قَالَ لُقْمَانُ لاِبْنِهِ يَا بُنَيَّ لِكُلِّ شَيْ ءٍ عَلاَمَةٌ يُعْرَفُ بِهَا وَ يُشْهَدُ عَلَيْهَا وَ إِنَّ لِلدِّينِ ثَلاَثَ عَلاَمَاتٍ اَلْعِلْمَ وَ اَلْإِيمَانَ وَ اَلْعَمَلَ بِهِ وَ لِلْإِيمَانِ ثَلاَثُ عَلاَمَاتٍ اَلْإِيمَانُ بِاللَّهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ لِلْعَالِمِ ثَلاَثُ عَلاَمَاتٍ اَلْعِلْمُ بِاللَّهِ وَ بِمَا يُحِبُّ وَ بِمَا يَكْرَهُ وَ لِلْعَامِلِ ثَلاَثُ عَلاَمَاتٍ اَلصَّلاَةُ وَ اَلصِّيَامُ وَ اَلزَّكَاةُ وَ لِلْمُتَكَلِّفِ ثَلاَثُ عَلاَمَاتٍ يُنَازِعُ مَنْ فَوْقَهُ وَ يَقُولُ مَا لاَ يَعْلَمُ وَ يَتَعَاطَى مَا لاَ يَنَالُ وَ لِلظَّالِمِ ثَلاَثُ عَلاَمَاتٍ يَظْلِمُ مَنْ…
امام صادق(ع)فرمود: لقمان بفرزندش گفت: جان فرزند هر چیز را علامتی است که بدان شناخته گردد و گواه آن است دین را هم سه علامت است: دانش و ایمان و عمل بدین، و ایمان را سه علامت است ایمان بخدا و کتابهای آسمانی و پیغمبران خدا و دانشمند را سه علامت است: شناختن خدا و آنچه خدایش دوست دارد و آنچه خدا را ناخوش آید و رفتارکننده بدین را سه علامت است: نماز و روزه و زکاه، و دانشمند نما را سه علامت است: با برتر از خود ستیزه کند و ندانسته چیزی گوید و بآنچه در دسترس او نیست دست طمع دراز کند، و ستمکار را سه علامت است: با برتر از خود بنافرمانی ستم روا دارد و با زیر دست بتعدی و زور، و ستمکاران را یار و یاور است و منافق را سه علامت است: زبانش با دلش مخالف است و دلش با کردارش، و نهانش با آشکارش، و گنهکار را سه…
اَلْبَكَّاءُونَ خَمْسَةٌ آدَمُ وَ يَعْقُوبُ وَ يُوسُفُ وَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ ع فَأَمَّا آدَمُ فَبَكَى عَلَى اَلْجَنَّةِ حَتَّى صَارَ فِي خَدَّيْهِ أَمْثَالُ اَلْأَوْدِيَةِ وَ أَمَّا يَعْقُوبُ فَبَكَى عَلَى يُوسُفَ حَتَّى ذَهَبَ بَصَرُهُ وَ حَتَّى قِيلَ لَهُ تَاللّهِ تَفْتَؤُا تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتّى تَكُونَ حَرَضاً أَوْ تَكُونَ مِنَ اَلْهالِكِين وَ أَمَّا يُوسُفُ فَبَكَى عَلَى يَعْقُوبَ حَتَّى تَأَذَّى بِهِ أَهْلُ اَلسِّجْنِ فَقَالُوا لَهُ إِمَّا أَنْ تَبْكِيَ اَللَّيْلَ وَ تَسْكُتَ بِالنَّهَارِ وَ إِمَّا أَنْ تَبْكِيَ اَلنَّهَارَ وَ تَسْكُتَ بِاللَّيْلِ…
امام صادق(ع)فرمود: پنج تن گریه فراوان کردند آدم و یعقوب و یوسف و فاطمه دختر محمد(ص)و علی بن الحسین(ع)اما آدم برای دوری از بهشت آن چنان گریست که اثر اشک همچون رودخانه برخسارش نمایان شد و اما یعقوب بر فراق یوسف باندازه ای گریست که چشمش از دست رفت و او را گفتند این چنین که تو پیوسته بیاد یوسف هستی بخدا از بیماری لاغر و نحیف گردی و یا خود را نابود خواهی نمود. اما یوسف از دوری یعقوب آن چنان گریست که زندانیان ناراحت شدند و یوسف را گفتند یا شب گریه کن و روز آرام باش و یا روز گریه کن و شب آرام بگیر یوسف نیز با پیشنهاد آنان ساخت که در یکی از شبانه روز بگرید و اما فاطمه برای رسول خدا باندازه ای گریست که اهل مدینه ناراحت شدند و بحضرتش عرض کردند از بس گریستی ما را آزرده نمودی پس از این تذکر فاطمه از…
إِذَا كَانَ يَوْمُ اَلْقِيَامَةِ نُصِبَ لِفَاطِمَةَ ع قُبَّةٌ مِنْ نُورٍ وَ أَقْبَلَ اَلْحُسَيْنُ ع رَأْسُهُ عَلَى يَدِهِ فَإِذَا رَأَتْهُ شَهَقَتْ شَهْقَةً لاَ يَبْقَى فِي اَلْجَمْعِ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لاَ نَبِيٌّ مُرْسَلٌ وَ لاَ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ إِلاَّ بَكَى لَهَا فَيُمَثِّلُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ رَجُلاً لَهَا فِي أَحْسَنِ صُورَةٍ وَ هُوَ يُخَاصِمُ قَتَلَتَهُ بِلاَ رَأْسٍ فَيَجْمَعُ اَللَّهُ قَتَلَتَهُ وَ اَلْمُجَهِّزِينَ عَلَيْهِ وَ مَنْ شَرِكَ فِي قَتْلِهِ فَيَقْتُلُهُمْ حَتَّى أَتَى عَلَى آخِرِهِمْ ثُمَّ يُنْشَرُونَ فَيَقْتُلُهُمْ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع ثُمَّ يُنْشَرُونَ…
امام صادق علیه السلام روایت نموده که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: چون روز رستاخیز فرا رسد عمارتی گنبدی و فروغین برای فاطمه سلام الله علیها بنا کنند و حسین علیه السلام در حالی که سرش را بر دست گرفته به سوی عمارت آید، پس چون فاطمه سلام الله علیها او را بیند آنچنان ناله ای سر دهد که هیچ فرشته تقرب یافته و هیچ پیامبر فرستاده شده و هیچ بنده مومن باقی نماند جز آنکه بر او بگرید، پس آنگاه خدای گرامی و بزرگ پیکری بی سر را در نیکوترین روی بیافریند تا با قاتلان حسین علیه السلام پیکار کند و خداوند قاتلان و یاری کنندگان و شرکت کنندگان در قتل او را گرد هم آورد و بکشد، سپس زنده شوند و امیر مومنان علیه السلام آنان را بکشد، پس آنگاه بار دیگر زنده شوند و امام حسن علیه السلام آنان را بکشد، سپس دوباره…
دَخَلْتُ عَلَى اَلصَّادِقِ ع فَقُلْتُ لَهُ أَوْصِنِي بِوَصِيَّةٍ أَحْفَظُهَا مِنْ بَعْدِكَ قَالَ ع وَ تَحْفَظُ يَا سُفْيَانُ قُلْتُ أَجَلْ يَا اِبْنَ بِنْتِ رَسُولِ اَللَّهِ قَالَ ع يَا سُفْيَانُ لاَ مُرُوَّةَ لِكَذُوبٍ وَ لاَ رَاحَةَ لِحَسُودٍ وَ لاَ إِخَاءَ لِمُلُوكٍ وَ لاَ خُلَّةَ لِمُخْتَالٍ وَ لاَ سُؤْدُدَ لِسَيِّئِ اَلْخُلُقِ ثُمَّ أَمْسَكَ ع فَقُلْتُ يَا اِبْنَ بِنْتِ رَسُولِ اَللَّهِ زِدْنِي فَقَالَ ع يَا سُفْيَانُ ثِقْ بِاللَّهِ تَكُنْ عَارِفاً وَ اِرْضَ بِمَا قَسَمَهُ لَكَ تَكُنْ غَنِيّاً صَاحِبْ بِمِثْلِ مَا يُصَاحِبُونَكَ بِهِ تَزْدَدْ إِيمَاناً وَ لاَ تُصَاحِبِ اَلْفَاجِرَ…
