بَيْنَمَا نَحْنُ عِنْدَ رَسُولِ اَللَّهِ ص إِذْ وَرَدَ عَلَيْهِ وَفْدُ عَبْدِ اَلْقَيْسِ فَسَلَّمُوا ثُمَّ وَضَعُوا بَيْنَ يَدَيْهِ جُلَّةَ تَمْرٍ فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ ص أَ صَدَقَةٌ أَمْ هَدِيَّةٌ قَالُوا بَلْ هِيَ هَدِيَّةٌ يَا رَسُولَ اَللَّهِ قَالَ أَيُّ تَمَرَاتِكُمْ هَذِهِ قَالُوا اَلْبَرْنِيُّ فَقَالَ ع فِي تَمْرَتِكُمْ هَذِهِ تِسْعُ خِصَالٍ إِنَّ هَذَا جَبْرَئِيلَ يُخْبِرُنِي أَنَّ فِيهِ تِسْعَ خِصَالٍ يُطَيِّبُ اَلنَّكْهَةَ وَ يُطَيِّبُ اَلْمَعِدَةَ وَ يَهْضِمُ اَلطَّعَامَ وَ يَزِيدُ فِي اَلسَّمْعِ وَ اَلْبَصَرِ وَ يُقَوِّي اَلظَّهْرَ وَ يُخَبِّلُ اَلشَّيْطَانَ وَ يُقَرِّبُ مِنَ…
امیر المومنین(ع)فرمود: در آن میان که نزد رسول خدا بودیم بناگاه نمایندگان عبد القیس وارد شدند و سلام عرضکردند و سپس یک جلد خرما خدمت حضرت نهادند: رسول خدا فرمود: زکاه است یا هدیه؟ عرضکردند هدیه است یا رسول الله فرمود: این خرما از چه نوع خرماهای شما است؟ عرضکردند برنی: فرمود: در این نوع خرما نه خاصیت است اینک جبرییل که مرا خبر میدهد که در آن نه خاصیت است دهن را خوش بو میکند و معده را پاک میسازد و غذا را تحلیل میبرد شنوایی و بینایی را میفزاید کمر را نیرو می بخشد و شیطان را از اندوه دیوانه میکند و موجب قرب ببارگاه الهی است و باعث دوری از شیطان است
رُفِعَ عَنْ أُمَّتِي تِسْعَةٌ اَلْخَطَأُ وَ اَلنِّسْيَانُ وَ مَا أُكْرِهُوا عَلَيْهِ وَ مَا لاَ يَعْلَمُونَ وَ مَا لاَ يُطِيقُونَ وَ مَا اُضْطُرُّوا إِلَيْهِ وَ اَلْحَسَدُ وَ اَلطِّيَرَةُ وَ اَلتَّفَكُّرُ فِي اَلْوَسْوَسَةِ فِي اَلْخَلْقِ مَا لَمْ يَنْطِقْ بِشَفَةٍ.
رسول خدا(ص)فرمود: نه چیز از امت من برداشته شده است خطا و فراموشی و آنچه با اکراه انجام دهند و آنچه ندانسته بکنند و آنچه طاقت فرسا است و آنچه بدان ناچارند و حسد و فال بد و افکاری که ناشی از وسوسه در جهان آفرینش است تا بزبان نیاورده است. (شرح-: ) مقصود این است که در شش مورد اول اگر کاری از کسی سرزد مسیولیتی متوجه و نیست و این روایت را حدیث رفع گویند و دانشمندان شیعه در شرح آن داد سخن داده اند و فقها رضوان الله علیهم در ابواب مختلفه فقه بیک یک از فقرات آن استناد فرموده اند.
لِمَا اِفْتَتَحَ رَسُولُ اَللَّهِ ص خَيْبَرَ دَعَا بِقَوْسِهِ فَاتَّكَأَ عَلَى سِيَتِهَا ثُمَّ حَمِدَ اَللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ ذَكَرَ مَا فَتَحَ اَللَّهُ لَهُ وَ نَصَرَهُ بِهِ وَ نَهَى عَنْ خِصَالٍ تِسْعَةٍ عَنْ مَهْرِ اَلْبَغِيِّ وَ عَنْ كَسْبِ اَلدَّابَّةِ يَعْنِي عَسْبَ اَلْفَحْلِ وَ عَنْ خَاتَمِ اَلذَّهَبِ وَ عَنْ ثَمَنِ اَلْكَلْبِ وَ عَنْ مَيَاثِرِ اَلْأُرْجُوَانِ قَالَ أَبُو عَرُوبَةَ عَنْ مَيَاثِرِ اَلْحُمْرِ وَ عَنْ لَبُوسِ ثِيَابِ اَلْقَسِّيِّ وَ هِيَ ثِيَابٌ تُنْسَجُ بِالشَّامِ وَ عَنْ أَكْلِ لُحُومِ اَلسِّبَاعِ وَ عَنْ صَرْفِ اَلذَّهَبِ بِالذَّهَبِ وَ اَلْفِضَّةِ بِالْفِضَّةِ…
حسین بن علی(ع)فرمود: رسول خدا(ص)که خیبر را گشود کمان خود را خواست و بر دسته آن تکیه کرد سپس حمد خدای را نمود و ستایش اش فرمود و این فتح و پیروزی را که خداوند نصیبش فرموده بود یادآوری نمود و از نه چیز نهی فرمود. از مزد زنان آلوده دامان و از راه جفت گیری چهارپایان کاسبی نمودن یعنی بابت جهانیدن نر بر ماده ای مزد گرفتن و از انگشتر طلا و از بهای سگ و از زینهای رنگین (و ابو عروبه گفته است): از بالش های سرخ رنگ که بر زین اسب نهند و از جامه های قیمتی و آن جامه هایی بوده که در شام بافته میشده است و از خوردن گوشت درندگان و از فروش طلا به طلا و نقره به نقره که یکی از دیگری زیادتر باشد و از ستاره شناسی.
أَنَّهُ قَالَ إِذَا هَمَّ اَلْعَبْدُ بِحَسَنَةٍ كُتِبَتْ لَهُ حَسَنَةً فَإِذَا عَمِلَهَا كُتِبَتْ لَهُ عَشْرَ حَسَنَاتٍ وَ إِذَا هَمَّ بِسَيِّئَةٍ لَمْ تُكْتَبْ عَلَيْهِ فَإِذَا عَمِلَهَا أُجِّلَ تِسْعَ سَاعَاتٍ فَإِنْ نَدِمَ عَلَيْهَا وَ اِسْتَغْفَرَ وَ تَابَ لَمْ يُكْتَبْ عَلَيْهِ وَ إِنْ لَمْ يَنْدَمْ وَ لَمْ يَتُبْ مِنْهَا كُتِبَتْ عَلَيْهِ سَيِّئَةً وَاحِدَةً.
امام صادق علیه السلام فرمود: بنده ای که قصد انجام کار نیک کند یک حسنه در نامه عمل او نوشته می شود و اگر انجامش داد ده حسنه برایش نوشته می شود و اگر قصد کار بد کند گناهی بر او ننویسند و اگر آن گناه را انجام داد نه ساعت مهلت دارد که اگر پشیمان شد و استغفار کرد و بازگشت نمود نوشته نمیشود و اگر پشیمان نشد و از گناهش توبه نکرد(فقط)یک گناه بر او نوشته می شود.
تَكُونُ تِسْعَةُ أَئِمَّةٍ بَعْدَ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع تَاسِعُهُمْ قَائِمُهُمْ .
امام باقر(ع)فرمود: پس از حسین نه امام خواهد بود که نهمین شان قایم آنان است.
