إِنَّمَا كَانَتْ شِيعَةَ عَلِيٍّ اَلْمُتَبَاذِلُونَ فِي وَلاَيَتِنَا اَلْمُتَحَابُّونَ فِي مَوَدَّتِنَا اَلْمُتَزَاوِرُونَ لِإِحْيَاءِ أَمْرِنَا إِنْ غَضِبُوا لَمْ يَظْلِمُوا وَ إِنْ رَضُوا لَمْ يُسْرِفُوا بَرَكَةٌ لِمَنْ جَاوَرُوا سِلْمٌ لِمَنْ خَالَطُوا.
امام باقر(ع)فرمود: تنها شیعه علی است که در دوستی ما بیکدیگر بذل و بخشش دارند و در محبت ما همدیگر را دوست دارند و برای زنده ساختن امر ولایت بدیدن هم میروند اگر خشمناک شوند ستم نورزند و اگر راضی باشند زیاده روی نکنند با هر کس همسایه باشند اسباب برکت اویند و همزیستی مسالمت آمیز دارند.
إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص لَعَنَ أَبَا سُفْيَانَ فِي سَبْعَةِ مَوَاطِنَ فِي كُلِّهِنَّ لاَ يَسْتَطِيعُ إِلاَّ أَنْ يَلْعَنَهُ أَوَّلُهُنَّ يَوْمَ لَعَنَهُ اَللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ هُوَ خَارِجٌ مِنْ مَكَّةَ إِلَى اَلْمَدِينَةِ مُهَاجِراً وَ أَبُو سُفْيَانَ جَاءٍ مِنَ اَلشَّامِ فَوَقَعَ فِيهِ أَبُو سُفْيَانَ يَسُبُّهُ وَ يُوعِدُهُ وَ هَمَّ أَنْ يَبْطِشَ بِهِ فَصَرَفَهُ اَللَّهُ عَنْ رَسُولِهِ وَ اَلثَّانِيَةُ يَوْمَ اَلْعِيرِ إِذْ طَرَدَهَا لِيُحْرِزَهَا عَنْ رَسُولِ اَللَّهِ ص فَلَعَنَهُ اَللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ اَلثَّالِثَةُ يَوْمَ أُحُدٍ قَالَ أَبُو سُفْيَانَ اُعْلُ هُبَلُ فَقَالَ رَسُولُ…
عامر بن واثله گوید: همانا رسول خدا در هفت مورد ابا سفیان را لعن کرد که در همه آنها چاره ای جز لعن او نداشت. نخستین بار روزی بود که خدا و رسولش او را لعن کرد، رسول خدا از مکه بقصد هجرت بمدینه بیرون شده بود ابو سفیان از شام باز میگشت ابو سفیان بآن حضرت دشنام دادن گرفت و وعده های ترس آور میداد و خواست که بحضرتش حمله کند خداوند او را از پیغمبر خود باز داشت. -دومین بار روزی بود که میخواست کاروانی را با راندنش از رسول خدا(ص) بازستاند که خدا و رسولش او را لعن کردند. سومین مورد روز احد بود که ابو سفیان گفت: بت هبل سر فراز باد پس رسول خدا فرمود خداوند بالاتر و والاتر است، ابو سفیان گفت: ما را بت عزی هست و شما عزی ندارید. رسول خدا(ص)فرمود: خداوند آقای ما است و شما آقا ندارید. چهارمین بار، روز خندق بود…
يَا إِسْحَاقُ إِنَّ فِي اَلنَّارِ لَوَادِياً يُقَالُ لَهُ سَقَرُ لَمْ يَتَنَفَّسْ مُنْذُ خَلَقَهُ اَللَّهُ لَوْ أَذِنَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ فِي اَلتَّنَفُّسِ بِقَدْرِ مِخْيَطٍ لَأَحْرَقَ مَا عَلَى وَجْهِ اَلْأَرْضِ وَ إِنَّ أَهْلَ اَلنَّارِ لَيَتَعَوَّذُونَ مِنْ حَرِّ ذَلِكَ اَلْوَادِي وَ نَتْنِهِ وَ قَذَرِهِ وَ مَا أَعَدَّ اَللَّهُ فِيهِ لِأَهْلِهِ وَ إِنَّ فِي ذَلِكَ اَلْوَادِي لَجَبَلاً يَتَعَوَّذُ جَمِيعُ أَهْلِ ذَلِكَ اَلْوَادِي مِنْ حَرِّ ذَلِكَ اَلْجَبَلِ وَ نَتْنِهِ وَ قَذَرِهِ وَ مَا أَعَدَّ اَللَّهُ فِيهِ لِأَهْلِهِ وَ إِنَّ فِي ذَلِكَ اَلْجَبَلِ لَشِعْباً يَتَعَوَّذُ جَمِيعُ…
