قَالَ لِي اُكْتُبْ فَأَمْلَى عَلَيَّ إِنَّ مِنْ قَوْلِنَا إِنَّ اَللَّهَ يَحْتَجُّ عَلَى اَلْعِبَادِ بِمَا آتَاهُمْ وَ عَرَّفَهُمْ ثُمَّ أَرْسَلَ إِلَيْهِمْ رَسُولاً وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِمُ اَلْكِتَابَ فَأَمَرَ فِيهِ وَ نَهَى أَمَرَ فِيهِ بِالصَّلاَةِ وَ اَلصِّيَامِ فَنَامَ رَسُولُ اَللَّهِ ص عَنِ اَلصَّلاَةِ فَقَالَ أَنَا أُنِيمُكَ وَ أَنَا أُوقِظُكَ فَإِذَا قُمْتَ فَصَلِّ لِيَعْلَمُوا إِذَا أَصَابَهُمْ ذَلِكَ كَيْفَ يَصْنَعُونَ لَيْسَ كَمَا يَقُولُونَ إِذَا نَامَ عَنْهَا هَلَكَ وَ كَذَلِكَ اَلصِّيَامُ أَنَا أُمْرِضُكَ وَ أَنَا أُصِحُّكَ فَإِذَا شَفَيْتُكَ فَاقْضِهِ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ…
حمزه بن طیار گوید: امام صادق(ع)بمن فرمود بنویس، سپس برایم املا کرد: از عقیده ماست که خدا نسبت بآنچه ببندگان داده و بایشان معرفی کرده احتجاج کند. بسوی ایشان پیغمبر فرستاده و برایشان کتاب نازل کرده که در آن امر فرموده و نهی نموده، بنماز و روزه امر فرموده(روزی بین الطلوعین در وادی معرس)پیغمبر(ص)را از انجام نماز خواب ربود(و نماز صبحش قضا شد)خدایش فرمود: من ترا بخواب برم و من ترا بیدار کنم هر وقت از خواب برخاستی نماز بخوان تا مردم بدانند اگر از نماز خوابشان ربود باید چه کنند، چنان نیست که ایشان گویند: چون پیغمبر از نماز خوابش ربود، هلاک گشت و هم چنین است موضوع روزه(خدای تعالی فرماید)من مریضت میکنم و من بهبودت میدهم. چون شفایت بخشیدم روزه را قضا کن، سپس امام صادق(ع)فرمود: همچنین در هر چیز(از اوامر…
يَا ثَابِتُ مَا لَكُمْ وَ لِلنَّاسِ كُفُّوا عَنِ اَلنَّاسِ وَ لاَ تَدْعُوا أَحَداً إِلَى أَمْرِكُمْ فَوَ اَللَّهِ لَوْ أَنَّ أَهْلَ اَلسَّمَاوَاتِ وَ أَهْلَ اَلْأَرَضِينَ اِجْتَمَعُوا عَلَى أَنْ يَهْدُوا عَبْداً يُرِيدُ اَللَّهُ ضَلاَلَتَهُ مَا اِسْتَطَاعُوا عَلَى أَنْ يَهْدُوهُ وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ اَلسَّمَاوَاتِ وَ أَهْلَ اَلْأَرَضِينَ اِجْتَمَعُوا عَلَى أَنْ يُضِلُّوا عَبْداً يُرِيدُ اَللَّهُ هِدَايَتَهُ مَا اِسْتَطَاعُوا أَنْ يُضِلُّوهُ كُفُّوا عَنِ اَلنَّاسِ وَ لاَ يَقُولُ أَحَدٌ عَمِّي وَ أَخِي وَ اِبْنُ عَمِّي وَ جَارِي فَإِنَّ اَللَّهَ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَيْراً طَيَّبَ رُوحَهُ…
ثابت بن سعید گوید: امام صادق(ع)فرمود: ای ثابت شما را با مردم چکار؟ از مردم دست بردارید و هیچ کس را بمذهب خود نخوانید، بخدا اگر اهل آسمانها و اهل زمینها گرد آیند تا بنده ای را که خدا گمراهیش را خواسته، هدایت کنند نتوانند و اگر اهل آسمانها و اهل زمینها گرد آیند تا بنده ای را که خدا هدایتش را خواسته، گمراه کنند نتوانند، از مردم دست بردارید و هیچ کس نگوید: این عموی من، برادر من، پسر عموی من، همسایه من است(و من نمیتوانم نزدیکانم را در گمراهی به بینم)زیرا چون خدا نسبت به بنده ای اراده خیر نماید روحش را پاک کند پس هر مطلب حقی را بشناسد و هر زشت و باطلی را انکار کند، پس از آن خدا در دلش مطلبی اندازد که کارش را فراهم آورد. (یعنی ولایت ایمه را بدلش اندازد که سعادت و نجاتش را فراهم آورد).
كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَوَرَدَ عَلَيْهِ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ اَلشَّامِ فَقَالَ إِنِّي رَجُلٌ صَاحِبُ كَلاَمٍ وَ فِقْهٍ وَ فَرَائِضَ وَ قَدْ جِئْتُ لِمُنَاظَرَةِ أَصْحَابِكَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع كَلاَمُكَ مِنْ كَلاَمِ رَسُولِ اَللَّهِ ص أَوْ مِنْ عِنْدِكَ فَقَالَ مِنْ كَلاَمِ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ مِنْ عِنْدِي فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع فَأَنْتَ إِذاً شَرِيكُ رَسُولِ اَللَّهِ قَالَ لاَ قَالَ فَسَمِعْتَ اَلْوَحْيَ عَنِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يُخْبِرُكَ قَالَ لاَ قَالَ فَتَجِبُ طَاعَتُكَ كَمَا تَجِبُ طَاعَةُ رَسُولِ اَللَّهِ ص قَالَ لاَ فَالْتَفَتَ أَبُو عَبْدِ…
یونس بن یعقوب گوید: خدمت امام صادق(ع)بودم که مردی از اهل شام بر آن حضرت وارد شد و گفت: من علم کلام و فقه و فرایض میدانم و برای مباحثه با اصحاب شما آمده ام. امام صادق(ع)فرمود سخن تو از گفتار پیغمبر است یا از پیش خودت؟ گفت: از گفته پیغمبر و هم از خودم، امام فرمود: پس تو شریک پیغمبری؟ گفت: نه: فرمود: از خدای عز و جل وحی شنیده ای که بتو خبر دهد؟ گفت: نه فرمود: چنان که اطاعت پیغمبر را واجب میدانی اطاعت خود ترا هم واجب میدانی؟ گفت: نه، حضرت بمن متوجه شد و فرمود، ای یونس پسر یعقوب این مرد پیش از آنکه وارد بحث شود خودش را محکوم کرد(زیرا گفته خودش را حجت دانست بدون آنکه دلیلی بر حجیتش داشته باشد)سپس فرمود: ای یونس اگر علم کلام خوب. میدانستی با او سخن میگفتی، یونس گوید: (من گفتم)وای افسوس. سپس گفتم…
اِعْلَمُوا أَنَّ صُحْبَةَ اَلْعَالِمِ وَ اِتِّبَاعَهُ دِينٌ يُدَانُ اَللَّهُ بِهِ وَ طَاعَتَهُ مَكْسَبَةٌ لِلْحَسَنَاتِ مَمْحَاةٌ لِلسَّيِّئَاتِ وَ ذَخِيرَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ رِفْعَةٌ فِيهِمْ فِي حَيَاتِهِمْ وَ جَمِيلٌ بَعْدَ مَمَاتِهِمْ .
امیر المومنین علیه السلام فرمود: همنشینی با عالم(امام باشد یا دانشمند ربانی)و پیروی از او دینی ست که خدا بوسیله آن دینداری و پرستش شود و اطاعت عالم موجب بدست آمدن حسنات و محو گناهانست و برای مومنین ذخیره ای است و در زمان حیات مایه سربلندی و پس از مرگ موجب ذکر خیر است.
فِي قَوْلِ اَللَّهِ تَعَالَى اَللّهُ نُورُ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فَاطِمَةُ ع فِيها مِصْباحٌ اَلْحَسَنُ اَلْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ اَلْحُسَيْنُ اَلزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ فَاطِمَةُ كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ بَيْنَ نِسَاءِ أَهْلِ اَلدُّنْيَا يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ إِبْرَاهِيمُ ع زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ لاَ يَهُودِيَّةٍ وَ لاَ نَصْرَانِيَّةٍ يَكادُ زَيْتُها يُضِي ءُ يَكَادُ اَلْعِلْمُ يَنْفَجِرُ بِهَا وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ إِمَامٌ مِنْهَا بَعْدَ إِمَامٍ يَهْدِي اَللّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ يَهْدِي اَللَّهُ…
صالح بن سهل همدانی گوید امام صادق علیه السلام راجع بقول خدای تعالی(آیه 80 سوره نور که بآیه نور معروفست در تاویل آن چنین فرمود)«خدا نور آسمانها و زمین است، حکایت نور او چون فانوسی است»آن فانوس فاطمه علیها السلام است«که در آن فانوس چراغیست»آن چراغ حسن است«چراغ در آبگینه است»آبگینه حسین است«آبگینه مانند اختر درخشانی است»آن اختر درخشان فاطمه است در میان زنان جهان«از درخت پر برکتی برافروزد»آن درخت حضرت ابراهیم(ع)است«درخت زیتونی است نه خاوری و نه باختری»نه یهودی و نه نصرانی«که نزدیکست روغنش برافروزد»نزدیکست علم از آن بجوشد«اگر چه آتشی باو نرسد، نوریست روی نوری»از فاطمه امامی پس از امامی آید«خدا هر که را خواهد بنور خود رهبری کند»هر که را خدا خواهد بامامان رهبری کند«و خدا برای مردم مثلها…
مَا جَاءَ بِهِ عَلِيٌّ ع آخُذُ بِهِ وَ مَا نَهَى عَنْهُ أَنْتَهِي عَنْهُ جَرَى لَهُ مِنَ اَلْفَضْلِ مِثْلُ مَا جَرَى لِمُحَمَّدٍ ص وَ لِمُحَمَّدٍ ص اَلْفَضْلُ عَلَى جَمِيعِ مَنْ خَلَقَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اَلْمُتَعَقِّبُ عَلَيْهِ فِي شَيْ ءٍ مِنْ أَحْكَامِهِ كَالْمُتَعَقِّبِ عَلَى اَللَّهِ وَ عَلَى رَسُولِهِ وَ اَلرَّادُّ عَلَيْهِ فِي صَغِيرَةٍ أَوْ كَبِيرَةٍ عَلَى حَدِّ اَلشِّرْكِ بِاللَّهِ كَانَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع بَابَ اَللَّهِ اَلَّذِي لاَ يُؤْتَى إِلاَّ مِنْهُ وَ سَبِيلَهُ اَلَّذِي مَنْ سَلَكَ بِغَيْرِهِ هَلَكَ وَ كَذَلِكَ يَجْرِي اَلْأَئِمَّةُ اَلْهُدَى وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ…
امام صادق(ع)فرمود: آنچه علی(ع)آورده انجام میدهم و از آنچه نهی فرموده باز میایستم، برای او همان فضیلت آمده که برای محمد(ص)آمده و محمد(ص)را بر تمام مخلوق خدای عز و جل فضیلت است، خرده گیر بر حکمی که علی آورده مانند خرده گیر بر خدا و رسولش باشد و کسی که در موضوعی کوچک یا بزرگ علی را رد کند در مرز شرک بخداست، امیر المومنین(ع)باب منحصر بفرد خداشناسی است و راه بسوی خداست، هر که جز آن پوید هلاک شود و این امتیازات همچنین برای ایمه هدی یکی پس از دیگری جاریست. خدا ایشان را ارکان زمین قرار داده تا اهلش را نجنباند اختلال نظام و سرگردانی عمومی پیش نیاید و حجت رسای خویش ساخت برای مردم روی زمین و زیر خاک(مردگان یا ساکنان آن روی زمین) خود امیر المومنین صلوات الله علیه بسیار میفرمود: من از طرف خدا قسمت کننده…
فِي خُطْبَةٍ لَهُ يَذْكُرُ فِيهَا حَالَ اَلْأَئِمَّةِ ع وَ صِفَاتِهِمْ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْضَحَ بِأَئِمَّةِ اَلْهُدَى مِنْ أَهْلِ بَيْتِ نَبِيِّنَا عَنْ دِينِهِ وَ أَبْلَجَ بِهِمْ عَنْ سَبِيلِ مِنْهَاجِهِ وَ فَتَحَ بِهِمْ عَنْ بَاطِنِ يَنَابِيعِ عِلْمِهِ فَمَنْ عَرَفَ مِنْ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ ص وَاجِبَ حَقِّ إِمَامِهِ وَجَدَ طَعْمَ حَلاَوَةِ إِيمَانِهِ وَ عَلِمَ فَضْلَ طُلاَوَةِ إِسْلاَمِهِ لِأَنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى نَصَبَ اَلْإِمَامَ عَلَماً لِخَلْقِهِ وَ جَعَلَهُ حُجَّةً عَلَى أَهْلِ مَوَادِّهِ وَ عَالَمِهِ وَ أَلْبَسَهُ اَللَّهُ تَاجَ اَلْوَقَارِ وَ غَشَّاهُ مِنْ…
امام صادق در خطبه ای که حال و صفات امامان علیهم السلام را بیان میکند میفرماید: همانا خدای 132 - 2 عز و جل بوسیله ایمه هدی از اهل بیت پیغمبر ما دینش را آشکار ساخت -و علمش را روشن نمود و برای آنان باطن چشمه های علمش را گشود، هر که از امت محمد(ص)حق واجب امامش را شناسد طعم و شیرینی ایمانش را بیابد و فضل خرمی اسلامش را بداند(خدایا در اینجا این عاصی هم بدرگاه رحمتت چشم امید دوزد)زیرا خدای تبارک و تعالی امامرا به پیشوایی خلقش منصوب کرده و بر روزیخواران اهل جهانش حجت قرار داده و تاج وقارش بر سر نهاده و از نور جباریتش بدو افکنده با رشته ای الهی تا آسمان کشیده که فیوضات خدا از او منقطع نشود و آنچه نزد خداست جز از طریق وسایل او بدست نیاید و خدا اعمال بندگان را جز با معرفت او نپذیرد آنچه از امور مشتبه…
إِنَّ اَلْأَئِمَّةَ فِي كِتَابِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِمَامَانِ قَالَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لاَ بِأَمْرِ اَلنَّاسِ يُقَدِّمُونَ أَمْرَ اَللَّهِ قَبْلَ أَمْرِهِمْ وَ حُكْمَ اَللَّهِ قَبْلَ حُكْمِهِمْ قَالَ وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى اَلنّارِ قَدِّمُونَ أَمْرَهُمْ قَبْلَ أَمْرِ اَللَّهِ وَ حُكْمَهُمْ قَبْلَ حُكْمِ اَللَّهِ وَ يَأْخُذُونَ بِأَهْوَائِهِمْ خِلاَفَ مَا فِي كِتَابِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ .
امام صادق علیه السلام فرمود: ایمه در کتاب خدای عز و جل دو دسته اند: 1-خدای تبارک و تعالی فرماید(74-سوره 21)«و آنها را امامانی قرار دادیم که بامر ما هدایت کنند»نه بامر مردم، امر خدا را بر امر مردم مقدم دارند و حکم خدا را پیش از حکم مردم دانند. 2-و باز فرموده است(41 سوره 28)«آنها را امامانی قرار دادیم که بسوی دوزخ بخوانند»ایشان امر مردم را بر امر خدا مقدم دارند و حکم مردم را پیش از حکم خدا دانند و بر خلاف آنچه در کتاب خدای عز و جل است، طبق هوس خویش رفتار کنند.
وَ اَللَّهِ إِنِّي لَأَعْلَمُ كِتَابَ اَللَّهِ مِنْ أَوَّلِهِ إِلَى آخِرِهِ كَأَنَّهُ فِي كَفِّي فِيهِ خَبَرُ اَلسَّمَاءِ وَ خَبَرُ اَلْأَرْضِ وَ خَبَرُ مَا كَانَ وَ خَبَرُ مَا هُوَ كَائِنٌ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْ ءٍ .
امام صادق علیه السلام میفرمود: بخدا که من کتاب خدا را از آغاز تا پایانش میدانم، چنان که گویی در کف دست منست»در قرآنست خبر آسمان و خبر زمین و خبر گذشته و خبر آینده، خدای عز و جل فرماید: «بیان هر چیز در آنست».
أَ تَدْرِي مَا كَانَ قَمِيصُ يُوسُفَ ع قَالَ قُلْتُ لاَ قَالَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ ع لَمَّا أُوقِدَتْ لَهُ اَلنَّارُ أَتَاهُ جَبْرَئِيلُ ع بِثَوْبٍ مِنْ ثِيَابِ اَلْجَنَّةِ فَأَلْبَسَهُ إِيَّاهُ فَلَمْ يَضُرَّهُ مَعَهُ حَرٌّ وَ لاَ بَرْدٌ فَلَمَّا حَضَرَ إِبْرَاهِيمَ اَلْمَوْتُ جَعَلَهُ فِي تَمِيمَةٍ وَ عَلَّقَهُ عَلَى إِسْحَاقَ وَ عَلَّقَهُ إِسْحَاقُ عَلَى يَعْقُوبَ فَلَمَّا وُلِدَ يُوسُفُ ع عَلَّقَهُ عَلَيْهِ فَكَانَ فِي عَضُدِهِ حَتَّى كَانَ مِنْ أَمْرِهِ مَا كَانَ فَلَمَّا أَخْرَجَهُ يُوسُفُ بِمِصْرَ مِنَ اَلتَّمِيمَةِ وَجَدَ يَعْقُوبُ رِيحَهُ وَ هُوَ قَوْلُهُ إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ…
مفضل بن عمر گوید: امام صادق علیه السلام بمن فرمود: میدانی پیراهن یوسف علیه السلام چه بود؟ عرضکردم: نه، فرمود: چون برای ابراهیم علیه السلام آتش افروختند، جبرییل علیه السلام جامه ای از جامه های بهشت برایش آورد، او پوشید، و با آن جامه گرما و سرما بابراهیم زیانی نمیرسانید چون مرگ ابراهیم در رسید، آن را در غلافی نهاد و باسحاق آویخت و اسحاق آن را بیعقوب آویخت و چون یوسف علیه السلام متولد شد، آن را بر او آویخت و در بازوی او بود تا امرش بآنجا که بایست رسید(زمام حکومت مصر بدست گرفت)و چون یوسف آن را در مصر از غلاف بیرون آورد، یعقوب بوی خوش آن را دریافت و همین است که گوید(94 سوره یوسف 12)«اگر سفیهم نمیخوانید من بوی یوسف را احساس میکنم»و آن همان پیراهنی بود که خدا از بهشت فرستاده بود. عرضکردم: قربانت…
كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ رَجُلاَنِ مِنَ اَلزَّيْدِيَّةِ فَقَالاَ لَهُ أَ فِيكُمْ إِمَامٌ مُفْتَرَضُ اَلطَّاعَةِ قَالَ فَقَالَ لاَ قَالَ فَقَالاَ لَهُ قَدْ أَخْبَرَنَا عَنْكَ اَلثِّقَاتُ أَنَّكَ تُفْتِي وَ تُقِرُّ وَ تَقُولُ بِهِ وَ نُسَمِّيهِمْ لَكَ فُلاَنٌ وَ فُلاَنٌ وَ هُمْ أَصْحَابُ وَرَعٍ وَ تَشْمِيرٍ وَ هُمْ مِمَّنْ لاَ يَكْذِبُ فَغَضِبَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع فَقَالَ مَا أَمَرْتُهُمْ بِهَذَا فَلَمَّا رَأَيَا اَلْغَضَبَ فِي وَجْهِهِ خَرَجَا فَقَالَ لِي أَ تَعْرِفُ هَذَيْنِ قُلْتُ نَعَمْ هُمَا مِنْ أَهْلِ سُوقِنَا وَ هُمَا مِنَ اَلزَّيْدِيَّةِ وَ هُمَا…
سعید سمان گوید: نزد امام صادق علیه السلام بودم که دو مرد زیدی مذهب بر آن حضرت وارد شدند و گفتند: آیا در میان شما امامی که اطاعتش واجب باشد هست؟ (و مقصودشان اثبات امامت زید بن علی بن الحسین علیهما السلام بود)فرمود: نه(امامی که مقصود شماست در میان ما نیست)آن دو نفر گفتند: مردمان موثق بما خبر دادند که شما بآن فتوی دهی و اعتراف کنی و عقیده داری و آن خبر دهندگان فلان و فلان هستند که نام میبریم و ایشان دارای تقوی و کوشش در عبادتند و دروغ نگویند، امام صادق علیه السلام در غضب شد و فرمود: من بآنها چنین دستوری نداده ام، چون آن دو نفر آثار غضب بر چهره امام دیدند، بیرون رفتند. حضرت بمن فرمود: این دو نفر را میشناسی؟ عرضکردم: آری، اینها اهل بازار ما هستند و از طایفه زیدیه میباشند و عقیده دارند که شمشیر…
عِنْدِي سِلاَحُ رَسُولِ اَللَّهِ ص لاَ أُنَازَعُ فِيهِ ثُمَّ قَالَ إِنَّ اَلسِّلاَحَ مَدْفُوعٌ عَنْهُ لَوْ وُضِعَ عِنْدَ شَرِّ خَلْقِ اَللَّهِ لَكَانَ خَيْرَهُمْ ثُمَّ قَالَ إِنَّ هَذَا اَلْأَمْرَ يَصِيرُ إِلَى مَنْ يُلْوَى لَهُ اَلْحَنَكُ فَإِذَا كَانَتْ مِنَ اَللَّهِ فِيهِ اَلْمَشِيئَةُ خَرَجَ فَيَقُولُ اَلنَّاسُ مَا هَذَا اَلَّذِي كَانَ وَ يَضَعُ اَللَّهُ لَهُ يَداً عَلَى رَأْسِ رَعِيَّتِهِ .
عبد الاعلی بن اعین گوید: شنیدم که امام صادق علیه السلام می فرمود: اسلحه پیغمبر صلی الله علیه و آله نزد من است، کسی نسبت بآن با من نتواند نزاع کند(یعنی میراث مخصوص ماست یا آنکه خدا نگذارد کسی آن را بزور از ما برباید یا بودن آن را نزد ما انکار کند)همانا سلاح از آسیب محفوظ است در دست هر کس باشد از گناه و لغزش بر کنار است ، اگر بدست بدترین مخلوق خدا بیفتد بهترین ایشان شود(ولی خدا بدست او نمی اندازد)سپس فرمود: امر امامت در آخر بکسی رسد که چانه بسوی او کج شود(یعنی همه مطیع او شوند و یا آنکه طولانی شدن غیبتش سبب شود که مردم بشیعیانش دهن کجی کنند و استهزا نمایند)و چون خواست خدا در باره او صورت گیرد، بیرون شود، مردم گویند: این چه واقعه ای است، خدا از برکت آن حضرت بر سر رعیتش دست رحمت نهد(تا عقلشان…