إِنَّ اَلْأَمْرَ فِي اَلْكَبِيرِ مَا لَمْ تَكُنْ فِيهِ عَاهَةٌ .
امام صادق علیه السلام فرمود: امر امامت بفرزند بزرگ می رسد، در صورتی که عیبی نداشته باشد.
امام موسی کاظم (علیه السلام)
إِنَّ اَلْأَمْرَ فِي اَلْكَبِيرِ مَا لَمْ تَكُنْ فِيهِ عَاهَةٌ .
امام صادق علیه السلام فرمود: امر امامت بفرزند بزرگ می رسد، در صورتی که عیبی نداشته باشد.
قُلْتُ لِأَبِي إِبْرَاهِيمَ ع إِنِّي سَأَلْتُ أَبَاكَ ع مَنِ اَلَّذِي يَكُونُ مِنْ بَعْدِكَ فَأَخْبَرَنِي أَنَّكَ أَنْتَ هُوَ فَلَمَّا تُوُفِّيَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع ذَهَبَ اَلنَّاسُ يَمِيناً وَ شِمَالاً وَ قُلْتُ فِيكَ أَنَا وَ أَصْحَابِي فَأَخْبِرْنِي مَنِ اَلَّذِي يَكُونُ مِنْ بَعْدِكَ مِنْ وُلْدِكَ فَقَالَ اِبْنِي فُلاَنٌ .
نصر بن قابوس گوید: بموسی بن جعفر علیه السلام عرضکردم: من از پدر شما پرسیدم که جانشین شما کیست؟ پدرت بمن فرمود که: جانشین او شمایید. چون امام صادق علیه السلام وفات کرد، مردم براست و چپ گراییدند ولی من و اصحابم بشما معتقد شدیم، اکنون بفرمایید، کدام یک از پسران شما جانشین شما است؟ فرمود: فلان پسرم(یعنی علی بن موسی علیه السلام).
لَقِيتُ أَبَا إِبْرَاهِيمَ ع وَ نَحْنُ نُرِيدُ اَلْعُمْرَةَ فِي بَعْضِ اَلطَّرِيقِ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ هَلْ تُثْبِتُ هَذَا اَلْمَوْضِعَ اَلَّذِي نَحْنُ فِيهِ قَالَ نَعَمْ فَهَلْ تُثْبِتُهُ أَنْتَ قُلْتُ نَعَمْ إِنِّي أَنَا وَ أَبِي لَقِينَاكَ هَاهُنَا وَ أَنْتَ مَعَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع وَ مَعَهُ إِخْوَتُكَ فَقَالَ لَهُ أَبِي بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي أَنْتُمْ كُلُّكُمْ أَئِمَّةٌ مُطَهَّرُونَ وَ اَلْمَوْتُ لاَ يَعْرَى مِنْهُ أَحَدٌ فَأَحْدِثْ إِلَيَّ شَيْئاً أُحَدِّثُ بِهِ مَنْ يَخْلُفُنِي مِنْ بَعْدِي فَلاَ يَضِلَّ قَالَ نَعَمْ يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ هَؤُلاَءِ وُلْدِي وَ هَذَا…
یزید بن سلیط زیدی(که کنیه اش ابا عماره است)گوید: در بین راهی که بعمره میرفتیم بموسی بن جعفر علیه السلام برخوردم و عرضکردم: قربانت گردم، این مکان را که ما در آن هستیم بیاد می آورید؟ فرمود: آری، تو هم یادت می آید؟ عرضکردم: آری، من و پدرم شما را در اینجا ملاقات کردیم و امام صادق علیه السلام و برادران شما هم بودند. پدرم بامام صادق علیه السلام عرضکرد: پدر و مادرم بقربانت، شما همه امامان پاک هستید -ولی کسی از مرگ بر کنار نمیماند. بمن مطلبی بفرمایید که بجانشین خود باز گویم تا گمراه نشود. فرمود آری ای ابا عبد الله؛ (کنیه پدر زید است)اینان پسران منند و این سرور آنهاست-و بشما اشاره کرد-اوست که حکم(قضاوت یا حکمت)و فهم و سخاوت و شناسایی احتیاجات و اختلافات مردم را در امر دین و دنیاشان میداند و اخلاق و…
لَمَّا أَوْصَى أَبُو إِبْرَاهِيمَ ع أَشْهَدَ إِبْرَاهِيمَ بْنَ مُحَمَّدٍ اَلْجَعْفَرِيَّ وَ إِسْحَاقَ بْنَ مُحَمَّدٍ اَلْجَعْفَرِيَّ وَ إِسْحَاقَ بْنَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ جَعْفَرَ بْنَ صَالِحٍ وَ مُعَاوِيَةَ اَلْجَعْفَرِيَّ وَ يَحْيَى بْنَ اَلْحُسَيْنِ بْنِ زَيْدِ بْنِ عَلِيٍّ وَ سَعْدَ بْنَ عِمْرَانَ اَلْأَنْصَارِيَّ وَ مُحَمَّدَ بْنَ اَلْحَارِثِ اَلْأَنْصَارِيَّ وَ يَزِيدَ بْنَ سَلِيطٍ اَلْأَنْصَارِيَّ وَ مُحَمَّدَ بْنَ جَعْفَرِ بْنِ سَعْدٍ اَلْأَسْلَمِيَّ وَ هُوَ كَاتِبُ اَلْوَصِيَّةِ اَلْأُولَى أَشْهَدَهُمْ أَنَّهُ يَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ…
یزید بن سلیط گوید: هنگامی که موسی بن جعفر علیه السلام وصیت میفرمود(ده تن را)گواه گرفت: 1-ابراهیم بن محمد جعفری 2-اسحاق بن محمد جعفری 3-اسحاق بن جعفر بن محمد 4-جعفر بن صالح 5-معاویه جعفری 6-یحیی بن حسین بن زید بن علی 7-سعد بن عمران انصاری 8-محمد بن حارث انصاری 9-یزید بن سلیط انصاری 10-محمد بن جعفر بن سعد اسلمی که نویسنده وصیت نامه اول بود. ایشان را گواه گرفت بر اینکه: -او گواهی میدهد که شایسته پرستشی جز خدای یکتای بی انباز نیست و اینکه محمد بنده و فرستاده اوست، و اینکه روز قیامت بدون شک آمد نیست، و اینکه خدا هر که را در گور است زنده میکند و اینکه زنده شدن پس از مردن حق است و وعده خدا حق است و حساب حق است و داوری حق است و ایستادن در برابر خدا حق است و آنچه محمد صلی الله علیه و آله آورده حق است…
لَمَّا خَرَجَ اَلْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ اَلْمَقْتُولُ بِفَخٍّ وَ اِحْتَوَى عَلَى اَلْمَدِينَةِ دَعَا مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ إِلَى اَلْبَيْعَةِ فَأَتَاهُ فَقَالَ لَهُ يَا اِبْنَ عَمِّ لاَ تُكَلِّفْنِي مَا كَلَّفَ اِبْنُ عَمِّكَ عَمَّكَ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ فَيَخْرُجَ مِنِّي مَا لاَ أُرِيدُ كَمَا خَرَجَ مِنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ مَا لَمْ يَكُنْ يُرِيدُ فَقَالَ لَهُ اَلْحُسَيْنُ إِنَّمَا عَرَضْتُ عَلَيْكَ أَمْراً فَإِنْ أَرَدْتَهُ دَخَلْتَ فِيهِ وَ إِنْ كَرِهْتَهُ لَمْ أَحْمِلْكَ عَلَيْهِ وَ اَللّهُ اَلْمُسْتَعانُ ثُمَّ وَدَّعَهُ فَقَالَ لَهُ أَبُو اَلْحَسَنِ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ حِينَ وَدَّعَهُ…
عبد الله بن مفضل گوید: چون حسین بن علی، کشته شده در فخ خروج کرد و مدینه را بتصرف در آورد، موسی بن جعفر را برای بیعت طلب کرد، حضرت تشریف آورد و باو فرمود: پسر عمو بمن تکلیفی مکن که پسر عمویت(محمد بن عبد الله)بعمویت امام صادق کرد، تا از من چیزی که نمیخواهم سر زند؟ چنان که از امام صادق علیه السلام چیزی سرزد که نمیخواست(مقصود سخنان درشتی است که میان آنها رد و بدل شد و اخباری که امام علیه السلام باو گفت: که در حدیث سابق بیان گردید). حسین بحضرت عرضکرد: مطلبی بود که من بشما عرضکردم: اگر خواهی در آن وارد شو و اگر نخواهی شما را بر آن مجبور نمیکنم، خدا یاور است و سپس خداحافظی کرد. ابو الحسن موسی بن جعفر هنگام خداحافظی باو فرمود: پسر عمو تو کشته خواهی شد، پس نیکو جنگ کن ضربت را جدی بزن زیرا این مردم…