امام موسی بن جعفر علیه السلام ضمن روایت مفصلی که اسحق بن عمار از آن حضرت نقل میکند میفرماید: ای اسحاق در دوزخ بیابانی است که آن را سقر گویند از روزی که خدایش آفریده نفس نکشیده اگر خداوند اجازه اش فرماید که باندازه سوزنی نفس بکشد آنچه را که در روی زمین است میسوزاند و دوزخیان از گرما و گند و کثافت این بیابان و عذابی که خداوند برای اهل آن بیابان آماده کرده پناهنده میشوند و در آن بیابان کوهی است که همه مردم این بیابان از گرما و گند و کثافت آن کوه و آنچه خداوند برای اهل آن کوه آماده کرده پناهنده میشوند و در آن کوه دره ای است که اهل آن کوه از حرارت و گند و کثافت آن دره و آنچه خداوند برای اهل آن آماده نموده است پناهنده میشوند و در آن دره چاهی است که اهل آن دره از سوزش و گند و کثافت آن چاه و آنچه…
اُبْتُلِيَ أَيُّوبُ ع سَبْعَ سِنِينَ بِلاَ ذَنْبٍ.
امام صادق علیه السلام فرمود: ایوب هفت سال بلا کشید و گناهی نداشت.
إِنَّ أَيُّوبَ ع اُبْتُلِيَ مِنْ غَيْرِ ذَنْبٍ وَ إِنَّ اَلْأَنْبِيَاءَ لاَ يُذْنِبُونَ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ لاَ يُذْنِبُونَ وَ لاَ يَزِيغُونَ وَ لاَ يَرْتَكِبُونَ ذَنْباً صَغِيراً وَ لاَ كَبِيراً وَ قَالَ ع إِنَّ أَيُّوبَ ع مَعَ جَمِيعِ مَا اُبْتُلِيَ بِهِ لَمْ يُنَتَّنْ لَهُ رَائِحَةٌ وَ لاَ قَبُحَتْ لَهُ صُورَةٌ وَ لاَ خَرَجَتْ مِنْهُ مِدَّةٌ مِنْ دَمٍ وَ لاَ قَيْحٍ وَ لاَ اِسْتَقْذَرَهُ أَحَدٌ رَآهُ وَ لاَ اِسْتَوْحَشَ مِنْهُ أَحَدٌ شَاهَدَهُ وَ لاَ يُدَوَّدُ شَيْ ءٌ مِنْ جَسَدِهِ وَ هَكَذَا يَصْنَعُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِجَمِيعِ مَنْ يَبْتَلِيهِ مِنْ أَنْبِيَائِهِ وَ…
امام صادق علیه السلام از پدرش نقل فرمود: که ایوب بی گناه بود و هفت سال مبتلا گردید، که پیغمبران گناه نکنند زیرا آنان معصوم اند و پاک نه گناه کنند و نه کجروی و پیرامون گناه نمیگردند چه گناه کوچک و چه بزرگ. و فرمود: ایوب با آن همه گرفتاری که داشت بوی بد در او پیدا نشد و زشت روی نگردید و یک نوک قلم خون و چرک از او بیرون نیامد و هر که او را دید کثیفش نیافت و هر کس بنزدش رفت از او وحشت نکرد و هیچ جای بدنش کرم نگذاشت و خدای عز و جل با همه پیغمبران و دوستان عزیز خود که گرفتارشان فرماید این چنین کند و مردم که از ایوب کناره گرفتند فقط برای فقر و ناتوانایی اش بود که بظاهر چنین مینمود و نمیدانستند که او در نزد پروردگارش که یادش بلند باد چه کمک و گشایشی نصیب دارد همانا که پیغمبر فرمود: بلاکش ترین مردم…
سُئِلَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع عَنْ قُدْرَةِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ جَلَّتْ عَظَمَتُهُ فَقَامَ خَطِيباً فَحَمِدَ اَللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ إِنَّ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مَلاَئِكَةً لَوْ أَنَّ مَلَكاً مِنْهُمْ هَبَطَ إِلَى اَلْأَرْضِ مَا وَسِعَتْهُ لِعِظَمِ خَلْقِهِ وَ كَثْرَةِ أَجْنِحَتِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَوْ كُلِّفَتِ اَلْجِنُّ وَ اَلْإِنْسُ عَلَى أَنْ يَصِفُوهُ مَا وَصَفُوهُ لِبُعْدِ مَا بَيْنَ مَفَاصِلِهِ وَ حُسْنِ تَرْكِيبِ صُورَتِهِ وَ كَيْفَ يُوصَفُ مِنْ مَلاَئِكَتِهِ مِنْ سَبْعِمِائَةِ عَامٍ مَا بَيْنَ مَنْكِبَيْهِ وَ شَحْمَةِ أُذُنَيْهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ…
زید بن وهب گوید: از امیر المومنین علیه السلام سوال شد که در باره توانایی خداوند عز و جل(که عظمتش پرشکوهتر باد)بیانی بفرمایند حضرت بسخن رانی ایستاد و خدای را سپاس گفت و او را ستایش کرد سپس فرمود: خدای تبارک و تعالی را فرشتگانی است که اگر فرشته ای از آنان بزمین فرود آید زمین گنجایش او را ندارد که مخلوقی است بس بزرگ و پر بال و پر و بعضی از آن فرشتگان را اگر به جن و انس تکلیف کنند تا بتوصیفش پردازند نتوانند از بس بزرگ اندام و خوش ترکیب است و چگونه توصیف توان کرد از فرشتگان فرشته ای را که فاصله میان دو شانه او و نرمی دو گوشش هفتصد سال راه است و از فرشتگان هستند که نه با اندام بزرگش بلکه با یک بال از بالهایش همه افق را میپوشاند و بعضی از آنان چنان است که آسمانها تا بالای ران او است و بعضی از آنان…
أَنَا عَبْدُ اَللَّهِ وَ أَخُو رَسُولِهِ وَ أَنَا اَلصِّدِّيقُ اَلْأَكْبَرُ لاَ يَقُولُهَا بَعْدِي إِلاَّ كَذَّابٌ صَلَّيْتُ قَبْلَ اَلنَّاسِ بِسَبْعِ سِنِينَ.
علی(ع)فرمود: منم بنده خدا و برادر رسول خدا و منم بزرگترین تصدیق کننده پیغمبر هیچ کس پس از من چنین سخن نگوید جز آنکه دروغ باشد من هفت سال پیش از مردم نماز خواندم.
فِي قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلى مَنْ تَنَزَّلُ اَلشَّياطِينُ تَنَزَّلُ عَلى كُلِّ أَفّاكٍ أَثِيمٍ قَالَ هُمْ سَبْعَةٌ اَلْمُغِيرَةُ وَ بُنَانٌ وَ صَائِدٌ وَ حَمْزَةُ بْنُ عُمَارَةَ اَلْبَرْبَرِيُّ وَ اَلْحَارِثُ اَلشَّامِيُّ وَ عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ اَلْحَارِثِ وَ أَبُو اَلْخَطَّابِ .
