قال الإمام الصادق عليه السلام

احادیث درباره ید واحد از امام صادق (ع)

امام جعفر صادق (علیه السلام)

۹۳ حدیث · صفحه ۸ از ۸

عَنْهُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : يَقُولُ اَللَّهُ تَعَالَى مَهْمَا أَعْيَانِي فِيهِ اِبْنُ آدَمَ فَإِنَّهُ لَنْ يُعْيِيَنِي عِنْدَ وَاحِدَةٍ مِنْ ثَلاَثٍ أَخْذِ مَالٍ مِنْ غَيْرِ حِلِّهِ وَ مَنْعِهِ مِنْ حَقِّهِ وَ وَضْعِهِ فِي غَيْرِ حَقِّهِ.

امام صادق علیه السّلام فرمود:خداوند متعال می فرماید:اگر در هر زمان فرزند آدم مرا در چیزی عاجز کند در سه وقت نمی تواند مرا عاجز کند:به دست آوردن مال از راه غیر مشروع، حق مال را پرداخت نکردن، مصرف آن در غیر موردش.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 295

قُلْتُ لَهُ إِنْ كَانَ كَوْنٌ وَ لاَ أَرَانِي اَللَّهُ فَبِمَنْ أَئْتَمُّ فَأَوْمَأَ إِلَى اِبْنِهِ مُوسَى قَالَ قُلْتُ فَإِنْ حَدَثَ بِمُوسَى حَدَثٌ فَبِمَنْ أَئْتَمُّ قَالَ بِوَلَدِهِ قُلْتُ فَإِنْ حَدَثَ بِوَلَدِهِ حَدَثٌ وَ تَرَكَ أَخاً كَبِيراً وَ اِبْناً صَغِيراً فَبِمَنْ أَئْتَمُّ قَالَ بِوَلَدِهِ ثُمَّ وَاحِداً فَوَاحِداً .

عیسی بن عبد الله گوید: بامام صادق علیه السلام عرضکردم: اگر حادثه ای رخ دهد(یعنی اگر شما وفات کنید)که خدا بمن نشان ندهد؟ ؟ ، از کی پیروی کنم؟ حضرت بپسرش موسی علیه السلام اشاره کرد، عرضکردم: اگر برای موسی حادثه ای پیش آمد، از کی پیروی کنم؟ فرمود: از پسرش، عرضکردم: اگر برای پسرش حادثه ای رخ دهد و برادر بزرگ و پسر کوچکی داشته باشد، از کی پیروی کنم؟ فرمود: از پسرش، بعد هم یکی پس از دیگری-

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 286

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَطِيعُوا اَللّهَ وَ أَطِيعُوا اَلرَّسُولَ وَ أُولِي اَلْأَمْرِ مِنْكُمْ فَقَالَ نَزَلَتْ فِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَيْنِ ع فَقُلْتُ لَهُ إِنَّ اَلنَّاسَ يَقُولُونَ فَمَا لَهُ لَمْ يُسَمِّ عَلِيّاً وَ أَهْلَ بَيْتِهِ ع فِي كِتَابِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ فَقَالَ قُولُوا لَهُمْ إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص نَزَلَتْ عَلَيْهِ اَلصَّلاَةُ وَ لَمْ يُسَمِّ اَللَّهُ لَهُمْ ثَلاَثاً وَ لاَ أَرْبَعاً حَتَّى كَانَ رَسُولُ اَللَّهِ ص هُوَ اَلَّذِي فَسَّرَ ذَلِكَ لَهُمْ وَ نَزَلَتْ عَلَيْهِ اَلزَّكَاةُ وَ…

ابو بصیر گوید: از امام صادق در باره قول خدای عز و جل«خدا را فرمان برید و پیغمبر و کارداران خود را فرمان برید-59 نسا »پرسیدم، فرمود: در باره علی بن ابی طالب و حسن و حسین علیهم السلام نازل شده است(زیرا در آن زمان همان سه نفر از ایمه حاضر بودند)، بحضرت عرضکردم: مردم میگویند: چرا نام علی و خانواده اش در کتاب خدای عز و جل برده نشده؟ فرمود: بآنها بگو: آیه 205 - 3 نماز، بر پیغمبر صلی الله علیه و آله نازل شد -و سه رکعتی و چهار رکعتی آن نامبرده نشد تا اینکه پیغمبر صلی الله علیه و آله خود برای مردم بیان کرد و آیه زکاه بر آن حضرت نازل شد و نامبرده نشد که زکاه از هر چهل درهم یکدرهم است، تا اینکه خود پیغمبر آن را برای مردم شرح داد و امر بحج نازل شد و بمردم نگفت هفت دور طواف کنید تا اینکه خود پیغمبر صلی…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 286

لَمَّا نَزَلَتْ وَلاَيَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع وَ كَانَ مِنْ قَوْلِ رَسُولِ اَللَّهِ ص سَلِّمُوا عَلَى عَلِيٍّ بِإِمْرَةِ اَلْمُؤْمِنِينَ فَكَانَ مِمَّا أَكَّدَ اَللَّهُ عَلَيْهِمَا فِي ذَلِكَ اَلْيَوْمِ يَا زَيْدُ قَوْلُ رَسُولِ اَللَّهِ ص لَهُمَا قُومَا فَسَلِّمَا عَلَيْهِ بِإِمْرَةِ اَلْمُؤْمِنِينَ فَقَالاَ أَ مِنَ اَللَّهِ أَوْ مِنْ رَسُولِهِ يَا رَسُولَ اَللَّهِ فَقَالَ لَهُمَا رَسُولُ اَللَّهِ ص مِنَ اَللَّهِ وَ مِنْ رَسُولِهِ فَأَنْزَلَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لا تَنْقُضُوا اَلْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اَللّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلاً إِنَّ اَللّهَ يَعْلَمُ…

زید بن جهم هلالی گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود: چون امر ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام نازل شد و پیغمبر صلی الله علیه و آله فرموده بود، بلقب«امیر المومنین»بعلی سلام کنید، ای زید: از جمله تاکیداتی که خدا در آن روز بر آن دو نفر(ابو بکر و عمر)نمود، این بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله بآنها فرمود: برخیزید و بعنوان«امیر المومنین»بعلی سلام کنید، آن دو نفر گفتند: ای رسول خدا این امر از جانب خدا است یا از جانب رسولش؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله بآنها فرمود: از جانب خدا و رسولش، پس خدای عز و جل این آیه نازل فرمود: «و سوگندها را پس از محکم کردنش که خدا را ضامن آن کرده اید مشکنید، زیرا خدا میداند چه میکنید-91 سوره 16-»مقصود فرمایش رسول خدا صلی الله علیه و آله است بآنها و گفته آنها…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 292

كَانَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع يَلُومُ عَبْدَ اَللَّهِ وَ يُعَاتِبُهُ وَ يَعِظُهُ وَ يَقُولُ مَا مَنَعَكَ أَنْ تَكُونَ مِثْلَ أَخِيكَ فَوَ اَللَّهِ إِنِّي لَأَعْرِفُ اَلنُّورَ فِي وَجْهِهِ فَقَالَ عَبْدُ اَللَّهِ لِمَ أَ لَيْسَ أَبِي وَ أَبُوهُ وَاحِداً وَ أُمِّي وَ أُمُّهُ وَاحِدَةً فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ إِنَّهُ مِنْ نَفْسِي وَ أَنْتَ اِبْنِي .

طاهر گوید: امام صادق علیه السلام(پسر خود)عبد الله را سرزنش و نکوهش و اندرز مینمود و میفرمود: چرا تو مانند برادرت(موسی)نیستی؟ بخدا که من در چهره او نور میبینم، عبد الله عرضکرد: چرا؟ مگر پدر و مادر من و او یکی نیست؟ حضرت باو فرمود: او جان من است و تو پسر من هستی.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 310

بَعَثَ إِلَيَّ أَبُو جَعْفَرٍ اَلْمَنْصُورُ فِي جَوْفِ اَللَّيْلِ فَأَتَيْتُهُ فَدَخَلْتُ عَلَيْهِ وَ هُوَ جَالِسٌ عَلَى كُرْسِيٍّ وَ بَيْنَ يَدَيْهِ شَمْعَةٌ وَ فِي يَدِهِ كِتَابٌ قَالَ فَلَمَّا سَلَّمْتُ عَلَيْهِ رَمَى بِالْكِتَابِ إِلَيَّ وَ هُوَ يَبْكِي فَقَالَ لِي هَذَا كِتَابُ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ يُخْبِرُنَا أَنَّ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ قَدْ مَاتَ فَ إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَيْهِ راجِعُون َلاَثاً وَ أَيْنَ مِثْلُ جَعْفَرٍ ثُمَّ قَالَ لِيَ اُكْتُبْ قَالَ فَكَتَبْتُ صَدْرَ اَلْكِتَابِ ثُمَّ قَالَ اُكْتُبْ إِنْ كَانَ أَوْصَى إِلَى رَجُلٍ وَاحِدٍ بِعَيْنِهِ فَقَدِّمْهُ وَ اِضْرِبْ…