تَزَوَّجَ رَسُولُ اَللَّهِ ص بِخَمْسَ عَشْرَةَ اِمْرَأَةً وَ دَخَلَ بِثَلاَثَ عَشْرَةَ مِنْهُنَّ وَ قُبِضَ عَنْ تِسْعٍ فَأَمَّا اَللَّتَانِ لَمْ يَدْخُلْ بِهِمَا فَعَمْرَةُ وَ اَلسَّنَى وَ أَمَّا اَلثَّلاَثَ عَشْرَةَ اَللاَّتِي دَخَلَ بِهِنَّ فَأَوَّلُهُنَّ خَدِيجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ ثُمَّ سورة سَوْدَةُ بِنْتُ زَمْعَةَ ثُمَّ أُمُّ سَلَمَةَ وَ اِسْمُهَا هِنْدُ بِنْتُ أَبِي أُمَيَّةَ ثُمَّ أُمُّ عَبْدِ اَللَّهِ عَائِشَةُ بِنْتُ أَبِي بَكْرٍ ثُمَّ حَفْصَةُ بِنْتُ عُمَرَ ثُمَّ زَيْنَبُ بِنْتُ خُزَيْمَةَ بْنِ اَلْحَارِثِ أُمُّ اَلْمَسَاكِينِ ثُمَّ زَيْنَبُ بِنْتُ جَحْشٍ ثُمَّ أُمُّ حَبِيبَةَ…
ابی عبد الله جعفر بن محمد الصادق(ع)فرمود: رسول خدا(ص)پانزده همسر اختیار فرمود و با سیزده تن از آنان همبستر شد و در حال وفات نه زن داشت اما آن دو زن که با آنان همبستر نشده عمره بود و سنی و اما آن سیزده زن که با آنان هم بستر شد نخستین زن خدیجه دختر خویلد بود سپس سوره دختر زمعه سپس ام سلمه که نامش هند بود دختر ابی امیه سپس ام عبد الله عایشه دختر ابی بکر سپس حفصه دختر عمر سپس زینب دختر خزیمه بن حارث ام المساکین سپس زینب دختر جحش سپس ام حبیبه رمله دختر ابی سفیان سپس میمونه دختر حارث سپس زینب دختر عمیس سپس جویریه دختر حارث سپس صفیه دختر حی بن اخطب و زنی که خودش را به پیغمبر بخشید بنام خوله دختر حارث و پیغمبر دو کنیز هم داشت که با زنهای خود آن دو را هم قسمت کرده بود: ماریه و ریحانه خندفیه و آن نه…
تَكَلَّمَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع بِتِسْعِ كَلِمَاتٍ اِرْتَجَلَهُنَّ اِرْتِجَالاً فَقَأْنَ عُيُونَ اَلْبَلاَغَةِ وَ أَيْتَمْنَ جَوَاهِرَ اَلْحِكْمَةِ وَ قَطَعْنَ جَمِيعَ اَلْأَنَامِ عَنِ اَللِّحَاقِ بِوَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ ثَلاَثٌ مِنْهَا فِي اَلْمُنَاجَاةِ وَ ثَلاَثٌ مِنْهَا فِي اَلْحِكْمَةِ وَ ثَلاَثٌ مِنْهَا فِي اَلْأَدَبِ فَأَمَّا اَللاَّتِي فِي اَلْمُنَاجَاةِ فَقَالَ ;إِلَهِي كَفَى لِي عِزّاً أَنْ أَكُونَ لَكَ عَبْداً وَ كَفَى بِي فَخْراً أَنْ تَكُونَ لِي رَبّاً أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِي كَمَا تُحِبُّ; وَ أَمَّا اَللاَّتِي فِي اَلْحِكْمَةِ فَقَالَ قِيمَةُ كُلِّ اِمْرِئٍ مَا…
عامر شعبی گوید: امیر المومنین بدون هیچ پیش بینی قبلی نه جمله فرمود که چشمهای بلاغت را از خیره گی کور کرد و جواهر حکمت را یتیم کرده و دست همه مردم را از اینکه بتوانند یکی از این جمله ها را ادا کنند کوتاه کرده است سه جمله از آنها در راز و نیاز است و سه جمله در حکمت و سه جمله در ادب معاشرت اما آن سه جمله که در مناجات است این است که عرضکرد: خدای من مرا همین عزت بس که تو را بنده باشم و همین سربلندی ام بس که تو پروردگار من باشی تو آن چنانی که من دوست دارم مرا نیز آنچنان کن که تو دوست داری. و اما آن سه جمله که در حکمت است این است که فرمود: ارزش هر کس بهمان است که آن را نیکو بسازد و آنکه قدر خویش بدانست از هلاکت برست و مرد در زیر زبان خود نهفته است. و اما آن سه که در ادب معاشرت است این است که فرمود…
مَنْ وَطِئَ اِمْرَأَتَهُ قَبْلَ تِسْعِ سِنِينَ فَأَصَابَهَا عَيْبٌ فَهُوَ ضَامِنٌ.