امام صادق علیه السلام فرمود در بیان آیه شریفه 222-223 سوره شعرا : (شما را آگاه کنم که شیطان ها بر چه کسی فرود می آیند؟ بر هر کس که بهتان زیاد بزند و بسیار مرتکب گناه گردد فرود می آیند)فرمود: آنان هفت نفر بودند: مغیره و بنان و صاید و حمزه بن عماره بربری و حارث شامی و عبد الله بن حارث و ابو الخطاب.
كُنْتُ ذَاتَ يَوْمٍ عِنْدَ اَلنَّبِيِّ إِذْ أَقْبَلَ بِوَجْهِهِ عَلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع فَقَالَ أَ لاَ أُبَشِّرُكَ يَا أَبَا اَلْحَسَنِ قَالَ بَلَى يَا رَسُولَ اَللَّهِ قَالَ هَذَا جَبْرَئِيلُ يُخْبِرُنِي عَنِ اَللَّهِ جَلَّ جَلاَلُهُ أَنَّهُ قَدْ أَعْطَى شِيعَتَكَ وَ مُحِبِّيكَ سَبْعَ خِصَالٍ اَلرِّفْقَ عِنْدَ اَلْمَوْتِ وَ اَلْأُنْسَ عِنْدَ اَلْوَحْشَةِ وَ اَلنُّورَ عِنْدَ اَلظُّلْمَةِ وَ اَلْأَمْنَ عِنْدَ اَلْفَزَعِ وَ اَلْقِسْطَ عِنْدَ اَلْمِيزَانِ وَ اَلْجَوَازَ عَلَى اَلصِّرَاطِ وَ دُخُولَ اَلْجَنَّةِ قَبْلَ اَلنَّاسِ نُورُهُمْ يَسْعى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ .
جابر بن عبد الله انصاری گوید: روزی نزد پیغمبر بودم که روی خود بعلی بن ابی طالب کرد و فرمود: ای ابا الحسن مژده ات ندهم؟ عرض کرد: بفرمایید یا رسول الله، فرمود: اینک جبرییل است که بمن از جانب خداوند جل جلاله خبر آورده است که پیروان و دوستان تو را هفت خصلت داده شده است: خوش رفتاری و نرمش بهنگام مرگ و آرامش دل بهنگام وحشت و نور در تاریکی و ایمنی در موقع ترس و برابری در میزان عمل و گذشتن از صراط و پیش از مردم به بهشت داخل شدن در حالی که نور آنان در پیشاپیش و در سمت راست آنان میشتابد.
نَزَلَتْ هَذِهِ اَلْآيَةُ فِي بَيْتِي إِنَّما يُرِيدُ اَللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ اَلرِّجْسَ أَهْلَ اَلْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً َالَتْ وَ فِي اَلْبَيْتِ سَبْعَةٌ رَسُولُ اَللَّهِ وَ جَبْرَئِيلُ وَ مِيكَائِيلُ وَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَيْنُ ص قَالَتْ وَ أَنَا عَلَى اَلْبَابِ فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اَللَّهِ أَ لَسْتُ مِنْ أَهْلِ اَلْبَيْتِ قَالَ إِنَّكَ مِنْ أَزْوَاجِ اَلنَّبِيِّ ص وَ مَا قَالَ إِنَّكَ مِنْ أَهْلِ اَلْبَيْتِ .
عمره دختر افعی گوید: از ام سلمه رضی الله عنها شنیدم که میگفت: این آیه در خانه من فرود آمد: (خداوند میخواهد که پلیدی را فقط از شما که اهل این خانه اید بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند)گفت: هنگام فرود آمدن این آیه هفت نفر در میان خانه بودند: رسول خدا و جبرییل و میکاییل و علی و فاطمه و حسن و حسین صلوات الله علیهم ام السلمه گفت: من بر در خانه بودم که عرض کردم یا رسول الله مگر من از اهل این خانه نیستم؟ فرمود: تو از همسران پیغمبری و نفرمود که تو از اهل این خانه ای
سَبْعَةٌ لاَ يُقَصِّرُونَ اَلصَّلاَةَ اَلْجَابِي اَلَّذِي يَدُورُ فِي جِبَايَتِهِ وَ اَلْأَمِيرُ اَلَّذِي يَدُورُ فِي إِمَارَتِهِ وَ اَلتَّاجِرُ اَلَّذِي يَدُورُ فِي تِجَارَتِهِ مِنْ سُوقٍ إِلَى سُوقٍ وَ اَلرَّاعِي وَ اَلْبَدَوِيُّ اَلَّذِي يَطْلُبُ مَوَاضِعَ اَلْقَطْرِ وَ مَنْبِتَ اَلشَّجَرِ وَ اَلرَّجُلُ اَلَّذِي يَطْلُبُ اَلصَّيْدَ يُرِيدُ بِهِ لَهْوَ اَلدُّنْيَا وَ اَلْمُحَارِبُ اَلَّذِي يَقْطَعُ اَلسَّبِيلَ.
امام باقر علیه السلام فرمود: هفت کس نباید نماز را شکسته بخوانند: آنکه برای جمع آوری زکاه میرود و فرماندهی که در حوزه فرماندهی خود در گشت است و بازرگانی که برای تجارتش از بازاری ببازاری میرود و دوره گردی میکند و چوپان و بیابان گردی که بدنبال آب و گیاه در گردش است و مردیکه برای بازی و تفریح بشکار میرود و راهزن خونخوار.
وُلِدَ لِرَسُولِ اَللَّهِ ص مِنْ خَدِيجَةَ اَلْقَاسِمُ وَ اَلطَّاهِرُ وَ هُوَ عَبْدُ اَللَّهِ وَ أُمُّ كُلْثُومٍ وَ رُقَيَّةُ وَ زَيْنَبُ وَ فَاطِمَةُ وَ تَزَوَّجَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع فَاطِمَةَ ع وَ تَزَوَّجَ أَبُو اَلْعَاصِ بْنُ اَلرَّبِيعِ وَ هُوَ رَجُلٌ مِنْ بَنِي أُمَيَّةَ زَيْنَبَ وَ تَزَوَّجَ عُثْمَانُ بْنُ عَفَّانَ أُمَّ كُلْثُومٍ فَمَاتَتْ وَ لَمْ يَدْخُلْ بِهَا فَلَمَّا سَارُوا إِلَى بَدْرٍ زَوَّجَهُ رَسُولُ اَللَّهِ ص رُقَيَّةَ وَ وُلِدَ لِرَسُولِ اَللَّهِ ص إِبْرَاهِيمُ مِنْ مَارِيَةَ اَلْقِبْطِيَّةِ وَ هِيَ أُمُّ إِبْرَاهِيمَ أُمُّ وَلَدٍ .
امام صادق علیه السلام فرمود: فرزندان رسول خدا از خدیجه قاسم بود و طاهر که همان عبد الله است و ام کلثوم و رقیه و زینب و فاطمه، که علی بن ابی طالب علیه السلام فاطمه را بهمسری گرفت و ابو العاص بن ربیع که مردی از بنی امیه بود زینب را تزویج نمود و عثمان بن عفان ام کلثوم را بزنی گرفت ولی پیش از زناشویی ام کلثوم وفات نمود و چون بجنگ بدر رفتند رسول خدا رقیه را بعثمان تزویج فرمود و فرزندی هم از رسول خدا بنام ابراهیم بود که مادرش ماریه قبطیه ام ولد بود.