لاَ تَقُلْ مَا لاَ تَعْلَمُ فَإِنَّ اَللَّهَ سُبْحَانَهُ قَدْ فَرَضَ عَلَى كُلِّ جَوَارِحِكَ فَرَائِضَ يَحْتَجُّ بِهَا عَلَيْكَ يَوْمَ اَلْقِيَامَة
نگو آنچه را نمی دانی؛ پس همانا خداوند بر تمام اعضای تو اعمالی را واجب کرده است که به وسیلۀ آنها در قیامت علیه تو احتجاج خواهد کرد.
اَلْعَاقِلُ مَنْ صَدَّقَ أَقْوَالَهُ أَفْعَالُه
خردمند کسی است که کردارش، راستی گفتارش را گواهی کند.
أَحْسَنُ اَلْمَقَالِ مَا صَدَّقَهُ اَلْفَعَال
بهترین گفتار آن است که راستی آن را کردار گواهی کند.
إِنَّ فَضْلَ اَلْقَوْلِ عَلَى اَلْفِعْلِ لَهُجْنَهٌ وَ إِنَّ فَضْلَ اَلْفِعْلِ عَلَى اَلْقَوْلِ لَجَمَالٌ وَ زِينَة
همانا فزونی گفتار بر کردار زشت است و فزونی کردار بر گفتار، زیبایی و آراستگی است.
إذا أحسنت القول فأحسن العمل لتجمع بذالك بين مزيّة اللّسان و فضيلة الإحسان
آنگاه که سخن را نیکو کردی عمل را نیز نیکو گردان تا با آن گرد آوری برتری سخن و فزونی نیکوکاری را.
مَنْ طَابَقَ سِرُّهُ عَلاَنِيَّتَهُ وَ وَافَقَ فِعْلُهُ مَقَالَتَهُ فَهُوَ اَلَّذِي أَدَّى اَلْأَمَانَةَ وَ تَحَقَّقَتْ عَدَالَتُه
کسی که نهان خود را با ظاهر خویش هماهنگ نماید و گفتار و عمل خویش را یگانه کند، پس او ودیعه را پرداخته و عدالت او تحقّق یافته است.
لاَ تَقُولَنَّ مَا لاَ تَفْعَلُهُ فَإِنَّكَ لَنْ تَخْلُوَ فِي ذَلِكَ مِنْ عَجْزٍ يَلْزَمُكَ وَ ذَمٍّ تَكْسِبُه
هرگز آنچه را خود عمل نمی کنی، نگو؛ زیرا تو با این عمل از ناتوانی ای که تو را فرا گرفته و نکوهشی که در پی داری، تهی نمی شوی.
يَنْبَغِي أَنْ تَكُونَ أَفْعَالُ اَلرَّجُلِ أَحْسَنَ مِنْ أَقْوَالِهِ وَ لاَ تَكُونَ أَقْوَالُهُ أَحْسَنَ مِنْ أَفْعَالِه
سزاوار است که کردار مرد از گفتارش نیکوتر باشد، نه آن که گفتارش از کردارش.
اَلتَّرَوِّي فِي اَلْقَوْلِ يُؤْمِنُ اَلزَّلَل
در سخن اندیشیدن، از لغزش ایمن می سازد.
التّثبّث التّشبّث فى القول يؤمن العثار و الزّلل
تأمّل در سخن، از لغزش و افتادن ایمن می گرداند.
مَنْ تَفَقَّدَ مَقَالَهُ قَلَّ غَلَطُه
کسی که در اطراف سخن خویش بیندیشد، اشتباه او اندک شود.
اللّسان معيار أرحجه العقل و أطاشه الجهل
زبان، وسیلۀ سنجش است که خرد آن را سنگین و نادانی آن را سبک گرداند.