عَنْ جَابِرٍ عَنِ اَلْبَاقِرِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : لَمَّا تُوُفِّيَ اَلطَّاهِرُ بْنُ رَسُولِ اَللَّهِ نَهَى رَسُولُ اَللَّهِ خَدِيجَةَ عَنِ اَلْبُكَاءِ فَقَالَتْ بَلَى يَا رَسُولَ اَللَّهِ وَ لَكِنْ دَرَّتْ عَلَيْهِ اَلدُّرَيْرَةُ فَبَكَيْتُ فَقَالَ أَ مَا تَرْضَيْنَ أَنْ تَجِدِيهِ قَائِما لَكِ عَلَى بَابِ اَلْجَنَّةِ فَإِذَا رَآكِ أَخَذَ بِيَدِكِ فَأَدْخَلَكِ اَلْجَنَّةَ أَطْهَرَهَا مَكَانا وَ أَطْيَبَهَا قَالَتْ فَإِنَّ ذَلِكَ كَذَلِكَ قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اَللَّهُ أَعَزُّ وَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يَسْلُبَ عَبْدا ثَمَرَةَ فُؤَادِهِ فَيَصْبِرُ وَ يَحْتَسِبُ وَ يَحْمَدُ…
امام باقر علیه السّلام فرمود:زمانی که طاهر فرزند رسول خدا فوت کرد ایشان خدیجه علیها السّلام را از گریه کردن منع فرمود، حضرت خدیجه گفت:بلی ای رسول خدا کنایه از اینکه مطیع حرف شما هستم و لکن شیر در سینه ام جاری شد و من گریه کردم. فرمود:آیا نمی خواهی که او را جلوی درب بهشت ایستاده ببینی، و هر گاه تو را دید دستت را بگیرد و به پاکترین و خوشبوترین مکان بهشت ببرد؟گفت:آری این چنین است، پیامبر صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود:خداوند عزیزترین و با کرامت تر از آنست که میوه دل بنده ای را از او بگیرد و او صبر کند، و حسرت بخورد و حمد خدا را بگوید، آنگاه خداوند او را عذاب کند.
قَالَ أَبِي لِجَابِرِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْأَنْصَارِيِّ إِنَّ لِي إِلَيْكَ حَاجَةً فَمَتَى يَخِفُّ عَلَيْكَ أَنْ أَخْلُوَ بِكَ فَأَسْأَلَكَ عَنْهَا فَقَالَ لَهُ جَابِرٌ أَيَّ اَلْأَوْقَاتِ أَحْبَبْتَهُ فَخَلاَ بِهِ فِي بَعْضِ اَلْأَيَّامِ فَقَالَ لَهُ يَا جَابِرُ أَخْبِرْنِي عَنِ اَللَّوْحِ اَلَّذِي رَأَيْتَهُ فِي يَدِ أُمِّي فَاطِمَةَ ع بِنْتِ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ مَا أَخْبَرَتْكَ بِهِ أُمِّي أَنَّهُ فِي ذَلِكَ اَللَّوْحِ مَكْتُوبٌ فَقَالَ جَابِرٌ أَشْهَدُ بِاللَّهِ أَنِّي دَخَلْتُ عَلَى أُمِّكَ فَاطِمَةَ ع فِي حَيَاةِ رَسُولِ اَللَّهِ ص فَهَنَّيْتُهَا بِوِلاَدَةِ اَلْحُسَيْنِ وَ…
امام صادق علیه السلام فرماید: پدرم بجابر بن عبد الله انصاری فرمود: من با تو کاری دارم، چه وقت برایت آسان تر است که ترا تنها ببینم و از تو سوال کنم؟ جابر گفت: هر وقت شما بخواهی، پس روزی با او در خلوت نشست و باو فرمود: در باره لوحی که آن را در دست مادرم فاطمه علیها السلام دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله دیده یی و آنچه مادرم بتو فرمود که در آن لوح نوشته بود، بمن خبر ده. -جابر گفت: خدا را گواه میگیرم که من در زمان حیات رسول خدا صلی الله علیه و آله خدمت مادرت فاطمه علیها السلام رفتم و او را بولادت حسین علیه السلام تبریک گفتم، در دستش لوح سبزی دیدم که گمان کردم از زمرد است و مکتوبی سفید در آن دیدم که چون رنگ خورشید(درخشان)بود. باو عرضکردم: دختر پیغمبر پدر و مادرم قربانت، این لوح چیست؟ فرمود…