى بِي إِلَيْهِ وَ فَتَحَ لَهُ أَبْوَابَ اَلسَّمَاوَاتِ وَ اَلْحُجُبَ حَتَّى نَظَرَ إِلَى مَا نَظَرْتُ إِلَيْهِ.
ابن عباس گوید: شنیدم از پیغمبر که می فرمود: خدای تبارک و تعالی پنج چیز بمن عطا فرمود و پنج چیز بعلی(ع)گفتارهای پر مغز بمن عطا فرموده و دانش پر مغز بعلی مرا پیغمبر قرار داد و او را جانشین، مرا کوثر داد، و او را سلسبیل بمن وحی عنایت فرمود باو الهام مرا بعالم بالا برد و برای او درهای آسمانها را گشود و حجابها برداشت که هر چه من دیدم او هم دید
أَنَّ عَلِيّاً ع قَالَ إِنَّ فِي جَهَنَّمَ رَحًى تَطْحَنُ خَمْساً أَ فَلاَ تَسْأَلُونَ مَا طَحْنُهَا فَقِيلَ لَهُ فَمَا طَحْنُهَا يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ قَالَ اَلْعُلَمَاءُ اَلْفَجَرَةُ وَ اَلْقُرَّاءُ اَلْفَسَقَةُ وَ اَلْجَبَابِرَةُ اَلظَّلَمَةُ وَ اَلْوُزَرَاءُ اَلْخَوَنَةُ وَ اَلْعُرَفَاءُ اَلْكَذَبَةُ وَ إِنَّ فِي اَلنَّارِ لَمَدِينَةً يُقَالُ لَهَا اَلْحَصِينَةُ أَ فَلاَ تَسْأَلُونِّي مَا فِيهَا فَقِيلَ وَ مَا فِيهَا يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ فِيهَا أَيْدِي اَلنَّاكِثِينَ .
امیر المومنین(ع)فرمود: براستی که در دوزخ آسیایی است که پنج کس را آرد میکند از من نمی پرسید که آردش چیست؟ عرض شد آردش چیست؟ یا امیر المومنین؟ فرمود: دانشمندان بدکردار و سخنوران گنهکار و زورداران ستمکار و وزیران خیانت کار و عرفا و نمایندگان دروغ گفتار و راستی که در دوزخ شهری است که آن را حصینه گویند از من نمی پرسید در آن شهر چیست؟ عرض شد یا امیر المومنین چه در آن است؟ فرمود دستهای پیمان شکنان.
يَا عَلِيُّ إِنَّ عَبْدَ اَلْمُطَّلِبِ سَنَّ فِي اَلْجَاهِلِيَّةِ خَمْسَ سُنَنٍ أَجْرَاهَا اَللَّهُ لَهُ فِي اَلْإِسْلاَمِ حَرَّمَ نِسَاءَ اَلْآبَاءِ عَلَى اَلْأَبْنَاءِ فَأَنْزَلَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ اَلنِّساءِ وَ وَجَدَ كَنْزاً فَأَخْرَجَ مِنْهُ اَلْخُمُسَ وَ تَصَدَّقَ بِهِ فَأَنْزَلَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اِعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ ءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ اَلْآيَةَ وَ لَمَّا حَفَرَ زَمْزَمَ سَمَّاهَا سِقَايَةَ اَلْحَاجِّ فَأَنْزَلَ اَللَّهُ أَ جَعَلْتُمْ سِقايَةَ اَلْحاجِّ وَ عِمارَةَ اَلْمَسْجِدِ اَلْحَرامِ كَمَنْ آمَنَ…
پیغمبر(ص)ضمن وصیتی بعلی فرمود: یا علی راستی که عبد المطلب در زمان جاهلیت پنج رسم نهاد که خداوند آن رسوم را در اسلام اجرا فرمود: 1-زن پدر را بر پسر حرام کرد خداوند عز و جل در این باره آیه فرستاد که زنانی را که پدرانتان بهمسری خود گرفته اند شما همسر خود نگیرید. 2-گنجی یافت پنج یک آن را کنار گذاشت و در راه خدا بدیگران داد خدای عز و جل در این باره آیه فرستاد(بدانید که هر چه بغنیمت بدست شما برسد پنج یک آن از آن خدا است (تا آخر آیه). 3-چون چاه زمزم را کند آن را سقایه الحاج نامید خدای عز و جل آیه فرو فرستاد آیا سقایه حاج(سیراب کردن حاجیان)و آباد ساختن مسجد حرام را در ردیف ایمان بخدا و روز قیامت قرار میدهید؟ 4-جریمه کشتن را صد شتر قرار داد خدای عز و جل همان را در اسلام اجرا فرمود: 5-برای طواف خانه…
