قال الإمام الصادق عليه السلام:
مِنْ كِتَابِ رَوْضَةِ اَلْوَاعِظِينَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ لِلْمُؤْمِنِ عَلَى اَلْمُؤْمِنِ سَبْعَةُ حُقُوقٍ وَاجِبَاتٍ مَا فِيهَا حَقٌّ إِلاَّ وَ عَلَيْهِ وَاجِبٌ إِنْ خَالَفَهُ خَرَجَ مِنْ وَلاَيَةِ اَللَّهِ وَ تَرَكَ طَاعَتَهُ وَ لَمْ يَكُنْ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهِ نَصِيبٌ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ حَدِّثْنِي مَا هِيَ قَالَ أَيْسَرُ حَقٍّ مِنْهَا أَنْ يُحِبَّ لَهُ مَا يُحِبُّ لِنَفْسِهِ وَ يَكْرَهَ لَهُ مَا يَكْرَهُ لِنَفْسِهِ وَ اَلْحَقُّ اَلثَّانِي أَنْ يَمْشِيَ فِي حَاجَتِهِ وَ يَبْتَغِيَ رِضَاهُ وَ لاَ يُخَالِفَ قَوْلَهُ وَ اَلْحَقُّ اَلثَّالِثُ أَنْ تَصِلَهُ بِنَفْسِكَ وَ مَالِكَ وَ يَدِكَ وَ رِجْلِكَ وَ لِسَانِكَ وَ اَلْحَقُّ اَلرَّابِعُ أَنْ تَكُونَ عَيْنَهُ وَ دَلِيلَهُ وَ مِرْآتَهُ وَ قَمِيصَهُ وَ اَلْحَقُّ اَلْخَامِسُ أَنْ لاَ تَشْبَعَ وَ يَجُوعُ وَ لاَ تَلْبَسَ وَ يَعْرَى وَ لاَ تَرْوَى وَ يَظْمَأُ وَ اَلْحَقُّ اَلسَّادِسُ أَنْ تَكُونَ لَكَ اِمْرَأَةٌ وَ خَادِمٌ وَ لَيْسَ لِأَخِيكَ اِمْرَأَةٌ وَ لاَ خَادِمٌ أَنْ تَبْعَثَ خَادِمَكَ فَيَغْسِلَ ثِيَابَهُ وَ يَصْنَعَ طَعَامَهُ وَ يُمَهِّدَ فِرَاشَهُ فَإِنَّ ذَلِكَ كُلَّهُ إِنَّمَا جُعِلَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ وَ اَلْحَقُّ اَلسَّابِعُ أَنْ تُبِرَّ قَسَمَهُ وَ تُجِيبَ دَعْوَتَهُ وَ تَشْهَدَ جَنَازَتَهُ وَ تَعُودَهُ فِي مَرَضِهِ وَ تَشْخَصَ بِبَدَنِكَ فِي قَضَاءِ حَاجَتِهِ وَ لاَ تُحْوِجَهُ إِلَى أَنْ يَسْأَلَكَ وَ لَكِنْ تُبَادِرُ إِلَى قَضَاءِ حَوَائِجِهِ فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِكَ بِهِ وَصَلْتَ وَلاَيَتَهُ بِوَلاَيَتِكَ وَ وَلاَيَتَكَ بِوَلاَيَةِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ .
امام صادق علیه السّلام فرمود:مؤمن بر مؤمن هفت حق واجب دارد:در بین آن هفت حق حقی نیست مگر اینکه بر او واجب باشد، اگر با آن حق مخالفت نماید از ولایت خدا خارج شده و بندگیش را ترک نموده، و برای خداوند در آن نصیبی نیست.پرسیدم:فدایت شوم برایم بگو آن حقوق چیست؟فرمود:آسانترین آنها این است که دوست بداری برای او آنچه را برای خودت دوست می داری، و ناپسند شماری برایش آنچه را برای خودت ناپسند می شماری. و حق دوم اینکه:او را در بر آوردن حاجتش همراهی نمایی و رضایت او را کسب کنی و مخالف سخنش عمل نکنی. و حق سوم این است که:به او با جان و مال و دست و پا و زبانت کمک کنی. و حق چهارم اینکه:چشم و راهنما و آینه و پیراهن او باشی. و حق پنجم اینکه:تو سیر نباشی و او گرسنه، پوشیده نباشی و او عریان، سیراب نباشی و او تشنه. و حق ششم آنکه:اگر زنی داری و خادمی و برادرت زن و خادم ندارد، خادمت را به خانه اش بفرست تا لباسهایش را بشوید، برای او غذا مهیا سازد و رختخوابش را آماده نماید، همۀ اینها بین تو و بین او قرار داده شده. و حق هفتم اینکه:قسمش را بپذیری و دعوتش را اجابت نمایی، و بر جنازه اش حاضر شوی و اگر بیمار شد به عیادتش بروی، و در بر آوردن حاجتش با جوارحت به او کمک کنی، و نگذاری که نیازی به سؤال کردن از تو داشته باشد، بلکه سریعا حاجتش را بر آوری، هر گاه چنین نمودی ولایتش را به ولایت خود متصل نمودی و ولایت خودت را به ولایت خداوند وصل کرده ای.