كُلُّ شَيْ ءٍ قُوتِلَ عَلَيْهِ عَلَى شَهَادَةِ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اَللَّهِ فَإِنَّ لَنَا خُمُسَهُ وَ لاَ يَحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ يَشْتَرِيَ مِنَ اَلْخُمُسِ شَيْئاً حَتَّى يَصِلَ إِلَيْنَا حَقُّنَا .
امام باقر علیه السلام فرمود: هر چیزی که برای شهادت لا اله الا الله و محمد رسول الله بر آن جنگ واقع شود(یعنی غنیمتی که مسلمین در جنگ با کفار برای مسلمان شدن آنها بدست می آورند) خمسش از آن ماست و برای هیچ کس روا نیست که از مال خمس چیزی بخرد، مگر آنکه حق ما را بما برساند.
طَلَبْنَا اَلْإِذْنَ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع وَ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِ فَأَرْسَلَ إِلَيْنَا اُدْخُلُوا اِثْنَيْنِ اِثْنَيْنِ فَدَخَلْتُ أَنَا وَ رَجُلٌ مَعِي فَقُلْتُ لِلرَّجُلِ أُحِبُّ أَنْ تَسْتَأْذِنَ بِالْمَسْأَلَةِ فَقَالَ نَعَمْ فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ أَبِي كَانَ مِمَّنْ سَبَاهُ بَنُو أُمَيَّةَ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّ بَنِي أُمَيَّةَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ أَنْ يُحَرِّمُوا وَ لاَ يُحَلِّلُوا وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ مِمَّا فِي أَيْدِيهِمْ قَلِيلٌ وَ لاَ كَثِيرٌ وَ إِنَّمَا ذَلِكَ لَكُمْ فَإِذَا ذَكَرْتُ رَدَّ اَلَّذِي كُنْتُ فِيهِ دَخَلَنِي مِنْ ذَلِكَ مَا يَكَادُ يُفْسِدُ عَلَيَّ…
عبد العزیز بن نافع گوید: (با جماعتی از اصحاب)از امام صادق علیه السلام اجازه خواستیم و بحضرت پیغام دادیم، او پیغام داد که: دو نفر دو نفر بیایید، پس من با مردی دیگر خدمتش رفتیم، من 251 - 3 بآن مرد گفتم: -دوست دارم تو از حضرت اجازه سوال گیری، گفت: بسیار خوب، سپس عرضکرد: قربانت گردم، پدر من از اسیران بنی امیه بوده و شما می دانید که بنی امیه حق نداشتند حرام کنند یا حلال کنند و هر مال کم و زیادی که در دست داشتند از آنها نبود، بلکه بشما تعلق داشت، و من هر گاه بخاطر می آورم که باید آنچه را دارم برگردانم، حالتی بمن دست میدهد که نزدیکست دیوانه شوم، امام باو فرمود: آنچه از آنها داری برای تو حلال است و هر کس هم حالش مثل تو باشد، پس از من بر او حلال است. راوی گوید: ما برخاستم و بیرون شدیم. معتب(دربان…
مِنْ أَيْنَ دَخَلَ عَلَى اَلنَّاسِ اَلزِّنَا قُلْتُ لاَ أَدْرِي جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ مِنْ قِبَلِ خُمُسِنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ إِلاَّ شِيعَتَنَا اَلْأَطْيَبِينَ فَإِنَّهُ مُحَلَّلٌ لَهُمْ لِمِيلاَدِهِمْ .
ضریس کناسی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: از چه راهی مردم گرفتار زنا میشوند؟ گفتم: نمیدانم، قربانت گردم. فرمود: از راه خمس ما اهل بیت(که نمیپردازند)مگر شیعیان پاکزاده ما که خمس برای آنها حلال گشت تا حلال زاده بدنیا آیند.
نَحْنُ قَوْمٌ فَرَضَ اَللَّهُ طَاعَتَنَا لَنَا اَلْأَنْفَالُ وَ لَنَا صَفْوُ اَلْمَالِ.
ابو الصباح گوید: امام صادق علیه السلام بمن فرمود: ما مردمی هستیم که خدا اطاعت ما را واجب کرده و انفال و برگزیده اموال از آن ماست.
فِي اَلرَّجُلِ يَمُوتُ لاَ وَارِثَ لَهُ وَ لاَ مَوْلَى قَالَ هُوَ مِنْ أَهْلِ هَذِهِ اَلْآيَةِ يَسْئَلُونَكَ عَنِ اَلْأَنْفالِ
امام صادق علیه السلام در باره مردیکه بمیرد و وارث و مولایی(آزادکننده یی)نداشته باشد، فرمود: او اهل این آیه است: «از تو در باره انفال می پرسند-اول سوره انفال-»(یعنی اموال و ما ترک او متعلق بامامست).
عَنِ اَلْكَنْزِ كَمْ فِيهِ قَالَ اَلْخُمُسُ وَ عَنِ اَلْمَعَادِنِ كَمْ فِيهَا قَالَ اَلْخُمُسُ وَ كَذَلِكَ اَلرَّصَاصُ وَ اَلصُّفْرُ وَ اَلْحَدِيدُ وَ كُلُّ مَا كَانَ مِنَ اَلْمَعَادِنِ يُؤْخَذُ مِنْهَا مَا يُؤْخَذُ مِنَ اَلذَّهَبِ وَ اَلْفِضَّةِ .
حلبی از امام صادق علیه السلام پرسید: در گنج چه حقی است؟ فرمود: خمس. پرسید در معادن چه مقدار است؟ فرمود: خمس و همچنین است قلعی و مس و آهن، و هر چه معدنی باشد از آن همان گرفته می شود که از طلا و نقره گرفته می شود.
إِنَّ أَشَدَّ مَا فِيهِ اَلنَّاسُ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ أَنْ يَقُومَ صَاحِبُ اَلْخُمُسِ فَيَقُولَ يَا رَبِّ خُمُسِي وَ قَدْ طَيَّبْنَا ذَلِكَ لِشِيعَتِنَا لِتَطِيبَ وِلاَدَتُهُمْ وَ لِتَزْكُوَ وِلاَدَتُهُمْ.
امام باقر یا صادق علیهما السلام فرمود: سخت ترین حالی که مردم در قیامت دارند اینست که: صاحب خمس بپا خیزد و بگوید: پروردگارا خمس من، و ما آن را برای شیعیان خود حلال ساختیم تا ولادتشان حلال و پاک باشد.
سَرَّحَ اَلرِّضَا ع بِصِلَةٍ إِلَى أَبِي فَكَتَبَ إِلَيْهِ أَبِي هَلْ عَلَيَّ فِيمَا سَرَّحْتَ إِلَيَّ خُمُسٌ فَكَتَبَ إِلَيْهِ لاَ خُمُسَ عَلَيْكَ فِيمَا سَرَّحَ بِهِ صَاحِبُ اَلْخُمُسِ .
علی بن حسین عبد ربه گوید: حضرت رضا علیه السلام صله و هدیه یی برای پدرم فرستاد. پدرم بحضرت نوشت: آنچه برایم فرستاده یی خمس دارد؟ حضرت باو نوشت: آنچه صاحب خمس برای تو می فرستد خمس ندارد.
كَتَبْتُ إِلَى أَبِي اَلْحَسَنِ ع أَقْرَأَنِي عَلِيُّ بْنُ مَهْزِيَارَ كِتَابَ أَبِيكَ ع فِيمَا أَوْجَبَهُ عَلَى أَصْحَابِ اَلضِّيَاعِ نِصْفُ اَلسُّدُسِ بَعْدَ اَلْمَئُونَةِ وَ أَنَّهُ لَيْسَ عَلَى مَنْ لَمْ تَقُمْ ضَيْعَتُهُ بِمَئُونَتِهِ نِصْفُ اَلسُّدُسِ وَ لاَ غَيْرُ ذَلِكَ فَاخْتَلَفَ مَنْ قِبَلَنَا فِي ذَلِكَ فَقَالُوا يَجِبُ عَلَى اَلضِّيَاعِ اَلْخُمُسُ بَعْدَ اَلْمَئُونَةِ مَئُونَةِ اَلضَّيْعَةِ وَ خَرَاجِهَا لاَ مَئُونَةِ اَلرَّجُلِ وَ عِيَالِهِ فَكَتَبَ ع بَعْدَ مَئُونَتِهِ وَ مَئُونَةِ عِيَالِهِ وَ بَعْدَ خَرَاجِ اَلسُّلْطَانِ .
ابراهیم بن محمد همدانی گوید: بحضرت ابو الحسن علیه السلام نوشتم: علی بن مهزیار نامه پدر شما را برای من خواند که: آنچه واجبست بر باغداران بعد از وضع مخارج، یک دوازدهم است و کسی که عایدی مزرعه و باغش مخارجش را کفاف ندهد، نه یک دوازدهم بر او واجبست و نه چیز دیگر، و مردمی که نزد ما هستند در این باره اختلاف دارند و میگویند: بر مزارع خمس واجبست بعد از وضع مخارج، یعنی مخارج زراعت و خراج نه آنکه مخارج خود زارع و خانواده اش. حضرت در جواب نوشت: مقصود بعد از مخارج خانواده و خراج سلطان است.
كَتَبَ رَجُلٌ مِنْ تُجَّارِ فَارِسَ مِنْ بَعْضِ مَوَالِي أَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع يَسْأَلُهُ اَلْإِذْنَ فِي اَلْخُمُسِ فَكَتَبَ إِلَيْهِ بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ ِنَّ اَللَّهَ وَاسِعٌ كَرِيمٌ ضَمِنَ عَلَى اَلْعَمَلِ اَلثَّوَابَ وَ عَلَى اَلضِّيقِ اَلْهَمَّ لاَ يَحِلُّ مَالٌ إِلاَّ مِنْ وَجْهٍ أَحَلَّهُ اَللَّهُ وَ إِنَّ اَلْخُمُسَ عَوْنُنَا عَلَى دِينِنَا وَ عَلَى عِيَالاَتِنَا وَ عَلَى مَوَالِينَا وَ مَا نَبْذُلُهُ وَ نَشْتَرِي مِنْ أَعْرَاضِنَا مِمَّنْ نَخَافُ سَطْوَتَهُ فَلاَ تَزْوُوهُ عَنَّا وَ لاَ تَحْرِمُوا أَنْفُسَكُمْ دُعَاءَنَا مَا قَدَرْتُمْ عَلَيْهِ فَإِنَّ…
یکی از تجار فارس که از پیروان امام رضا علیه السلام بود، بآن حضرت نامه نوشت و در باره خمس اجازه خواست. حضرت باو نوشت: / بسم الله الرحمن الرحیم / همانا خدا وسعت دهنده و کریم است، در مورد عمل و کار ضامن ثوابست و در تنگی ضامن غم و اندوه در مورد مخالفت ضامن کیفر و مجازات هیچ مالی حلال نیست جز از راهیکه خدا آن را حلال کرده و خمس موجب کمک ماست بر دین ما و عیالات ما و پیروان ما و آنچه میبخشیم و آبرویی که میخریم از کسانی که از قهر و زورش میترسیم، (مانند پولهایی که برای حفظ آبروی خود بغیر مستحقین میدهیم)پس آن را از ما دریغ ندارید و تا میتوانید خود را از دعای ما محروم نکنید. زیرا دادن خمس کلید روزی شما و مایه پاک شدن گناهان شماست و چیزیست که برای روز بیچارگی خود آماده میکنید. و مسلمان کسی است که بعهدی…
قَدِمَ قَوْمٌ مِنْ خُرَاسَانَ عَلَى أَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع فَسَأَلُوهُ أَنْ يَجْعَلَهُمْ فِي حِلٍّ مِنَ اَلْخُمُسِ فَقَالَ مَا أَمْحَلَ هَذَا تَمْحَضُونَّا بِالْمَوَدَّةِ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَ تَزْوُونَ عَنَّا حَقّاً جَعَلَهُ اَللَّهُ لَنَا وَ جَعَلَنَا لَهُ وَ هُوَ اَلْخُمُسُ لاَ نَجْعَلُ لاَ نَجْعَلُ لاَ نَجْعَلُ لِأَحَدٍ مِنْكُمْ فِي حِلٍّ .
جماعتی از خراسان خدمت حضرت رضا علیه السلام رسیدند و درخواست کردند که ایشان را از پرداخت خمس معاف دارد، فرمود: این چه نیرنگی است؟ بزبان خود با ما اظهار دوستی و اخلاص میکنید و حقی را که خدا برای ما قرار داده و ما را برای آن و آن خمس است، از ما دریغ میدارید نمیکنیم، نمیکنیم، نمیکنیم، هیچ یک از شما را معاف نمیداریم.
كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ اَلثَّانِي ع إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ صَالِحُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَهْلٍ وَ كَانَ يَتَوَلَّى لَهُ اَلْوَقْفَ بِقُمَّ فَقَالَ يَا سَيِّدِي اِجْعَلْنِي مِنْ عَشَرَةِ آلاَفٍ فِي حِلٍّ فَإِنِّي أَنْفَقْتُهَا فَقَالَ لَهُ أَنْتَ فِي حِلٍّ فَلَمَّا خَرَجَ صَالِحٌ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع أَحَدُهُمْ يَثِبُ عَلَى أَمْوَالِ حَقِّ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَيْتَامِهِمْ وَ مَسَاكِينِهِمْ وَ فُقَرَائِهِمْ وَ أَبْنَاءِ سَبِيلِهِمْ فَيَأْخُذُهُ ثُمَّ يَجِي ءُ فَيَقُولُ اِجْعَلْنِي فِي حِلٍّ أَ تَرَاهُ ظَنَّ أَنِّي أَقُولُ لاَ أَفْعَلُ وَ اَللَّهِ لَيَسْأَلَنَّهُمُ اَللَّهُ يَوْمَ…
علی بن ابراهیم گوید: پدرم گفت: من خدمت امام محمد تقی علیه السلام بودم که صالح بن محمد بن سهل که متولی اوقاف قم بود، وارد شد و بحضرت عرضکرد: آقای من آن ده هزار را بمن حلال کن، زیرا آنها را خرج کرده ام، باو فرمود: حلالت باد. چون صالح بیرون رفت، امام جواد علیه السلام فرمود: شخصی باموال آل محمد و یتیمان و مساکین و فقرا و در راه ماندگانشان میتازد و میخورد سپس می آید و میگوید: مرا حلال کن، گمان میکند من میگویم: نمیکنم؟ (من میگویم حلالت باد)ولی بخدا که در روز قیامت خدا از آنها بدون مسامحه سوال خواهد کرد.