قال الإمام باقر عليه السلام

جستجوی «علم»

امام محمد باقر (علیه السلام)

۱۶۱ حدیث · صفحه ۳ از ۱۴

سَأَلَ أَبَا اَلْحَسَنِ ع رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ فَارِسَ فَقَالَ لَهُ أَ تَعْلَمُونَ اَلْغَيْبَ فَقَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع يُبْسَطُ لَنَا اَلْعِلْمُ فَنَعْلَمُ وَ يُقْبَضُ عَنَّا فَلاَ نَعْلَمُ وَ قَالَ سِرُّ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَسَرَّهُ إِلَى جَبْرَئِيلَ ع وَ أَسَرَّهُ جَبْرَئِيلُ إِلَى مُحَمَّدٍ ص وَ أَسَرَّهُ مُحَمَّدٌ إِلَى مَنْ شَاءَ اَللَّهُ .

معمر بن خلاد گوید: مردی از اهل فارس بحضرت ابو الحسن علیه السلام: عرضکرد: شما علم غیب میدانید؟ امام فرمود، حضرت ابو جعفر علیه السلام فرمود: چون علم الهی برای ما گشوده شود بدانیم و چون از ما گرفته شود ندانیم، علم راز خدای عز و جل است که آن را با جبرییل علیه السلام در میان گذارد و جبرییل آن را بمحمد صلی الله علیه و آله براز گوید و محمد بهر که خواهد(از امامان علیهم السلام) براز گوید.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 256

لَوْ كَانَ لِأَلْسِنَتِكُمْ أَوْكِيَةٌ لَحَدَّثْتُ كُلَّ اِمْرِئٍ بِمَا لَهُ وَ عَلَيْهِ .

امام باقر علیه السلام فرمود: اگر زبانهای شما لجام و بندی میداشت سود و زیان هر مردی را برایش گزارش میدادم.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 264

فِي قَوْلِهِ تَعَالَى أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا وَ لَمّا يَعْلَمِ اَللّهُ اَلَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ لَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اَللّهِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لاَ اَلْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً يَعْنِي بِالْمُؤْمِنِينَ اَلْأَئِمَّةَ ع لَمْ يَتَّخِذُوا اَلْوَلاَئِجَ مِنْ دُونِهِمْ.

امام باقر علیه السلام راجع بقول خدای تعالی: «مگر پنداشتید رها میشوید، و خدا کسانی از شما را که جهاد کرده و غیر خدا و رسولش و مومنین پناهی نگرفته اند، معلوم نداشته است-17 سوره 9-» مقصود از مومنین(مجاهد)ایمه علیهم السلام اند که جز خدا و رسولش و مومنین پناهی نگرفته اند.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 415

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى اِئْتُونِي بِكِتابٍ مِنْ قَبْلِ هذا أَوْ أَثارَةٍ مِنْ عِلْمٍ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ َالَ عَنَى بِالْكِتَابِ اَلتَّوْرَاةَ وَ اَلْإِنْجِيلَ وَ أَثَارَةٍ مِنْ عِلْمٍ فَإِنَّمَا عَنَى بِذَلِكَ عِلْمَ أَوْصِيَاءِ اَلْأَنْبِيَاءِ ع .

ابو عبیده گوید: از امام باقر علیه السلام در باره این آیه پرسیدم: «اگر راست گویید کتابی پیش از این قرآن یا باقیمانده علمی برای من بیاورید-4 سوره 72-»فرمود: مقصود از کتاب تورات و انجیل است و مقصود از باقیمانده علم، علم اوصیا پیغمبرانست.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 426

