مَنْ زَعَمَ أَنَّ اَللَّهَ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ فَقَدْ كَذَبَ عَلَى اَللَّهِ وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ اَلْخَيْرَ وَ اَلشَّرَّ إِلَيْهِ فَقَدْ كَذَبَ عَلَى اَللَّهِ .
امام صادق علیه السلام فرمود: هر که معتقد باشد که: خدا خلقش را به بیعفتی و زشتکاری فرمان میدهد بر خدا دروغ بسته است و هر که معتقد شود که کار نیک و بد از اوست بر خدا دروغ بسته است.
إِنَّ اَللَّهَ خَلَقَ اَلْخَلْقَ فَعَلِمَ مَا هُمْ صَائِرُونَ إِلَيْهِ وَ أَمَرَهُمْ وَ نَهَاهُمْ فَمَا أَمَرَهُمْ بِهِ مِنْ شَيْ ءٍ فَقَدْ جَعَلَ لَهُمُ اَلسَّبِيلَ إِلَى تَرْكِهِ وَ لاَ يَكُونُونَ آخِذِينَ وَ لاَ تَارِكِينَ إِلاَّ بِإِذْنِ اَللَّهِ .
امام صادق علیه السلام فرمود: همانا خدا خلق را آفرید و دانست که آنها بچه راهی میروند و ایشان را امر کرد و نهی فرمود: هر امری که بایشان نمود راهی بترکش برای آنها گذاشت(بطوری که با اختیار خود بجا آوردند و مجبور و ناچار نباشند)و انجام ندهند و ترک نکنند مگر باذن خدا.
كَانَ فِي مَسْجِدِ اَلْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَتَكَلَّمُ فِي اَلْقَدَرِ وَ اَلنَّاسُ مُجْتَمِعُونَ قَالَ فَقُلْتُ يَا هَذَا أَسْأَلُكَ قَالَ سَلْ قُلْتُ يَكُونُ فِي مُلْكِ اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مَا لاَ يُرِيدُ قَالَ فَأَطْرَقَ طَوِيلاً ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَيَّ فَقَالَ لِي يَا هَذَا لَئِنْ قُلْتُ إِنَّهُ يَكُونُ فِي مُلْكِهِ مَا لاَ يُرِيدُ إِنَّهُ لَمَقْهُورٌ وَ لَئِنْ قُلْتُ لاَ يَكُونُ فِي مُلْكِهِ إِلاَّ مَا يُرِيدُ أَقْرَرْتُ لَكَ بِالْمَعَاصِي قَالَ فَقُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع سَأَلْتُ هَذَا اَلْقَدَرِيَّ فَكَانَ مِنْ جَوَابِهِ كَذَا وَ كَذَا فَقَالَ لِنَفْسِهِ نَظَرَ…
اسماعیل بن جابر گوید: مردی در مسجد مدینه نشسته بود و راجع بقدر سخن میگفت و مردم گردش را گرفته بودند، من گفتم ای فلانی از تو سوالی دارم: گفت بپرس، گفتم آیا در ملک خدا چیزی هست که با اراده او نباشد، مدتی دراز سر بگریبان شد و سپس سرش را بجانب من بلند کرد و گفت ای فلانی، اگر بگویم در ملک خداست چیزی که اراده نکرده خدا مقهور و زور پذیر گردد و اگر بگویم در ملک او جز آنچه اراده کند نیست گناهان را بتو رخصت داده ام(زیرا آنها را بخدا نسبت داده ام و ترا بی تقصیر 125 - 2 دانسته ام)اسماعیل گوید: من بامام صادق علیه السلام عرضکردم از آن قدری مذهب چنین پرسیدم و او این گونه جواب داد حضرت فرمود: او بنفع خویش اندیشید، اگر جز این میگفت(و طبق عقیده خودش جواب قطعی میداد)هلاک میشد.
قُلْتُ أَجْبَرَ اَللَّهُ اَلْعِبَادَ عَلَى اَلْمَعَاصِي قَالَ لاَ قُلْتُ فَفَوَّضَ إِلَيْهِمُ اَلْأَمْرَ قَالَ قَالَ لاَ قَالَ قُلْتُ فَمَا ذَا قَالَ لُطْفٌ مِنْ رَبِّكَ بَيْنَ ذَلِكَ .