ابو ایوب نحوی گوید: نیمه شبی ابو جعفر منصور دنبال من فرستاد، من نزدش رفتم، او روی کرسی نشسته بود و شمعی در برابر و نامه ای در دست داشت، چون سلامش گفتم، نامه را بطرف من انداخت و میگریست، سپس گفت: این نامه از محمد بن سلیمان است که گزارش میدهد، جعفر بن محمد وفات یافته است، -و سه مرتبه گفت-: / انا لله و انا الیه راجعون /، کجا مانند جعفر یافت شود؟. سپس بمن گفت بنویس، من مقدمه نامه را نوشتم، آنگاه گفت: بنویس، اگر او بشخص معینی وصیت کرده است او را پیش آر و گردنش را بزن، جواب آمد که او به پنج نفر وصیت کرده است که یکی از آنها ابو جعفر منصور است و دیگران محمد بن سلیمان و عبد الله و موسی و حمید ماند.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 310

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع أَيُّمَا أَفْضَلُ اَلْعِبَادَةُ فِي اَلسِّرِّ مَعَ اَلْإِمَامِ مِنْكُمُ اَلْمُسْتَتِرِ فِي دَوْلَةِ اَلْبَاطِلِ أَوِ اَلْعِبَادَةُ فِي ظُهُورِ اَلْحَقِّ وَ دَوْلَتِهِ مَعَ اَلْإِمَامِ مِنْكُمُ اَلظَّاهِرِ فَقَالَ يَا عَمَّارُ اَلصَّدَقَةُ فِي اَلسِّرِّ وَ اَللَّهِ أَفْضَلُ مِنَ اَلصَّدَقَةِ فِي اَلْعَلاَنِيَةِ وَ كَذَلِكَ وَ اَللَّهِ عِبَادَتُكُمْ فِي اَلسِّرِّ مَعَ إِمَامِكُمُ اَلْمُسْتَتِرِ فِي دَوْلَةِ اَلْبَاطِلِ وَ تَخَوُّفُكُمْ مِنْ عَدُوِّكُمْ فِي دَوْلَةِ اَلْبَاطِلِ وَ حَالِ اَلْهُدْنَةِ أَفْضَلُ مِمَّنْ يَعْبُدُ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ ذِكْرُهُ فِي…

عمار ساباطی گوید: بامام صادق علیه السلام عرضکردم: کدامیک از این دو بهتر است؟ : عبادت پنهانی با امام پنهان از شما خانواده در زمان دولت باطل یا عبادت در زمان ظهور و دولت حق با امام آشکار از شما؟ فرمود: ای عمار بخدا که صدقه دادن پنهانی از صدقه دادن آشکارا بهتر است، و همچنین بخدا عبادت شما در پنهانی با امام پنهانتان در زمان دولت باطل و ترس شما از دشمن و در حال صلح با دشمن(و تقیه از او مانند دوران ایمه بعد از امام حسین علیهم السلام)بهتر است از کسی که عبادت کند خدای-عز و جل ذکره-را در زمان ظهور حق با امام بر حق آشکار و در زمان دولت حق. عبادت با ترس و در زمان دولت باطل مانند عبادت در زمان امنیت و دولت حق نیست(مانند زمان پیغمبر و زمان ظهور امام عصر صلی الله علیه و آله زیرا عبادت پنهانی علاوه بر مشقت…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 333