خَمْسٌ لَوْ رَحَلْتُمْ فِيهِنَّ مَا قَدَرْتُمْ عَلَى مِثْلِهِنَّ لاَ يَخَافُ عَبْدٌ إِلاَّ ذَنْبَهُ وَ لاَ يَرْجُوَ إِلاَّ رَبَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لاَ يَسْتَحْيِي اَلْجَاهِلُ إِذَا سُئِلَ عَمَّا لاَ يَعْلَمُ أَنْ يَتَعَلَّمَ وَ لاَ يَسْتَحْيِي أَحَدُكُمْ إِذَا سُئِلَ عَمَّا لاَ يَعْلَمُ أَنْ يَقُولَ لاَ أَعْلَمُ وَ اَلصَّبْرُ مِنَ اَلْإِيمَانِ بِمَنْزِلَةِ اَلرَّأْسِ مِنَ اَلْجَسَدِ وَ لاَ إِيمَانَ لِمَنْ لاَ صَبْرَ لَهُ.
علی(ع)فرمود: پنج موعظه است که اگر در طلب آن از دیار خود کوچ کنید مانند آنها را نیابید بنده بجز از گناه خویش نترسد و جز به پروردگار خویش امید نه بندد و چیزی را که از نادان می پرسند و نمیداند بدون خجالت آن را فرا بگیرد و شکیبایی برای پیکره ایمان همچون سر است برای بدن و کسی که شکیبایی ندارد ایمانش نیست.
خُذُوا عَنِّي كَلِمَاتٍ لَوْ رَكِبْتُمُ اَلْمَطِيَّ فَأَنْضَيْتُمُوهَا لَمْ تُصِيبُوا مِثْلَهُنَّ أَلاَ لاَ يَرْجُو أَحَدٌ إِلاَّ رَبَّهُ وَ لاَ يَخَافَنَّ إِلاَّ ذَنْبَهُ وَ لاَ يَسْتَحْيِي اَلْعَالِمُ إِذَا لَمْ يَعْلَمْ أَنْ يَتَعَلَّمَ وَ لاَ يَسْتَحْيِي إِذَا سُئِلَ عَمَّا لاَ يَعْلَمُ أَنْ يَقُولَ اَللَّهُ أَعْلَمُ وَ اِعْلَمُوا أَنَّ اَلصَّبْرَ مِنَ اَلْإِيمَانِ بِمَنْزِلَةِ اَلرَّأْسِ مِنَ اَلْجَسَدِ وَ لاَ خَيْرَ فِي جَسَدٍ لاَ رَأْسَ لَهُ.
علی(ع)فرمود: کلماتی از من فرا گیرید که اگر بر چهار پایان سوار شوید و در راه پیمایی آنها را از پای درآورید مانند آن کلمات را نخواهید یافت هان که هیچ کس جز به پروردگارش امید نه بندد و بجز از گناه خویش نهراسد و چون چیزی نداند از فرا گرفتنش خجالت نکشد و چون چیزی از او سوال شد که نمیداند خجالت نکشد و بگوید خدا بهتر میداند و بدانید که شکیبایی برای پیکره ایمان همچون سر است برای بدن و بدنی که سر ندارد خیری در او نیست.
إِنَّ مَنْ تَعَلَّمَ اَلْعِلْمَ لِيُمَارِيَ بِهِ اَلسُّفَهَاءَ أَوْ يُبَاهِيَ بِهِ اَلْعُلَمَاءَ أَوْ يَصْرِفَ وُجُوهَ اَلنَّاسِ إِلَيْهِ لِيُعَظِّمُوهُ فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ اَلنَّارِ فَإِنَّ اَلرِّئَاسَةَ لاَ تَصْلُحُ إِلاَّ لِلَّهِ وَ لِأَهْلِهَا وَ مَنْ وَضَعَ نَفْسَهُ فِي غَيْرِ اَلْمَوْضِعِ اَلَّذِي وَضَعَهُ اَللَّهُ فِيهِ مَقَتَهُ اَللَّهُ وَ مَنْ دَعَا إِلَى نَفْسِهِ فَقَالَ أَنَا رَئِيسُكُمْ وَ لَيْسَ هُوَ كَذَلِكَ لَمْ يَنْظُرِ اَللَّهُ إِلَيْهِ حَتَّى يَرْجِعَ عَمَّا قَالَ وَ يَتُوبَ إِلَى اَللَّهِ مِمَّا اِدَّعَى.
