قال الإمام الصادق عليه السلام

احادیث امام صادق (ع)

امام جعفر صادق (علیه السلام)

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع بِمَا تَحْكُمُونَ إِذَا حَكَمْتُمْ قَالَ بِحُكْمِ اَللَّهِ وَ حُكْمِ دَاوُدَ فَإِذَا وَرَدَ عَلَيْنَا اَلشَّيْ ءُ اَلَّذِي لَيْسَ عِنْدَنَا تَلَقَّانَا بِهِ رُوحُ اَلْقُدُسِ .

عمار ساباطی گوید: بامام صادق علیه السلام عرض کردم: هر گاه شما حاکم شوید، چگونه حکم کنید؟ فرمود: طبق حکم خدا و حکم داود، و هر گاه موضوعی برای ما پیش آید که آن را ندانیم. روح القدس آن را بما القا کند و برساند.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 398

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع مَا مَنْزِلَةُ اَلْأَئِمَّةِ قَالَ كَمَنْزِلَةِ ذِي اَلْقَرْنَيْنِ وَ كَمَنْزِلَةِ يُوشَعَ وَ كَمَنْزِلَةِ آصَفَ صَاحِبِ سُلَيْمَانَ قَالَ فَبِمَا تَحْكُمُونَ قَالَ بِحُكْمِ اَللَّهِ وَ حُكْمِ آلِ دَاوُدَ وَ حُكْمِ مُحَمَّدٍ ص وَ يَتَلَقَّانَا بِهِ رُوحُ اَلْقُدُسِ .

عمار ساباطی گوید: بامام صادق علیه السلام عرضکردم: ایمه چه مقامی دارند؟ فرمود: مانند مقام ذی القرنین و یوشع و آصف همدم سلیمان، گوید: (گفتم)بچه حکم میکنید؟ فرمود: بحکم خدا و حکم آل داود و حکم محمد صلی الله علیه و آله و آن را روح القدس بما القا می کند.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 398

عَجَباً لِلنَّاسِ أَنَّهُمْ أَخَذُوا عِلْمَهُمْ كُلَّهُ عَنْ رَسُولِ اَللَّهِ ص فَعَمِلُوا بِهِ وَ اِهْتَدَوْا وَ يَرَوْنَ أَنَّ أَهْلَ بَيْتِهِ لَمْ يَأْخُذُوا عِلْمَهُ وَ نَحْنُ أَهْلُ بَيْتِهِ وَ ذُرِّيَّتُهُ فِي مَنَازِلِنَا نَزَلَ اَلْوَحْيُ وَ مِنْ عِنْدِنَا خَرَجَ اَلْعِلْمُ إِلَيْهِمْ أَ فَيَرَوْنَ أَنَّهُمْ عَلِمُوا وَ اِهْتَدَوْا وَ جَهِلْنَا نَحْنُ وَ ضَلَلْنَا إِنَّ هَذَا لَمُحَالٌ .

صاحب دیلم گوید: شنیدم امام جعفر صادق علیه السلام-هنگامی که جماعتی از اهل کوفه خدمتش بودند-میفرمود: شگفتا از این مردم که علم را از رسول خدا صلی الله علیه و آله گرفتند و بآن عمل کردند و هدایت شدند، و باز عقیده دارند که اهل بیتش علم او را فرانگرفته اند، ما هستیم اهل بیت و ذریه او که وحی خدا در منازل ما فرود آمده و علم از ما بایشان رسیده است، آیا عقیده دارند که آنها دانستند و هدایت یافتند و ما ندانستیم و گمراه شدیم؟ چنین چیزی محالست.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 398

بَيْنَا أَنَا جَالِسٌ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ عَبَّادُ بْنُ كَثِيرٍ عَابِدُ أَهْلِ اَلْبَصْرَةِ وَ اِبْنُ شُرَيْحٍ فَقِيهُ أَهْلِ مَكَّةَ وَ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع مَيْمُونٌ اَلْقَدَّاحُ مَوْلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع فَسَأَلَهُ عَبَّادُ بْنُ كَثِيرٍ فَقَالَ يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ فِي كَمْ ثَوْبٍ كُفِّنَ رَسُولُ اَللَّهِ ص قَالَ فِي ثَلاَثَةِ أَثْوَابٍ ثَوْبَيْنِ صُحَارِيَّيْنِ وَ ثَوْبٍ حِبَرَةٍ وَ كَانَ فِي اَلْبُرْدِ قِلَّةٌ فَكَأَنَّمَا اِزْوَرَّ عَبَّادُ بْنُ كَثِيرٍ مِنْ ذَلِكَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع إِنَّ نَخْلَةَ مَرْيَمَ ع إِنَّمَا كَانَتْ…

