إِنَّ اَلْكَبَائِرَ سَبْعٌ فِينَا نَزَلَتْ وَ مِنَّا اُسْتُحِلَّتْ فَأَوَّلُهَا اَلشِّرْكُ بِاللَّهِ اَلْعَظِيمِ وَ قَتْلُ اَلنَّفْسِ اَلَّتِي حَرَّمَ اَللّهُ وَ أَكْلُ مَالِ اَلْيَتِيمِ وَ عُقُوقُ اَلْوَالِدَيْنِ وَ قَذْفُ اَلْمُحْصَنَاتِ وَ اَلْفِرَارُ مِنَ اَلزَّحْفِ وَ إِنْكَارُ حَقِّنَا وَ أَمَّا اَلشِّرْكُ بِاللَّهِ فَقَدْ أَنْزَلَ اَللَّهُ فِينَا مَا أَنْزَلَ وَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ ص فِينَا مَا قَالَ فَكَذَّبُوا اَللَّهَ وَ كَذَّبُوا رَسُولَهُ فَأَشْرَكُوا بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَمَّا قَتْلُ اَلنَّفْسِ اَلَّتِي حَرَّمَ اَللّهُ فَقَدْ قَتَلُوا اَلْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ ع وَ…
امام صادق(ع)فرمود: گناهان بزرگ هفت گناه است که در باره ما از جانب خداوند رسید و همه آن گناهان را نسبت بما روا داشتند. اولش برای خدای بزرگ شریک قرار دادن است و دیگر کشتن کسی که خداوند حرامش فرموده و خوردن مال یتیم و پدر و مادر را رنجاندن و به زنان پاک دامن نسبت ناروا دادن و از جبهه جنگ گریختن و حق خاندان را انکار نمودن. اما شرک بخدا، خداوند در باره ما آنچه لازم بود آیاتی نازل فرمود و رسول خدا در باره ما تذکرات لازم را داد ولی این مردم خدا را تکذیب کردند و فرمایشات پیغمبر را دروغ پنداشتند و مشرک شدند، و اما آدم کشی که خداوندش حرام فرموده بود اینان حسین بن علی را با یارانش کشتند و اما خوردن مال یتیم سهم خمسی را که خداوند برای ما قرار داده بود از ما گرفتند و بدست دیگران سپردند و اما رنجاندن پدر…
لِفَاطِمَةَ ع تِسْعَةُ أَسْمَاءَ عِنْدَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَاطِمَةُ وَ اَلصِّدِّيقَةُ وَ اَلْمُبَارَكَةُ وَ اَلطَّاهِرَةُ وَ اَلزَّكِيَّةُ وَ اَلرَّاضِيَةُ وَ اَلْمَرْضِيَّةُ وَ اَلْمُحَدَّثَةُ وَ اَلزَّهْرَاءُ ثُمَّ قَالَ ع أَ تَدْرِي أَيُّ شَيْ ءٍ تَفْسِيرُ فَاطِمَةَ قُلْتُ أَخْبِرْنِي يَا سَيِّدِي قَالَ فُطِمَتْ مِنَ اَلشَّرَّ قَالَ ثُمَّ قَالَ لَوْ لاَ أَنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع تَزَوَّجَهَا لَمَا كَانَ لَهَا كُفْؤٌ إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ عَلَى وَجْهِ اَلْأَرْضِ آدَمُ فَمَنْ دُونَهُ .
امام صادق علیه السلام فرمود: فاطمه را در نزد خدا نه نام است. فاطمه و صدیقه و مبارکه و طاهره و زکیه و راضیه و مرضیه و محدثه و زهرا سپس فرمود: میدانی تفسیر فاطمه چیست؟ عرض کردم: آقای من بفرمایید فرمود: از بدی باز گرفته شده است راوی گوید: سپس فرمود: اگر امیر المومنین اش بهمسری نگرفته بود در روی زمین تا روز قیامت از آدم و دیگران همسری برای او وجود نداشت.
اَلْأَوْصِيَاءُ إِذَا حَمَلَتْ بِهِمْ أُمَّهَاتُهُمْ أَصَابَهَا فَتْرَةٌ شِبْهُ اَلْغَشْيَةِ فَأَقَامَتْ فِي ذَلِكَ يَوْمَهَا ذَلِكَ إِنْ كَانَ نَهَاراً أَوْ لَيْلَتَهَا إِنْ كَانَ لَيْلاً ثُمَّ تَرَى فِي مَنَامِهَا رَجُلاً يُبَشِّرُهَا بِغُلاَمٍ عَلِيمٍ حَلِيمٍ فَتَفْرَحُ لِذَلِكَ ثُمَّ تَنْتَبِهُ مِنْ نَوْمِهَا فَتَسْمَعُ مِنْ جَانِبِهَا اَلْأَيْمَنِ فِي جَانِبِ اَلْبَيْتِ صَوْتاً يَقُولُ حَمَلْتِ بِخَيْرٍ وَ تَصِيرِينَ إِلَى خَيْرٍ وَ جِئْتِ بِخَيْرٍ أَبْشِرِي بِغُلاَمٍ حَلِيمٍ عَلِيمٍ وَ تَجِدُ خِفَّةً فِي بَدَنِهَا ثُمَّ لَمْ تَجِدْ بَعْدَ ذَلِكَ اِمْتِنَاعاً مِنْ جَنْبَيْهَا وَ بَطْنِهَا…
اسحاق بن جعفر گوید: شنیدم پدرم(امام صادق علیه السلام)میفرمود: هنگامی که مادران ایمه بآنها باردار شوند، سستی مانند بیهوشی ایشان را فرا گیرد که اگر در روز باشد یک روز و اگر در شب باشد یک شب در آن حال بسر برد، سپس در خواب بیند که مردی او را بپسری دانا و بردبار مژده میدهد، او از آن مژده مسرور گردد و از خواب بیدار شود، و از طرف راستش از جانب خانه صدایی شنود که گوید: بخیر آبستن شدی و بسوی خیر بگرایی، و با خیر آمدی خیر آوردی مژده باد ترا بپسری بردبار و دانا، و در تن خود احساس سبکی کند و پس از آن از پهلوها و شکمش ناراحتی نبیند. و چون ماه نهم شود در خانه، آواز بلندی صدای حرکتی بگوشش رسد و چون شب زاییدنش فرا رسد، در خانه نوری ظاهر شود که جز او و پدرش آن را نبینند(چنان که پیغمبر صلی الله علیه و آله…
بَيْنَا أَنَا جَالِسٌ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ عَبَّادُ بْنُ كَثِيرٍ عَابِدُ أَهْلِ اَلْبَصْرَةِ وَ اِبْنُ شُرَيْحٍ فَقِيهُ أَهْلِ مَكَّةَ وَ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع مَيْمُونٌ اَلْقَدَّاحُ مَوْلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع فَسَأَلَهُ عَبَّادُ بْنُ كَثِيرٍ فَقَالَ يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ فِي كَمْ ثَوْبٍ كُفِّنَ رَسُولُ اَللَّهِ ص قَالَ فِي ثَلاَثَةِ أَثْوَابٍ ثَوْبَيْنِ صُحَارِيَّيْنِ وَ ثَوْبٍ حِبَرَةٍ وَ كَانَ فِي اَلْبُرْدِ قِلَّةٌ فَكَأَنَّمَا اِزْوَرَّ عَبَّادُ بْنُ كَثِيرٍ مِنْ ذَلِكَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع إِنَّ نَخْلَةَ مَرْيَمَ ع إِنَّمَا كَانَتْ…
مخزومی گوید: خدمت امام صادق علیه السلام نشسته بودیم که عباد بن کثیر خداپرست بصریان و ابن شریح فقیه اهل مکه وارد شدند، و میمون قداح غلام امام باقر علیه السلام هم خدمتش بود. عباد بن کثیر از امام پرسید و عرضکرد: ای ابا عبد الله رسول خدا صلی الله علیه و آله در چند پارچه کفن شد؟ فرمود: در سه پارچه: دو پارچه صحاری(صحار قریه ایست در یمن)و یک پارچه حبره(که نوعی از برد یمنی است)و برد کمیاب بود(از این جهت دو پارچه دیگر را صحاری کردند) عباد بن کثیر از این سخن روی در هم کشید(گویا کمیاب بودن برد را انکار داشت)امام صادق علیه السلام فرمود: درخت خرمای مریم علیها السلام(که پس از زاییدن عیسی مامور بخوردن از آن شد)خرمای عجوه(بهترین نوع خرما)بود و از آسمان فرود آمد، پس هر چه از ریشه آن رویید، عجوه شد و آنچه…
قَالَ سُفْيَانُ اَلثَّوْرِيُّ اِذْهَبْ بِنَا إِلَى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ فَذَهَبْتُ مَعَهُ إِلَيْهِ فَوَجَدْنَاهُ قَدْ رَكِبَ دَابَّتَهُ فَقَالَ لَهُ سُفْيَانُ يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ حَدِّثْنَا بِحَدِيثِ خُطْبَةِ رَسُولِ اَللَّهِ ص فِي مَسْجِدِ اَلْخَيْفِ قَالَ دَعْنِي حَتَّى أَذْهَبَ فِي حَاجَتِي فَإِنِّي قَدْ رَكِبْتُ فَإِذَا جِئْتُ حَدَّثْتُكَ فَقَالَ أَسْأَلُكَ بِقَرَابَتِكَ مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ ص لَمَّا حَدَّثْتَنِي قَالَ فَنَزَلَ فَقَالَ لَهُ سُفْيَانُ مُرْ لِي بِدَوَاةٍ وَ قِرْطَاسٍ حَتَّى أُثْبِتَهُ فَدَعَا بِهِ ثُمَّ قَالَ اُكْتُبْ بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ…
سفیان ثوری بمردی قرشی از اهل مکه گفت: ما را نزد جعفر بن محمد(امام صادق علیه السلام) ببر -آن مرد گوید: او را خدمتش بردم هنگامی که آن حضرت بر مرکب خویش سوار شده بود. سفیان باو عرضکرد: ای ابا عبد الله حدیث سخنرانی پیغمبر صلی الله علیه و آله را در مسجد خیف برای ما باز گو، فرمود: اکنون که سوار شده ام، بگذار دنبال کارم بروم، وقتی آمدم برایت میگویم، عرضکرد: تقاضا میکنم بحق قرابتی که با پیغمبر صلی الله علیه و آله داری، برایم بازگو، حضرت پیاده شد، سفیان عرضکرد: امر بفرمایید برایم دوات و کاغذی بیاورند کیست که برای من دوات و کاغذی بیاورد؟ تا آن را بنویسم، حضرت دوات و کاغذ خواست و سپس فرمود بنویس. / بسم الله الرحمن الرحیم / -«خدا خرم و شادان کند(بلند قدر و نیکو مرتبه سازد)بنده یی را که سخنم بشنود و در…
وَ عَنْ إبْنِ أعْینَ إنَّهُ سَأَلَ أبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنْ حَقِّ المُسْلِمِ عَلَی أخِیهِ فَلَمْ یجِبْهُ قَالَ: فَلَمَّا جِئْتُ أُودّعُهُ قُلْتُ: سَأَلْتُک فَلَمْ تُجِبْنِی قَالَ: إنّی أخَافُ أنْ تَکفُرُوا وَ إنَّ مَنْ أشَدّ مَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَی خَلْقِهِ ثَلَاثاً: إنْصَافُ المُؤْمِنِ مِنْ نَفْسِهِ حَتّی لَایرْضی لأخِیهِ المُؤْمِنِ مِنْ نَفْسِهِ إلَّابِمَا یرْضی بِنَفْسِهِ وَ مُوَاسَاةِ الأخِ المُؤْمِنِ فِی المَالِ وَ ذِکرِ اللَّهِ عَلی کلِّ حَالٍ وَ لَیسَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الحَمْدُللَّهِ وَ لکنْ عِنْدَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیهِ فَیدَعُهُ
زرارة بن أعین (که از اصحاب امام باقر و امام صادق علیهما السلام است) می گوید: از امام صادق علیه السلام از حقّ مسلمان بر برادر مسلمانش پرسیدم و امام جواب نداند. زراره می گوید:
وقتی خواستم از ایشان خداحافظی کنم، عرض کردم: از شما سؤال کردم و شما جواب مرا نداید. امام فرمود: بیم آن داشتم که کافر شوید و امّا از مهمترین چیزهایی که خدا بر مخلوقاتش واجب فرموده سه چیز است: نسبت به دیگران منصف باشد به طوری که چیزی در حقّ برادر مؤمنش قائل نشود مگر آنچه را که برای خود می پسندد و در اموال با برادر مؤمنش مواسات داشته باشد و در همه حال به یاد خدا باشد که آن فقط ذکر سبحان اللَّه والحمدللَّه (ذکر زبانی) نیست، بلکه وقتی گناه پیش آمد به یاد خدا باشد.
- وسائل الشیعه، ج 8، ص 415.