قال الإمام حسين عليه السلام

احادیث درباره گمان از امام حسین (ع)

امام حسین (علیه السلام)

لَمَّا قُبِضَتْ فَاطِمَةُ ع دَفَنَهَا أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ سِرّاً وَ عَفَا عَلَى مَوْضِعِ قَبْرِهَا ثُمَّ قَامَ فَحَوَّلَ وَجْهَهُ إِلَى قَبْرِ رَسُولِ اَللَّهِ ص فَقَالَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ عَنِّي وَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ عَنِ اِبْنَتِكَ وَ زَائِرَتِكَ وَ اَلْبَائِتَةِ فِي اَلثَّرَى بِبُقْعَتِكَ وَ اَلْمُخْتَارِ اَللَّهُ لَهَا سُرْعَةَ اَللَّحَاقِ بِكَ قَلَّ يَا رَسُولَ اَللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي وَ عَفَا عَنْ سَيِّدَةِ نِسَاءِ اَلْعَالَمِينَ تَجَلُّدِي إِلاَّ أَنَّ لِي فِي اَلتَّأَسِّي بِسُنَّتِكَ فِي فُرْقَتِكَ مَوْضِعَ تَعَزٍّ فَلَقَدْ وَسَّدْتُكَ فِي…

حسین بن علی علیه السلام فرمود: چون فاطمه علیها السلام وفات کرد، امیر المومنین او را پنهان بخاک سپرد و جای قبرش را ناپدید کرد، سپس برخاست و رو بجانب قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله کرد و گفت: سلام بر تو ای رسول خدا از جانب من و از جانب دخترت و دیدارکننده ات و آنکه در خاک رفته و از من جدا شده و در بقعه تو آمده و خدا زود رسیدن او را نزد تو برایش برگزیده. ای رسول خدا شکیباییم از فراق محبوبه ات کم شده و خود داریم از سرور زنان جهان نابود گشته، جز اینکه برای من در پیروی از سنت تو که در فراقت کشیدم جای دلداری باقی است، زیرا من سر ترا در لحد آرامگاهت نهادم و جان مقدس تو از میان گلو و سینه من خارج شد(یعنی هنگام جان دادن سرت بسینه من چسبیده بود)آری، در کتاب خدا برای من بهترین پذیرش(و صبر بر این…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 458

دَخَلْتُ عَلَى اَلْحُسَيْنِ ع أَنَا وَ اِبْنُ عَمٍّ لِي وَ هُوَ فِي قَصْرِ بَنِي مُقَاتِلٍ فَسَلَّمْنَا عَلَيْهِ فَقَالَ لَهُ اِبْنُ عَمِّي يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ هَذَا اَلَّذِي أَرَى خِضَابٌ أَوْ شَعْرُكَ فَقَالَ خِضَابٌ وَ اَلشَّيْبُ إِلَيْنَا بَنِي هَاشِمٍ يُعَجِّلُ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَيْنَا فَقَالَ جِئْتُمَا لِنُصْرَتِي فَقُلْتُ إِنِّي رَجُلٌ كَبِيرُ اَلسِّنِّ كَثِيرُ اَلدَّيْنِ كَثِيرُ اَلْعِيَالِ وَ فِي يَدِي بَضَائِعُ لِلنَّاسِ وَ لاَ أَدْرِي مَا يَكُونُ وَ أَكْرَهُ أَنْ أُضَيِّعَ أَمَانَتِي وَ قَالَ لَهُ اِبْنُ عَمِّي مِثْلَ ذَلِكَ قَالَ لَنَا فَانْطَلِقَا فَلاَ تَسْمَعَا لِي…

عمرو بن قیس مشرقی گوید: همراه پسر عمویم نزد امام حسین علیه السلام در قصر بنی مقاتل رفتیم و پس از عرض سلام، پسر عمویم به آن حضرت علیه السلام عرض کرد: ای ابا عبد الله این سیاهی که بر موی شما می بینم اثر خضاب است یا خود موی شماست که سیاه مانده است ؟ فرمود: اثر خضاب است و پیری زود به بنی هاشم می رسد، سپس به ما رو نمود و فرمود: برای یاری من آمده اید؟ عرض کردم: من مردی کهن سال و بسیار بدهکار و عیالوار هستم و امانت های مردم در دست من است و نمی دانم که چه پیش خواهد آمد و دوست ندارم که امانت های مردم را تباه و ضایع سازم و پسر عمویم نیز سخنانی مانند سخنان مرا گفت. امام علیه السلام فرمود: از اینجا بروید تا فریاد دادخواهی ما را نشنوید و ما را نبینید؛ زیرا بی گمان هر که فریاد دادخواهی ما را بشنود و ما را…

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 259

إنَّ شیعَتَنا مَن سَلِمَت قُلوبُهُم مِن کلِّ غِشٍّ وَغِلٍّ وَدَغَلٍ

بی گمان شیعیان ما، دل هایشان از هر خیانت، کینه، و فریبکاری پاک است .

بحارالأنوار، ج 68، ص 156
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه