قال الإمام الصادق عليه السلام

احادیث درباره عمل با علم از امام صادق (ع)

امام جعفر صادق (علیه السلام)

۶۲ حدیث · صفحه ۶ از ۶

قَالَ سُفْيَانُ اَلثَّوْرِيُّ اِذْهَبْ بِنَا إِلَى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ فَذَهَبْتُ مَعَهُ إِلَيْهِ فَوَجَدْنَاهُ قَدْ رَكِبَ دَابَّتَهُ فَقَالَ لَهُ سُفْيَانُ يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ حَدِّثْنَا بِحَدِيثِ خُطْبَةِ رَسُولِ اَللَّهِ ص فِي مَسْجِدِ اَلْخَيْفِ قَالَ دَعْنِي حَتَّى أَذْهَبَ فِي حَاجَتِي فَإِنِّي قَدْ رَكِبْتُ فَإِذَا جِئْتُ حَدَّثْتُكَ فَقَالَ أَسْأَلُكَ بِقَرَابَتِكَ مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ ص لَمَّا حَدَّثْتَنِي قَالَ فَنَزَلَ فَقَالَ لَهُ سُفْيَانُ مُرْ لِي بِدَوَاةٍ وَ قِرْطَاسٍ حَتَّى أُثْبِتَهُ فَدَعَا بِهِ ثُمَّ قَالَ اُكْتُبْ بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ…

سفیان ثوری بمردی قرشی از اهل مکه گفت: ما را نزد جعفر بن محمد(امام صادق علیه السلام) ببر -آن مرد گوید: او را خدمتش بردم هنگامی که آن حضرت بر مرکب خویش سوار شده بود. سفیان باو عرضکرد: ای ابا عبد الله حدیث سخنرانی پیغمبر صلی الله علیه و آله را در مسجد خیف برای ما باز گو، فرمود: اکنون که سوار شده ام، بگذار دنبال کارم بروم، وقتی آمدم برایت میگویم، عرضکرد: تقاضا میکنم بحق قرابتی که با پیغمبر صلی الله علیه و آله داری، برایم بازگو، حضرت پیاده شد، سفیان عرضکرد: امر بفرمایید برایم دوات و کاغذی بیاورند کیست که برای من دوات و کاغذی بیاورد؟ تا آن را بنویسم، حضرت دوات و کاغذ خواست و سپس فرمود بنویس. / بسم الله الرحمن الرحیم / -«خدا خرم و شادان کند(بلند قدر و نیکو مرتبه سازد)بنده یی را که سخنم بشنود و در…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 403

عن معلی بن خنیس، عن ابی عبدالله علیه السلام، قال: قلت له: ما حقُّ المُسْلِمِ عَلَی الْمُسْلِمِ؟ قال: له سَبْعُ حُقُوقٍ واجِباتٍ، ما مِنْهُنَّ حَقٌّ الّا و هو علیه واجبٌ انْ ضیعَ مِنْها شیئاً خَرَجَ مِنْ وِلایةِ اللَّهِ وَ طاعَتِهِ، وَ لَمْ یکنْ للَّهِ فیها نَصیبٌ، قلت له: جعلت فداک و ما هی؟ قال: یا مُعَلّی انّی عَلَیک شَفیقٌ اخافُ انْ تَضَیعَ وَ لا تَحْفِظَ وَ تَعْلَمْ وَ لا تَعْمَلَ، قلت: لا قُوَّةَ الّا بِاللَّهِ. قال: ایسَرُ حَقٍّ مِنْها انْ تُحِبَّ له ما تُحِبُّ لِنَفسِک وَ تَکرَهَ لَهُ ما تَکرَهُ لِنَفْسِک، و الْحَقُّ الثانِی انْ تَجْتَنِبَ سَخَطَهُ و تَتَّبَعَ مَرْضاتَهُ وَ تُطیعَ…

معلّی می گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: حق مسلمان بر مسلمان چیست؟ فرمود: هفت حق واجب دارد که همه واجب بوده و اگر کسی آنها را ضایع کند و فراموش نماید از ولایت و طاعت خدا خارج و نزد خداوند بهره ای ندارد، عرض کردم: آن حقوق کدامند، فرمود: ای معلی، من دلسوز تو هستم می ترسم ضایع کنی و رعایت ننمایی، بدانی و عمل نکنی. عرض کردم:« لاقوّة الّا باللَّه». امام علیه السلام فرمود: ساده ترین آنها این است که هر چه برای خود دوست داری برای او دوست داشته باشی و هر آنچه برای خود بد می دانی برای او بد بدانی. حق دوم آنکه: از ناراحت کردن او بپرهیزی و رضایتش را جلب کنی و اطاعت امرش نمایی. حق سوم آنکه: با جان و مال و زبان و دست و پا وی را یاری کنی. حق چهارم آنکه: چشم و راهنما و آینه او باشی. حق پنجم آنکه: تو…

وسائل الشیعة، ج 8، ص 544
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه