قال الإمام باقر عليه السلام:
عَنِ اَلْبَاقِرِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَنْ تَخَلَّى عَلَى قَبْرٍ أَوْ بَالَ قَائِما أَوْ بَالَ فِي مَاءٍ قَائِما أَوْ مَشَى فِي حِذَاءٍ وَاحِدٍ أَوْ شَرِبَ قَائِما أَوْ خَلاَ فِي بَيْتٍ وَحْدَهُ أَوْ بَاتَ عَلَى غَمَرٍ فَأَصَابَهُ شَيْءٌ مِنَ اَلشَّيْطَانِ لَمْ يَدَعْهُ إِلاَّ أَنْ يَشَاءَ اَللَّهُ وَ أَسْرَعُ مَا يَكُونُ اَلشَّيْطَانُ إِلَى اَلْإِنْسَانِ وَ هُوَ عَلَى بَعْضِ هَذِهِ اَلْحَالاَتِ فَإِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ خَرَجَ فِي سَرِيَّةٍ فَأَتَى وَادِيَ مَجَنَّةَ فَنَادَى أَصْحَابَهُ أَلاَ فَلْيَأْخُذْ كُلُّ رَجُلٍ مِنْكُمْ بِيَدِ صَاحِبِهِ وَ لاَ يَدْخُلَنَّ رَجُلٌ وَحْدَهُ أَوْ لاَ يَمْضِي رَجُلٌ وَحْدَهُ قَالَ فَتَقَدَّمَ رَجُلٌ وَحْدَهُ فَانْتَهَى إِلَيْهِ وَ قَدْ صُرِعَ فَأُخْبِرَ رَسُولُ اَللَّهِ بِذَلِكَ قَالَ فَأَخَذَ بِإِبْهَامِهِ فَغَمَزَهَا ثُمَّ قَالَ بِسْمِ اَللَّهِ اُخْرُجْ خَبِيثُ أَنَا رَسُولُ اَللَّهِ قَالَ فَقَامَ وَ فِي رِوَايَةٍ أَنَّ اَلشَّيْطَانَ أَسْرَعُ مَا يَكُونُ إِلَى اَلْعَبْدِ إِذَا كَانَ عَلَى بَعْضِ هَذِهِ اَلْأَحْوَالِ وَ قَالَ إِنَّهُ مَا أَصَابَ أَحَدا شَيْءٌ عَلَى هَذِهِ اَلْحَالِ فَكَانَ أَنْ يُفَارِقَهُ إِلاَّ أَنْ يَشَاءَ اَللَّهُ .
امام باقر علیه السّلام فرمود:کسی که در قبرستان قضای حاجت کند یا ایستاده ادرار کند، یا در آب ادرار نماید، یا با یک کفش راه رود، یا ایستاده آب بنوشد، یا تنها در یک اطاق بسر برد، یا با دست چرب بخوابد، شیطان بر او چیره شود، تا وقتی خدا نخواهد شیطان رهایش نسازد، و سریعترین راه مسلط شدن شیطان بر انسان یکی از این حالات است. رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله در یکی از جنگها از بیابانی که محل جنّیان بود می گذشت، به یارانش فرمود:مواظب باشید، دست یک دیگر را بگیرید، و به تنهایی وارد این بیابان نشوید، و کسی تنها عبور نکند. راوی گوید:یکی از آنان به تنهایی از آنجا گذشت و وقتی به پایانش رسید گرفتار سر درد شد، خبر به رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله رسید، ایشان انگشت ابهام آن مرد را گرفتند و فشار دادند، سپس فرمود:ای خبیث به نام خدا خارج شو، من رسول خدایم، راوی گوید:آن مرد بلافاصله خوب شد و از جا برخاست.