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنِ اَلاِسْتِطَاعَةِ وَ قَوْلِ اَلنَّاسِ فَقَالَ وَ تَلاَ هَذِهِ اَلْآيَةَ وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلاّ مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ يَا أَبَا عُبَيْدَةَ اَلنَّاسُ مُخْتَلِفُونَ فِي إِصَابَةِ اَلْقَوْلِ وَ كُلُّهُمْ هَالِكٌ قَالَ قُلْتُ قَوْلُهُ إِلاّ مَنْ رَحِمَ رَبُّك قَالَ هُمْ شِيعَتُنَا وَ لِرَحْمَتِهِ خَلَقَهُمْ وَ هُوَ قَوْلُهُ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ يَقُولُ لِطَاعَةِ اَلْإِمَامِ اَلرَّحْمَةُ اَلَّتِي يَقُولُ وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ ءٍ يَقُولُ عِلْمُ اَلْإِمَامِ وَ وَسِعَ عِلْمُهُ اَلَّذِي هُوَ مِنْ عِلْمِهِ كُلَّ شَيْ ءٍ هُمْ…

ابو عبیده حذا گوید: از امام باقر علیه السلام راجع باستطاعت و گفتار مردم در آن باره پرسیدم حضرت این آیه را تلاوت نمود: «مردم پیوسته مختلف خواهند بود(از لحاظ عقیده)، جز آنکه را پروردگارت ترحم کند(و براه حق هدایتش فرماید)و ایشان را برای ترحم آفریده-119 سوره 12-» و فرمود: ای ابا عبیده مردم در رسیدن بقول حق مختلفند و همگی در هلاکتند(حق را کنار گذاشته از باطلها پیروی میکنند). من عرضکردم: خدا می فرماید«جز کسیرا که پروردگارت ترحم کند؟ »فرمود -آنها شیعیان ما هستند و خدا آنها را برای رحمتش آفریده، از این رو فرمود: «ایشان را برای ترحم آفرید» یعنی برای اطاعت امام آفرید و امام همان رحمتی است که خدا می فرماید: «رحمت من همه چیز را فرا گرفته 156 سوره 7-»آن رحمت علم امامست و علم امام که ماخوذ از علم خداست…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 429

إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ نَصَبَ عَلِيّاً ع عَلَماً بَيْنَهُ وَ بَيْنَ خَلْقِهِ فَمَنْ عَرَفَهُ كَانَ مُؤْمِناً وَ مَنْ أَنْكَرَهُ كَانَ كَافِراً وَ مَنْ جَهِلَهُ كَانَ ضَالاًّ وَ مَنْ نَصَبَ مَعَهُ شَيْئاً كَانَ مُشْرِكاً وَ مَنْ جَاءَ بِوَلاَيَتِهِ دَخَلَ اَلْجَنَّةَ .

امام باقر علیه السلام فرمود: همانا خدای عز و جل علی علیه السلام را نشانه ای میان خود و مخلوقش گماشت، هر که او را شناسد مومن است، و هر که انکارش کند کافر است و هر که او را نشناسد گمراهست و هر که دیگری را همراه او گمارد مشرکست، و هر که با ولایت او آید ببهشت در آید.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 437

قَالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ ع يَا جَابِرُ إِنَّ اَللَّهَ أَوَّلَ مَا خَلَقَ خَلَقَ مُحَمَّداً ص وَ عِتْرَتَهُ اَلْهُدَاةَ اَلْمُهْتَدِينَ فَكَانُوا أَشْبَاحَ نُورٍ بَيْنَ يَدَيِ اَللَّهِ قُلْتُ وَ مَا اَلْأَشْبَاحُ قَالَ ظِلُّ اَلنُّورِ أَبْدَانٌ نُورَانِيَّةٌ بِلاَ أَرْوَاحٍ وَ كَانَ مُؤَيَّداً بِرُوحٍ وَاحِدَةٍ وَ هِيَ رُوحُ اَلْقُدُسِ فَبِهِ كَانَ يَعْبُدُ اَللَّهَ وَ عِتْرَتُهُ وَ لِذَلِكَ خَلَقَهُمْ حُلَمَاءَ عُلَمَاءَ بَرَرَةً أَصْفِيَاءَ يَعْبُدُونَ اَللَّهَ بِالصَّلاَةِ وَ اَلصَّوْمِ وَ اَلسُّجُودِ وَ اَلتَّسْبِيحِ وَ اَلتَّهْلِيلِ وَ يُصَلُّونَ اَلصَّلَوَاتِ وَ يَحُجُّونَ وَ يَصُومُونَ .

جابر بن یزید گوید: امام باقر علیه السلام بمن فرمود: ای جابر همانا خدا در اول آفرینش محمد صلی الله علیه و آله و خاندان رهنما و هدایت شده او را آفرید، و آنها در برابر خدا اشباح نور بودند عرضکردم: اشباح چیست؟ فرمود: یعنی سایه نور، پیکرهای نورانی بدون روح، و محمد صلی الله علیه و آله تنها بیک روح موید بود و آن روح القدس بود که او و خاندانش بوسیله آن روح خدا را عبادت میکردند و از این جهت خدا ایشان را خویشتن دار، دانشمند، نیکوکار، برگزیده آفرید، با نماز و روزه و سجود و تسبیح و تهلیل خدا را عبادت میکردند و نمازها را میگزاردند و حج میکردند و روزه میگرفتند.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 442

لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اَللَّهِ ص بَاتَ آلُ مُحَمَّدٍ ع بِأَطْوَلِ لَيْلَةٍ حَتَّى ظَنُّوا أَنْ لاَ سَمَاءَ تُظِلُّهُمْ وَ لاَ أَرْضَ تُقِلُّهُمْ لِأَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص وَتَرَ اَلْأَقْرَبِينَ وَ اَلْأَبْعَدِينَ فِي اَللَّهِ فَبَيْنَا هُمْ كَذَلِكَ إِذْ أَتَاهُمْ آتٍ لاَ يَرَوْنَهُ وَ يَسْمَعُونَ كَلاَمَهُ فَقَالَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ اَلْبَيْتِ وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ إِنَّ فِي اَللَّهِ عَزَاءً مِنْ كُلِّ مُصِيبَةٍ وَ نَجَاةً مِنْ كُلِّ هَلَكَةٍ وَ دَرَكاً لِمَا فَاتَ كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ اَلْمَوْتِ وَ إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ اَلْقِيامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ…

امام باقر علیه السلام فرمود: چون رسول خدا صلی الله علیه و آله درگذشت، آل محمد علیهم السلام (از شدت تاثر و اندوه)درازترین شب را میگذرانیدند(چون خواب از چشمشان رفته بود و جهان در نظرشان تیره گشته بود)تا آنجا که از آسمانی که بالای سرشان قرار گرفته و زمینی که آنها را بر دوش کشیده فراموش کردند. زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله خویش و بیگانه را در راه خدا متحد ساخته بود برای رضای خدا حامی و مدافع خویشان و بیگانگان بود و کمانشان را بزه کشیده بود در آن میان که ایشان چنان حالی داشتند، واردی بر ایشان در آمد، که خودش را نمی دیدند و سخنش را می شنیدند و او می گفت: درود و رحمت و برکات خدا بر شما خانواده باد، همانا با وجود خدا در سایه او هر مصیبتی را بردباری و دلخوشی و هر هلاکتی را نجات و از دست رفته یی…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 445

إِنَّ فَاطِمَةَ ع لَمَّا أَنْ كَانَ مِنْ أَمْرِهِمْ مَا كَانَ أَخَذَتْ بِتَلاَبِيبِ عُمَرَ فَجَذَبَتْهُ إِلَيْهَا ثُمَّ قَالَتْ أَمَا وَ اَللَّهِ يَا اِبْنَ اَلْخَطَّابِ لَوْ لاَ أَنِّي أَكْرَهُ أَنْ يُصِيبَ اَلْبَلاَءُ مَنْ لاَ ذَنْبَ لَهُ لَعَلِمْتَ أَنِّي سَأُقْسِمُ عَلَى اَللَّهِ ثُمَّ أَجِدُهُ سَرِيعَ اَلْإِجَابَةِ .

امام باقر و امام صادق علیهما السلام فرمودند: چون آن مردم کردند آنچه کردند، (در خانه اش را آتش زدند و علی علیه السلام را بمسجد بردند)فاطمه علیها السلام گریبان عمر را گرفت و او را پیش کشید، و فرمود: همانا بخدا ای پسر خطاب اگر من از رسیدن بلا به بیگناهان کراهت نداشتم، می فهمیدی که خدا را سوگند می دادم و او را زود اجابت کننده مییافتی(یعنی من نفرین میکردم و بزودی بلا نازل می شد و ترا و بیگناهان را شامل می گشت ولی نمیخواهم بیگناهان بآتش تو بسوزند).

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 460

لَمَّا وُلِدَتْ فَاطِمَةُ ع أَوْحَى اَللَّهُ إِلَى مَلَكٍ فَأَنْطَقَ بِهِ لِسَانَ مُحَمَّدٍ ص فَسَمَّاهَا فَاطِمَةَ ثُمَّ قَالَ إِنِّي فَطَمْتُكِ بِالْعِلْمِ وَ فَطَمْتُكِ مِنَ اَلطَّمْثِ ثُمَّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع وَ اَللَّهِ لَقَدْ فَطَمَهَا اَللَّهُ بِالْعِلْمِ وَ عَنِ اَلطَّمْثِ فِي اَلْمِيثَاقِ .

امام باقر علیه السلام فرمود: چون فاطمه علیها السلام متولد شد، خدا بفرشته ای وحی کرد تا بزبان محمد صلی الله علیه و آله داد که او را فاطمه نام گذارد، سپس فرمود: من ترا(از جهل باز گرفتم و) بعلم پیوستم با علم از شیر باز گرفتم و از خون حیض باز گرفتم، آنگاه امام باقر علیه السلام فرمود: بخدا سوگند که خدا او را با علم از شیر و از خون حیض در عالم میثاق باز گرفت.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 460

دَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع فَقُلْتُ لَهُ أَنْتُمْ وَرَثَةُ رَسُولِ اَللَّهِ ص قَالَ نَعَمْ قُلْتُ رَسُولُ اَللَّهِ ص وَارِثُ اَلْأَنْبِيَاءِ عَلِمَ كُلَّ مَا عَلِمُوا قَالَ لِي نَعَمْ قُلْتُ فَأَنْتُمْ تَقْدِرُونَ عَلَى أَنْ تُحْيُوا اَلْمَوْتَى وَ تُبْرِءُوا اَلْأَكْمَهَ وَ اَلْأَبْرَصَ قَالَ نَعَمْ بِإِذْنِ اَللَّهِ ثُمَّ قَالَ لِيَ اُدْنُ مِنِّي يَا أَبَا مُحَمَّدٍ فَدَنَوْتُ مِنْهُ فَمَسَحَ عَلَى وَجْهِي وَ عَلَى عَيْنَيَّ فَأَبْصَرْتُ اَلشَّمْسَ وَ اَلسَّمَاءَ وَ اَلْأَرْضَ وَ اَلْبُيُوتَ وَ كُلَّ شَيْ ءٍ فِي اَلْبَلَدِ ثُمَّ قَالَ لِي أَ تُحِبُّ أَنْ تَكُونَ هَكَذَا وَ لَكَ مَا…

ابو بصیر گوید: خدمت امام باقر علیه السلام رسیدم و عرضکردم: شما وارث پیغمبرید؟ فرمود: آری، عرضکردم: پیغمبر وارث انبیا بود و هر چه آنها می دانستند میدانست؟ فرمود: آری، عرضکردم شما می توانید مرده را زنده کنید و کور مادر زاد و پیس را معالجه کنید؟ فرمود: آری باذن خدا. سپس فرمود: ابا محمد پیش بیا. من نزدیکش رفتم، آن حضرت دست بچهره و دیده من مالید که من خورشید و آسمان و زمین و خانه ها و هر چه در شهر بود دیدم، آنگاه بمن فرمود: می خواهی که این چنین باشی و در روز قیامت در سود و زیان با مردم شریک باشی، یا آنکه بحال اول برگردی و یکسر ببهشت روی؟ گفتم: می خواهم چنان که بودم برگردم، باز دست بچشم من کشید و بحال اول برگشتم. سپس من این حدیث را بابن ابی عمیر گفتم، او گفت: من گواهی دهم که این موضوع درست است…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 470
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه