إِنَّ اَلْأَكْيَاسَ هُمُ اَلَّذِينَ لِلدُّنْيَا مَقَتُوا وَ أَعْيُنَهُمْ عَنْ فِي زَهْرَتِهَا أَغْمَضُوا وَ قُلُوبَهُمْ عَنْهَا صَرَفُوا وَ بِالدَّارِ اَلْبَاقِيَةِ تَوَلَّهُوا
همانا زیرکان، دشمنان دنیایند، چشمهای خود از آن برگرفته و دلهای خود را از آن گردانیده اند و به سرای جاویدان مشتاقند.
إِنَّ اَلْكَيِّسَ مَنْ كَانَ لِشَهْوَتِهِ مَانِعا وَ لِنَزْوَتِهِ عِنْدَ اَلْحَفِيظَةِ وَاقِما قَامِعا
همانا زیرک کسی است که بازدارنده شهوت و کوبنده سرکشیها و تمایلات است.
إِنَّمَا اَلْكَيِّسُ مَنْ إِذَا أَسَاءَ اِسْتَغْفَرَ وَ إِذَا أَذْنَبَ نَدِم
همانا زیرک، هر گاه بدی کند، طلب بخشایش کند و هر گاه گناه کند، پشیمان شود.
آفَةُ اَلذَّكَاءِ اَلْمَكْر
آفت زیرکی، فریبکاری است.