إِنَّ اَللَّهَ لاَ يَسْتَحْيِي أَنْ يُعَذِّبَ أُمَّةً دَانَتْ بِإِمَامٍ لَيْسَ مِنَ اَللَّهِ وَ إِنْ كَانَتْ فِي أَعْمَالِهَا بَرَّةً تَقِيَّةً وَ إِنَّ اَللَّهَ لَيَسْتَحْيِي أَنْ يُعَذِّبَ أُمَّةً دَانَتْ بِإِمَامٍ مِنَ اَللَّهِ وَ إِنْ كَانَتْ فِي أَعْمَالِهَا ظَالِمَةً مُسِيئَةً .
امام صادق علیه السلام فرمود: خدا شرم نمیکند که عذاب کند هر امتی را که با امامی که از جانب خدا نیست دینداری کند اگر چه نسبت؟ باعمالش نیکوکار و پرهیزگار باشد، همانا خدا شرم میکند امتی را عذاب کند که با امام از جانب خدا دینداری کند، اگر چه نسبت باعمالش ستمگر و بدکردار باشد.
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ رَسُولِ اَللَّهِ ص مَنْ مَاتَ وَ لَيْسَ لَهُ إِمَامٌ فَمِيتَتُهُ مِيتَةٌ جَاهِلِيَّةٌ قَالَ قُلْتُ مِيتَةُ كُفْرٍ قَالَ مِيتَةُ ضَلاَلٍ قُلْتُ فَمَنْ مَاتَ اَلْيَوْمَ وَ لَيْسَ لَهُ إِمَامٌ فَمِيتَتُهُ مِيتَةٌ جَاهِلِيَّةٌ فَقَالَ نَعَمْ .
ابن ابی یعفور گوید: از امام صادق علیه السلام راجع بقول رسول خدا صلی الله علیه و آله«هر که بمیرد و او را پیشوایی نباشد مرگش مرگ جاهلیت است»پرسیدم و گفتم: مقصود مردن در حالت کفر است؟ فرمود: مردن در حالت گمراهی است. عرضکردم: هر که در این زمان هم بمیرد و او را پیشوایی نباشد، مرگش مرگ جاهلیت است؟ فرمود: آری.
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ ص مَنْ مَاتَ لاَ يَعْرِفُ إِمَامَهُ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً قَالَ نَعَمْ قُلْتُ جَاهِلِيَّةً جَهْلاَءَ أَوْ جَاهِلِيَّةً لاَ يَعْرِفُ إِمَامَهُ قَالَ جَاهِلِيَّةَ كُفْرٍ وَ نِفَاقٍ وَ ضَلاَلٍ .
حارث بن مغیره گوید: بامام صادق علیه السلام عرضکردم: پیغمبر فرموده است: هر که بمیرد و پیشوایش را نشناسد بمرگ جاهلیت مرده است؟ فرمود: آری. عرضکردم: جاهلیت کامل یا جاهلیتی که امامش را نشناسد فرمود: جاهلیت کفر و نفاق و گمراهی.
مَنْ دَانَ اَللَّهَ بِغَيْرِ سَمَاعٍ عَنْ صَادِقٍ أَلْزَمَهُ اَللَّهُ اَلْبَتَّةَ إِلَى اَلْعَنَاءِ وَ مَنِ اِدَّعَى سَمَاعاً مِنْ غَيْرِ اَلْبَابِ اَلَّذِي فَتَحَهُ اَللَّهُ فَهُوَ مُشْرِكٌ وَ ذَلِكَ اَلْبَابُ اَلْمَأْمُونُ عَلَى سِرِّ اَللَّهِ اَلْمَكْنُونِ .
امام صادق علیه السلام فرماید: هر که بدون شنیدن و فراگرفتن از امامی صادق خدا را پرستش کند قطعا خدا ملازم رنج و مشقتش سازد خدا ملازم سرگردانی و رنج و مشقتش نماید و کسی که ادعای شنیدن کند از غیر دری که خدا آن را گشوده، مشرکست و آن دریست ایمن(و نهاده)بر حصار راز پنهان خدا.
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع اَلْمُنْكِرُ لِهَذَا اَلْأَمْرِ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ وَ غَيْرِهِمْ سَوَاءٌ فَقَالَ لِي لاَ تَقُلِ اَلْمُنْكِرُ وَ لَكِنْ قُلِ اَلْجَاحِدُ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ وَ غَيْرِهِمْ قَالَ أَبُو اَلْحَسَنِ فَتَفَكَّرْتُ فِيهِ فَذَكَرْتُ قَوْلَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي إِخْوَةِ يُوسُفَ فَعَرَفَهُمْ وَ هُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ .
عبد الرحمن بن ابی عبد الله گوید: بامام صادق علیه السلام عرضکردم: منکر امر امامت از خاندان بنی هاشم و دیگران برابرند؟ فرمود: مگو منکر، بلکه بگو جاحد از خاندان بنی هاشم و دیگران. ابو الحسن(علی بن اسماعیل میثمی)گوید: من در این باره فکر کردم، و قول خدای عز و جل در باره 222 - 3 برادران یوسف بیادم افتاد / فعرفهم و هم له منکرون / -58 سوره 12»یوسف آنها را شناخت و آنها یوسف را منکر بودند(نشناختند).
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع إِذَا حَدَثَ عَلَى اَلْإِمَامِ حَدَثٌ كَيْفَ يَصْنَعُ اَلنَّاسُ قَالَ أَيْنَ قَوْلُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي اَلدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ َالَ هُمْ فِي عُذْرٍ مَا دَامُوا فِي اَلطَّلَبِ وَ هَؤُلاَءِ اَلَّذِينَ يَنْتَظِرُونَهُمْ فِي عُذْرٍ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْهِمْ أَصْحَابُهُمْ .
یعقوب بن شعیب گوید: بامام صادق علیه السلام عرضکردم: چون برای امام پیش آمدی کند (وفات نماید)مردم چه کنند؟ فرمود: قول خدای عز و جل کجاست که میفرماید. «چرا از هر گروه از مومنین دسته یی سفر نکنند تا در باره دین، دانش آموزند و چون بازگشتند، قوم خویش را بیم دهند، شاید آنها بترسند-122 سوره 9-» سفرکنندگان تا زمانی که دنبال طلب دانشند معذورند و آنها که در انتظارند، تا زمان بازگشت رفقای خود معذورند.
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اَلْعَامَّةِ إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص قَالَ مَنْ مَاتَ وَ لَيْسَ لَهُ إِمَامٌ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً فَقَالَ اَلْحَقُّ وَ اَللَّهِ قُلْتُ فَإِنَّ إِمَاماً هَلَكَ وَ رَجُلٌ بِخُرَاسَانَ لاَ يَعْلَمُ مَنْ وَصِيُّهُ لَمْ يَسَعْهُ ذَلِكَ قَالَ لاَ يَسَعُهُ إِنَّ اَلْإِمَامَ إِذَا هَلَكَ وَقَعَتْ حُجَّةُ وَصِيِّهِ عَلَى مَنْ هُوَ مَعَهُ فِي اَلْبَلَدِ وَ حَقُّ اَلنَّفْرِ عَلَى مَنْ لَيْسَ بِحَضْرَتِهِ إِذَا بَلَغَهُمْ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي اَلدِّينِ وَ…
عبد الاعلی گوید: از امام صادق علیه السلام راجع بقول عامه پرسیدم که گویند: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده: «هر که بمیرد و امامی نداشته باشد، بمرگ جاهلیت مرده است»فرمود: درست است بخدا. عرضکردم: امامی(در مدینه)وفات کرده و مردی در خراسانست و نمیداند وصی او کیست، همین دوری از امام برای او عذر نیست؟ فرمود: برای او عذر نیست. همانا چون امام بمیرد. برهان وصیش بر کسانی است که در بلد او هستند(پس آنها باید وصی امام را با برهان امامت تعیین کنند)و بر کسانی که در بلد امام نیستند، چون خبر وفات او را شنیدند، لازمست کوچ کنند، همانا خدای عز و جل میفرماید: «چرا از هر گروه از مومنان، دسته ای کوچ نکنند تا در باره دین، دانش آموزند و چون باز گشتند قوم خویش را بیم دهند، شاید آنها بترسند». عرضکردم: اگر دسته یی…