دَخَلْتُ اَلْمَدِينَةَ وَ لَسْتُ أَعْرِفُ شَيْئاً مِنْ هَذَا اَلْأَمْرِ فَأَتَيْتُ اَلْمَسْجِدَ فَإِذَا جَمَاعَةٌ مِنْ قُرَيْشٍ فَقُلْتُ أَخْبِرُونِي عَنْ عَالِمِ أَهْلِ هَذَا اَلْبَيْتِ فَقَالُوا عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ اَلْحَسَنِ فَأَتَيْتُ مَنْزِلَهُ فَاسْتَأْذَنْتُ فَخَرَجَ إِلَيَّ رَجُلٌ ظَنَنْتُ أَنَّهُ غُلاَمٌ لَهُ فَقُلْتُ لَهُ اِسْتَأْذِنْ لِي عَلَى مَوْلاَكَ فَدَخَلَ ثُمَّ خَرَجَ فَقَالَ لِيَ اُدْخُلْ فَدَخَلْتُ فَإِذَا أَنَا بِشَيْخٍ مُعْتَكِفٍ شَدِيدِ اَلاِجْتِهَادِ فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِ فَقَالَ لِي مَنْ أَنْتَ فَقُلْتُ أَنَا اَلْكَلْبِيُّ اَلنَّسَّابَةُ فَقَالَ مَا حَاجَتُكَ فَقُلْتُ…

کلبی نسابه گوید: من وارد مدینه شدم و از امر امامت اطلاعی نداشتم، بمسجد آمدم و جماعتی از قریش را دیدم -بآنها گفتم: بمن بگویید عالم(امام)اهل بیت(پیغمبر صلی الله علیه و آله)کیست؟ گفتند: عبد الله بن حسن است. من بمنزلش رفتم و اجازه خواستم، مردی بیرون آمد که من گمان کردم نوکر آقاست، باو گفتم از آقایت برایم اجازه بگیر، او رفت و بیرون آمد و گفت: درآی، من داخل شدم، پیر مردی را دیدم با جدیت بسیار بعبادت چسبیده است، من سلامش کردم، بمن گفت: کیستی؟ گفتم: من کلبی نسابه هستم. گفت: چه میخواهی؟ گفتم: آمده ام از شما مساله بپرسم، گفت: بپسرم محمد برخوردی؟ گفتم: اول نزد شما آمدم. گفت بپرس، گفتم: بفرمایید: مردیکه بزنش بگوید «انت طالق عدد نجوم السما »تو طلاق داده یی بشماره ستاره های آسمان، حکمش چیست؟ گفت: بشماره…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 348

كُنَّا بِالْمَدِينَةِ بَعْدَ وَفَاةِ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع أَنَا وَ صَاحِبُ اَلطَّاقِ وَ اَلنَّاسُ مُجْتَمِعُونَ عَلَى عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ أَنَّهُ صَاحِبُ اَلْأَمْرِ بَعْدَ أَبِيهِ فَدَخَلْنَا عَلَيْهِ أَنَا وَ صَاحِبُ اَلطَّاقِ وَ اَلنَّاسُ عِنْدَهُ وَ ذَلِكَ أَنَّهُمْ رَوَوْا عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ إِنَّ اَلْأَمْرَ فِي اَلْكَبِيرِ مَا لَمْ تَكُنْ بِهِ عَاهَةٌ فَدَخَلْنَا عَلَيْهِ نَسْأَلُهُ عَمَّا كُنَّا نَسْأَلُ عَنْهُ أَبَاهُ فَسَأَلْنَاهُ عَنِ اَلزَّكَاةِ فِي كَمْ تَجِبُ فَقَالَ فِي مِائَتَيْنِ خَمْسَةٌ فَقُلْنَا فَفِي مِائَةٍ فَقَالَ دِرْهَمَانِ وَ نِصْفٌ…

هشام بن سالم گوید: بعد از وفات امام صادق علیه السلام من و صاحب الطاق(محمد بن نعمان که در طاق محامل کوفه صرافی داشته و بمومن الطاق نیز معروفست)در مدینه بودیم و مردم گرد عبد الله بن جعفر(عبد الله افطح)را گرفته و او را صاحب الامر بعد از پدرش میدانستند(بحدیث 743 رجوع شود)، من با صاحب الطاق نزدش رفتیم و مردم در محضرش بودند، توجه مردم باو از این جهت بود که از امام صادق علیه السلام روایت میکردند که آن حضرت فرموده است: امر امامت بپسر بزرگتر میرسد بشرط اینکه عیبی در او نباشد. ما هم نزدش رفتیم تا مسایلی را که از پدرش میپرسیدیم، از او بپرسیم، لذا پرسیدیم زکاه در چند درهم واجب می شود؟ گفت: در دویست درهم که باید پنج درهم آن را داد، گفتیم: در صد درهم چطور؟ گفت: دو درهم و نیم، گفتیم: عامه هم چنین چیزی…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 351
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه