قال الإمام العسکري عليه السلام:
سُلِّمَ أَبُو مُحَمَّدٍ ع إِلَى نِحْرِيرٍ فَكَانَ يُضَيِّقُ عَلَيْهِ وَ يُؤْذِيهِ قَالَ فَقَالَتْ لَهُ اِمْرَأَتُهُ وَيْلَكَ اِتَّقِ اَللَّهَ لاَ تَدْرِي مَنْ فِي مَنْزِلِكَ وَ عَرَّفَتْهُ صَلاَحَهُ وَ قَالَتْ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكَ مِنْهُ فَقَالَ لَأَرْمِيَنَّهُ بَيْنَ اَلسِّبَاعِ ثُمَّ فَعَلَ ذَلِكَ بِهِ فَرُئِيَ ع قَائِماً يُصَلِّي وَ هِيَ حَوْلَهُ .
حضرت ابو محمد علیه السلام را به نحریر(که گویا مستخدم باغ وحش بوده)سپردند(تا نزد او زندانی باشد)او بر حضرت سخت میگرفت و اذیتش میکرد، زنش باو گفت: وای بر تو، از خدا بترس، نمیدانی چه شخصی در منزل تو است؟ و شایستگی حضرت را برای او بیان کرد و گفت: من در باره او بر تو نگرانم، مرد گفت: او را میان درندگان میاندازم و همین کار را هم کرد. امام علیه السلام را دیدند بنماز ایستاده و درندگان گرد او هستند.