امام صادق(ع)فرمود: آن کس که با همسر خود پیش از نه سالگی عمل جنسی انجام دهد و از این کار عیبی در او پدید آید ضامن است.
حَدُّ بُلُوغِ اَلْمَرْأَةِ تِسْعُ سِنِينَ.
امام صادق(ع)فرمود: اندازه بالغ شدن زن نه سال است.
سَأَلْتُهُ عَنِ اَلَّتِي تُطَلَّقُ ثُمَّ تُرَاجَعُ ثُمَّ تُطَلَّقُ قَالَ لاَ تَحِلُّ لَهُ حَتّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ َ اَلَّتِي يُطَلِّقُهَا اَلرَّجُلُ ثَلاَثاً فَيَتَزَوَّجُهَا رَجُلٌ آخَرُ فَيُطَلِّقُهَا عَلَى اَلسُّنَّةِ ثُمَّ تَرْجِعُ إِلَى زَوْجِهَا اَلْأَوَّلِ فَيُطَلِّقُهَا ثَلاَثَ مَرَّاتٍ وَ تَنْكِحُ زَوْجاً غَيْرَهُ فَيُطَلِّقُهَا ثُمَّ تَرْجِعُ إِلَى زَوْجِهَا اَلْأَوَّلِ فَيُطَلِّقُهَا ثَلاَثَ مَرَّاتٍ عَلَى اَلسُّنَّةِ ثُمَّ تَنْكِحُ فَتِلْكَ اَلَّتِي لاَ تَحِلُّ لَهُ أَبَداً وَ اَلْمُلاَعَنَةُ لاَ تَحِلُّ لَهُ أَبَداً .
ابی بصیر گوید: از امام صادق(ع)پرسیدم از حکم زنی که طلاق داده شود و سپس رجوع شود سپس طلاق و سپس رجوع و سپس طلاق داده شود فرمود برای شوهرش حلال نیست تا شوهر دیگری اختیاری کند و زنی را که سه بار مردی طلاقش دهد و مرد دیگری با او ازدواج میکند و طبق دستور شرع پیغمبر طلاقش میدهد سپس بشوهر اولی خود باز میگردد و شوهر اولی او را سه بار دیگر طلاق میدهد و با شوهر دیگر زناشویی میکند و طلاقش میدهد سپس بشوهر اولی خود باز میگردد و شوهر اولی سه بار دیگر طبق سنت پیغمبر طلاقش میدهد هر کس با آن زن ازدواج کند برای شوهر اولی خود هرگز حلال نخواهد شد و زنی هم که با او ملاعنه شده باشد برای شوهرش هرگز حلال نیست.