سفیان ثوری گفت: به خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم و عرض کردم: مرا سفارشی نما که پس از شما نگهش دارم. امام علیه السلام فرمود: ای سفیان آیا نگه می داری؟ عرض کردم: آری، ای زاده دختر پیامبر خدا. پس امام علیه السلام فرمود: دروغزن را جوانمردی و حسدورز را آسودگی و پادشاه را برادری و فریبکار را دوستی و بدخوی را بزرگی و سروری نباشد. آنگاه امام علیه السلام سکوت کرد. عرض کردم: ای زاده دختر پیامبر خدا سفارشت را بر من بیفزای. پس امام علیه السلام فرمود: ای سفیان بر خدا اطمینان نما تا عارف گردی. و به سهم خویش از جانب خدا خشنود باش تا بی نیاز شوی. همان گونه که با تو دوستی می کنند با دیگری دوستی نما تا ایمانت فزون گردد و با بدکار دوستی نکن که در این صورت از بدی هایش به تو می آموزد و در کارت از بیمناکان از…
يَا عَبْدَ اَللَّهِ لَقَدْ نَصَبَ إِبْلِيسُ حَبَائِلَهُ فِي دَارِ اَلْغُرُورِ فَمَا يَقْصِدُ فِيهَا إِلاَّ أَوْلِيَاءَنَا وَ لَقَدْ جَلَّتِ اَلْآخِرَةُ فِي أَعْيُنِهِمْ حَتَّى مَا يُرِيدُونَ بِهَا بَدَلاً ثُمَّ قَالَ آهِ آهِ عَلَى قُلُوبٍ حُشِيَتْ نُوراً وَ إِنَّمَا كَانَتِ اَلدُّنْيَا عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ اَلشُّجَاعِ اَلْأَرْقَمِ وَ اَلْعَدُوِّ اَلْأَعْجَمِ أَنِسُوا بِاللَّهِ وَ اِسْتَوْحَشُوا مِمَّا بِهِ اِسْتَأْنَسَ اَلْمُتْرَفُونَ أُولَئِكَ أَوْلِيَائِي حَقّاً وَ بِهِمْ تُكْشَفُ كُلُّ فِتْنَةٍ وَ تُرْفَعُ كُلُّ بَلِيَّةٍ يَا اِبْنَ جُنْدَبٍ حَقٌّ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ يَعْرِفُنَا أَنْ…
سخنان امام صادق علیه السلام از ابو عبد الله جعفر بن محمد صلی الله علیه و آله به طور مفصل در خصوص این معانی (پند و اندرز و غیره)روایت شده است. - سفارش امام صادق علیه السلام به عبد الله بن جندب -روایت شده که امام صادق علیه السلام فرمود: ای عبد الله به طور قطع، ابلیس دامهای خود را در این سرای فریب گسترده و هدفش از آن جز دستیابی به دوستان ما نیست، ولی سرای دیگر به دیده آنان چنان پرجلال است که هیچ چیزی را جایگزین آن نسازند. وه، وه بر دلهایی که سرشار از روشنایی است و به راستی، دنیا از دیدگاه آنان چون مار گزنده خوش خط و خال و دشمنی بی زبان است. آنان با خدا انس دارند و از آنچه خوشگذران ها به آن عادت کرده اند، گریزانند. به یقین، اینان دوستان من اند که به خاطر آنها هر فتنه ای ریشه کن شود و هر بلایی…