أَلاَ وَ قَدْ أَمَرَنِيَ اَللَّهُ بِقِتَالِ أَهْلِ اَلنَّكْثِ وَ اَلْبَغْيِ وَ اَلْفَسَادِ فِي اَلْأَرْضِ فَأَمَّا اَلنَّاكِثُونَ فَقَدْ قَاتَلْتُ وَ أَمَّا اَلْقَاسِطُونَ فَقَدْ جَاهَدْتُ وَ أَمَّا اَلْمَارِقَةُ فَقَدْ دَوَّخْتُ وَ أَمَّا شَيْطَانُ اَلرَّدْهَةِ فَإِنِّي كُفِيتُهُ بِصَعْقَةٍ سَمِعْتُ لَهَا وَجِيبَ قَلْبِهِ وَ رَجَّةَ صَدْرِه
آگاه باشید که خداوند مرا به جنگ با پیمان شکنان و ستمگران و فساد کنندگان در زمین فرمان داده است. پس با بیعت شکنان جنگ کردم و با ستمگران جهاد کردم و آنان را که از دین بیرون رفتند، خوار نمودم.و أمّا «شیطان ردهه» با نعره ای از او کفایت شدم که به سبب آن نعره، اضطراب دل و حرکت سینه او را شنیدم.
إِنَّ ههُنَا وَ أَشَارَ بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ لَعِلْما جَمّا لَوْ أَصَبْتُ لَهُ حَمَلَة بَلَى أُصِيبَ لَقِنا غَيْرَ مَأْمُونٍ عَلَيْهِ مُسْتَعْمِلا آلَةَ اَلدِّينِ لِلدُّنْيَا أَوْ مُسْتَظْهِرا بِنِعَمِ اَللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ وَ بِحُجَجِهِ عَلَى أَوْلِيَائِهِ أَوْ مُنْقَادا لِحَمَلَةِ اَلْحَقِّ لاَ بَصِيرَةَ لَهُ فِي أَحْنَائِهِ يَنْقَدِحُ اَلشَّكُّ فِي قَلْبِهِ لِأَوَّلِ عَارِضٍ مِنْ شُبْهَة
بدرستی که در اینجا با دست اشاره به سینۀ خود نمود دانش فراوان است، اگر بردارندگانی برای آن می یافتم.آری، تند فهم را می شناسم، ولی او ایمن نگردیده به این که دین را از برای دنیا به کار برد یا به نعمتهای خدا بر بندگان خود و به برهانهای او بر دوستان خود یاری جوید و یا فرمانبر حقمداران است بدون داشتن بینایی در کجیهای آن، و با اولین شبهه، شک در دل او برافروخته می شود.
أَنَا قَسِيمُ اَلنَّارِ وَ خَازِنُ اَلْجِنَانِ وَ صَاحِبُ اَلْحَوْضِ وَ صَاحِبُ اَلْأَعْرَافِ وَ لَيْسَ مِنَّا أَهْلَ اَلْبَيْتِ إِمَامٌ إِلاَّ وَ هُوَ عَارِفٌ بِأَهْلِ وَلاَيَتِهِ وَ ذَلِكَ لِقَوْلِهِ تَعَالَى إِنَّمٰا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هٰاد
من تقسیم کنندۀ جهنّم و خزانه دار بهشت و صاحب حوض و صاحب اعرافم.از ما اهل بیت پیامبر، پیشوایی نیست مگر این که به حوزه ولایت خود آشناست و این با توجّه به گفتۀ خدای بلند مرتبه است که فرمود:«تو رساننده ای و از برای هر قومی، راهنمایی است».
أَنَا صِنْوُ رَسُولِ اَللَّهِ وَ اَلسَّابِقُ إِلَى اَلْإِسْلاَمِ وَ كَاسِرُ اَلْأَصْنَامِ وَ مُجَاهِدُ اَلْكُفَّارِ وَ قَامِعُ اَلْأَضْدَاد
من همریشۀ رسول خدایم و به اسلام پیشی گیرنده و درهم شکنندۀ بتها و جهاد کنندۀ با کفّار و خوار کنندۀ مخالفان.
أَنَا كَابُّ اَلدُّنْيَا لِوَجْهِهَا وَ قَادِرُهَا بِقَدْرِهَا وَ رَادُّهَا عَلَى عَقِبِهَا
منم بازگرداننده دنیا به روی واقعی آن، و شناسنده دنیا به اندازۀ آن و برگرداننده دنیا بر پاشنۀ آن.
