دَخَلْتُ عَلَى فَاطِمَةَ ع وَ بَيْنَ يَدَيْهَا لَوْحٌ فِيهِ أَسْمَاءُ اَلْأَوْصِيَاءِ مِنْ وُلْدِهَا فَعَدَدْتُ اِثْنَيْ عَشَرَ آخِرُهُمُ اَلْقَائِمُ ع ثَلاَثَةٌ مِنْهُمْ مُحَمَّدٌ وَ ثَلاَثَةٌ مِنْهُمْ عَلِيٌّ .
جابر بن عبد الله انصاری گوید: خدمت فاطمه علیها السلام رسیدم، در برابرش لوحی بود که نامهای اوصیا از فرزندان او در آن بود، من شمردم، دوازده نفر بودند، آخر آنها قایم علیه السلام بود، سه محمد در میان آنها بود و سه علی.
إفتَخَرَ عَلِی وَ فاطِمَةُ فقالَ رَسولُ اللّه لِفاطِمَة: لَک حَلاوَةُ الْوَلَدِ وَلَهُ عِزُّ الرِّجالِ وَ هُوَ اَحَبُّ إلَی مِنْک. فَقالَت فاطِمَةُ: وَالَّذِی اصْطَفاک و اجْتَباک وَهَداک وَ هَدی بک الْأُمةَ لازِلْتُ مُقِرَّةً لَهُ ما عِشْتُ
در جمع گرم خانواده هر یک از علی و فاطمه خود را نزد پیامبر محبوب تر می شمردند، پیامبر به فاطمه فرمودند: تو را حلاوت فرزندی و علی را عزّت مردان است و او نزد من محبوب تر است. حضرت فاطمه عرض کردند: به خدایی که تو را برگزید و هدایت کرد و امّت را به سبب تو راه نمود، همواره تا زنده ام به مقام او مقّر خواهم بود.
- مناقب آل ابی طالب(ع)، ابن شهر آشوب، انتشارات علامه، قم، 1379 ق، ج 3، ص 331.
قالَ جابِرُ. .. فَقُلتُ لَها: بِأبی أنتَ وَاُمّی یا بِنتَ رَسولِ اللّه، ما هذَا اللَّوحُ؟ فَقالَت: هذَا اللَّوْحُ اَهْداهُ اللّه عَزَّوَجَلَّ اِلی رَسُولِهِ فیهِ اسْمُ اَبی وَفیهِ اسْمُ بَعْلی وَاسْمُ ابْنَی وَاَسماءُ الْأَوْصیاءِ منْ وُلْدی. فَاَعْطانیهِ اَبی لِیسُرَّنی بِذلِک
جابر بن عبداللّه می گوید: [در دست فاطمه زهرا لوحی زمردین دیدم]، پرسیدم: ای دختر رسول خدا پدر و مادرم فدای تو باد این چه لوحی است؟ حضرت فرمودند: این لوح را که در آن نام پدر و شوهرم و دو پسرم و نامهای فرزندان معصومم نوشته شده است، خدای عزوجل به پیامبرش هدیه نمود و پیامبر نیز برای خوشحالی من آن را به من داد.
- کمال الدین و تمام النعمة، شیخ محمد بن علی بن الحسین صدوق، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1403 ق، ج 1، ص 309.