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع أَصْلَحَكَ اَللَّهُ بَلَغَنَا شَكْوَاكَ وَ أَشْفَقْنَا فَلَوْ أَعْلَمْتَنَا أَوْ عَلَّمْتَنَا مَنْ قَالَ إِنَّ عَلِيّاً ع كَانَ عَالِماً وَ اَلْعِلْمُ يُتَوَارَثُ فَلاَ يَهْلِكُ عَالِمٌ إِلاَّ بَقِيَ مِنْ بَعْدِهِ مَنْ يَعْلَمُ مِثْلَ عِلْمِهِ أَوْ مَا شَاءَ اَللَّهُ قُلْتُ أَ فَيَسَعُ اَلنَّاسَ إِذَا مَاتَ اَلْعَالِمُ أَلاَّ يَعْرِفُوا اَلَّذِي بَعْدَهُ فَقَالَ أَمَّا أَهْلُ هَذِهِ اَلْبَلْدَةِ فَلاَ يَعْنِي اَلْمَدِينَةَ وَ أَمَّا غَيْرُهَا مِنَ اَلْبُلْدَانِ فَبِقَدْرِ مَسِيرِهِمْ إِنَّ اَللَّهَ يَقُولُ وَ ما كانَ اَلْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ…
محمد بن مسلم گوید: بامام صادق علیه السلام عرضکردم: اصلحک الله خبر بیماری شما بما رسید و ما را نگران کرد، ای کاش ما را آگاه میساختی(یا فرمود بما می آموختی)وصی شما کیست؟ فرمود: همانا علی(بن ابی طالب)علیه السلام عالم(امام)بود و علم بارث میرسد، و هیچ عالمی نمیرد جز اینکه پس از وی کسی باشد که مانند علم او یا آنچه خدا خواهد(کمتر یا زیادتر)بداند، عرضکردم برای مردم رواست که چون امامی بمیرد، امام بعد از او را نشناسد؟ فرمود: اما برای اهل این شهر -یعنی مدینه-روا نیست(زیرا باید فورا سوال کنند و وصی امام را بشناسند)و نسبت بشهرهای دیگر معذوریت آنها باندازه رسید نشان تا مدینه است، همانا خدا میفرماید: «همه مومنین نتوانند کوچ کنند، پس چرا از هر گروه ایشان دسته ای سفر نکنند تا در امر دین دانش اندوزند و چون…
قَالَ أَبُو بَصِيرٍ دَخَلْتُ إِلَيْهِ وَ مَعِي غُلاَمٌ يَقُودُنِي خُمَاسِيٌّ لَمْ يَبْلُغْ فَقَالَ لِي كَيْفَ أَنْتُمْ إِذَا اِحْتَجَّ عَلَيْكُمْ بِمِثْلِ سِنِّهِ أَوْ قَالَ سَيَلِي عَلَيْكُمْ بِمِثْلِ سِنِّهِ .
ابو بصیر(نابینا)گوید: خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم و کودک پنجساله نابالغی عصاکش من بود: حضرت بمن فرمود: حال شما چگونه باشد زمانی که حجت بر شما همسال، این کودک باشد؟ یا فرمود: همسال این کودک بر شما ولایت داشته باشد (مقصود امام جواد علیه السلام است که در ابتدای امامتش بقول مشهور 8 سال و چند ماه داشت.
حَجَجْنَا مَعَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فِي اَلسَّنَةِ اَلَّتِي وُلِدَ فِيهَا اِبْنُهُ مُوسَى ع فَلَمَّا نَزَلْنَا اَلْأَبْوَاءَ وَضَعَ لَنَا اَلْغَدَاءَ وَ كَانَ إِذَا وَضَعَ اَلطَّعَامَ لِأَصْحَابِهِ أَكْثَرَ وَ أَطَابَ قَالَ فَبَيْنَا نَحْنُ نَأْكُلُ إِذْ أَتَاهُ رَسُولُ حَمِيدَةَ فَقَالَ لَهُ إِنَّ حَمِيدَةَ تَقُولُ قَدْ أَنْكَرْتُ نَفْسِي وَ قَدْ وَجَدْتُ مَا كُنْتُ أَجِدُ إِذَا حَضَرَتْ وِلاَدَتِي وَ قَدْ أَمَرْتَنِي أَنْ لاَ أَسْتَبِقَكَ بِابْنِكَ هَذَا فَقَامَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع فَانْطَلَقَ مَعَ اَلرَّسُولِ فَلَمَّا اِنْصَرَفَ قَالَ لَهُ أَصْحَابُهُ سَرَّكَ اَللَّهُ وَ جَعَلَنَا…
ابو بصیر گوید: همراه امام صادق علیه السلام حج گزاردیم در سالی که پسرش موسی متولد شد. چون در ابوا (منزلی در میان مکه و مدینه)فرود آمدیم، برای ما صبحانه آوردند، و چون آن حضرت باصحابش غذا میداد، زیاد و خوب تهیه میکرد -ما مشغول خوردن بودیم که فرستاده حمیده(همسر امام صادق علیه السلام)آمد و گفت: حمیده میگوید من خود را از دست داده ام و درد زاییدن در خود احساس میکنم و شما بمن دستور داده اید که نسبت باین پسرت پیش از شما اقدامی نکنم. حضرت صادق علیه السلام برخاست و با فرستاده برفت. چون برگشت، اصحابش عرضکردند: خدایت مسرور کند و ما را قربانت نماید، با حمیده چه کردی؟ فرمود: خدا سلامتش داشت و بمن پسری عطا فرمود که در میان مخلوقش از همه بهتر است و حمیده از آن مولود بمن مطلبی گفت که گمان کرد من آن را…
إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِذَا أَحَبَّ أَنْ يَخْلُقَ اَلْإِمَامَ أَمَرَ مَلَكاً فَأَخَذَ شَرْبَةً مِنْ مَاءٍ تَحْتَ اَلْعَرْشِ فَيَسْقِيهَا أَبَاهُ فَمِنْ ذَلِكَ يَخْلُقُ اَلْإِمَامَ فَيَمْكُثُ أَرْبَعِينَ يَوْماً وَ لَيْلَةً فِي بَطْنِ أُمِّهِ لاَ يَسْمَعُ اَلصَّوْتَ ثُمَّ يَسْمَعُ بَعْدَ ذَلِكَ اَلْكَلاَمَ فَإِذَا وُلِدَ بَعَثَ ذَلِكَ اَلْمَلَكَ فَيَكْتُبُ بَيْنَ عَيْنَيْهِ وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ وَ هُوَ اَلسَّمِيعُ اَلْعَلِيمُ َإِذَا مَضَى اَلْإِمَامُ اَلَّذِي كَانَ قَبْلَهُ رُفِعَ لِهَذَا مَنَارٌ مِنْ نُورٍ يَنْظُرُ بِهِ إِلَى…
حسن بن راشد گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود: زمانی که خدای تبارک و تعالی بخواهد امام را خلق کند بفرشته یی دستور دهد که شربتی از آب زیر عرش گرفته بپدر امام بیاشاماند، پس آفرینش امام از آن شربت است، آنگاه چهل شبانه روز در شکم مادر است و صدا نمیشنود و بعد از آن گوشش برای شنیدن سخن باز می شود، و چون متولد شود همان فرشته مبعوث شود و میان دو چشم امام بنویسد«کلمه پروردگارت براستی و عدالت پایان یافت، کلمات او را دگرگون کننده یی نیست و او شنوا و داناست»و چون امام پیش از وی درگذرد، برای او مناره یی از نور افراشته شود که بوسیله آن کردار همه مردم را ببیند، و خدا بر خلقش بدان احتجاج کند.
إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَخْلُقَ اَلْإِمَامَ مِنَ اَلْإِمَامِ بَعَثَ مَلَكاً فَأَخَذَ شَرْبَةً مِنْ مَاءٍ تَحْتَ اَلْعَرْشِ ثُمَّ أَوْقَعَهَا أَوْ دَفَعَهَا إِلَى اَلْإِمَامِ فَشَرِبَهَا فَيَمْكُثُ فِي اَلرَّحِمِ أَرْبَعِينَ يَوْماً لاَ يَسْمَعُ اَلْكَلاَمَ ثُمَّ يَسْمَعُ اَلْكَلاَمَ بَعْدَ ذَلِكَ فَإِذَا وَضَعَتْهُ أُمُّهُ بَعَثَ اَللَّهُ إِلَيْهِ ذَلِكَ اَلْمَلَكَ اَلَّذِي أَخَذَ اَلشَّرْبَةَ فَكَتَبَ عَلَى عَضُدِهِ اَلْأَيْمَنِ وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ َإِذَا قَامَ بِهَذَا اَلْأَمْرِ رَفَعَ اَللَّهُ لَهُ فِي كُلِّ…
یونس بن ظبیان گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام می فرمود: همانا خدای عز و جل چون خواهد امامی را از امامی دیگر خلق کند، فرشته یی را مبعوث کند تا شربتی از آب زیر عرش بگیرد و بامامش دهد تا بنوشد، سپس چهل روز در رحم بماند و سخن نشنود و بعد از آن سخن شنود. و چون مادرش او را بزاید، خدا همان فرشته یی را که نوشابه برگرفت بفرستد تا بر بازوی راست امام نویسد«کلمه پروردگارت براستی و عدالت پایان یافت، برای کلمات او دگرگون کننده یی نیست»و چون بامر امامت قیام کند خدا در هر شهری برایش مناره یی برافرازد که بوسیله آن اعمال بندگان را بنگرد.