أنا مع رسول اللّه صلوات اللّه عليه و معي عترتي على الحوض فليأخذ أحدكم بقولنا و ليعمل بعملنا و إنّا لنذود عنه أعدائنا و نسقي منه أوليائنا فمن شرب منه شربة لم يظمأ بعدها أبدا
منم همراه رسول خدا ص و با من هستند عترت من بر سر حوض. پس هرگاه یکی از شما کلام ما را فراگیرد، باید به کردار ما عمل نماید و بدرستی که ما دشمنان خود را از آن رانده، و دوستان خود را سیراب نماییم.پس هر کس جرعه ای از آن آب بیاشامد، هرگز تشنه نشود.
أَنَا يَعْسُوبُ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ اَلْمَالُ يَعْسُوبُ اَلْفُجَّار
من فرمانروای مؤمنانم و مال، فرمانروای گنهکاران است.
أَنَا وَضَعْتُ بِكَلْكَلِ صُدُورِ اَلْعَرَبِ وَ كَسَرْتُ نَوَاجِمَ رَبِيعَةَ وَ مُضَر
من سینه عرب را بر خاک گذاشتم و شاخهای برآمده قبیله ربیعة و مضر را شکستم.
وَ اَلَّذِي فَلَقَ اَلْحَبَّةَ وَ بَرَأَ اَلنَّسَمَةَ لَوْ لاَ حُضُورُ اَلْحَاضِرِ وَ قِيَامُ اَلْحُجَّةِ بِوُجُودِ اَلنَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اَللَّهُ سُبْحَانَهُ عَلَى اَلْعُلَمَاءِ أَنْ لاَ يُقَارُّوا عَلَى كِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لاَ سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا وَ لَسَقَيْتُ آخِرَهَا بِكَأْسِ أَوَّلِهَا وَ لَأَلْفَيْتُمْ دُنْيَاكُمْ هَذِهِ عِنْدِي أَزْهَدَ مِنْ عَفْطَةِ عَنْز
سوگند به آن که دانه را شکافت و بنده را آفرید، اگر نبود حاضر شدن حاضر، و یافت شدن یاری کننده، و آنچه خداوند از دانشمندان پیمان گرفته است که بر سیری ستمگران و گرسنگی ستم شدگان آرام نگیرند، هر آینه ریسمان خلافت را بر دوش آن می انداختم و آب می دادم آخر آن را به جام اوّل آن. یعنی چون ابتدای خلافت آن را رها می کردم .و البته می فهمیدید که دنیای شما نزد من، از عطسۀ بزی ناچیزتر است.
قد استدار الزّمان كهيئته يوم خلق السّموات و الأرض
برگردیده روزگار، مانند هیئت و شکل روزی که آسمان و زمین آفریده شده است.
قَدْ طَلَعَ طَالِعٌ وَ لَمَعَ لاَمِعٌ وَ لاَحَ لاَئِحٌ وَ اِعْتَدَلَ مَائِل
البته طلوع کرد طلوع کننده، و درخشید درخشنده و هویدا شد هویدا شونده، و راست شد کجی.
أَلاَ وَ قَدْ أَمَرَنِيَ اَللَّهُ بِقِتَالِ أَهْلِ اَلنَّكْثِ وَ اَلْبَغْيِ وَ اَلْفَسَادِ فِي اَلْأَرْضِ فَأَمَّا اَلنَّاكِثُونَ فَقَدْ قَاتَلْتُ وَ أَمَّا اَلْقَاسِطُونَ فَقَدْ جَاهَدْتُ وَ أَمَّا اَلْمَارِقَةُ فَقَدْ دَوَّخْتُ وَ أَمَّا شَيْطَانُ اَلرَّدْهَةِ فَإِنِّي كُفِيتُهُ بِصَعْقَةٍ سَمِعْتُ لَهَا وَجِيبَ قَلْبِهِ وَ رَجَّةَ صَدْرِه
آگاه باشید که خداوند مرا به جنگ با پیمان شکنان و ستمگران و فساد کنندگان در زمین فرمان داده است. پس با بیعت شکنان جنگ کردم و با ستمگران جهاد کردم و آنان را که از دین بیرون رفتند، خوار نمودم.و أمّا «شیطان ردهه» با نعره ای از او کفایت شدم که به سبب آن نعره، اضطراب دل و حرکت سینه او را شنیدم.