وَضَعَ رَسُولُ اَللَّهِ ص اَلزَّكَاةَ عَلَى تِسْعَةٍ وَ عَفَا عَمَّا سِوَى ذَلِكَ اَلْحِنْطَةِ وَ اَلشَّعِيرِ وَ اَلتَّمْرِ وَ اَلزَّبِيبِ وَ اَلذَّهَبِ وَ اَلْفِضَّةِ وَ اَلْبَقَرِ وَ اَلْغَنَمِ وَ اَلْإِبِلِ فَقَالَ اَلسَّائِلُ فَالذُّرَةُ فَغَضِبَ ثُمَّ قَالَ كَانَ وَ اَللَّهِ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اَللَّهِ ص اَلسَّمَاسِمُ وَ اَلذُّرَةُ وَ اَلدُّخْنُ وَ جَمِيعُ ذَلِكَ فَقِيلَ إِنَّهُمْ يَقُولُونَ لَمْ يَكُنْ ذَلِكَ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ إِنَّمَا وَضَعَ عَلَى اَلتِّسْعَةِلِمَا لَمْ يَكُنْ بِحَضْرَتِهِ غَيْرُ ذَلِكَ فَغَضِبَ وَ قَالَ كَذَبُوا فَهَلْ يَكُونُ اَلْعَفْوُ إِلاَّ عَنْ…
امام صادق فرمود: رسول خدا(ص)زکاه را بر نه چیز قرار داد و هر چه را جز نه چیز بود بخشید: گندم و جو و خرما و کشمش و طلا و نقره و گاو و گوسفند و شتر. سایل عرض کرد پس ذرت چطور؟ حضرت خشمناک شد سپس فرمود: بخدا که در زمان پیغمبر کنجد و ذرت و ارزن و همه اینها بوده است عرض شد که آنان میگویند: در زمان پیغمبر این چیزها نبود و چون بجز همان نه چیز چیز دیگری نبود رسول خدا زکاه را بر آنها قرار داد حضرت خشمناک شد و فرمود دروغ میگویند مگر بخشودگی بجز از چیزی است که موجود باشد؟ نه بخدا من بجز اینها چیزی را نمیشناسم که زکاه بر آن باشد هر کس میخواهد بپذیرد و هر که میخواهد کافر شود.
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ فِي كَمِ اَلزَّكَاةُ فَقَالَ فِي تِسْعَةِ أَشْيَاءَ وَضَعَهَا رَسُولُ اَللَّهِ ص وَ عَفَا عَمَّا سِوَى ذَلِكَ فَقَالَ اَلطَّيَّارُ إِنَّ عِنْدَنَا حَبّاً يُقَالُ لَهُ اَلْأَرُزُّ فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع وَ عِنْدَنَا أَيْضاً حَبٌّ كَثِيرٌ فَقَالَ لَهُ عَلَيْهِ شَيْ ءٌ قَالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكَ إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص عَفَا عَمَّا سِوَى ذَلِكَ مِنْهَا اَلذَّهَبُ وَ اَلْفِضَّةُ وَ ثَلاَثَةٌ مِنَ اَلْحَيَوَانِ اَلْإِبِلِ وَ اَلْغَنَمِ وَ اَلْبَقَرِ وَ مِمَّا أَنْبَتَتِ اَلْأَرْضُ اَلْحِنْطَةُ وَ اَلشَّعِيرُ وَ اَلزَّبِيبُ وَ اَلتَّمْرُ .
جمیل گوید از امام صادق(ع)پرسیدم: زکاه در چند چیز است؟ فرمود: در نه چیز رسول خدا(ص)زکاه قرار داد و از غیر آن نه چیز عفو فرمود، طیار عرض کرد در سرزمین های ما دانه ای کاشته می شود که برنجش مینامند امام صادق فرمود: در زمینهای ما نیز دانه های بسیاری کشاورزی می شود عرض کرد بر آن دانه ها زکاتی هست؟ فرمود: مگر نگفتمت که رسول خدا از غیر این نه چیز عفو فرموده است طلا و نقره از آن نه چیز است و سه نوع از حیوانات است شتر و گوسفند و گاو و از روییدنیهای زمین گندم و جو و کشمش و خرما است.