إِذَا أَرَادَ اَللَّهُ سُبْحَانَهُ إِزَالَةَ نِعْمَةٍ عَنْ عَبْدٍ كَانَ أَوَّلُ مَا يُغَيِّرُ عَنْهُ عَقْلَهُ وَ أَشَدُّ شَيْءٍ عَلَيْهِ فَقْدَه
هرگاه خداوند اراده کند که نعمت بنده ای را از بین برد، ابتدا خرد او را دگرگون کند و بدترین مجازات او، از دست دادن خرد است.
يُعْجِبُنِي مِنَ اَلرَّجُلِ أَنْ يُرَى عَقْلُهُ زَائِدا عَلَى لِسَانِهِ وَ لاَ يُرَى لِسَانُهُ زَائِدا عَلَى عَقْلِه
مرا خوشحال می کند مردی که خرد او بیش از زبانش دیده شود، نه این که زبان او بیش از خردش.
أَطِعِ اَلْعَاقِلَ تَغْنَم
خردمند را پیروی کن تا بهره بری.
اِتَّهِمُوا عُقُولَكُمْ فَإِنَّهُ مِنَ اَلثِّقَةِ بِهَا يَكُونُ اَلْخَطَأ
خرد خویش را متّهم کنید، چون اطمینان به آن اشتباه است.
إِذَا لَوَّحْتَ لِلْعَاقِلِ فَقَدْ أَوْجَعْتَهُ عِتَابا
هر گاه به خردمند اشاره کنی، پس او را به درد آوردی.
إِذَا شَابَّ اَلْعَاقِلُ شَبَّ عَقْلُه
هنگامی که خردمند پیر شود، خرد او جوان می گردد.
تَلْوِيحُ زَلَّةِ اَلْعَاقِلِ لَهُ مِنْ أَمَضِّ عِتَابِه
اشاره به لغزش خردمند، دردآورترین سرزنش اوست.
رَسُولُكَ تَرْجُمَانُ عَقْلِكَ وَ اِحْتِمَالُكَ دَلِيلُ حِلْمِك
پیک تو، سخنگوی خرد توست و شکیبایی، نشانۀ بردباری تو.
زلّة العاقل محذرة
خردمند از لغزش منع شده است.
ضَادُّوا اَلْهَوَى بِالْعَقْل
به کمک خرد با تمایلات نفسانی مخالفت کنید.
ظَنُّ اَلْعَاقِلِ أَصَحُّ مِنْ يَقِينِ اَلْجَاهِل
گمان خردمند، درست تر از یقین نادان است.
ظَنُّ ذَوِي اَلنُّهَى وَ اَلْأَلْبَابِ أَقْرَبُ شَيْءٍ مِنَ اَلصَّوَاب
گمان باخردان از هر چیز به حقیقت نزدیکتر است.