أَيُّ إِمَامٍ لاَ يَعْلَمُ مَا يُصِيبُهُ وَ إِلَى مَا يَصِيرُ فَلَيْسَ ذَلِكَ بِحُجَّةٍ لِلَّهِ عَلَى خَلْقِهِ.
امام صادق علیه السلام فرمود: هر امامی که نداند چه بسرش می آید(از خیر و شر و بلا و عافیت)و بسوی چه میرود(از مرگ و شهادت)او حجت خدا بر خلقش نیست.
كُنْتُ عِنْدَ أَبِي فِي اَلْيَوْمِ اَلَّذِي قُبِضَ فِيهِ فَأَوْصَانِي بِأَشْيَاءَ فِي غُسْلِهِ وَ فِي كَفْنِهِ وَ فِي دُخُولِهِ قَبْرَهُ فَقُلْتُ يَا أَبَاهْ وَ اَللَّهِ مَا رَأَيْتُكَ مُنْذُ اِشْتَكَيْتَ أَحْسَنَ مِنْكَ اَلْيَوْمَ مَا رَأَيْتُ عَلَيْكَ أَثَرَ اَلْمَوْتِ فَقَالَ يَا بُنَيَّ أَ مَا سَمِعْتَ عَلِيَّ بْنَ اَلْحُسَيْنِ ع يُنَادِي مِنْ وَرَاءِ اَلْجِدَارِ يَا مُحَمَّدُ تَعَالَ عَجِّلْ .
امام صادق علیه السلام فرمود: روزی که پدرم وفات کرد، من در حضورش بودم، در باره غسل و کفن و داخل کردن قبرش بمن سفارشهایی میکرد. من گفتم: ای پدر: از آغاز بیماریت ترا مثل امروز نیکو حال ندیده ام، من نشانه مرگ بر شما نمی بینم، فرمود: پسر جان مگر نشنیدی که علی بن الحسین علیه السلام از پشت دیوار فریاد کرد: ای محمد بیا و بشتاب.
أَنْزَلَ اَللَّهُ تَعَالَى اَلنَّصْرَ عَلَى اَلْحُسَيْنِ ع حَتَّى كَانَ مَا بَيْنَ اَلسَّمَاءِ وَ اَلْأَرْضِ ثُمَّ خُيِّرَ اَلنَّصْرَ أَوْ لِقَاءَ اَللَّهِ فَاخْتَارَ لِقَاءَ اَللَّهِ تَعَالَى .
امام باقر علیه السلام فرمود: خدای تعالی نصرت خود را بر امام حسین علیه السلام فرود آورد تا آنجا که میان آسمان و زمین قرار گرفت(و نزدیک شد که او را بر کوفیان پیروزی دهد)سپس او را مخیر ساخت که او یا پیروزی و یا ملاقات خدا را انتخاب کند، آن حضرت ملاقات خدای تعالی را اختیار کرد.
كُنَّا مَعَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع جَمَاعَةً مِنَ اَلشِّيعَةِ فِي اَلْحِجْرِ فَقَالَ عَلَيْنَا عَيْنٌ فَالْتَفَتْنَا يَمْنَةً وَ يَسْرَةً فَلَمْ نَرَ أَحَداً فَقُلْنَا لَيْسَ عَلَيْنَا عَيْنٌ فَقَالَ وَ رَبِّ اَلْكَعْبَةِ وَ رَبِّ اَلْبَنِيَّةِ ثَلاَثَ مَرَّاتٍ لَوْ كُنْتُ بَيْنَ مُوسَى وَ اَلْخَضِرِ لَأَخْبَرْتُهُمَا أَنِّي أَعْلَمُ مِنْهُمَا وَ لَأَنْبَأْتُهُمَا بِمَا لَيْسَ فِي أَيْدِيهِمَا لِأَنَّ مُوسَى وَ اَلْخَضِرَ ع أُعْطِيَا عِلْمَ مَا كَانَ وَ لَمْ يُعْطَيَا عِلْمَ مَا يَكُونُ وَ مَا هُوَ كَائِنٌ حَتَّى تَقُومَ اَلسَّاعَةُ وَ قَدْ وَرِثْنَاهُ مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ ص وِرَاثَةً .
