نَظَرَ أَبُو جَعْفَرٍ ع إِلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع يَمْشِي فَقَالَ تَرَى هَذَا هَذَا مِنَ اَلَّذِينَ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى اَلَّذِينَ اُسْتُضْعِفُوا فِي اَلْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ اَلْوارِثِينَ .
ابی الصباح گوید: امام باقر علیه السلام بحضرت صادق نگاه کرد که راه میرفت، فرمود: این را میبینی؟ این از کسانی است که خدای عز و جل فرماید: «ما میخواهیم بر آن کسان که در زمین ناتوان شمرده شده اند منت نهیم و پیشوایشان سازیم و وارث زمینشان کنیم-5 سوره 28-».
لَمَّا حَضَرَتْ أَبِي ع اَلْوَفَاةُ قَالَ يَا جَعْفَرُ أُوصِيكَ بِأَصْحَابِي خَيْراً قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ اَللَّهِ لَأَدَعَنَّهُمْ وَ اَلرَّجُلُ مِنْهُمْ يَكُونُ فِي اَلْمِصْرِ فَلاَ يَسْأَلُ أَحَداً .
امام صادق علیه السلام فرمود: چون وفات پدرم نزدیک شد، فرمود: ای جعفر خیر خواهی اصحابم را بتو سفارش میکنم. گفتم: قربانت گردم: بخدا آنها را بمقامی از علم رسانم که هر مردی از آنها در هر شهری که باشد، محتاج بسوال از هیچ کس نباشد.
إِنَّ مِنْ سَعَادَةِ اَلرَّجُلِ أَنْ يَكُونَ لَهُ اَلْوَلَدُ يَعْرِفُ فِيهِ شِبْهَ خَلْقِهِ وَ خُلُقِهِ وَ شَمَائِلِهِ وَ إِنِّي لَأَعْرِفُ مِنِ اِبْنِي هَذَا شِبْهَ خَلْقِي وَ خُلُقِي وَ شَمَائِلِي يَعْنِي أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع .
سدیر صیرفی گوید: شنیدم امام باقر علیه السلام میفرمود: از جمله سعادت مرد اینست که او را فرزندی باشد که شباهتی از خلقت و اخلاق و شمایلش در او درک شود و من شباهت خلقت و اخلاق و شمایلم را از این پسرم یعنی امام صادق درک میکنم.
كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ ع فَأَقْبَلَ جَعْفَرٌ ع فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع هَذَا خَيْرُ اَلْبَرِيَّةِ أَوْ أَخْيَرُ .
طاهر گوید: خدمت امام باقر علیه السلام بودم که جعفر علیه السلام آمد، آن حضرت فرمود: این بهترین مردمست(پیداست که در این جمله خود آن حضرت از کلمه«مردم»مستثنی است).
كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ ع فَأَقْبَلَ جَعْفَرٌ ع فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع هَذَا خَيْرُ اَلْبَرِيَّةِ .
(در این دو روایت هم طاهر عین آنچه را در روایت سابق نقل کرد، نقل میکند و فقط وسایط میان طاهر و کلینی فرق میکنند.
كُنْتُ قَاعِداً عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ ع فَأَقْبَلَ جَعْفَرٌ ع فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع هَذَا خَيْرُ اَلْبَرِيَّةِ .
(در این دو روایت هم طاهر عین آنچه را در روایت سابق نقل کرد، نقل میکند و فقط وسایط میان طاهر و کلینی فرق میکنند.
سُئِلَ عَنِ اَلْقَائِمِ ع فَضَرَبَ بِيَدِهِ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَقَالَ هَذَا وَ اَللَّهِ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ ص قَالَ عَنْبَسَةُ فَلَمَّا قُبِضَ أَبُو جَعْفَرٍ ع دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَأَخْبَرْتُهُ بِذَلِكَ فَقَالَ صَدَقَ جَابِرٌ ثُمَّ قَالَ لَعَلَّكُمْ تَرَوْنَ أَنْ لَيْسَ كُلُّ إِمَامٍ هُوَ اَلْقَائِمَ بَعْدَ اَلْإِمَامِ اَلَّذِي كَانَ قَبْلَهُ .
جابر بن یزید جعفی گوید: از امام باقر علیه السلام راجع بقایم(بامر خدا یعنی امام)سوال شد، حضرت دست خود را بامام صادق علیه السلام زد و فرمود: بخدا که این قایم آل محمد صلی الله علیه و آله است، عنبسه 209 - 3 گوید: چون امام باقر علیه السلام وفات کرد، خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم و این خبر را باو دادم، فرمود: جابر راست گفته است، سپس فرمود: شاید شما عقیده ندارید که هر امامی بعد از امام پیشینش قایم(بامر خدا)است؟ .
إِنَّ أَبِي ع اِسْتَوْدَعَنِي مَا هُنَاكَ فَلَمَّا حَضَرَتْهُ اَلْوَفَاةُ قَالَ اُدْعُ لِي شُهُوداً فَدَعَوْتُ لَهُ أَرْبَعَةً مِنْ قُرَيْشٍ فِيهِمْ نَافِعٌ مَوْلَى عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ عُمَرَ فَقَالَ اُكْتُبْ هَذَا مَا أَوْصَى بِهِ يَعْقُوبُ بَنِيهِ يا بَنِيَّ إِنَّ اَللّهَ اِصْطَفى لَكُمُ اَلدِّينَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلاّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ َ أَوْصَى مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ إِلَى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ أَمَرَهُ أَنْ يُكَفِّنَهُ فِي بُرْدِهِ اَلَّذِي كَانَ يُصَلِّي فِيهِ اَلْجُمُعَةَ وَ أَنْ يُعَمِّمَهُ بِعِمَامَتِهِ وَ أَنْ يُرَبِّعَ قَبْرَهُ وَ يَرْفَعَهُ أَرْبَعَ أَصَابِعَ وَ أَنْ…
عبد الاعلی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پدرم آنچه در آنجا بود(از کتب و؟ ؟ ؟ و نشانه های امامت)بمن سپرد و چون وفاتش نزدیک شد، فرمود: گواهانی نزد من آور، من چهار تن از قریش را که نافع-غلام عبد الله بن عمر-در میان آنها بود حاضر کردم، پس فرمود بنویس: اینست آنچه یعقوب بپسرانش وصیت کرد. «پسرانم خدا برای شما این دین را برگزید، پس نمیرید جز اینکه مسلمان باشید-132 سوره 2-»و محمد بن علی بجعفر بن محمد وصیت کرد و باو امر فرمود که او را در بردی که نماز جمعه را با آن میخواند کفن پوشد، و با عمامه خودش او را عمامه پوشد و قبرش را چهار گوش سازد و بمقدار چهار انگشت بالا آورد و هنگام دفن بندهای کفن او را بگشاید: سپس بگواهان فرمود برگردید خدا شما را رحمت کند-بعد از آنکه رفتند-گفتم: ای پدر در این وصیت چه…
إِنَّمَا نَحْنُ كَنُجُومِ اَلسَّمَاءِ كُلَّمَا غَابَ نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ حَتَّى إِذَا أَشَرْتُمْ بِأَصَابِعِكُمْ وَ مِلْتُمْ بِأَعْنَاقِكُمْ غَيَّبَ اَللَّهُ عَنْكُمْ نَجْمَكُمْ فَاسْتَوَتْ بَنُو عَبْدِ اَلْمُطَّلِبِ فَلَمْ يُعْرَفْ أَيٌّ مِنْ أَيٍّ فَإِذَا طَلَعَ نَجْمُكُمْ فَاحْمَدُوا رَبَّكُمْ .
معروف بن خربوذ گوید امام باقر علیه السلام فرمود: ما ایمه مانند اختران آسمانیم که هر گاه اختری غروب کند، اختر دیگری طالع شود، (هر گاه امامی بمیرد، امامی دیگر جانشینش شود)تا زمانی که با انگشت اشاره کنید و گردن بسویش کج کنید(یعنی تقیه را ترک کنید و امر امامتش را شهرت دهید)خدا اخترش را از شما پنهان کند و فرزندان عبد المطلب مساوی شوند و امام از غیر امام شناخته نشود، پس چون اختر شما طالع شد، (امامتان ظاهر شد)پروردگارتان را سپاس گویید.
سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ تَعَالَى فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ اَلْجَوارِ اَلْكُنَّسِ َالَتْ فَقَالَ إِمَامٌ يَخْنِسُ سَنَةَ سِتِّينَ وَ مِائَتَيْنِ ثُمَّ يَظْهَرُ كَالشِّهَابِ يَتَوَقَّدُ فِي اَللَّيْلَةِ اَلظَّلْمَاءِ فَإِنْ أَدْرَكْتِ زَمَانَهُ قَرَّتْ عَيْنُكِ .
ام هانی گوید: از حضرت ابا جعفر محمد بن علی علیهما السلام راجع بقول خدای تعالی «سوگند بستارگان غروب کننده، همان سیارات نهان شوند«15 و 16 سوره 81-»پرسیدم، فرمود: آن امامی است که در سال 260 غایب شود، سپس مانند شعله ای در شب تاریک فروزان شود، اگر زمان او را درک کنی چشمت روشن شود.
لَقِيتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ ع فَسَأَلْتُهُ عَنْ هَذِهِ اَلْآيَةِ فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ اَلْجَوارِ اَلْكُنَّسِ َالَ اَلْخُنَّسُ إِمَامٌ يَخْنِسُ فِي زَمَانِهِ عِنْدَ اِنْقِطَاعٍ مِنْ عِلْمِهِ عِنْدَ اَلنَّاسِ سَنَةَ سِتِّينَ وَ مِائَتَيْنِ ثُمَّ يَبْدُو كَالشِّهَابِ اَلْوَاقِدِ فِي ظُلْمَةِ اَللَّيْلِ فَإِنْ أَدْرَكْتِ ذَلِكِ قَرَّتْ عَيْنُكِ .
ام هانی گوید: ابا جعفر محمد بن علی علیه السلام را ملاقات کردم و راجع بآیه«15 و 16 سوره 81»از آن حضرت سوال کردم، فرمود: خنس(ستارگان غروب کننده)امامی است که در زمان خود هنگامی که مردم از وجود او خبر ندارند برخی از علمش از مردم گرفته شود پنهان می شود، در سال 260 سپس مانند شعله درخشان در شب تار ظاهر می شود، اگر آن زمان را درک کنی چشمت روشن شود.
قُلْتُ لَهُ إِنَّ شِيعَتَكَ بِالْعِرَاقِ كَثِيرَةٌ وَ اَللَّهِ مَا فِي أَهْلِ بَيْتِكَ مِثْلُكَ فَكَيْفَ لاَ تَخْرُجُ قَالَ فَقَالَ يَا عَبْدَ اَللَّهِ بْنَ عَطَاءٍ قَدْ أَخَذْتَ تَفْرُشُ أُذُنَيْكَ لِلنَّوْكَى إِي وَ اَللَّهِ مَا أَنَا بِصَاحِبِكُمْ قَالَ قُلْتُ لَهُ فَمَنْ صَاحِبُنَا قَالَ اُنْظُرُوا مَنْ عَمِيَ عَلَى اَلنَّاسِ وِلاَدَتُهُ فَذَاكَ صَاحِبُكُمْ إِنَّهُ لَيْسَ مِنَّا أَحَدٌ يُشَارُ إِلَيْهِ بِالْإِصْبَعِ وَ يُمْضَغُ بِالْأَلْسُنِ إِلاَّ مَاتَ غَيْظاً أَوْ رَغِمَ أَنْفُهُ .
عبد الله بن عطا گوید: بامام باقر علیه السلام عرضکردم: شیعیان شما در عراق بسیارند و بخدا مانند شما هم در خاندانت کسی نیست، پس چرا خروج نمیکنی؟ فرمود: ای عبد الله بن عطا تو گوشهایت را برای بیخردان میگستری(هر سخنی را از هر نادانی باور میکنی)بخدا که من صاحب شما نیستم، گوید عرضکردم: پس صاحب ما کیست؟ فرمود: بنگرید هر که ولادتش از مردم نهان گشت او صاحب شماست، همانا کسی از ما خاندان نیست که انگشت نما شود و میان دهان مردم افتد(مشهور و معروف گردد)، جز اینکه مرگش یا از خون دل خوردن و یا از بینیش بخاک مالیده شدن باشد.