مخزومی گوید: خدمت امام صادق علیه السلام نشسته بودیم که عباد بن کثیر خداپرست بصریان و ابن شریح فقیه اهل مکه وارد شدند، و میمون قداح غلام امام باقر علیه السلام هم خدمتش بود. عباد بن کثیر از امام پرسید و عرضکرد: ای ابا عبد الله رسول خدا صلی الله علیه و آله در چند پارچه کفن شد؟ فرمود: در سه پارچه: دو پارچه صحاری(صحار قریه ایست در یمن)و یک پارچه حبره(که نوعی از برد یمنی است)و برد کمیاب بود(از این جهت دو پارچه دیگر را صحاری کردند) عباد بن کثیر از این سخن روی در هم کشید(گویا کمیاب بودن برد را انکار داشت)امام صادق علیه السلام فرمود: درخت خرمای مریم علیها السلام(که پس از زاییدن عیسی مامور بخوردن از آن شد)خرمای عجوه(بهترین نوع خرما)بود و از آسمان فرود آمد، پس هر چه از ریشه آن رویید، عجوه شد و آنچه…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 400

إِنَّ حَدِيثَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لاَ يَحْتَمِلُهُ إِلاَّ صُدُورٌ مُنِيرَةٌ أَوْ قُلُوبٌ سَلِيمَةٌ أَوْ أَخْلاَقٌ حَسَنَةٌ إِنَّ اَللَّهَ أَخَذَ مِنْ شِيعَتِنَا اَلْمِيثَاقَ كَمَا أَخَذَ عَلَى بَنِي آدَمَ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ َمَنْ وَفَى لَنَا وَفَى اَللَّهُ لَهُ بِالْجَنَّةِ وَ مَنْ أَبْغَضَنَا وَ لَمْ يُؤَدِّ إِلَيْنَا حَقَّنَا فَفِي اَلنَّارِ خَالِداً مُخَلَّداً .

امام صادق علیه السلام فرمود: حدیث ما صعب و مستصعب است، تحمل آن را ندارد جز سینه های نورانی، یا دلهای سالم، یا اخلاق نیکو، همانا خدا از شیعیان ما پیمان(بولایت ما)گرفت، چنان که از بنی آدم(بربوبیت خود)پیمان گرفت و فرمود: «آیا من پروردگار شما نیستم؟ »پس هر که نسبت بما(بپیمان خویش)وفا کند، خدا بهشت را باو پاداش دهد، و هر که ما را دشمن دارد و حق ما را بما نرساند، همیشه و جاودان در دوزخ است.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 401

يَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ عِنْدَنَا وَ اَللَّهِ سِرّاً مِنْ سِرِّ اَللَّهِ وَ عِلْماً مِنْ عِلْمِ اَللَّهِ وَ اَللَّهِ مَا يَحْتَمِلُهُ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لاَ نَبِيٌّ مُرْسَلٌ وَ لاَ مُؤْمِنٌ اِمْتَحَنَ اَللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ وَ اَللَّهِ مَا كَلَّفَ اَللَّهُ ذَلِكَ أَحَداً غَيْرَنَا وَ لاَ اِسْتَعْبَدَ بِذَلِكَ أَحَداً غَيْرَنَا وَ إِنَّ عِنْدَنَا سِرّاً مِنْ سِرِّ اَللَّهِ وَ عِلْماً مِنْ عِلْمِ اَللَّهِ أَمَرَنَا اَللَّهُ بِتَبْلِيغِهِ فَبَلَّغْنَا عَنِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا أَمَرَنَا بِتَبْلِيغِهِ فَلَمْ نَجِدْ لَهُ مَوْضِعاً وَ لاَ أَهْلاً وَ لاَ حَمَّالَةً يَحْتَمِلُونَهُ…

ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: ای ابا محمد همانا بخدا که سری از سر خدا و علمی از علم خدا نزد ماست -که بخدا هیچ فرشته مقرب و پیغمبر مرسل و مومنی که دلش را بایمان آزموده آن را تحمل نکند، بخدا سوگند که خدا آن را باحدی جز ما تکلیف نفرموده و عبادت با آن را از هیچ کس جز ما نخواسته (مانند وظایف خاصی که پیغمبر صلی الله علیه و آله برای امیر المومنین و حسنین علیهم السلام با وصیت تعیین کرد). و نیز نزد ما سریست از سر خدا و علمی است از علم خدا که ما را بتبلیغش مامور فرموده و ما آن را از جانب خدای عز و جل تبلیغ کردیم و برایش محلی و اهلی و پذیرنده یی نیافتیم تا آنکه خدا برای پذیرش آن مرد؟ ؟ را از همان طینت و نوری که محمد و آل و ذریه او را آفرید، خلق کرد و آنها را از فضل و رحمت خود ساخت چنان که…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 402

قَالَ سُفْيَانُ اَلثَّوْرِيُّ اِذْهَبْ بِنَا إِلَى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ فَذَهَبْتُ مَعَهُ إِلَيْهِ فَوَجَدْنَاهُ قَدْ رَكِبَ دَابَّتَهُ فَقَالَ لَهُ سُفْيَانُ يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ حَدِّثْنَا بِحَدِيثِ خُطْبَةِ رَسُولِ اَللَّهِ ص فِي مَسْجِدِ اَلْخَيْفِ قَالَ دَعْنِي حَتَّى أَذْهَبَ فِي حَاجَتِي فَإِنِّي قَدْ رَكِبْتُ فَإِذَا جِئْتُ حَدَّثْتُكَ فَقَالَ أَسْأَلُكَ بِقَرَابَتِكَ مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ ص لَمَّا حَدَّثْتَنِي قَالَ فَنَزَلَ فَقَالَ لَهُ سُفْيَانُ مُرْ لِي بِدَوَاةٍ وَ قِرْطَاسٍ حَتَّى أُثْبِتَهُ فَدَعَا بِهِ ثُمَّ قَالَ اُكْتُبْ بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ…

سفیان ثوری بمردی قرشی از اهل مکه گفت: ما را نزد جعفر بن محمد(امام صادق علیه السلام) ببر -آن مرد گوید: او را خدمتش بردم هنگامی که آن حضرت بر مرکب خویش سوار شده بود. سفیان باو عرضکرد: ای ابا عبد الله حدیث سخنرانی پیغمبر صلی الله علیه و آله را در مسجد خیف برای ما باز گو، فرمود: اکنون که سوار شده ام، بگذار دنبال کارم بروم، وقتی آمدم برایت میگویم، عرضکرد: تقاضا میکنم بحق قرابتی که با پیغمبر صلی الله علیه و آله داری، برایم بازگو، حضرت پیاده شد، سفیان عرضکرد: امر بفرمایید برایم دوات و کاغذی بیاورند کیست که برای من دوات و کاغذی بیاورد؟ تا آن را بنویسم، حضرت دوات و کاغذ خواست و سپس فرمود بنویس. / بسم الله الرحمن الرحیم / -«خدا خرم و شادان کند(بلند قدر و نیکو مرتبه سازد)بنده یی را که سخنم بشنود و در…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 403

مَنْ فَارَقَ جَمَاعَةَ اَلْمُسْلِمِينَ قِيدَ شِبْرٍ فَقَدْ خَلَعَ رِبْقَةَ اَلْإِسْلاَمِ مِنْ عُنُقِهِ.

امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که بفاصله یک وجب از جماعت مسلمین دوری گزیند(کوچکترین حدود و احکام اسلام را کنار گذارد)رشته اسلام را از گردن خود جدا کرده است.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 404

مَنْ فَارَقَ جَمَاعَةَ اَلْمُسْلِمِينَ وَ نَكَثَ صَفْقَةَ اَلْإِمَامِ جَاءَ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَجْذَمَ .

و فرمود: هر که از جماعت مسلمین دوری گزیند و بیعت امام را بشکند، دست بریده بسوی خدا رود؛ (زیرا دست آلت بیعت است و جزای شکستن بیعت بریدن آنست).

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 405
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه