لاَ تَعْجَلَنَّ إِلَى تَصْدِيقِ وَاشٍ وَ إِنْ تَشَبَّهَ بِالنَّاصِحِينَ فَإِنَّ اَلسَّاعِيَ ظَالِمٌ لِمَنْ سَعَى بِهِ غَاشٌّ لِمَنْ سَعَى إِلَيْه
در پذیرفتن حرف سخن چین شتاب مکن، اگر چه همانند خیر خواهان باشد؛ پس همانا سخن چین نسبت به کسی که سعایتش کرده، ستمگر است و برای کسی پیش او سخن چینی نموده، فریبکار است.
لاَ تَجْتَمِعُ أَمَانَةٌ وَ نَمِيمَة
امانت داری و سخن چینی باهم جمع نمی شوند.
اَلْإِفْرَاطُ فِي اَلْمَزْحِ خُرْق
زیاده روی در شوخی، نادانی است.
المزاح فزقة تتبعها ضغينة
شوخی کردن، جدایی به دنبال آورد.
إِيَّاكَ أَنْ تَذْكُرَ مِنَ اَلْكَلاَمِ مُضْحِكا وَ إِنْ حَكَيْتَهُ عَنْ غَيْرِك
بپرهیز از این که سخن خنده آور گویی، اگر چه از دیگری حکایت کنی.
آفَةُ اَلْهَيْبَةِ اَلْمِزَاح
آفت شکوه و بزرگی، شوخی کردن است.
خَيْرُ اَلضَّحِكِ اَلتَّبَسُّم
بهترین خنده، تبسّم است.
دع المزاح فإنّه لقاح الصّغينة
شوخی را واگذار، زیرا کینه آفرین است.
كَفَى بِالْمَرْءِ جَهْلا أَنْ يَضْحَكَ مِنْ غَيْرِ عَجَب
برای نادانی مرد کافی است این که بی جهت بخندد.
كَثْرَةُ ضَحِكِ اَلرَّجُلِ تُفْسِدُ وَقَارَه
خندۀ زیاد مرد، سنگینی و وقار را از بین می برد.
كَثْرَةُ اَلْمِزَاحِ تُسْقِطُ اَلْهَيْبَة
خندۀ زیاد، بزرگی را می زداید.
كَثْرَةُ اَلضَّحِكِ تُوحِشُ اَلْجَلِيسَ وَ تَشِينُ اَلرَّئِيس
خندۀ زیاد، همنشین را می رهاند و رییس را سبک می گرداند.