مردی گوید بامام صادق علیه السلام عرضکردم: خدا بندگان را بر گناه مجبور ساخته؟ فرمود: نه، گفتم: پس کار را بآنها واگذاشته؟ فرمود: نه، گفتم پس حقیقت چیست؟ فرمود: لطفی است از پروردگارت میان این دو مطلب.
سُئِلَ عَنِ اَلْجَبْرِ وَ اَلْقَدَرِ فَقَالَ لاَ جَبْرَ وَ لاَ قَدَرَ وَ لَكِنْ مَنْزِلَةٌ بَيْنَهُمَا فِيهَا اَلْحَقُّ اَلَّتِي بَيْنَهُمَا لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ اَلْعَالِمُ أَوْ مَنْ عَلَّمَهَا إِيَّاهُ اَلْعَالِمُ .
از امام صادق علیه السلام راجع بجبر و تفویض پرسش شد، حضرت فرمود: نه جبر است و نه تفویض بلکه منزلی ست میان آن دو که حق آنجاست و آن منزل را نداند جز عالم یا کسی که عالم آن را بوی آموخته باشد.
قَالَ لَهُ رَجُلٌ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَجْبَرَ اَللَّهُ اَلْعِبَادَ عَلَى اَلْمَعَاصِي فَقَالَ اَللَّهُ أَعْدَلُ مِنْ أَنْ يُجْبِرَهُمْ عَلَى اَلْمَعَاصِي ثُمَّ يُعَذِّبَهُمْ عَلَيْهَا فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَفَوَّضَ اَللَّهُ إِلَى اَلْعِبَادِ قَالَ فَقَالَ لَوْ فَوَّضَ إِلَيْهِمْ لَمْ يَحْصُرْهُمْ بِالْأَمْرِ وَ اَلنَّهْيِ فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَبَيْنَهُمَا مَنْزِلَةٌ قَالَ فَقَالَ نَعَمْ أَوْسَعُ مَا بَيْنَ اَلسَّمَاءِ وَ اَلْأَرْضِ .
راوی گوید مردی بامام صادق(ع)عرضکرد: قربانت گردم خدا بندگان را بر گناه مجبور کرده است؟ فرمود: خدا دادگرتر از آنست که ایشان را بر گناه مجبور کند و سپس بآن جهت عذابشان نماید، آن مرد گفت، قربانت گردم: پس کار را ببندگان واگذاشته است؟ فرمود اگر بایشان واگذار کرده بود در تنگنای امر و نهیشان قرار نمیداد، عرضکرد: پس میان این دو، منزل دیگریست؟ فرمود آری، فراختر از میان آسمان و زمین.
لاَ جَبْرَ وَ لاَ تَفْوِيضَ وَ لَكِنْ أَمْرٌ بَيْنَ أَمْرَيْنِ قَالَ قُلْتُ وَ مَا أَمْرٌ بَيْنَ أَمْرَيْنِ قَالَ مَثَلُ ذَلِكَ رَجُلٌ رَأَيْتَهُ عَلَى مَعْصِيَةٍ فَنَهَيْتَهُ فَلَمْ يَنْتَهِ فَتَرَكْتَهُ فَفَعَلَ تِلْكَ اَلْمَعْصِيَةَ فَلَيْسَ حَيْثُ لَمْ يَقْبَلْ مِنْكَ فَتَرَكْتَهُ كُنْتَ أَنْتَ اَلَّذِي أَمَرْتَهُ بِالْمَعْصِيَةِ .
امام صادق علیه السلام فرمود: نه جبر درست است و نه تفویض بلکه امری است میان این دو امر، راوی گوید: گفتم امر میان دو امر چیست؟ فرمود مثلش اینست که مردی را مشغول گناه بینی و او را نهی کنی او نپذیرد و تو او را رها کنی و او آن گناه را انجام دهد، پس چون او از تو نپذیرفته و تو او را رها کرده ای نباید گفت تو او را بگناه دستور داده ای.
اَللَّهُ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يُكَلِّفَ اَلنَّاسَ مَا لاَ يُطِيقُونَ وَ اَللَّهُ أَعَزُّ مِنْ أَنْ يَكُونَ فِي سُلْطَانِهِ مَا لاَ يُرِيدُ .
امام صادق علیه السلام فرمود: خدا بزرگوارتر از آنست که که مردم را بآنچه تواناییش را ندارند تکلیف کند و خدا نیرومندتر از آنست که در حوزه فرمانروایی او چیزی باشد که آن را اراده نکرده باشد.