سیف تمار(خرما فروش)گوید: با جماعتی از شیعیان در حجر اسماعیل خدمت امام صادق علیه السلام بودیم، حضرت فرمود: آیا جاسوسی مراقب ماست؟ ما براست و چپ نگاه کردیم و کسیرا ندیدیم، عرض کردیم، بر سر ما جاسوسی نیست، حضرت سه مرتبه فرمود: بپروردگار این کعبه، بپروردگار این ساختمان، اگر من با موسی و خضر می بودم بآنها خبر می دادم که من از آنها داناترم و چیزی را که نزد آنها نبود، بایشان گزارش می دادم، زیرا بموسی و خضر علیهما السلام علم آنچه گذشته و واقع شده، عطا شده بود، ولی علم آنچه تا روز قیامت واقع می شود، عطا نشده بود، لیکن ما از راه وراثت آن علم را از رسول خدا صلی الله علیه و آله بدست آورده ایم.
إِنِّي لَأَعْلَمُ مَا فِي اَلسَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي اَلْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ مَا فِي اَلْجَنَّةِ وَ أَعْلَمُ مَا فِي اَلنَّارِ وَ أَعْلَمُ مَا كَانَ وَ مَا يَكُونُ قَالَ ثُمَّ مَكَثَ هُنَيْئَةً فَرَأَى أَنَّ ذَلِكَ كَبُرَ عَلَى مَنْ سَمِعَهُ مِنْهُ فَقَالَ عَلِمْتُ ذَلِكَ مِنْ كِتَابِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْ ءٍ .
جماعتی از اصحاب که عبد الاعلی و ابو عبیده و عبد الله بن بشر خثعمی از آن جمله بودند، از امام صادق علیه السلام شنیدند که فرمود: من آنچه در آسمانها و زمین است می دانم و آنچه در بهشت و دوزخست می دانم و گذشته و آینده را می دانم، سپس اندکی تامل کرد و دید این سخن بر شنوندگان گران آمد، لذا فرمود: من این مطالب را از کتاب خدای عز و جل می دانم. خدای عز و جل میفرماید«بیان هر چیز در قرآنست» (آیه شریفه در سوره نحل باین صورتست: تبیانا لکل شی »پس فرمایش امام علیه السلام یا بطریق نقل بمعنی و یا قرایت مختص بایمه است.
كَانَ اَلْمُفَضَّلُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَقَالَ لَهُ اَلْمُفَضَّلُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَفْرِضُ اَللَّهُ طَاعَةَ عَبْدٍ عَلَى اَلْعِبَادِ وَ يَحْجُبُ عَنْهُ خَبَرَ اَلسَّمَاءِ قَالَ لاَ اَللَّهُ أَكْرَمُ وَ أَرْحَمُ وَ أَرْأَفُ بِعِبَادِهِ مِنْ أَنْ يَفْرِضَ طَاعَةَ عَبْدٍ عَلَى اَلْعِبَادِ ثُمَّ يَحْجُبَ عَنْهُ خَبَرَ اَلسَّمَاءِ صَبَاحاً وَ مَسَاءً .
مفضل بامام صادق علیه السلام عرضکرد: قربانت گردم، ممکن است خدا اطاعت شخصی را بر بندگانش واجب سازد و خبر آسمان را از او پوشیده دارد؟ فرمود: نه، خدا بزرگوارتر و مهربانتر و مشفق تر از آنست که اطاعت شخصی را بر بندگانش واجب کند و سپس خبر آسمان را در هر صبح و شام از او پوشیده دارد. (پس در هر صبح و شام از اخبار آسمانی بطریق الهام و تحدیث بامام افاضه می شود).
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع بِمِنًى عَنْ خَمْسِمِائَةِ حَرْفٍ مِنَ اَلْكَلاَمِ فَأَقْبَلْتُ أَقُولُ يَقُولُونَ كَذَا وَ كَذَا قَالَ فَيَقُولُ قُلْ كَذَا وَ كَذَا قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ هَذَا اَلْحَلاَلُ وَ هَذَا اَلْحَرَامُ أَعْلَمُ أَنَّكَ صَاحِبُهُ وَ أَنَّكَ أَعْلَمُ اَلنَّاسِ بِهِ وَ هَذَا هُوَ اَلْكَلاَمُ فَقَالَ لِي وَيْكَ يَا هِشَامُ لاَ يَحْتَجُّ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى خَلْقِهِ بِحُجَّةٍ لاَ يَكُونُ عِنْدَهُ كُلُّ مَا يَحْتَاجُونَ إِلَيْهِ .
هشام بن حکم گوید: در منی از امام صادق علیه السلام پانصد مطلب از علم کلام پرسیدم و گفتم آنها (متکلمین عامه)چنین و چنان می گویند، امام میفرمود: تو چنین و چنان بگو. (هشام از حاضر جوابی و تسلط آن حضرت بر مسایل علم کلام تعجب کرد، گوید)من گفتم: من میدانم که مسایل حلال و حرام در دست شماست و شما از همه مردم نسبت بآن داناترید ولی اینها علم کلامست؟ بمن فرمود: وای بر تو ای هشام خدای تبارک و تعالی برای خلقش حجتی مقرر نمیدارد که همه احتیاجات مردم نزد او نباشد(حجت خدا کسی است که از هر چه پرسند جواب گوید).
قُلْتُ أَخْبِرْنِي عَنْ عِلْمِ عَالِمِكُمْ قَالَ وِرَاثَةٌ مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ مِنْ عَلِيٍّ ع قَالَ قُلْتُ إِنَّا نَتَحَدَّثُ أَنَّهُ يُقْذَفُ فِي قُلُوبِكُمْ وَ يُنْكَتُ فِي آذَانِكُمْ قَالَ أَوْ ذَاكَ .
حارث بن مغیره گوید: بامام صادق علیه السلام عرضکردم، از علم عالم خود(یعنی امام از شما خانواده) بمن خبر دهید، فرمود: از رسول خدا صلی الله علیه و آله و از علی علیه السلام بارث رسیده است. عرض کردم: بما گزارش میدهند که علم بدل شما الهام می شود و در گوش شما وارد میگردد، فرمود: گاهی هم چنین است.
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع مِنْ أَيْنَ أَصَابَ أَصْحَابَ عَلِيٍّ مَا أَصَابَهُمْ مَعَ عِلْمِهِمْ بِمَنَايَاهُمْ وَ بَلاَيَاهُمْ قَالَ فَأَجَابَنِي شِبْهَ اَلْمُغْضَبِ مِمَّنْ ذَلِكَ إِلاَّ مِنْهُمْ فَقُلْتُ مَا يَمْنَعُكَ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ ذَلِكَ بَابٌ أُغْلِقَ إِلاَّ أَنَّ اَلْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ صَلَوَاتٌ عَلَيْهِمَا فَتَحَ مِنْهُ شَيْئاً يَسِيراً ثُمَّ قَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ أُولَئِكَ كَانَتْ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ أَوْكِيَةٌ .
ابو بصیر گوید: بامام صادق علیه السلام عرضکردم: چرا باصحاب علی علیه السلام مصیبت ها رسید با وجود آنکه از مرگ و مصیبت خود آگاه بودند؟ حضرت بمانند شخص خشمگین بمن جوابداد: آن مصیبت ها تنها از ناحیه خودشان بآنها رسید، عرضکردم: قربانت گردم مانع شما چیست؟ (که مرگ و مصیبت اصحاب خود را بآنها نمی گویید؟ )فرمود: این دریست بسته شده، تنها حسین بن علی صلوات الله علیهما اندکی از آن را گشود(که در شب عاشورا شهادت و مصیبت اصحابش را بآنها خبر داد)سپس فرمود ای ابا محمد: اصحاب آن حضرت بر دهان خود لجام و بندی داشتند.
إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَدَّبَ نَبِيَّهُ عَلَى مَحَبَّتِهِ فَقَالَ وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ ثُمَّ فَوَّضَ إِلَيْهِ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ما آتاكُمُ اَلرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ يُطِعِ اَلرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اَللّهَ لَ ثُمَّ قَالَ وَ إِنَّ نَبِيَّ اَللَّهِ فَوَّضَ إِلَى عَلِيٍّ وَ اِئْتَمَنَهُ فَسَلَّمْتُمْ وَ جَحَدَ اَلنَّاسُ فَوَ اَللَّهِ لَنُحِبُّكُمْ أَنْ تَقُولُوا إِذَا قُلْنَا وَ أَنْ تَصْمُتُوا إِذَا صَمَتْنَا وَ نَحْنُ فِيمَا بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا جَعَلَ اَللَّهُ لِأَحَدٍ خَيْراً فِي…
ابو اسحاق نحوی گوید: بر امام صادق علیه السلام وارد شدم و شنیدم میفرمود: خدای عز و جل پیغمبرش را بمحبت خود تربیت کرد و سپس فرمود: «تو دارای خلق عظیمی هستی 4 سوره 68»و آنگاه باو واگذار کرد و فرمود«هر چه را پیغمبر برای شما آورد بگیرید؛ و از هر چه منعتان کند باز ایستید-7 سوره 59» و باز فرمود: «هر کس از رسول خدا اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده است-80 سوره 4-»سپس امام فرمود: پیغمبر خدا کار را بعلی واگذار کرد و او را امین شمرد، شما(شیعیان)تسلیم شدید و آن مردم (اهل سنت)انکار کردند، بخدا ما شما را دوست داریم که هر گاه بگوییم بگویید، و هر گاه سکوت کنیم، سکوت کنید، و ما واسطه میان شما و خدای عز و جل هستیم، خدا برای هیچ کس در مخالفت امر ما خیری قرار نداده است.
كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَسَأَلَهُ رَجُلٌ عَنْ آيَةٍ مِنْ كِتَابِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَخْبَرَهُ بِهَا ثُمَّ دَخَلَ عَلَيْهِ دَاخِلٌ فَسَأَلَهُ عَنْ تِلْكَ اَلْآيَةِ فَأَخْبَرَهُ بِخِلاَفِ مَا أَخْبَرَ بِهِ اَلْأَوَّلَ فَدَخَلَنِي مِنْ ذَلِكَ مَا شَاءَ اَللَّهُ حَتَّى كَأَنَّ قَلْبِي يُشْرَحُ بِالسَّكَاكِينِ فَقُلْتُ فِي نَفْسِي تَرَكْتُ أَبَا قَتَادَةَ بِالشَّامِ لاَ يُخْطِئُ فِي اَلْوَاوِ وَ شِبْهِهِ وَ جِئْتُ إِلَى هَذَا يُخْطِئُ هَذَا اَلْخَطَأَ كُلَّهُ فَبَيْنَا أَنَا كَذَلِكَ إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ آخَرُ فَسَأَلَهُ عَنْ تِلْكَ اَلْآيَةِ فَأَخْبَرَهُ بِخِلاَفِ مَا…
موسی بن اشیم گوید: خدمت امام صادق علیه السلام بودم که مردی راجع بآیه یی از قرآن پرسید و حضرت جوابش فرمود، سپس مردی وارد شد و همان آیه را پرسید، حضرت بر خلاف آنچه باولی فرموده بود، باو جواب گفت، از اختلاف گویی آن حضرت آنچه خدا خواهد، در دلم وارد شد، بطوری که گویا دلم را با کاردها میبرند. با خود گفتم من ابو قتاده را که در یک«واو»اشتباه نمیکرد، در شام رها کردم و نزد این مرد آمدم که چنین اشتباه بزرگی میکند، در آن میان که من آن افکار داشتم، مرد دیگری وارد شد و از همان آیه سوال کرد، حضرت بر خلاف آنچه بمن و دو رفیقم گفته بود، باو جواب داد، من دلم آرام گرفت، زیرا دانستم اختلاف گویی حضرت بخاطر تقیه است. سپس آن حضرت بمن توجه کرد و فرمود: پسر اشیم خدای عز و جل امر را بسلیمان بن داود واگذار کرد و…
إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَدَّبَ نَبِيَّهُ فَأَحْسَنَ أَدَبَهُ فَلَمَّا أَكْمَلَ لَهُ اَلْأَدَبَ قَالَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ ثُمَّ فَوَّضَ إِلَيْهِ أَمْرَ اَلدِّينِ وَ اَلْأُمَّةِ لِيَسُوسَ عِبَادَهُ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ ما آتاكُمُ اَلرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص كَانَ مُسَدَّداً مُوَفَّقاً مُؤَيَّداً بِرُوحِ اَلْقُدُسِ لاَ يَزِلُّ وَ لاَ يُخْطِئُ فِي شَيْ ءٍ مِمَّا يَسُوسُ بِهِ اَلْخَلْقَ فَتَأَدَّبَ بِآدَابِ اَللَّهِ ثُمَّ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ اَلصَّلاَةَ رَكْعَتَيْنِ رَكْعَتَيْنِ عَشْرَ رَكَعَاتٍ فَأَضَافَ…
فضیل بن یسار گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام ببعضی از اصحاب قیس ماصر میفرمود: همانا خدای عز و جل پیغمبرش را تربیت کرد و نیکو تربیت کرد، چون تربیت او را تکمیل نمود، فرمود: «تو بر خلق عظیمی استواری-4 سوره 68-»سپس امر دین و امت را باو واگذار فرمود تا سیاست بندگانش را بعهده گیرد، سپس فرمود: «آنچه را رسول برای شما آورده بگیرید و از آنچه شما را نهی کرده باز- ایستید-7 سوره 59-» -همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله استوار و موفق و موید بروح القدس بود، نسبت بسیاست و تدبیر خلق هیچ گونه لغزش و خطایی نداشت، بآداب خدا تربیت شد. خدای عز و جل نمازهای پنجگانه را دو رکعت دو رکعت واجب ساخت تا ده رکعت شد. سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله بدو رکعت(ظهر و عصر و عشا) دو رکعت و بمغرب یک رکعت افزود، و این اضافات با…