كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَوَرَدَ عَلَيْهِ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ اَلشَّامِ فَقَالَ إِنِّي رَجُلٌ صَاحِبُ كَلاَمٍ وَ فِقْهٍ وَ فَرَائِضَ وَ قَدْ جِئْتُ لِمُنَاظَرَةِ أَصْحَابِكَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع كَلاَمُكَ مِنْ كَلاَمِ رَسُولِ اَللَّهِ ص أَوْ مِنْ عِنْدِكَ فَقَالَ مِنْ كَلاَمِ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ مِنْ عِنْدِي فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع فَأَنْتَ إِذاً شَرِيكُ رَسُولِ اَللَّهِ قَالَ لاَ قَالَ فَسَمِعْتَ اَلْوَحْيَ عَنِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يُخْبِرُكَ قَالَ لاَ قَالَ فَتَجِبُ طَاعَتُكَ كَمَا تَجِبُ طَاعَةُ رَسُولِ اَللَّهِ ص قَالَ لاَ فَالْتَفَتَ أَبُو عَبْدِ…
یونس بن یعقوب گوید: خدمت امام صادق(ع)بودم که مردی از اهل شام بر آن حضرت وارد شد و گفت: من علم کلام و فقه و فرایض میدانم و برای مباحثه با اصحاب شما آمده ام. امام صادق(ع)فرمود سخن تو از گفتار پیغمبر است یا از پیش خودت؟ گفت: از گفته پیغمبر و هم از خودم، امام فرمود: پس تو شریک پیغمبری؟ گفت: نه: فرمود: از خدای عز و جل وحی شنیده ای که بتو خبر دهد؟ گفت: نه فرمود: چنان که اطاعت پیغمبر را واجب میدانی اطاعت خود ترا هم واجب میدانی؟ گفت: نه، حضرت بمن متوجه شد و فرمود، ای یونس پسر یعقوب این مرد پیش از آنکه وارد بحث شود خودش را محکوم کرد(زیرا گفته خودش را حجت دانست بدون آنکه دلیلی بر حجیتش داشته باشد)سپس فرمود: ای یونس اگر علم کلام خوب. میدانستی با او سخن میگفتی، یونس گوید: (من گفتم)وای افسوس. سپس گفتم…
إِنَّ اَلْوَصِيَّةَ نَزَلَتْ مِنَ اَلسَّمَاءِ عَلَى مُحَمَّدٍ كِتَاباً لَمْ يُنْزَلْ عَلَى مُحَمَّدٍ ص كِتَابٌ مَخْتُومٌ إِلاَّ اَلْوَصِيَّةُ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ ع يَا مُحَمَّدُ هَذِهِ وَصِيَّتُكَ فِي أُمَّتِكَ عِنْدَ أَهْلِ بَيْتِكَ فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ ص أَيُّ أَهْلِ بَيْتِي يَا جَبْرَئِيلُ قَالَ نَجِيبُ اَللَّهِ مِنْهُمْ وَ ذُرِّيَّتُهُ لِيَرِثَكَ عِلْمَ اَلنُّبُوَّةِ كَمَا وَرَّثَهُ إِبْرَاهِيمُ ع وَ مِيرَاثُهُ لِعَلِيٍّ ع وَ ذُرِّيَّتِكَ مِنْ صُلْبِهِ قَالَ وَ كَانَ عَلَيْهَا خَوَاتِيمُ قَالَ فَفَتَحَ عَلِيٌّ ع اَلْخَاتَمَ اَلْأَوَّلَ وَ مَضَى لِمَا فِيهَا ثُمَّ فَتَحَ اَلْحَسَنُ ع…
معاذ بن کثیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امر وصیت از آسمان در مکتوبی بر محمد نازل شد، و مکتوب سر بمهر جز راجع بوصیت بر محمد صلی الله علیه و آله نازل نگشت. جبرییل علیه السلام عرضکرد: یا محمد؛ این است وصیت تو در باره امتت نزد اهل بیتت، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود ای جبرییل کدام اهل بیتم؟ گفت: برگزیده خدا از میان ایشان و ذریه او(علی و اولادش علیهم السلام) و این وصیت برای اینست که علی علم نبوت را از تو ارث ببرد، چنان که ابراهیم بارث داد و میراث این علم برای علی علیه السلام و ذریه تو از پشت او است. آنگاه امام صادق علیه السلام فرمود: آن مکتوب چند مهر داشت، علی علیه السلام مهر اول را گشود و بآنچه در آن بود عمل کرد، سپس حسن علیه السلام مهر دوم را گشود و بآنچه در آن مامور شده بود عمل…
عَنْهُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : إِنَّ اَلذَّنْبَ يَحْرِمُ اَلْعَبْدَ اَلرِّزْقَ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنّٰا بَلَوْنٰاهُمْ كَمٰا بَلَوْنٰا أَصْحٰابَ اَلْجَنَّةِ : .
امام صادق علیه السّلام فرمود:گناه مانع رسیدن روزی به بنده می شود، و این اشاره به قول خداوند عزّ و جل است که: ما آنان را به سختی آزمودیم چنان که باغداران را آزمودیم .
دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي أَسْأَلُكَ عَنْ مَسْأَلَةٍ هَاهُنَا أَحَدٌ يَسْمَعُ كَلاَمِي قَالَ فَرَفَعَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع سِتْراً بَيْنَهُ وَ بَيْنَ بَيْتٍ آخَرَ فَاطَّلَعَ فِيهِ ثُمَّ قَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ شِيعَتَكَ يَتَحَدَّثُونَ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص عَلَّمَ عَلِيّاً ع بَاباً يُفْتَحُ لَهُ مِنْهُ أَلْفُ بَابٍ قَالَ فَقَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ عَلَّمَ رَسُولُ اَللَّهِ ص عَلِيّاً ع أَلْفَ بَابٍ يُفْتَحُ مِنْ كُلِّ بَابٍ أَلْفُ بَابٍ قَالَ قُلْتُ هَذَا وَ اَللَّهِ اَلْعِلْمُ…
ابو بصیر گوید: خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم و عرض کردم: قربانت گردم، از شما پرسشی دارم»آیا در اینجا کسی(نامحرم)هست که سخن مرا بشنود؟ امام صادق علیه السلام پرده ای را که در میان آنجا و اطاق دیگر بود، بالا زد و آنجا سر کشید -سپس فرمود: ای ابا محمد هر چه خواهی بپرس، عرضکردم: قربانت گردم. شیعیان حدیث میکنند که پیغمبر صلی الله علیه و آله بعلی علیه السلام بابی از علم آموخت که از آن هزار باب علم گشوده گشت، فرمود: ای ابا محمد پیغمبر صلی الله علیه و آله بعلی هزار باب از علم آموخت که از هر باب آن هزار باب گشوده میشد(مانند جزییات و مصادیقی که بر قواعد کلی منطبق می شود)عرضکردم: بخدا که علم کامل و حقیقی اینست. امام علیه السلام ساعتی(برای اظهار تفکر)بزمین اشاره کرد و سپس فرمود: آن علم است ولی علم کامل…
كُنْتُ أَنَا وَ أَبُو بَصِيرٍ وَ يَحْيَى اَلْبَزَّازُ وَ دَاوُدُ بْنُ كَثِيرٍ فِي مَجْلِسِ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع إِذْ خَرَجَ إِلَيْنَا وَ هُوَ مُغْضَبٌ فَلَمَّا أَخَذَ مَجْلِسَهُ قَالَ يَا عَجَباً لِأَقْوَامٍ يَزْعُمُونَ أَنَّا نَعْلَمُ اَلْغَيْبَ مَا يَعْلَمُ اَلْغَيْبَ إِلاَّ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَقَدْ هَمَمْتُ بِضَرْبِ جَارِيَتِي فُلاَنَةَ فَهَرَبَتْ مِنِّي فَمَا عَلِمْتُ فِي أَيِّ بُيُوتِ اَلدَّارِ هِيَ قَالَ سَدِيرٌ فَلَمَّا أَنْ قَامَ مِنْ مَجْلِسِهِ وَ صَارَ فِي مَنْزِلِهِ دَخَلْتُ أَنَا وَ أَبُو بَصِيرٍ وَ مُيَسِّرٌ وَ قُلْنَا لَهُ جُعِلْنَا فِدَاكَ سَمِعْنَاكَ وَ أَنْتَ تَقُولُ…
سدیر گوید: من و ابو بصیر و یحیای بزاز و داود بن کثیر در مجلس نشسته بودیم که امام صادق علیه السلام با حالت خشم وارد شد، چون در مسند خویش قرار گرفت فرمود: شگفتا از مردمی که گمان میکنند ما غیب میدانیم کسی جز خدای عز و جل غیب نمیداند. من میخواستم فلان کنیزم را بزنم، او از من گریخت و من ندانستم که در کدام اطاق منزل پنهان شده است. سدیر گوید: چون حضرت از مجلس برخاست و بمنزلش رفت، من و ابو بصیر و میسر، خدمتش رفتیم و عرض کردیم: قربانت گردیم، آنچه در باره کنیزت فرمودی، شنیدیم و ما میدانیم که شما علم زیادی دارید و علم غیب را بشما نسبت ندهیم ؟ . -فرمود: ای سدیر مگر تو قرآن را نمیخوانی؟ عرضکردم: چرا، فرمود: در آنچه از کتاب خدای-عز و جل-خوانده یی؟ این آیه(40 سوره 27)را دیده ای؟ «مردیکه بکتاب دانشی داشت؛…
قُلْتُ لَهُ إِنْ كَانَ كَوْنٌ وَ لاَ أَرَانِي اَللَّهُ فَبِمَنْ أَئْتَمُّ فَأَوْمَأَ إِلَى اِبْنِهِ مُوسَى قَالَ قُلْتُ فَإِنْ حَدَثَ بِمُوسَى حَدَثٌ فَبِمَنْ أَئْتَمُّ قَالَ بِوَلَدِهِ قُلْتُ فَإِنْ حَدَثَ بِوَلَدِهِ حَدَثٌ وَ تَرَكَ أَخاً كَبِيراً وَ اِبْناً صَغِيراً فَبِمَنْ أَئْتَمُّ قَالَ بِوَلَدِهِ ثُمَّ وَاحِداً فَوَاحِداً .
عیسی بن عبد الله گوید: بامام صادق علیه السلام عرضکردم: اگر حادثه ای رخ دهد(یعنی اگر شما وفات کنید)که خدا بمن نشان ندهد؟ ؟ ، از کی پیروی کنم؟ حضرت بپسرش موسی علیه السلام اشاره کرد، عرضکردم: اگر برای موسی حادثه ای پیش آمد، از کی پیروی کنم؟ فرمود: از پسرش، عرضکردم: اگر برای پسرش حادثه ای رخ دهد و برادر بزرگ و پسر کوچکی داشته باشد، از کی پیروی کنم؟ فرمود: از پسرش، بعد هم یکی پس از دیگری-
فِي قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّما وَلِيُّكُمُ اَللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ اَلَّذِينَ آمَنُوا قَالَ إِنَّمَا يَعْنِي أَوْلَى بِكُمْ أَيْ أَحَقُّ بِكُمْ وَ بِأُمُورِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ وَ أَمْوَالِكُمُ اَللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ اَلَّذِينَ آمَنُوا يَعْنِي عَلِيّاً وَ أَوْلاَدَهُ اَلْأَئِمَّةَ ع إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ ثُمَّ وَصَفَهُمُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ اَلَّذِينَ يُقِيمُونَ اَلصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ اَلزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ وَ كَانَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع فِي صَلاَةِ اَلظُّهْرِ وَ قَدْ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ وَ هُوَ رَاكِعٌ وَ عَلَيْهِ حُلَّةٌ قِيمَتُهَا أَلْفُ دِينَارٍ وَ…
امام صادق علیه السلام راجع بقول خدای عز و جل«همانا ولی شما خداست و رسولش و کسانی که ایمان آورده اند»فرمود: یعنی اولی بشما و سزاوارتر بشما و کارهای شما و جان و مال شما خداست و رسولش و کسانی که ایمان آورده اند، یعنی علی و اولادش که ایمه علیهم السلام هستند تا روز قیامت، سپس خدای عز و جل ایشان را وصف کرد و فرمود: «کسانی که نماز میخوانند و در حال رکوع زکاه میدهند». امیر المومنین مشغول نماز ظهر بود، بعد از آنکه دو رکعت را خوانده و در رکوع بود، در حالی که حله ایکه هزار دینار قیمت داشت، در برش بود و آن حله را نجاشی بپیغمبر(ص)هدیه کرده و او بامیر المومنین پوشانیده بود، مرد سایلی آمد و گفت: سلام بر تو ای ولی خدا و ای کسی که نسبت بمومنین از خودشان سزاوارتری بفقیر صدقه ای ده، علی علیه السلام آن حله را…
لَمَّا نَزَلَتْ وَلاَيَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع وَ كَانَ مِنْ قَوْلِ رَسُولِ اَللَّهِ ص سَلِّمُوا عَلَى عَلِيٍّ بِإِمْرَةِ اَلْمُؤْمِنِينَ فَكَانَ مِمَّا أَكَّدَ اَللَّهُ عَلَيْهِمَا فِي ذَلِكَ اَلْيَوْمِ يَا زَيْدُ قَوْلُ رَسُولِ اَللَّهِ ص لَهُمَا قُومَا فَسَلِّمَا عَلَيْهِ بِإِمْرَةِ اَلْمُؤْمِنِينَ فَقَالاَ أَ مِنَ اَللَّهِ أَوْ مِنْ رَسُولِهِ يَا رَسُولَ اَللَّهِ فَقَالَ لَهُمَا رَسُولُ اَللَّهِ ص مِنَ اَللَّهِ وَ مِنْ رَسُولِهِ فَأَنْزَلَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لا تَنْقُضُوا اَلْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اَللّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلاً إِنَّ اَللّهَ يَعْلَمُ…
زید بن جهم هلالی گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود: چون امر ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام نازل شد و پیغمبر صلی الله علیه و آله فرموده بود، بلقب«امیر المومنین»بعلی سلام کنید، ای زید: از جمله تاکیداتی که خدا در آن روز بر آن دو نفر(ابو بکر و عمر)نمود، این بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله بآنها فرمود: برخیزید و بعنوان«امیر المومنین»بعلی سلام کنید، آن دو نفر گفتند: ای رسول خدا این امر از جانب خدا است یا از جانب رسولش؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله بآنها فرمود: از جانب خدا و رسولش، پس خدای عز و جل این آیه نازل فرمود: «و سوگندها را پس از محکم کردنش که خدا را ضامن آن کرده اید مشکنید، زیرا خدا میداند چه میکنید-91 سوره 16-»مقصود فرمایش رسول خدا صلی الله علیه و آله است بآنها و گفته آنها…
قُلْتُ لَهُ أَسْأَلُ اَللَّهَ اَلَّذِي رَزَقَ أَبَاكَ مِنْكَ هَذِهِ اَلْمَنْزِلَةَ أَنْ يَرْزُقَكَ مِنْ عَقِبِكَ قَبْلَ اَلْمَمَاتِ مِثْلَهَا فَقَالَ قَدْ فَعَلَ اَللَّهُ ذَلِكَ قَالَ قُلْتُ مَنْ هُوَ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَأَشَارَ إِلَى اَلْعَبْدِ اَلصَّالِحِ وَ هُوَ رَاقِدٌ فَقَالَ هَذَا اَلرَّاقِدُ وَ هُوَ غُلاَمٌ .
معاذ بن کثیر گوید: بامام صادق علیه السلام عرضکردم: از خدایی که این مقام را بشما روزی کرده میخواهم که تا پیش از وفات شما مانند آن را بنسل شما هم روزی کند. فرمود: خدا این کار را کرده است عرضکردم: قربانت گردم، او کیست؟ اشاره بعبد الصالح کرد که خوابیده بود و فرمود این خوابیده-و او در آن زمان کودک بود.
قُلْتُ لَهُ إِنْ كَانَ كَوْنٌ وَ لاَ أَرَانِي اَللَّهُ ذَلِكَ فَبِمَنْ أَئْتَمُّ قَالَ فَأَوْمَأَ إِلَى اِبْنِهِ مُوسَى ع قُلْتُ فَإِنْ حَدَثَ بِمُوسَى حَدَثٌ فَبِمَنْ أَئْتَمُّ قَالَ بِوَلَدِهِ قُلْتُ فَإِنْ حَدَثَ بِوَلَدِهِ حَدَثٌ وَ تَرَكَ أَخاً كَبِيراً وَ اِبْناً صَغِيراً فَبِمَنْ أَئْتَمُّ قَالَ بِوَلَدِهِ ثُمَّ قَالَ هَكَذَا أَبَداً قُلْتُ فَإِنْ لَمْ أَعْرِفْهُ وَ لاَ أَعْرِفْ مَوْضِعَهُ قَالَ تَقُولُ ;اَللَّهُمَّ إِنِّي أَتَوَلَّى مَنْ بَقِيَ مِنْ حُجَجِكَ مِنْ وُلْدِ اَلْإِمَامِ اَلْمَاضِي; فَإِنَّ ذَلِكَ يُجْزِيكَ إِنْ شَاءَ اَللَّهُ .
عیسی بن عبد الله گوید: بامام صادق علیه السلام عرضکردم: اگر پیش آمدی کند-که خدا آن را بمن ننماید-(یعنی اگر خدای ناخواسته شما وفات کنید)من بکه اقتدا کنم؟ حضرت اشاره بپسرش موسی کرد. عرضکردم: اگر برای موسی پیش آمدی کند، بکه اقتدا کنم؟ فرمود: بفرزندش، عرض کردم: اگر برای فرزندش پیش آمدی کند و برادر بزرگتر و پسر کوچکتری از خود باقی گذارد، بکه اقتدا کنم؟ فرمود: بفرزندش، سپس فرمود: همچنین همیشه(پسر کوچک امام، بر برادر بزرگتر امام مقدم است)عرضکردم: اگر امام را نشناختم و جای او را ندانستم چه کنم؟ فرمود: میگویی خدایا من پیرو و دوستدار آن حجت زنده تو هستم که از فرزندان امام گذشته است، همین ترا کافیست-ان شا الله-.
كُنَّا عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع جُلُوساً فَقَالَ لَنَا إِنَّ لِصَاحِبِ هَذَا اَلْأَمْرِ غَيْبَةً اَلْمُتَمَسِّكُ فِيهَا بِدِينِهِ كَالْخَارِطِ لِلْقَتَادِ ثُمَّ قَالَ هَكَذَا بِيَدِهِ فَأَيُّكُمْ يُمْسِكُ شَوْكَ اَلْقَتَادِ بِيَدِهِ ثُمَّ أَطْرَقَ مَلِيّاً ثُمَّ قَالَ إِنَّ لِصَاحِبِ هَذَا اَلْأَمْرِ غَيْبَةً فَلْيَتَّقِ اَللَّهَ عَبْدٌ وَ لْيَتَمَسَّكْ بِدِينِهِ .
یمان تمار گوید: خدمت امام صادق علیه السلام نشسته بودیم، به ما فرمود: همانا صاحب الامر را غیبتی است، هر که در آن زمان دینش را نگه دارد مانند کسی است که درخت خار قتاد را با دست بتراشد سپس فرمود: -این چنین و با اشاره دست مجسم فرمود-کدامیک از شما میتواند خار آن درخت را بدستش نگهدارد، سپس لختی سر بزیر انداخت و باز فرمود: همانا صاحب الامر را غیبتی است، هر بنده یی باید از خدا پروا کند، و بدین خود بچسبد.
إِيَّاكُمْ وَ اَلتَّنْوِيهَ أَمَا وَ اَللَّهِ لَيَغِيبَنَّ إِمَامُكُمْ سِنِيناً مِنْ دَهْرِكُمْ وَ لَتُمَحَّصُنَّ حَتَّى يُقَالَ مَاتَ قُتِلَ هَلَكَ بِأَيِّ وَادٍ سَلَكَ وَ لَتَدْمَعَنَّ عَلَيْهِ عُيُونُ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ لَتُكْفَؤُنَّ كَمَا تُكْفَأُ اَلسُّفُنُ فِي أَمْوَاجِ اَلْبَحْرِ فَلاَ يَنْجُو إِلاَّ مَنْ أَخَذَ اَللَّهُ مِيثَاقَهُ وَ كَتَبَ فِي قَلْبِهِ اَلْإِيمَانَ وَ أَيَّدَهُ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ لَتُرْفَعَنَّ اِثْنَتَا عَشْرَةَ رَايَةً مُشْتَبِهَةً لاَ يُدْرَى أَيٌّ مِنْ أَيٍّ قَالَ فَبَكَيْتُ ثُمَّ قُلْتُ فَكَيْفَ نَصْنَعُ قَالَ فَنَظَرَ إِلَى شَمْسٍ دَاخِلَةٍ فِي اَلصُّفَّةِ فَقَالَ…
مفضل بن عمر گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود: بپرهیزید از شهرت دادن و فاش کردن (خصوصیات امر امام دوازدهم علیه السلام)همانا بخدا که امام شما سالهای سال از روزگار این جهان غایب شود و هر آینه شما در فشار آزمایش قرار گیرید تا آنجا که بگویند: امام مرد، کشته شد، بکدام دره افتاد ولی دیده اهل ایمان بر او اشک بارد، و شما مانند کشتیهای گرفتار امواج دریا متزلزل و سرنگون شوید، و نجات و خلاصی نیست، جز برای کسی که خدا از او پیمان گرفته و ایمان را در دلش ثبت کرده و بوسیله روحی از جانب خود تقویتش نموده، همانا دوازده پرچم مشتبه برافراشته گردد که هیچ یک از دیگری تشخیص داده نشود(حق از باطل شناخته نشود). مفضل گوید: من گریستم و عرضکردم: پس ما چه کنیم؟ حضرت بشعاعی از خورشید که در ایوان تابیده بود اشاره…