همانا هر که علم آموزد تا به وسیله آن با بیخردان درافتد و یا بر دانشمند ببالد و یا مردم را به خود متوجه سازد تا او را بزرگ شمارند، جایگاهش در دوزخ باد زیرا ریاست و سروری جز برای خدا و شایستگان نشاید و کسی که خود را در جایگاهی نهد که خداوند در غیر آن او را نهاده، خدا او را دشمن بدارد و هر کس مردم را به خود خواند و گوید من سرور شمایم در حالی که شایسته سروری نباشد، خدا به او نظر رحمت نمی نماید تا از آن ادعای ناشایست خود دست بردارد و به درگاه خدا توبه نماید.
قَالَ عِيسَى اِبْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّينَ تَحَبَّبُوا إِلَى اَللَّهِ وَ تَقَرَّبُوا إِلَيْهِ قَالُوا يَا رُوحَ اَللَّهِ بِمَا ذَا نَتَحَبَّبُ إِلَى اَللَّهِ وَ نَتَقَرَّبُ قَالَ بِبُغْضِ أَهْلِ اَلْمَعَاصِي وَ اِلْتَمِسُوا رِضَا اَللَّهِ بِسَخَطِهِمْ قَالُوا يَا رُوحَ اَللَّهِ فَمَنْ نُجَالِسُ إِذاً قَالَ مَنْ يُذَكِّرُكُمُ اَللَّهَ رُؤْيَتُهُ وَ يَزِيدُ فِي عِلْمِكُمْ مَنْطِقُهُ وَ يُرَغِّبُكُمْ فِي اَلْآخِرَةِ عَمَلُهُ.
عیسی بن مریم علیهما السلام به حواریون خود فرمود: خود را دوست خدا نمایید و به او تقرب جویید. عرض کردند: ای روح الله چگونه خود را دوست خدا سازیم و به او تقرب جوییم؟ فرمود: به وسیله دشمن داشتن مردم نافرمان و گناهکار و نیز خشنودی خدا را با به خشم آوردن آنان بجویید. گفتند: ای روح الله در این صورت با چه کسانی همنشین باشیم؟ فرمود: با آن که دیدارش شما را به یاد خدا اندازد و گفتارش بر علم شما بیفزاید و کردارش شما را به آخرت ترغیب نماید.
اَلْحَيَاءُ حَيَاءَانِ حَيَاءُ عَقْلٍ وَ حَيَاءُ حُمْقٍ فَحَيَاءُ اَلْعَقْلِ اَلْعِلْمُ وَ حَيَاءُ اَلْحُمْقِ اَلْجَهْلُ.
حیا دو گونه است: حیای خردمندانه و حیای احمقانه؛ پس حیای خردمندانه نشانه دانش است و حیای احمقانه، نشانه جهل و نادانی است.
اَلْعِلْمُ خَدِينُ اَلْمُؤْمِنِ وَ اَلْحِلْمُ وَزِيرُهُ وَ اَلْعَقْلُ دَلِيلُهُ وَ اَلصَّبْرُ أَمِيرُ جُنُودِهِ وَ اَلرِّفْقُ وَالِدُهُ وَ اَلْبِرُّ أَخُوهُ وَ اَلنَّسَبُ آدَمُ وَ اَلْحَسَبُ اَلتَّقْوَى وَ اَلْمُرُوءَةُ إِصْلاَحُ اَلْمَالِ .
دانش دمساز مومن است، بردباری وزیر اوست، عقل راهنمایش، شکیبایی فرمانده سپاه او، نرمش پدرش و نیکی برادرش است و نژاد از آدم علیه السلام دارد، خاندان از پارسایی و مردانگی در پاکسازی مال.